200 dòng đầu tiên.
این برنامه حاوی الفاظ تند است.
و حاوی صحنههایی با ماهیت جنسی.
میو گربه
# پول کثیف، ماه تاریک... #
صبح بخیر، عزیزم.
# شیطان کنار دستته
# گربه سیاه، طناب دار محکم
# شانس همیشه دیر میرسه
# آغاز و پایان
# چیزی که نمیشه باهاش جنگید
# با این همه شیطان که نور رو میبلعن، متولد شدی
بوق ساعت زنگدار
# تا ابد محکوم شدی
# این یه حق مادرزادیه
# تبار، تو تبارهاست، تو خونشه
# آ، آ
# تو خونشه
# آ، آ
# تو خونشه
# آ، آ، آ
# تبار، تو تبارهاست، تو خونشه
# شیشه شکسته و نفت سفید
# تو خیابونا همه اسمتو میدونن
# نمیتونی از این میراث فرار کنی
# سایهها پا به پات میان
# موروثی، دشمن، چاقو زیر گلوت
# هرچی تلاش کنی، ولکن نیست
# تا ابد اون اسم رو لعنت کن، چون محصولی رو درو میکنی که اونا کاشتن
# همون که کاشتن رو درو میکنی... #
نفسش میگیرد
وای خدا!
همه ماگها کثیفن.
میدونم.
به یه نظافتچی جدید نیاز داریم.
# آ، آ
# تو خونشه
# آ، آ
# تو خونشه
# آ، آ، آ
# تبار، تو تبارهاست، تو خونشه
او میخندد
# تو خونشه
# آ، آ
# تو خونشه
# آ، آ
# تو خونشه... #
وای خدای من!
# تبار، تو تبارهاست، تو خونشه... #
ریا!
سلام. یه دقیقه وقت داری؟
اوه، ببخشید.
کلر رو میشناسی؟ همون همسایهمون اون ور خیابون که سگ داره؟
خب، اون یه نظافتچی جدید گرفته، یه دختر جوون لهستانی دوستداشتنی،
فقط، ام...
خب، ساعتی 9.50 پوند میگیرن، که یکم کمتر از توئه.
آها.
این قیمت برات مناسبه؟
ببخشید... - میتونی با 9.50 پوند کنار بیای؟
ام... من... - خب، اگه قراره سر این موضوع ادا دربیاری،
بیخیالش شیم، باشه؟
# آ، آ
# تو خونشه
# آ، آ
# تو خونشه
# آ، آ، آ
# تبار، تو تبارهاست، تو خونشه. #
ببخشید.
قبلاً اینا رو تکتک میفروختین.
من تو قسمت پنیر کار میکنم.
هوم.
صدای بوق دستگاه
از همه صندوقداران در دسترس
خواهشمندیم لطفاً به صندوقها مراجعه کنند؟
هی! نمیتونی اونا رو برداری.
چی؟ اوه، ام...
ببخشید، فکر کردم رایگانن.
این یعنی دزدی از فروشگاه.
باشه. - میذاریشون سر جاشون یا میخوای زنگ بزنم پلیس؟
اگه قبلاً پولشو دادم، چطور دزدی حساب میشه؟
اول از همه، رفتار توهینآمیز... - توهینآمیز؟ من چطور دارم توهین میکنم؟
و دوما، من باید کیفتو بگردم.
ولم کن! ولم کن. - نمیتونی این کارو بکنی.
یا میری یا زنگ میزنم پلیس؛ انتخاب با خودته.
دارم میرم. - اون کاری نکرده.
خانم، دارم رسیدگی میکنم.
بفرمایید.
میتونی غذاتو پس بگیری.
یکم آدم عوضی بود، نه؟
عقده ناپلئونی، مگه به اینا نمیگن؟ مردهای کوچولو و عصبانی.
فرانچسکا. فرن.
ریا. - سلام، ریا.
ناپلئون قد کوتاه نبود.
ببخشید؟ - قدش کوتاه نبود.
ظاهراً یه افسانه است.
اوه.
نظافتچی قبلیم، آنا، عالی بود.
آخرش رفت یه جای دیگه و من گیر یه آژانس افتادم.
خوب نیستن. - آها.
تو نظافتچی هستی، مگه نه؟
من... من به خیرات تو احتیاج ندارم، ممنون.
نه، نه، خیریه نیست. یه شیفت آزمایشیه، نه یه کار ثابت.
دستمزدش خوبه، اینو بهت قول میدم.
یه کم فکراتو بکن.
خداحافظ.
فعلاً.
کی بود؟ - نمیدونم، ولی قیافهاش داد میزد پولداره.
انگار داشت مختو میزد. - مخ منو نمیزد، لی.
از کجا میدونی؟ خودتو دیدی؟
تو فوقالعاده جذابی!
ریا میخنده
یالا، بریم.
کارت شارلا رو آوردی؟
نه.
چی؟
اوه، لی، من فقط ازت یه کار خواستم.
تادا!
آخ! - اوه، ول کن بابا، درد نداشت که، بچه سوسول!
میخوای؟ میخوای؟
خب، بگیرش.
موزیک بلند
اوه، ریا! - سلام.
نگاش کن! - ببخشید دیر کردیم.
تقصیر من بود. داشتم موهامو درست میکردم.
تولدت مبارک. یه چیزی توشه برات. چیز زیادی نیست، ولی...
اوه، این جدیده؟ - آره. مامانم بهم داده.
شیکه، نه؟ - آره، خیلی شیکه.
خب چی میخوری؟ - اِم...
وودکا و دایت کوک. و سامبوکا.
منم...
بیا دیگه، کارتت رو بده. - آره، باشه.
اِم، فقط یه نصفه لاگر. هرچی دارن.
بیا بریم. - آره. - میریم بیرون.
کار گیرش اومده؟
نه، هنوز دنبال کاره.
آخه سخته، کار زیادی پیدا نمیشه.
کجا دنبال کاره؟
شارل، داره تلاش میکنه.
آره، داره. - ولی واقعاً تلاش نمیکنه، مگه نه؟
ریا، تو محشری و باهوشی و بامزهای و خیلی زرنگی.
ما از دوران مدرسه با همیم. - خب که چی؟ این یعنی چی؟
اون هیچوقت چیزی که میخوای رو بهت نمیده.
شاید یه زمانی دوستش داشتی، وقتی چند ساله بودی، ۱۶؟
شما الان فقط دوستید. اصلاً با هم سکس دارید؟
ریا، تو میخوای سفر کنی، ازدواج کنی، یه روز بچهدار بشی.
نه، نمیگه. - اون اینو نگفت.
همون چیزیه که میگه.
ما که به هر حال نمیتونستیم بگیریمش، پس... - اون پسره یه زالوئه.
لیِ زالو. - هیس! - تو بودی که قرار بود بری بیرون،
با زندگیت یه کاری بکن.
فکر میکنی مادرت اینو برات میخواست؟
چون اینطور نیست. - خب، اون که دیگه اینجا نیست، مگه نه؟
فقط نگی بهت هشدار ندادما.
خیلی ممنونم.
# Ti yn galw, dewch yn llu, ddim angen mwy na hyn
# Tan yn twymo, gwres yn cuddio, dim byd well na hyn
# Ti yn galw, dewch yn llu, ddim angen mwy na hyn
# Tan yn twymo, gwres yn cuddio, dim byd well na hyn
# Ar yr ymylon
# Ar yr ymylon
# Ar yr ymylon
# Ar yr ymylon
# Tan yn twymo... #
صد متر جلوتر، بپیچید راست.
# Tan yn twymo'
# Mae'r gwres yn cuddio
# Tan yn twymo
# Mae'r gwres yn cuddio
# Tan yn twymo
# Mae'r gwres yn cuddio
# آه، آه، آه، آه، آه... #
موسیقی قطع میشود، صدای زنگ
وای. امکان نداره.
پوزخند میزند
این دیگه چه کوفتیه؟
دروازهها محکم بسته میشوند
زنگ در به صدا درمیآید
صدای خفه موسیقی رپ
الو؟
آره، اینجوری رو بیت میکوبم
آه، اینجوری آماده بیتم
# قلب یه مبارز رو دارم، دوباره تو مسیرم
# آره، میام تو رینگ، من یه قهرمان به دنیا اومدم
# باید واقعی باشی تا زنده بمونی... #
الو؟
# برس به اوج... #
ریا هستم، نظافتچی.
# نه، نه، نه، نه، نه
# هرگز اینطوری سرعت رو کم نمیکنم
# نه، نه، نه، نه، نه
# هرگز اینطوری سرعت رو کم نمیکنم... # - الو؟
موسیقی قطع میشود
الو؟
کسی هست؟
الو؟
وای خدای من!
ببخشید. - وای خدای من!
سلام ریا! سلام. خب، بالاخره ما رو پیدا کردی.
سلام. سایمون هستم. شوهر فرانی.
ریا. من ریام. سکته دادیم اون لحظه.
واقعاً متاسفم.
No comments yet. Be the first to leave one.