A Fine Madness

A Fine Madness

Tải xuống Phụ đề Farsi Persian

Thông tin phát hành

A Fine Madness 1968 1080p WEBRip DD1 0 x264-SbR 28305 1758156079
Bình luận bởi warez
Translated subtitle from English to Persian a fine madness 1966 زیرنویس فارسی سریال

Tags

webdl
Được xuất bản vào: 2025-11-26
Lượt tải xuống: 10
Khiếm thính: No

Xem trước phụ đề Farsi Persian

200 dòng đầu tiên.

سامسون.

سامسون!

سامسون، بیداری؟

سامسون.

احمق! کله‌سنگی!

نزدیک بود بهش برسم!

تخم‌مرغ‌هات داره سرد میشه.

اوه، سامسون.

سامسون، من باید برم.

نمی‌تونم...

آروم باش...

سامسون، دیرم شده.

تو بهش بگو... همین الان!

صبح بخیر، خانم شیلیتو.

صبح بخیر، خانم فیتزجرالد.

اگه یه دقیقه وقت داری...

خب، من یکم برای کارم دیرم شده.

اون دیروز دوباره به شوهرم توهین کرد.

باشه، خب، بهش میگم دست برداره، باشه؟

تو همین رو هی میگی، ولی اون فقط داره بدتر میشه.

خب، این... ببینید، این چیزیه که داره روش کار می‌کنه.

آفتاب‌سوختگی خوبی داشته باشی، خانم آگاستینی.

آقای شیلیتو!

آقای شیلیتو، باید باهاتون صحبت کنم.

آقای شیلیتو!

آقای شیلیتو!

آقای شیلیتو،

شما پرداخت‌های نفقه رو عقب انداختید!

مجبوریم اقدام قانونی کنیم!

آقای شیلیتو!

آقا...

بچه‌ها، لطفا. لطفا! آقای شیلیتو.

بچه‌ها!

هی، میتونی به یه نفر کمک کنی؟

۱۵ سنت... برای مترو.

آقای شیلیتو!

از امروز، شما چهار هفته عقب هستید

در پرداخت نفقه... ۳۰۰ دلار.

آآه!

بهم "آآه" نگو. مگه اینکه پرداخت کنی،

خانم شیلیتو سابق مجبور میشه اقدام قانونی کنه.

۱۵ سنت. ۱۵ سنت برای مترو.

و می‌دونی اگه این کارو کنه چی میشه.

اگه کرایه رو بالا نبرده بودن،

با یه سکه پنج سنتی هم کنار میومدی.

چه گردباد پلیدی از گهواره به این وضع می‌وزه؟

آقای شیلیتو، لطفا.

فکر کن. از تخیلت استفاده کن.

شما باید بری... بالتیمور،

آقای شیلیتو، لطفا.

و کرایه‌اش ۱۰ دلار است.

لطفا به من گوش کن.

میشه ۱۰ دلار بهم بدی

که برم بالتیمور؟

آقای شیلیتو، من جدی میگم.

نمی‌خوای دوباره بری زندان.

این دفعه ممکنه سه ماه باشه.

اگه تا امشب معوقات رو پرداخت نکنی،

برات یه...

پول خونت رو بهت میدم!

تا امشب، وگرنه!

هی، ۹۰ سنت برای رفتن به نیوآرک؟

اوه، برو گمشو!

میتونی از اینجا شروع کنی.

آقای بینگام این هفته بیرون از شهره.

دیوارهای سنگی زندان نمی‌سازند.

مگه زندان میسازن؟

ببخشید؟

مگه نمیسازن!

اینجا جاییه که می‌سازنشون.

ما اینجا نمیسازیمشون.

ما ایفینز هستیم.

ایفینز؟

بله. ای.ای.اف.آی.ان.اس.

ای-ای-اف-آی-ان-اس...

تجهیزات الکترونیکی

برای سیستم‌های ناوبری بین سیاره‌ای.

توی آرکی-۴۰۲ استفاده میشه.

منظورتون اینه که این

قراره همه اون‌ها رو فتح کنه؟

البته.

این جهان ماست.

مراقب قدمت باش، لب‌برگشته.

ستاره‌ها چیزهای شکننده‌ای هستند.

خانم والنیکی...

بله؟

این‌ها تخمین‌های آقای کوسمن هستند

از زی‌وای ۱۰۱-۴۶۷۸ دبلیو.

ممنون، آقای لوکوف.

خواهش می‌کنم.

برای بایگانی به اسمتون نیاز دارم.

لانگ‌فلو.

هنک لانگ‌فلو.

من خانم والنیکی هستم.

سلام.

چرا بهم گفتی لب‌برگشته؟

ولش کن.

نه. چرا؟

چون هستی.

تا حالا بهم نگفته بودن لب‌برگشته.

تو رو کدوم کارخونه ساخته؟

رادکلیف، اسمیت، واسار؟

نمی‌فهمم چی داری می‌گی.

من رفتم آموزشگاه منشی‌گری.

واقعاً؟

قرمز.

همه چیز قرمزه.

شنِ آناتو،

آسمونِ فوشیا،

خورشیدِ شَنجَرفی.

فقط سایه‌های مختلفی از قرمزه،

ولی بهت می‌گن که رنگین‌کمونه

که نفهمی تو جهنمی.

ها ها ها!

کارمین.

یه قرمزِ خوشمزه داریم،

که از بدن خشک‌شده حشره‌های ماده درست می‌شه.

ها ها!

چرا مال خودتو داوطلب نمی‌شی؟

اوه، آقای لانگ‌فلو.

نمی‌دونم چرا دارم این کارو می‌کنم.

خانم والینیکی...

خانم والینیکی...

۳۰۰ دلار داری؟

انگار کسی توش نیست،

ولی درها قفله.

مثل صابون می‌مونه!

خانم والینیکی کجاست؟

یه نفر داشت دفتر آقای بینگامو تمیز می‌کرد.

کلیدو بیار!

خانم والینیکی کجاست؟

پیداش می‌کنم!

مطمئنی این کلید درسته؟

میشه لطفاً یکی سلف‌سرویسو برای خانم والینیکی بگرده!

من همه جا رو گشتم.

می‌فهمیم اینجا چه خبره!

آقای لانگ‌فلو...

اینجا چه خبره؟

کمک! کمک!

کمک! کمک!

یالا، رفقا. لطفاً برگردید سر کارتون.

لطفاً، راه باز کنید! راه باز کنید!

ببخشید.

ببخشید.

ببخشید.

خیلی خب. همه برگردید سر کارتون.

لطفاً برگردید پشت میزاتون!

کَف؟

سامسون، چه کَفی؟

رودا، بیا سفارشتو بگیر.

گوش کن، سامسون،

نمی‌تونی یه معذرت‌خواهی یا چیزی بکنی؟

رودا!

آره!

آره، می‌دونم. ۳۰۰ تاست.

سامسون، دیگه نمی‌تونم ازش پول قرض بگیرم!

تمومش می‌کنی این داد زدنو؟

رودا!

باشه!

گوش کن، من باید برم.

نهایت تلاشمو می‌کنم.

باشه.

آره. باشه. خداحافظ.

هی، پای سیبمو برام بیار، باشه؟

ساندویچ بولونیای من چی می‌شه؟

ببخشید.

آره. با اون پای هم می‌گیری.

ظهر باید زنگ بزنه؟

خب، اخراج شده.

حالا چی کار کرده؟

هیچی. فصلِ کم‌کارِ فرش‌شویی‌ه.

آره، آره. حتماً.

برای چی، ناکر؟

۷۵ دلار نفقه در هفته برای چی؟

حتی اسمشو هم یادم نمی‌آد.

بورلی.

آره. بورلی.

راز زندگیو بهت می‌گم، ناکر.

هیچ‌وقت با یه بورلی ازدواج نکن!

تو چرا کردی؟

چرا؟ گفت فقط یه تشریفاته.

فقط یه تشریفات...

ژاپن با تشریفات کمتری تسلیم شد.

آره، آره، آره.

ببین، ناکر، تو آخرین امید منی.

حالا، این اون کار مهمه‌ست، داره جاری می‌شه.

ولی من زمان و آرامش می‌خوام!

ببین، نمی‌تونم تو زندان شعر بگم.

امتحان کردم.

بهت گفتم... حتی یه سِنت دیگه هم نه.

ناکر!

هی، سامسون!

سلام، رودا.

سلام، اَنجی.

بیاین.

هی، سامسون، آقای باتر خبرای خوبی برات داره.

سلام، سامسون.

آقای باتر، عمل جراحیتون کی بود؟

منظوری نداره.

منظورم همه چیز بود.

Bình luận

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left