200 dòng đầu tiên.
هری!
. یه روزی شانس دیگه باهات یار نیست
من خوش شانس نیستم.
وایسا، چجوری اون دستبند رو گیر آوردی؟
.فکر کنم مثل خودت
. فکر نکنم نصف کیفی که من میکنم رو داشته باشی
. ما شکست ناپذیریم
. یا خدا
واقعا تا چه حد خوب میشناسمت؟
من مردمو میکشم؟
. دیدم که چه کارایی ازش برمیاد
. ایزابلا میاد سراغت. میدونم
. بابا، من نمیخوام برم
،اگه بکشمش، ثابت کردم که حق با اونه
. یاختم- . اگه اینکارو نکنی، همه میبازیم-
، تو آدم خوبی بودی
. ولی بعدش دستبند کنترلت کرد
. این نیروی تباهکننده و اجتناب ناپذیر دستبنده
! هی- ! وایسا-
. هری
. بهت گفتهبودم فرار نکنی
. سوری، بهم گوش کن
. خودتم میدونی که کار من نبود
. میدونی
... هری کلیتون
. نکن
. هری کلیتون، به جرم قتل دستگیرت میکنم
:مترجم وحید فرحناکی
برای سفارش و همکاری در امر ترجمه به آیدی تلگرام زیر مراجعه کنید @Night_walker77
چهار روز قبل
. هری، یکی اینجاست
ایو "، کی اونجاس؟"
. هری
. خیلیخب آروم باش
هری، کجایی؟
. نزدیکم
. لطفا بیا
. یالا. یالا
. گوشی رو قطع نکن ایو
. دستتو بکش
! دستتو بکش
. ایو
ایو؟
! هی
! هی
. هری
. دیگه نمیتونم اینکارو بکنم
چی شد؟
. اون اهل هنگ کنگه
. همه چیزو درباره دستبند میدونه
. وقتی ایزابلا مرد بهش زنگ زدم
. گفت یه هشدار واسمون داره
چه بلایی سرش اومد ایو؟
یه مرد دیگهای هم بود، بزرگ و قوی
... و اون، مجبورم کرد
. لعنتی، دیگه نمیتونم اینجا بمونم
. باید بزنم به چاک
. ایو، ببین
کجا؟
... پلیس، ازم درباره
نمیدونستم امروز سرکاری
. نیستم، فقط بدجوری مشتاقم
چی شده؟
تماس اضطراری، گزارش شده یه نفر به زور وارد شده
. وبعدش تیراندازی شده
، به این خاطر نبوده . اونا نصف نیروها رو کشوندن اینجا
. در واقع من خبر دادم، بازرس کلیتون
نمیخواستید از فردا شروع کنید رئیس گری ؟
. فردای من همین امروزه
. بگذریم، درباره این مسأله کنجکاو بودم
کلاغه بهم خبر داد که یه دوستی داری
که اینجا زندگی میکنه، ایوا الگزاندری.
. بیشتر یه همکاره تا یه دوست
و تو هم اصلا خبر نداری چه دردسری واسش پیش اومده
که همهمون رو توی این ساعت کشونده اینجا؟
. مطمئنم منم به اندازه شما واسه فهمیدنش مشتاقم
. باشه پس
. اگه میشه بریم یه نگاهی بندازیم
اسمش "هان وی" هستش، یه کارمند توی شرکت
، تین هو . یه شرکت کرهای که توی هنگ کنگ هست
توسط یه چیز بزرگ بهش ضربه وارد شده . و گردنش شکسته
. روی هر دو شقیقه اثر انگشت پیدا کردیم
کلیتون، با درصد تخمین بالا مشخص شده مال کی هستن
. خانوم این به نظر درست نمیاد
. ایو الگزاندری یه قاتل نیست
. شواهد که چیز دیگه ای میگن
از کجا معلوم که یه نفر دیگه با اون
توی صحنه جرم نبوده باشه؟
.فرانسیس چیزی پیدا نکرد
، واسم جای سواله کلیتون چرا انقد اصرار داری که ازش دفاع کنی؟
فقط خبرچینت محسوب میشه دیگه، مگه نه؟
.جفتمون میدونیم که چیزی مشخص نیست
. جفتمون میدونیم که همه چی مشخصه
اینجوری برداشت میکنم که شما باهام مشکلی داری خانوم؟
. معلومه که دارم
آلیستر وینتر مرد و یه
تاسیسات بزرگ عمومی از نابود شد
و همهش بخاطر دردسرهایی بود که
. به خونهمون آوردی
من یه گزارش کامل از قضیهم با
. پرونده ایزابلا آگوستین ارائه میدم
. ولی من هنوز مال خودم رو ندادم
شش ساعت پیش الگزاندریی از فرودگاه هیترو
. با بلیطی که نقدی پرداخت شده رفته به هنگ کنگ واسه اینکه ردش رو نزنن از کارت اعتباری استفاده نکرده
سربازرس چوهان، ازت میخوام که پیداش کنی
. بیارش اینجا
سربازرس خانوم ؟
، به نظرم وقتشه که ترفیع بگیری اینطوری فکر نمیکنی؟
. بله درسته
. يعنی... بله خانوم، ممنونم
. خانوم،بازرس، سربازرس چوهان یه افسر خوبه
ولی فقط یه نفر توی این اتاق هستش که
. میتونه به اندازه کافی به ایو الگزاندری نزدیک شه
. و اونم منم- از پسش بر میام -
. میتونم
بازرس اورول نظر شما چیه؟
فکر کنم ترجیح بدم با هیچکدومشون
. در نیفتم
. باشه
. پس میتونی داور باشی به نفع هیچکدوم نظر ندی
.شرح وظایف همین بود
. نیویورک، بالاخره
. هنگ کنگ، کار
عه، چرا نیویورک نباشه؟
. نیویورک خوبه
آنا و دیزی، آشتی با تفریح عکس گرفتن
. ایو متهم به قتل شده . از اینجا رفته
. باید پیداش کنم
خب، منم میتونم بیام
میتونم در حینی که تو مشغول گرفتن قاتل واقعی
با سوری و ویکتوریا هاربر عشق و حال کنم
. بدون اینکه خیلی شهر رو داغون کنی هستی
. وبعدش میتونیم بریم به نیویورک، عشق و حال
. ای کاش به این آسونی بود
. هری
. آره، باید بیام نیویورک
. آره بایدخونوادم رو برگردونم
. ولی این... همیشه سد راهم میشه
. الان این شده زندگیم
. این چیز شوم
. خب نرو
. بشین سرجات
. از خیر این یکی بگذر
. نمیتونم
. باید قال این قضیه رو بکنم ریچ
. شاید اونجا بتونم راهی واسش پیدا کنم
، کارآگاهان، من کارآگاه شائولین تو هستم
جرائم سازمان یافته و فعالیت های جاسوسی
. من اینجام تا در فرایند استرداد مجرم بهتون کمک کنم
خوشبختم کارآگاه تو
اجازه بدید سربازرس سوری چوهل رو بهتون معرفی کنم
و سربازرس هری کلیتون
. سلام
و بنده، بازرس استیو اورل
... کارآگاه اورول
مطمئنم عملیاتتون اینجا مثمرثمر واقع میشه
.آره، دیگه بیش از این بلد نیستم
مطمنم طی مدتی که اینجایید بهتر میشید
اجازه هست؟
. بله، من یه مقدمه در باره مظنون آماده کردم
. وبعدش احتمالا بریم سراغ مراحل استرداد مجرم شما
. واسه اون بعدا هم وقت هستش
. الان مظنون شما اون بیرون داره راست راست راه میره
. پس این چیزیه که همگی باید روش کار کنیم
خب، شما از جرائم سازمان یافته و فعالیت جاسوسی هستید
این به این معنیه که قاتل "هان وی" مربوط به
سازمان جاسوسی چینیها بوده؟
. راستش، نمیدونیم
هان وی به عنوان عضو هیچ یک از
. سازمانهای جاسوسی در هنگ کنگ شناخته نشده
شرکتی که توش کار میکرده چی؟ همون شرکت تین هاو
ثبت نشده، احتمالا فقط یه اسم
. که به واسطهش کارغیرقانونی میکردن
پس ما نمیدونیم که کی هستش
. و چرا اومده به لندن
. نه،ولی اون کلید ماجراست
. پس پرس و جو میکنیم
از کی؟
لنی کووان
از من فرار نکن .
بهت گفته بودم از من فرار نکنی
چیزی توی این تصاویر میبینی
که بتونه بهمون کمک کنه؟
مثلا، این یکی؟
. داری جاسوست رو از دست میدی، سربازرس چوهان
ببین، اون میتونه یه خالکوبی زیر جای زخم باشه؟
. با دقت نگاش کن
. این جای زخم یه چیزی رو مخفی کرده
. یه نشان افتخار
این مرد عضوی از گروه نور علیه تاریکی "بوده "
بهت گفته بودم بهم دروغ نگی
چی گفت؟
. "روشنایی علیه تاریکی"
" بهشون میگن "گروه مشعل، یه سازمان جاسوسی خیلی قدیمی
. که زمان خودش خیلی قدرتمند بوده
. ولی حدود 30سال میشه که فعالیتی نداشتن
. اما از بین که نرفتن
. فقط خوابیدن
. ما فکر میکنیم که این زن "هان وی" رو کشته
. اون دو روز پیش اومده هنگ کنگ
No comments yet. Be the first to leave one.