Kampung Jabang Mayit: Ritual Maut

Kampung Jabang Mayit: Ritual Maut

Tải xuống Phụ đề Farsi Persian

Thông tin phát hành

Kampung Jabang Mayit Ritual Maut 2025 1080p NF
Bình luận bởi Don Milo

Tags

webdl
Được xuất bản vào: 2026-01-07
Lượt tải xuống: 41
Khiếm thính: No

Xem trước phụ đề Farsi Persian

200 dòng đầu tiên.

‏‫در سال ۱۹۶۵، روستای رانگکاسپونا،‬

‏‫که زمانی آباد بود،‬ ‏‫تبدیل به محل دفن دلگیر‬

‏‫قربانیان ناشناس‬ ‏‫فاجعه سیاسی شد.‬

‏‫یک سال بعد، در سال ۱۹۶۶،‬ ‏‫زنی تلاش کرد رانگکاسپونا را احیا کند.‬

‏‫اما تلاش‌های او مستلزم قربانی کردن جنین‌ها بود.‬

‏‫اکثر اهالی فرار کردند و آنجا را ترک کردند.‬ ‏‫تعداد کمی که ماندند، آن را…‬

‏‫روستای جنین مرده‬

‏‫گونا! زود باش!‬

‏‫عجله کن!‬

‏‫شروع شده؟‬

‏‫ببخشید دیر کردم.‬

‏‫ترسیدی؟‬

‏‫من می‌ترسم، نی.‬

‏‫فکر نگهداری از این بچه‬ ‏‫داره عذابم می‌ده.‬

‏‫از کارما می‌ترسم.‬

‏‫کارما سراغ کسانی که قربانی می‌کنن، نمیاد.‬

‏‫زندگیت پربرکت میشه،‬

‏‫آبرومند.‬

‏‫آروم باش.‬

‏‫یه نفس عمیق بکش.‬

‏‫تموم شد.‬

‏‫چطور بود؟‬

‏‫همه چی خوبه.‬

‏‫- سنگین بود؟‬ ‏‫- نگاه نکردم.‬

‏‫- درد داشت؟‬ ‏‫- نه.‬

‏‫- ممنون که منو آوردی اینجا.‬ ‏‫- خواهش می‌کنم.‬

‏‫- واقعاً از کمکت ممنونم.‬ ‏‫- قابلی نداره.‬

‏‫- خانم.‬ ‏‫- بله.‬

‏‫کار تموم شد، حالا می‌تونید لباستونو عوض کنید.‬

‏‫- ممنونم.‬ ‏‫- باشه.‬

‏‫دو روز قبل‬

‏‫بیا بریم نور رو امتحان کنیم.‬

‏‫- باشه.‬ ‏‫- بیا.‬

‏‫می‌خوام که...‬

‏‫چونه بالا، آره، همین‌جوری.‬

‏‫یه خورده بیشتر باز کن. خوبه.‬

‏‫نگهش دار، یک، دو، سه.‬

‏‫قشنگه، بیشتر، یک، دو، سه.‬

‏‫چقدر زیبا، بیشتر، اوکی؟‬

‏‫خوبه.‬

‏‫یه کم نگاه جدی‌تر بگیر. آره، زیباست.‬

‏‫اوکی، زیباست. لباستو عوض کن.‬

‏‫سوریا، صحنه رو عوض کن.‬

‏‫باشه، ودا، آماده‌ای؟‬

‏‫با قو بازی کن، یه قیافه جدی بگیر، بعد ژست بگیر.‬

‏‫مثل این!‬

‏‫نگهش دار.‬

‏‫عالیه، باشه.‬

‏‫ادامه بدیم، ژست بعدی.‬

‏‫- بیا.‬ ‏‫- آقا، لطفاً کمکم کنید.‬

‏‫اینو ازم بگیر.‬

‏‫چرا انقدر رنگت پریده؟‬

‏‫حالت خوب نیست؟‬

‏‫خوبم.‬

‏‫فقط خسته‌ام.‬

‏‫مطمئنی؟‬

‏‫اگه مریضی بهم بگو.‬

‏‫باشه.‬

‏‫ودا، عزیزم.‬

‏‫این چیه؟‬

‏‫چشماتو ببند و آرزو کن الان چی می‌خوای.‬

‏‫تولدم دو روز دیگه است.‬

‏‫منتظر تولدت نباش تا آرزو کنی. چقدرم لوسی.‬

‏‫آرزو کن و فوتش کن.‬

‏‫باشه پس.‬

‏‫هورا!‬

‏‫چقدر عجیبی، چی شده؟‬

‏‫خوب گوش کن.‬

‏‫من همه چی رو آماده کردم.‬

‏‫پنج روز دیگه میری جاکارتا.‬

‏‫جاکارتا؟ برای چی؟‬

‏‫برای دیدن یه کارگردان.‬

‏‫پس قبول شدم؟‬

‏‫کارگردان می‌خواد باهات حرف بزنه.‬

‏‫بالاخره راه ستاره شدن واست باز شد.‬

‏‫تو پول غوطه‌ور میشی.‬

‏‫هی.‬

‏‫اینا... اشک شوقه، درسته؟‬

‏‫هی.‬

‏‫ودا؟‬

‏‫ودا؟‬

‏‫خوبی؟‬

‏‫ودا؟‬

‏‫ودا، این قضیه ساده نیست.‬

‏‫سه ماهه پریود نشدی و همش بالا میاری.‬

‏‫شکمت به زودی بزرگ میشه.‬

‏‫گفتم بریم دهاتمون تا بچه رو سقط کنیم.‬

‏‫دردش زیاد نیست.‬

‏‫تو هیچ وقت به حرف من گوش نمیدی.‬

‏‫باید این کارو بکنیم.‬

‏‫عزیزم، این به نفع خودته.‬

‏‫فقط یه قدم دیگه.‬

‏‫یه قدم دیگه، به هر چی می‌خوای میرسی.‬

‏‫بذار یه سوال ازت بپرسم.‬

‏‫اون همه رو می‌خوای یا نه؟‬

‏‫عزیزم؟‬

‏‫بگاس، مواظب باش!‬

‏‫چطور ممکنه اونجا کسی نباشه؟‬

‏‫چرا نمیتونم این بچه رو نگه دارم؟‬

‏‫دوباره می‌خوای در موردش حرف بزنی؟‬

‏‫من هنوز می‌تونم به شغلم برسم.‬

‏‫و تو هم هنوز می‌تونی عکاس باشی، مگه نه؟‬

‏‫- ما می‌تونیم این بچه رو با هم بزرگ کنیم، بگاس. - عزیزم.‬

‏‫تو نمی‌خوای کسی بدونه ما با همیم.‬

‏‫چطور می‌خوای بهشون توضیح بدی حامله‌ای؟‬

‏‫بدون ازدواج.‬

‏‫و چطور می‌خوای به پدر و مادرت توضیح بدی؟‬

‏‫- اونا درک می‌کنن. - ساده نباش، ودا.‬

‏‫تو تنها امیدشونی.‬

‏‫تو نون‌آور اونایی.‬

‏‫نمی‌خوای که به سختی بیفتن، می‌خوای؟‬

‏‫ودا.‬

‏‫این فیلم برات درهای موفقیت رو باز می‌کنه.‬

‏‫می‌فهمی؟‬

‏‫می‌تونی بیاریشون اینجا.‬

‏‫یه زندگی راحت داشته باشی.‬

‏‫برادر کوچیکت می‌تونه بره مدرسه خوب.‬

‏‫اگه این بچه به دنیا بیاد،‬

‏‫تو براش آماده‌ای؟‬

‏‫نیستی؟‬

‏‫عزیزم، من بیشتر نگران توام.‬

‏‫این آبروریزیه، می‌فهمی؟‬

‏‫شغلت نابود می‌شه.‬

‏‫دنیای سرگرمی با هنرمندان رسوا بیرحمه.‬

‏‫همین‌طور حرف بزن. تو فقط می‌خوای خلاص شی، مگه نه؟‬

‏‫تو واقعاً منو دوست نداری!‬

‏‫تو فقط آسون‌ترین راهو می‌خوای!‬

‏‫- این زندگی منه، بگاس! - می‌فهمم اینو!‬

‏‫درک می‌کنم!‬

‏‫اگه بهت اهمیت نمی‌دادم، الان اینجا نبودم.‬

‏‫می‌تونستم راحت برم.‬

‏‫اینو می‌خوای؟ الان می‌رم.‬

‏‫هیچ‌کدوم از اینا...‬

‏‫به خاطر این نیست که دوستت ندارم.‬

‏‫به خاطر اینه که خیلی دوستت دارم.‬

‏‫باشه؟‬

‏‫حالا، چی می‌خوای؟‬

‏‫- بریم دکتر. - دیوونه نشو، ودا!‬

‏‫- دکتر نه. اگه خبرش پخش شه... - خسته شدم از اینکه باید بی‌عیب باشم!‬

‏‫چیکار باید بکنم؟‬

‏‫کاری که می‌گم بکن، ودا.‬

‏‫من می‌ترسم، بگاس.‬

‏‫کافیه دیگه، بیا اینجا عزیزم.‬

‏‫من هیچ‌وقت ترکت نمی‌کنم.‬

‏‫هی.‬

‏‫خیلی دوستت دارم.‬

‏‫خیلی زیاد.‬

‏‫فهمیدی؟‬

‏‫فردا بریم به دهکده‌ی من.‬

‏‫مادر!‬

‏‫هی!‬

‏‫آروم باش.‬

‏‫خوبی؟‬

‏‫چی شده؟‬

‏‫اینو بخور.‬

‏‫دوباره اون کابوس رو دیدی؟‬

‏‫کجاییم؟‬

‏‫زود می‌رسیم.‬

‏‫فقط آروم باش.‬

‏‫آروم باش.‬

‏‫و دوباره بخواب.‬

‏‫خودم بیدارت می‌کنم.‬

‏‫باشه؟‬

‏‫مطمئنی ایستگاه درسته؟‬

‏‫بذار کمکت کنم.‬

‏‫بریم.‬

‏‫عزیزم، بیا.‬

‏‫صبر کن، اول من پیاده بشم.‬

‏‫وایستا، مراقب باش.‬

‏‫بگاس.‬

‏‫نباید تا طلوع آفتاب صبر کنیم؟‬

‏‫من اینجا رو می‌شناسم.‬

‏‫نترس.‬

‏‫بیا دیگه.‬

‏‫مواظب باش. بفرما.‬

‏‫بذار من جلوتر برم.‬

‏‫فقط یه باد بود.‬

‏‫بیا.‬

‏‫هنوز راه زیادی مونده؟‬

‏‫نه، فقط یه کم دیگه.‬

‏‫مواظب باش.‬

‏‫اینجا لیزه.‬

‏‫هر جوونی که بخواد این ده رو ترک کنه،‬

‏‫باید اونجا استخوون یه گراز رو ببنده.‬

‏‫چه رسم عجیبی!‬

‏‫اینکه عجیب هست یا نه،‬

‏‫فقط به نگاه ما بستگی داره.‬

‏‫ودا.‬

‏‫بیا، عزیزم.‬

‏‫بخور.‬

‏‫دهکده من، رانگکاسپونا،‬

‏‫مدت‌ها پیش متروکه شد،‬

‏‫در خشکسالی طولانی دهه شصت.‬

‏‫نکته عجیب اینه که پدرم هم رفت،‬

‏‫وقتی من بچه بودم.‬

‏‫و من اینجا ماندم،‬

‏‫که از مادرم مراقبت کنم.‬

‏‫حتماً دلت برای مادرت تنگ شده.‬

‏‫اگه بعداً وقت داشتیم،‬

‏‫بریم سر قبرش.‬

Kampung Jabang Mayit: Ritual Maut subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Kampung Jabang Mayit: Ritual Maut

Bình luận

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left