The Mighty Nein

The Mighty Nein

Tải xuống Phụ đề Farsi Persian

Mùa 1

Thông tin phát hành

The Mighty Nein S01E05 Little Spark 1080p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-playWEB
Bình luận bởi warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 1 قسمت 5 The Mighty Nein 2025 زیرنویس فارسی سریال

Tags

webdl
Được xuất bản vào: 2025-12-03
Lượt tải xuống: 48
Khiếm thính: No

Xem trước phụ đề Farsi Persian

200 dòng đầu tiên.

قبلاً در مایتِی ناین

شنیدی... شنیدی در مورد آکادمی سولترایس؟

.مدرسه عالی‌ایه

.معلماشون یه داستان دیگه است

تا حالا کتابخونه کبالت سول رفتی؟

.نه

.سلام، رفیق قدیمی

چطور جادوتو از دست دادی؟

.یکی ازم گرفت

کشتیشون؟

.هنوز نه

ول‌استراکرها... تنها چیزی که می‌دونیم اینه که آموزش دیدن

.توسط یکی تو مجمع سربروس

.یکی از زندانیاتونو می‌خوام

.نه، گردنبند نه

.من... من بهش نیاز دارم

.همه ما تو خطر بزرگی هستیم

.منو پیدا کرد

.بذار یه قصه برات بگم

!برن! صبحونه

صبح بخیر، مادر

پدر کجاست؟

.گرازها دوباره حصار رو داغان کردند

.میرم بیارمش

قبل از اینکه حلیم خوشمزه‌ات سرد بشه

!ای بابا

ممنون، فشفشه کوچولو

!چپ، چپ

.بیا بذار کمکت کنم

.جسارت نباشه، جوون، ولی فکر نکنم از این بهتر از دستت بربیاد

پسر؟ چیزی تو آستینت داری؟

.جیبام، در واقع

حالا محکم نگهش دار

Amenth-Spaodas

آفرین، پسر

!جادوگری

.نه... خب، آره. یه جورایی

.بابات گفت جادو بلدی، ولی من فکر کردم منظورش شعبده‌بازی با ورق بود

.یه سوءتفاهم رایج

.جادو فقط یه ابزاره

مثل یه بیل یا یه چکش

.حیرت‌انگیزه که این آدم با استعداد و چند تا کتاب قدیمی چه کارایی که می‌تونه بکنه

!ها

!وای، چه مرکب باکلاسی

امپراتوری اینجا وسط ناکجاآباد چیکار می‌کنه؟

!زنده باد پادشاه دوندال

حدس می‌زنم این کار شماست؟

...ببخشید، آیا

مشکلی پیش اومده؟...

!چقدر بی‌ادبم

...ترنت ایکیتون هستم. من استاد آکادمی سُل

سُلترایس هستم...

.باهاش دست بده

.معذرت می‌خوام، سرورم

.ما معمولاً مهمونایی با جایگاه شما نداریم

.اوه، من ارباب نیستم

.فقط یه استاد فنون اسرارآمیز

...شنیدم تو دشت‌های زمنی یه پسر کشاورز بوده

که استعداد جادو داشته...

.این طلسم استحاله... نهایت دقت و ظرافت رو نشون میده

پس تو دردسر نیست؟

.نه، نه. کاملاً برعکس

.خیلی وقت بود غذای خونگی نخورده بودم

آه

کار تو بود، گمونم؟

.تصادفی بود

.آتش جادویی

.متأسفانه، آجر تو هیچ شانسی نداشت

.آتش جادویی داغ‌تر از شعله‌های طبیعی می‌سوزد

اینکه بدون هیچ آموزشی چنین طلسمی رو احضار کنی

.این فوق‌العاده‌ست، برن

.فقط توی یه کتاب بود، آقا

.هر کسی می‌تونه کلمات رو بخونه

...ولی درکش کردنش

.معتقدم تو تو آکادمی "سولترایس" موفق می‌شی

.ممنونم، آقا

.ولی به دستای من اینجا نیاز دارن

.در موردش صحبت کردیم

...شهریه‌ش

.می‌تونیم چندتا دام ببریم بازار

عزیزم

.ما هیچ‌وقت دلمون نمی‌خواد برن رو از خدمت به امپراتوری منع کنیم

آها

.مطمئنم استعداد برن براش یه بورس تحصیلی جور می‌کنه

.و اگه فارغ‌التحصیل بشه، اونقدر درآمد خواهد داشت که برای مزرعه کمک استخدام کنه

!آخ! تو احمق

!فرامپکین! نه

.متاسفم، قربان. اون تا حالا همچین کاری نکرده بود

اشکالی نداره

دیدی؟

خوب شد

نامه قبولی آکادمی توی دستمه

.این پوست‌نوشته جادو شده

.طوری که وقتی می‌سوزه، نامه تو دفتر پذیرش ظاهر می‌شه

.این رو امتحان ورودی‌تون بدونید

برن تو زبان باستانی یعنی "آتش"، مگه نه؟

.ببینیم می‌تونی از پس این اسم بربیای

ووس‌کالدا

.تو از پسش برمیای، پسر

ووس'

!کالدا

برن آلدریچ ارمندرود

به آکادمی سولترایس خوش آمدید

و به بقیه عمرتان

!به به، پسر! برن، چقدر عالی

.اوه. سلام

.سلام به روی ماهت. من آسترید هستم

.این لندهور هم اِدوُلفه

.بیا تو

خب... اسمت چیه؟

.برن

.خیلی از خونه‌ات دوری

این دیگه کیه لعنتی؟

چرا آدما هی می‌خوان ما رو بکشن؟

تو این شهر لعنتی؟

.این مبارزه‌ای نیست که بتونیم ببریم. باید فرار کنیم

.عمراً. این عوضی هفته‌هاست دنبالم میاد

.اگه قراره این کارو بکنیم، باید یه نقشه داشته باشیم

...مولی، من و تو

!یا ترَولر! فیورد

دعوا می‌خوای؟

.با کمال میل

!Lebash Nivek

.واو، این واقعا خفنه

داشتم می‌گفتم

.پسر ملوان رو سرپا کنین. ما براتون وقت می‌خریم

.جادوی من روی سم کار نمی‌کنه

خیلی بده؟

"بد" زیادی منفیه

چی می‌گی اگه بگیم «به‌طرز خیره‌کننده‌ای مخوف»؟

میشه یه کلمه انتخاب کنی و خلاصش کنی دیگه؟

!یالا، فیورد

!کیلب

گابلین نگهبانم

این عوضی

!آره

.ببخشید، من اهل جادو نیستم

دیدی تقاص چه طعمی داره، نه؟

آ-آره، حشره‌ها رفتن؟

!وای. بردیم

!هورا

معمولاً از اینکه مرکز توجه باشم، خوشم میاد

ولی شاید بهتره از این جهنم‌دره فرار کنیم

دختر گاته چی؟

من کلی سؤال ازش دارم

هر لحظه نگهبان‌های بیشتری میرسن اینجا

اوه

من و کالب توی راه یه خونه مزرعه متروکه دیدیم

.باشه. جمع و جور کنید

!این چه کاریه مرد؟ ما زنده‌اش می‌خوایم

!گردنبندم

بده من

دیگه نمی‌تونی پنهان بشی

خیلی دل و جرأت داری که دیر سر و کله‌ات پیدا شد

بیشتر شبیه اینه که پاهای مرغی‌اش اجازه ندادن تندتر بیاد

کتابخونه؟

حواسم به زمان نبود

خب، شروع کنیم

جادوی رزمی می‌تونه کاملاً غیرقابل پیش‌بینی باشه

توی نبرد ممکنه حواست پرت شه و گیج بشی

.ولی، از همه مهم‌تر، باید مراقب خودت باشی

.صف وایسید، لطفا

.حالا، وظیفه‌تون یه کار سادست

.بیاین، اینجا بهم ملحق شید

سه دانش‌آموز اولی که این کارو کنن، قبول می‌شن

بقیه‌شون رد می‌شن

!بیاید

.حتماً یکی از شما می‌تونه بهم برسه

!آه. بدشانسی

این دیگه چه کوفتیه؟

.تله‌ها. داره ما رو امتحان می‌کنه

اون مسیر رو می‌بینی؟

.آره، از بقیه استفاده کن

.باشه

!بدو، جوجه پا

!دمت گرم

!ایول! اینه دیگه

Owelia?

Doff-keen-brada

!دمت گرم

.ممنون، استاد

.برن فهمید

.حواس پرت کنید، گیج کنید، از خودتون محافظت کنید

.راه حل رو درست از همون اول بهمون دادید

...این دانش آموزان

.حکمتی رو نشون دادن که تمام ترم سعی می‌کردم بهشون یاد بدم

.در راه خدمت به امپراطوری‌مون با... روبرو خواهید شد

.انتخاب‌هایی که به نظر مشکوک میان

.اما همونطور که امروز دیدید، باید... انجام بدید

.هر کاری که برای موفقیت لازمه

.کلاس تعطیل

.یک لحظه

.برای شما سه نفر یه ماموریت ویژه دارم

حداقل زخماش رو پانسمان کنیم؟

.- نه

.حالت خوبه؟ شاید باید برات یه دکتر پیدا کنیم

.بعد از یه خواب راحت شبونه خوب میشم

امم، همون چیزی بود که لازم داشتی؟

.خیلی خوب عمل کردی، آره

و اینکه طلسمت رو شکست یعنی چی؟

Bình luận

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left