200 dòng đầu tiên.
حرف بزن
مطمئن نیستم که روی آنتن باشیم
اینها یه سری انفجاره
به ما گفتن که این یه حادثهی بزرگه
این وضعیتِ اضطراری یه حادثهی جدیه
نورهای روشن و یه درخشش نارنجی
اون لحظهای بود که شهابسنگ برخورد کرد
حالا اینطور به نظر میرسه
که یه حملهی بزرگه
از وقتی که پنج سال پیش بیرونِ هامبورگ فرود اومدن
اونها مدام در حال پیشروی بودن
در سراسر اروپا. میلیونها کشته و زخمی دادیم
تخلیهی مقامات کلیدی دولتی همچنان ادامه داره
هیچچیزی جلوی پیشرویشون رو نگرفته
اروپاییها بیشترین خسارت جانی رو پرداخت کردن
اونها قدرت تقلید و حتی پیشبینی حرکات ما رو دارن
اگه توی فرانسه شکستشون ندیم
باید توی لندن باهاشون بجنگیم
بعدش نیویورک، بعد هم توکیو
کلِ بشریت در خطره
بعد از پنج سال
بالاخره یه پیروزی به دست آوردیم
این تصاویر همین الان از «وِردون» به دستمون رسیده
یکی از نکات عجیب، آمارِ پایینِ تلفات بود
و خسارتِ خیلی کم
ما امروز اینجا شاهد یه پیروزیِ خیرهکننده بودیم
چطور مردم رو متقاعد میکنید که این
نبردیه که میشه توش پیروز شد؟
این یه تهاجم بیگانه توی یه جنگ جهانیه
با تکنولوژیِ جدیدِ لباسها و آموزشهای محدود
تونستیم ابرسربازهایی بسازیم
ریتا وراتاسکی رو ببینید، فرشتهی وردون
بهش میگن فرشتهی وردون
اون رو به چشمِ امیدِ جدیدِ این جنگ میبینن
فوقالعادهست
با تکنولوژیِ جدیدِ لباسها و آموزشهای محدود
ریتا وراتاسکی تونست بکشه
صدها «میمیک» رو، اونم فقط توی روز اولش
آیا ورقِ این جنگ داره برمیگرده؟
ارتش این موفقیت رو مدیون یه تکنولوژی انقلابیِ جدیده
لباسهای اسکلت خارجی
اون تونست صدها میمیک رو فقط توی اولین روزِ نبردش بکشه
یه ارتش از ریتا وراتاسکیها رو تصور کن
ما توی کانال مانش جلوشون رو گرفتیم، اما تا کی؟
این حرفها خطرناکه. مردم نسبت به این تهاجم مشکوک شدن
بیش از ۷۰ کشور به نیروی دفاعی متحد پیوستن
که امیدوارن اونها رو به عقب برونن
محاصرهشون کردیم
و با این تکنولوژی جدید قراره شکستشون بدیم
عملیاتِ سرنگونی، بزرگترین تهاجم مکانیزه در تاریخه
ما پیروز میشیم. ما میجنگیم. کارِ ما همینه
سرگرد ویلیام کیج، بخش رسانهای ارتش آمریکا
به لندن خوش اومدی، سرگرد
ژنرال همین الان میبینتتون
ممنون
عملیاتِ سرنگونی
کلِ نیروی دفاعی متحد، حمله از فرانسه، مدیترانه و اسکاندیناوی
کم کردنِ فشار روی جبههی شرقی
اجازه دادن به روسها و چینیها برای عقب روندن دشمن
همهمون وسط به هم میرسیم
و تو مسیر، کلکِ این میمیکهای لعنتی رو میکَنیم
فردا سربازهای خوب زیادی کشته میشن، سرگرد
وقتی آبها از آسیاب بیفته
و جنازهها برگردن خونه، مردم دنبال یه مقصر میگردن
کسی مثلِ من
در حالتِ ایدهآل، من یه سناریوی دیگه رو ترجیح میدم
بفرما
مثلاً یه کتابِ خاطراتِ پرفروش؟
شاید هم فعالیت توی دنیای سیاست؟
اولین چیزی که به ذهنم میرسه اینه
حسِ یه سرنوشتِ مقدر
از فرش به عرش. پیشرفتِ سریع توی درجات
زاده شده برای نجات ما. و خب، مردم عاشق اینجور چیزان
بد متوجه شدی. ازت نخواستم بیای اینجا من رو تبلیغ کنی. تهاجم رو تبلیغ کن
باشه
تا یه ساعت دیگه راهیِ ساحل میشی. تیمِ فیلمبرداریت هم آمادهست
همراه با موجِ اولِ حملات، توی ساحل خواهی بود
ببخشید، موجِ اول؟ ساحل؟ منظورتون خطِ مقدمه؟
فرانسه
ماهوارهها حداقلِ تحرکات دشمن رو توی ساحل نشون میدن
مقاومتِ ناچیز
یکم هیجان، چیزی که بتونی برای نوههات تعریف کنی
با اینکه ممنونم
بابت اعتمادتون، ژنرال
من این کار رو میکنم که مجبور نشم اون کار رو انجام بدم
من توی دانشگاه عضوِ دورهی آموزشی افسران بودم
جنگ که شروع شد، شرکتِ تبلیغاتیم رو از دست دادم
و حالا اینجام
میدونید، من کار خودم رو میکنم، شما هم کار خودتون رو
اما
واقعاً من سرباز نیستم
نه، معلومه که نیستی
دارم میفرستمت همراه با چند صد هزار نفر که هستن
با اینکه افتخاریه، اما متأسفانه مجبورم رد کنم
طاقتِ دیدنِ خون رو ندارم. حتی در حدِ بریدگیِ کاغذ
اِاِ، اما، اِاِ
داشتم الان بهش فکر میکردم
چند تا اسم به ذهنم رسید
که فکر کنم میتونم بهتون پیشنهاد بدم
این یه پیشنهاد نیست سرگرد. یه دستوره
ژنرال، من یه افسر در ارتش ایالات متحده هستم
شما اصلاً این اختیار رو ندارید. من با فرماندهت صحبت کردم
تو الان تحت فرمانِ منی
درجهی فعلیت رو حفظ میکنی
البته
منشیِ من تمامِ جزئیات رو داره
کارت رو خوب انجام بده، سرگرد
موفق باشی. مرخصی
ژنرال؟
من همین الان میلیونها نفر رو تشویق کردم که به ارتش شما ملحق بشن
و وقتی جنازهها برگردن خونه و اونها دنبال
مقصر بگردن، فکر میکنی چقدر برام سخت باشه
که مردم رو متقاعد کنم شما رو مقصر بدونن؟
تصور میکنم
ژنرال ترجیح میده جلوی همچین چیزی رو بگیره
داری از من اخاذی میکنی، سرگرد؟
من ترجیح میدم
فردا توی اون ساحل از اعمال قهرمانانه و دلاوریها فیلمبرداری نکنم
همینطور هم میشه
خوشحالم که تونستیم، اِاِ، با هم کنار بیایم
حالا اگه اجازه بدید، ژنرال. من
ممنونم
این مرد رو بازداشت کنید
چی؟
هی! هی
همونجا وایسا
هی! وایسا
برو کنار
بزن کنار
نگهش دار
جناح چپ، قدمرو
به پیش، قدمرو
عقبگرد
تدارکات ۱۰ دقیقهی دیگه بسته میشه
پاشو تنلش
این راهش نیست که با یه افسر حرف بزنی، گروهبان
اینجوری با یه سربازِ دهنلق حرف میزنم قبل اینکه
با پاشنهی پوتینم داغونش کنم، تنلش
صبر کن همونجا، گروهبان
میتونم کمکتون کنم، قربان؟
من کدوم گوری هستم، گروهبان؟
پایگاه عملیاتیِ جلو، هیترو
شما تازه با... اومدید
سربازهای تازهوارد. به نظرت من شبیه یه سرباز تازهواردم؟
نه قربان، اصلاً
اسم من سرگرد ویلیام کیجه
من یه افسر آمریکاییام. افسر؟
اینجا بخشِ پذیرشه
اینجا خبری از افسرها نیست. من حواسم هست، گروهبان
چطوری از بخش پذیرش سر درآوردی؟
قضیه چی بود؟ قمار؟ پارتیِ مجردی؟
اگه برات فرقی نمیکنه، گروهبان
دوست دارم این رو برای فرماندهم توی واشینگتن توضیح بدم
اگه من رو ببری پای تلفن... مگه نشنیدی؟
چیزی به ساعتِ شروعِ حمله نمونده
داریم آماده میشیم به فرانسه حمله کنیم
کلِ این پایگاه قرنطینهست. هیچ تماسی، چه ورودی چه خروجی، نداریم
اسمم فارله. درسته
استوار یکم فارل
تو آمریکایی هستی
نه قربان. من اهل کنتاکیام
باشه. خب، به من نگاه کن
و ببین من کجام
پاپوش برام درست کردن
واضحه که من جایم اینجا نیست
پس لطفاً گروهبان، باید یه راهی باشه که بتونم یه زنگ بزنم
ردیفش میکنم، قربان
ممنون. از این طرف
کجای کنتاکی هستی؟
یه شهر کوچیک به اسم ساینسهیل. نشنیدی؟
الان شنیدم
تو اهل کجایی؟ کرنبری، نیوجرسی
اونجا زیاد «کرنبری» عمل میاد؟
گوجهفرنگی. بهترین گوجههایی که تا حالا خوردی
پس چرا بهش میگن کرنبری؟
چرا به اونجا میگن ساینسهیل؟
هیچوقت نپرسیدم. برام هم مهم نیست
اول شما بفرمایید
من رو نمیبری پای تلفن، درسته؟
نه، نمیبرم
انگار تنها چیز راستی که تا حالا بهم گفتی، اسمت بوده
اینجا نوشته تو یه فراری هستی
نوشته موقعی که داشتی خودت رو به جای یه افسر جا میزدی گرفتنت
نوشته احتمالاً سعی میکنی با بیرون تماس بگیری و امنیت عملیات رو به خطر بندازی
هر کاری میکنی که فردا از مأموریت رزمی جیم شی
اما همچین اتفاقی نمیافته
هیچوقت
سرباز کیج
میبرمت به اون قدیما
وقتی که شامپاین
مثلِ آبِ رودخونه روون بود
شایعه چیزِ وحشتناکیه
شب که بشه، همهی این آدمها به یه نتیجه میرسن
که تو یه ترسو و دروغگویی که جونِ خودت رو به اونها ترجیح دادی
خبر خوب اینه که برات امیدی هست، سرباز
امیدی در قالبِ یه نبرد باشکوه
جنگ، تطهیرکنندهی بزرگیه
کورهی آتشینی که توش قهرمانهای واقعی ساخته میشن
تنها جایی که همهی مردها واقعاً درجهشون یکیه
فارغ از اینکه قبلش چه انگلهای کثیفی بودن
No comments yet. Be the first to leave one.