200 dòng đầu tiên.
بیا بریم
میری یا نه؟
،اول میخوای بری بیرون بعدش نمیخوای
،میخوای دستشویی کنی بعدش نمیخوای دستشویی کنی
بالاخره کدوم یکی؟
خیلیخب. آخرین تلاش
اینجا؟ آره؟
یالا
الو؟ خدماتِ فوری؟
پلیس، آتشنشانی یا آمبولانس؟
من روی پل آلما وایسادم
داخل تونل تصادف شده
فکر کنم جدّیـه
در اسرع وقت خودمون رو میرسونیم
چیزی نیست
« عنصرِ نامطلوب »
« زیرنویس از آریـن » ::. Cardinal .::
« هشت هفته قبل »
،بهم یادآوری کن اصلاً چرا شاهدخت دایانا داره میاد؟
چون اون از ما خواسته باهاش ملاقات کنیم
،با توجه به شخصیتی که داره چندان نمیتونستم نه بگم
تو هیچوقت قرار نبود نه بگی
یادمه دفعهی پیش مخصوصاً چکمههای کابوییات رو پوشیدی
واقعاً؟ - آره. با شلوار جینِ تنگ -
تونی بلر، کلانترِ خیابون داونینگ
ویلیام رو هم با خودش آورده. عجیبـه
اون بزرگ شده
آره - خوش بر و روئـه -
به عنوان یه آدم فضایی
بس کن
بچهها رو صدا میکنم
!یوآن! کاترین! نیکی
شاه آینده واسه قرار بازی اومده
خوش اومدید - خوشحالیم که اینجاییم -
سفرتون چطور بود؟
خوب بود - خوب بود، ممنون -
عالیـه - از دیدنت خوشحالم -
شنیدم شاهدخت دایانا به دیدار شما اومد
بله، اون هفتهی پیش با شاهزاده ویلیام به چکرز اومد
!یوآن - !ویل -
یه بازیِ عالی پنجنفره کردیم
من این دفعه کاری ندارم
منظورم فوتبالـه
!آره
بعدش ناهار خوردیم
بعدش من و شاهدخت رفتیم توی محوطه قدم بزنیم
اون به شدت احساس میکنه که هنوز چیزهای زیادی برای ارائه به کشور داره
.به عنوان خادمِ مردم .و انرژیِ زیادی داره
شما میتونید به طور رسمی چنین کاری بکنید؟
اگه کارهای اخیرش ،روی مینها رو در نظر بگیرید
دو سال پیش، ممنوعیتِ جهانی استفاده از مینها غیرممکن به حساب میومد
حالا، تقریباً 100 کشور قبول کردن معاهدهای برای ممنوع کردن اونا امضا کنن
،وقتی دایانا حرف میزنه مردمِ دنیا گوش میدن
بله
...اون میخواست بدونه که من
...منظورم دولتـه
میتونیم راهی پیدا کنیم که از استعدادهاش به طور رسمیتری استفاده کنیم
...و این که هر مقامِ رسمی که من
...ما
،بتونیم بهش پیشنهاد کنیم مورد قدردانی ایشون قرار میگیره
من همیشه میگم دخالتِ نصفهنیمه در هر چیزی سختـه
،یا دخالتِ کامل داری یا کلاً کنار میکشی
شما خودتون تفاوت حضور در دولت یا بیرون بودن ازش رو میدونید
گرچه اون مادرِ پسرهاست و
از این نظر همیشه در کاخ ،مورد استقبال قرار میگیره
به عنوان یه زنِ مطلّقه و کسی که دیگه ،عضو خاندان سلطنتی نیست
...دایانا حالا داره فرق بین
حضورِ رسمی در خانوادهی سلطنتی و بیرون بودن ازش رو یاد میگیره
.یالا، وامبتِ عزیزم .وقتشـه بیدار شی
تعطیلاتِ تابستونی
!یوهو
زود باش
پیشت
توی خواب با کی کُشتی میگرفتی؟
گودزیلا
برنده شدی؟
شکستش دادم
!شکستش دادی
!وای - از طرف مو مو -
خانم - صبح بخیر -
سلام، ممنون - صبح بخیر -
بفرمایید، خانم
بعد از ظهر بخیر، خانم
زیاد طول نمیکشه - ده روزه -
آره، ولی ده روز اسکی روی آب و !بازی با تفنگِ آبپاشـه
میتونی هر چقدر دلت میخواد مبارز خیابونی» بازی کنی»
...من فقط میخواستم همهمون دور باشیم
وقتی پدرت برای اون زنیکه تولد بزرگ 50 سالگی برگزار میکنه
نمیخواستم حینِ اون مراسم توی کشور باشم
حتماً
،تو میخوای اول بکُشیش یا من بکُشمش؟
معلومـه که خودم اول میکُشمش - باشه، بیا -
...نه
محشره. فکر کنم باهاشون رفته اون داخل
ما حداقل 50 خبرنگار و عکاس رو تأیید کردیم که
،در ورودی استریت فارم مستقر بشن
بهترین جایگاه برای ثبت ورود مهمان افتخاری
خب، بهتره کلهپا نشم
از خانوادهام چه خبر؟
دعوتنامهها دو هفته پیش ارسال شدن
و جوابی دادن؟
خیلی مهمـه که ملکه در مراسم این آخرهفته شرکت کنه
،تا جایی که میدونم
فقط شاهدخت مارگارت تا الان حضورش رو تأیید کرده
میشه از طریق منشی شخصیاش پیگیری کنی و
تأکید کنی چقدر برای من مهمـه؟
البته
یه ابراز رضایت عمومی از طرف ملکه
کارزارِ مشروعیت کامیلا رو متحول میکنه
رُک بگم، چیزهای دیگه تشریفاتی بیش نیست
اشکالی نداره. به وقتش اتفاق میفته
من و دایانا یک ساله طلاق گرفتیم و پنج ساله از هم جدا شدیم
زمانش الانـه، عزیزم
باید خودم برم و ببینمش
الو؟
کجایی؟
پاریس
پارچهها و ملافههای خونهی مالیبو رو انتخاب میکنم
عروسی سه هفته دیگهست
این آخرین فرصتِ ماست
نمیدونم بخندم یا گریه کنم
بهترین فرصتِ تاریخ پیش اومده و
آقا داره پارچه انتخاب میکنه
میخوام فوراً به سنت تروپه بیای
یه مهمونِ ویژه دارم و به کمکت نیاز دارم
چه مهمونِ ویژهای؟ - وقتی بیای اینجا میفهمی -
ولی مهمونِ خیلی مهمیـه
پس تنها بیا
مادام بیکینی رو با خودت نیار
کی؟
منظورم اون زنیکهی پولدوستـه
بذار با مایوهای شنا و لباسهای زیرش توی پاریس بمونه
ملافهها و روبالشتیها رو هم بسپار به خودش
همه چی روبراهـه؟
آره
...یه
کارِ واجب پیش اومده
پدرم میخواد برم پیشش
.میدونم، عزیزم .اصلاً دلم نمیخواد این کار رو بکنم
«...ولی وقتی بابایی میگه: «بپر
اینجوری نباش
ولی حقیقت داره، مگه نه؟
بیا، برو، بپر، بشین
چند هفته دیگه بگذره
ما قراره توی کالیفرنیا باشیم و
یه اقیانوس ما رو از اون جدا میکنه
همم؟
!سلام کنید، بچهها
سلام - سلام -
علیاحضرت
مو مو
بابتِ میزبانیتون ممنونم
اعلیحضرت - بابتِ میزبانیتون ممنونم -
از دیدنت خوشحالم
و اینجا کیا رو داریم که توی استخر سر و صدا میکنن؟
!بچههای من
کریم
!سلام - دستت رو بلند کن، پسرم -
کامیلا - سلام -
عمر - سلام -
و جاسمینِ زیبا
فقط یه نفر کمـه
نوشیدنی میخورید؟ - خیلی عالی میشه -
بله، لطفاً
یه لحظه، قربان - بله، با روال کار آشنام -
تو تازهواردی؟
ملکه الان شما رو ملاقات میکنن، قربان - ...ممنون. یه -
بیخیال
شاهزادهی ولز، علیاحضرت
مامان
این یکی کمی مشکل داره
آب نمیخوره
جالبه که همیشه پشتِ در منتظر نگهم میدارن
من رو یاد زمانی میندازه که من و اَن رو هر صبح ساعت 9 میاوردن پیش تو و بابا
و بعدش آخر روز حموم میکردیم و آمادهی خوابیدن میشدیم
بهترین دو لحظهی روز بودن
واقعاً؟
بله - به نظر میاد یک عمر ازش گذشته -
و انگار همین دیروز بود
،بگذریم
میخواستی من رو ببینی
بله
اومدم ازت بپرسم دعوتم رو به جشن تولدی که برای کامیلا میگیرم دریافت کردی یا نه
.بله، فکر کنم دریافتش کردیم .چند هفته پیش بود
خوبـه
که باعث میشه سؤال بعدیام رو بپرسم
میای؟
.متأسفانه نمیتونم بیام .قراره توی داربیشر باشم
برای چی؟
کارخونهی رولز رویس
واقعاً؟ عصر از کارخونه بازدید میکنی؟
نمیدونم. ممکنه بازدید از کارخونه شنبه صبح باشه و
باید زودتر آماده شم
خب، میتونم چک کنم؟
چرا باید این کارو بکنی؟
،خب، چون اگه شنبه باشه
پس میتونی جمعه شب توی هایگروو بمونی و
از اونجا به داربیشر سفر کنی
شاید، ولی برنامهریزیها انجام شده
و میدونی که این برنامهها چقدر از قبل ترتیب داده میشن
No comments yet. Be the first to leave one.