132 dòng đầu tiên.
آب
خاک
آتش
باد
سال ها پيش چهار ملت در صلح با هم زندگي مي کردند
بعد همه چيز تغيير کرد ملت آتش حمله کرد
فقط آواتار که به هر چهار عنصر مسلط بود مي تونست اون هارو متوقف کنه
اما وقتي دنيا بيشتر از هميشه بهش احتياج داشت ناپديد شد
صدسال گذشت من و برادرم آواتار جديد رو کشف کرديم
يه بادافزار به اسم آنگ
اگرچه مهارت هاي بادافزاري اش عاليه
بايد خيلي چيزها ياد بگيره قبل از اينکه براي نجات کسي آماده بشه
اما من ايمان دارم آنگ مي تونه دنيا رو نجات بده
کتاب دوم: خاک قسمت دوم:غار دو عاشق
شماها قراره زود تموم کن?ن.درسته؟
سرزمين هاي زيادي براي کشف داريم اگه بخواييم امروز به اوماشو برسيم
چي.انگار الان آماده ي رفتني.لختي؟
مي تونم دودقيقه اي حاضر بشم.جدا هروقت
داشتي شکل اختاپوسي رو بهم نشون مي دادي
درسته.بزار موقعيتت رو ببينم
بازوهات زيادي دورن
ببين اگه نزديکتر حرکت شون بدي مي توني از مرکزت دفاع کني .گرفتي؟
آره.ممنون
خوب.ببينيم چي گرفتي
يه اختاپوس خوب درست کردي!شاگردآنگ
"عاشق يه دختر مسافر نشو" "تورو ترک ميکنه و قلبت رو مي شکنه"
سلام!مردم رودخانه
ما مردم رودخانه نيستيم
نيستين؟خوب چه جور آدم هايي هستين؟
فقط......آدم
مگه همه مون نيستيم.برادر؟
شما کي هستين؟
من چانگ هستم اين هم زنم ليلي
ما کوچ نشيني ايم شاد براي رفتن به هر جا که باد ما رو ببره
شما کوچ نشين هستين؟عاليه من هم کوچ نشين ام
هي . منم همينطور
مي دونم .تو اينو گفتي
چه لباس زير قشنگي
چيزي براي خوردن پيدا نمي کنم اينطوري نمي تونم زندگي کنم
نمي خواستم يه فراري باشم اين غير ممکنه
عمو!داري چي کار مي کني؟
داري به گياه کمياب سفيداژدها نگاه مي کني
يه چاي بسيار خوشمزه ازش درست ميشه که اندوه رو از بين مي بره
يا گياه هرزه سفيد که سمي ئه
ما نياز به غذا داريم نه چاي دارم ميرم ماهي بگيرم
چاي دلپسند؟يا سم کشنده؟
سوکا !بايد اين داستان ها رو بشنوي
اينها همه جا بودن
خوب .نه همه جا .کله پيکاني
اما هرجاهم نبوديم درموردش تو داستان ها و آهنگ ها شنيديم
مي گن مارو مي برن خزنده غول پيکر شب رو ببينيم
راهي که يه آبشار داره رنگين کمون اش هيچ وقت تموم نميشه
ببين متنفرم که ضدحال باشم اما ازجايي که سر کاتارا شلوغه حدس مي زنم کار به من ميفته
لازمه بريم به اوماشا.نه جاده فرعي نه خزنده و قطعا نه رنگين کمون
انگار يه نفر افتاده تو موقعيت تب مقصد
زيادي نگران جايي هستي که داري ميري
تو بايد بيشتر از کجا به رفتن تمرکز کني
او.......ما.....شو
حق با سوکاست.لازمه پادشاه بومي رو پيدا کنيم
بنابراين آنگ مي تونه خاک افزاري رو جاي امني ياد بگيره
خوب انگار داريد ميريد اوماشو
يه داستان قديمي در مورد راز گذشته درست بين کوه ها
واقعيه يا افسانه؟
افسانه ي واقعي و به اندازه ي خود خاک افزاري قديميه
"دو عاشق که براي هم ممنوع بودن" "يه جنگ که آدم هاشون رو جدا کرد"
"و يه کوه که اونها رو تقسيم کرد"
"يه راه ساختن براي باهم بودن"
بيت بعد رو يادم رفته اما پيش ميره
"تونل پنهاني!تونل پنهاني!ميان کوه"
"پنهاني!پنهاني!پنهاني!!تونل پنهاني"
فکر کنم ما بچسبيم به پرواز کردن
قبلا به ارتش آتش رسيدگي کرديم ما سالم مي مونيم
آره.ممنون براي کمک اما آپا از زير زمين رفتن متنفره
لازمه ما هرکاري بکنيم که آپا بيشتر راحت باشه
پرتاب
غار پنهاني عشق.بزن بريم
زوکو!يادت مياد اون گياهه رو که فکر کردم چاي ئه؟
اينکار رو نکردي
کردم و نبود
وقتي خارش به گلوم برسه نفسم بند مياد
اما ببين چي پيدا کردم اينها توت باکوي ان
شناخته شده براي درمان سم گياهان هرزه سفيد
يا توت ماکاهوني که باعث کوري ميشن
ديگه با اين گياه ها ريسک نمي کنيم لازمه کمک بگيريم
اما کجا بايد اين کاررو بکنيم؟
ما دشمنان پادشاهي خاک هستيم و فراري از سرزمين آتش
اگه پادشاه خاک مارو کشف کنه مارو مي کشن
اما اگه سرزمين آتش مارو بگيرن تحويل مون ميدن به آزولا
سرزمين خاک باشه
چقدر تا تونل فاصله داريم
درواقع يه تونل نيست
عاشق ها نمي خواستن کسي در مورد عشق شون بدونه
بنابراين يه سري تونل پيچ در پيچ ساختن
تونل پيچ در پيچ؟
مطمئنم حلش مي کنيم
همه ي چيزي که لازمه اينه که به عشق ايمان بياريم .برطبق نفرين
نفرين؟
رسيديم
اين نفرين واقعا چيه؟
نفرين ميگه فقط کساني مي تونن از غار عبور کنن که به عشق ايمان بيارن
وگرنه تا ابد تو دام شون مي موني
و مي ميري
آره !و مي ميري بقيه آهنگ يادم اومد
"و ميميري"
خودشه!راهي نيست که از اين حفره نفريني بگذريم
يه نفر آتش درست کرده
آتش نيست !ماکو
اين ارتش آتش ئه اونها دنبال ما هستن
همه ي چيزي که لازم دارين ايمان آوردن به عشقه براي گذشت از غار؟
درسته! استاد کله پيکاني
ما مي تونيم انجامش بديم
همه تو حفره
صبرکن!خيلي خطرناکه!آهنگ رو نشنيدي؟
فقط در رو ببندين کوه ترتيب بقيه اش رو ميده
همه چيز روبراهه !آپا ما سالم مي مونيم .اميدوارم
ما سالم مي مونيم.همه چيزي که لازم داريم يه نقشه ست.چانگ!چقدر طول م?کشه مشعل تموم شه؟
حدود دو ساعت
چهارتا مشعل داريم پس ميشه ده ساعت
جواب نميده اگه همه در يه زمان روشن بشن
درسته
من يه نقشه درست مي کنم که جايي که واقعا اونجا هستيم رو دنبال کنيم
بعد بايد مثل يه ماز حلش کنيم تا ازش رد بشيم
شما دوتا نبايد مال اين اطراف باشين
ما خوب مي دونيم که به گياه هرزه سفيد دست نزنيم
چه برسه که چاي درست کنيم ازش و بخوريم
خوب از کجا سفر مي کنيد؟
بله ما مسافريم
اسم هم دارين؟
اسم؟البته که اسم داريم من...لي هستم .اين هم عموي من ....موشي
بله چون برادرزاده ام هم اسم پدرشه ما فقط بهش ميگيم جونيور
موشي و جونيور؟ اسم من سانگ ئه
شما دوتا به نظر مياد غذاي خوبي لازم دارين چرا براي شام نمي مونين؟
No comments yet. Be the first to leave one.