Anne Rice's Talamasca: The Secret Order

Anne Rice's Talamasca: The Secret Order

Tải xuống Phụ đề Farsi Persian

Mùa 1

Thông tin phát hành

Talamasca The Secret Order S01E06 The 752 720p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-RAWR
Bình luận bởi warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 1 قسمت 6 Talamasca: The Secret Order 2025 زیرنویس فارسی سریال

Tags

webdl
Được xuất bản vào: 2025-11-23
Lượt tải xuống: 30
Khiếm thính: No

Xem trước phụ đề Farsi Persian

200 dòng đầu tiên.

قبلاً در «تالاماسکا»

می‌خوای با ۷-۵-۲ تالاماسکا رو نابود کنی؟

یک بار برای همیشه

اصلاً مطمئنی که می‌دونی دنبال چی هستی؟

دو تا بسته فرار لازم دارم.

دارم از اینجا میرم و یکی رو هم با خودم می‌برم.

دوریس. تو نمی‌شناسیش. کی؟

به عکس پاسپورت و یک اسم مستعار نیاز داری.

مادرت الان ۱۶ ساله که مخفی شده.

چی لازمه تا خودشو نشون بده؟

دنبال چیزی هستی، مگه نه؟

چیزی بیشتر از فقط یه کتاب.

ازت می‌خوام یه نفر رو برام پیدا کنی.

خواهرم تنها کسیه که دارم.

هر کاری می‌کنم تا پیداش کنم.

می‌فهمی؟

اوه. ای بابا!

داری مسخره‌بازی درمیاری، رفیق.

من و تو هر دو می‌دونیم که اونا واقعاً کی هستن.

اینا کلاهبردارن. حقه بازن.

اوباش شماره ۲: چطور می‌تونی اینو بگی؟ اونا دارن به مردم کمک می‌کنن.

کجا میریم؟

کمکشون اینه که گروپی‌ها رو سوار

لیموزین‌های بیماری‌زای کثیفشون کنن.

یعنی «ما جهانیم»؟

بیشتر شبیه یه مشت ستاره پاپ کوکائینی هستید

که حتی نمی‌تونید بخونید.

اینجا پایین چیکار می‌کنیم؟

چرا معاون وزیر تو دفترش منو نمی‌بینه؟

معاون وزیر؟

اوه، تو خیلی از اون فراتری، رفیق.

اوه، خیلی فراتر از اون.

خب... رسیدیم.

موفق باشی.

شما کی هستید؟

اسم من... هاوسمنه.

می‌دونی چرا اینجایی؟

خب، به اطلاع ما رسیده

که هفته پیش تو مارسی

دو تا خون‌آشام رو به قتل رسوندی.

همسرت... و معشوقش.

حقشون بود.

اوه، مطمئنم که حقشون بود. مچشونو حین عمل گرفتی.

حسادت، خشم...

و الی آخر، و الی آخر.

و مطمئنم که اعضای بازمانده محفل

در مورد این قضیه بخشنده خواهند بود.

به سختی می‌تونم صبر کنم تا باهاشون صحبت کنم.

هیچ دلیلی برای این کار نیست.

اوه، کاملاً برعکس، همه دلایل هست.

این نون و آب تالاماسکاست.

این کاریه که ما می‌کنیم.

منو تا اینجا کشوندی فقط برای اینکه اینو بهم بگی؟

اوه، نه، نه، نه، نه.

نه، من تو رو اینجا آوردم تا نشون بدم

بخشندگی بی‌پایان ما رو.

تا بهت راهی برای نجات پیشنهاد بدم.

این دیگه چه کوفتیه؟

فکر کنم می‌بینی که چیه.

می‌خوای بکشمش.

بکشمش؟

لطفاً.

من هیولا نیستم.

چرا من؟

چون تو فقط به اندازه کافی خوبی و نه بیشتر.

این خلاف تمام باورهای نوع منه.

این ما نیستیم.

تو یه قاتلی هستی که تو مخمصه گیر افتاده.

چیزی در ازای چیزی، رفیق من.

چیزی در ازای چیزی.

نمی‌تونم پیداش کنم.

و هیچ اثری از رفیقمون

یا دختر مرموزش نیست.

کجاست؟

آ... آ...

ای بابا. اینجا نیست.

خب. پس فقط همینه؟

خداحافظ. چیکار می‌کنی؟

دارم میرم.

همینطوری؟

بله.

نمی‌خوام آسیب ببینی.

نمی‌تونیم همینطوری با هم فرار کنیم.

چرا که نه؟

یه نفر

روی یه خونه قایقی اینجا تو کانال مایدِ وِیل.

همونطور که می‌بینید

چندین واحد پلیس متروپولیتن در صحنه هستند

و منطقه اطراف رو محاصره کردن... آخ لعنتی!

دوریس!

اون دوربین مداربسته رو هر چه سریع‌تر چک کن.

مرد ۲: باشه، قربان.

حتماً داری شوخی می‌کنی.

ریج! به خاطر خدا!

اونا در مورد این باهات تماس گرفتن؟

از دیسپچ شنیدم.

آره، همون چیزی که فکر می‌کردم.

هاف دیشب تو ایستگاه داشت دهن‌لقی می‌کرد.

تو برای اون دی‌ان‌ای از هپ‌ورث لین اونا رو دور زدی؟

اون خوشحال نیست. مگه اصلاً خوشحاله؟

اون رئیس توئه، نه؟ به نفعته که...

به کار خودت بچسب برای یکی دو روز.

اه، بیا دیگه، مارتی. فقط میخوام یه نگاهی بندازم.

ممکنه پشیمون بشی.

انگار یه سگایی یا همچین چیزی رفتن اون تو.

حسابی ریخت و پاش شده.

بذارید اول مسئولین کارشون رو بکنن.

قبل از اینکه سرک بکشی تو کارشون.

یه یکی دو ساعت بهشون وقت بده. باشه؟

باید من می‌بودم.

چه کوفتی داری می‌گی؟

اینه که وقتی آدما بهم نزدیک میشن، اتفاق میفته.

اول کِوِس، حالا هم جادوگرها.

هی!

باید هر دوتون با من بیاین.

همین الان.

هی! بجنبید!

این دیگه چه کوفتیه!

با چه مجوزی ما رو میبرین؟

نفستو هدر نده. نه، جدی میگم.

توی پاسگاه کلمه به کلمه ثبتش می‌کنیم.

واقعاً؟ برو تو.

از این طرف.

می‌تونم کمکتون کنم؟

اومدم دکتر جیمسون رو ببینم.

آه. آه، متاسفم.

اینجا کسی با این اسم نداریم.

آه. بامزه.

پس دکتر ملویل، نهنگ سفید من.

من از آمستردام اومدم.

من هیچ تماسی از آمستردام نداشتم.

معلومه که نداشتی. این همون تماسه.

می‌تونیم یه تماس بگیریم.

و اگه ترجیح می‌دین، یه بزرگتر رو تو مقر بیدار کنیم.

ولی تضمین می‌کنم که تا آخر اون مکالمه

میری که لگن‌های بیمارا رو بشوری

تو کلینیک صحرایی وینیپگ.

بذار بیاد تو، پاتریشیا.

و بعد یکی از شماها دنبال مردی می‌ره

که کنار کِوِس پاپادوریس مرده پیدا شد.

و کِوز؟ خب، بهترین دوستش...

یعنی تو.

تو مِیدا وِیل تو یه خونه قایقی زندگی می‌کنه.

همون خونه قایقی که اتفاقاً صحنه‌ی یه قتل‌عام بوده.

همون خانه قایقی که شما دو تا رو توش پیدا کردم.

امروز صبح، فقط چند ساعت بعد از جنایت، داشتین به پایین نگاه می‌کردین.

تا حالا تو عمرت اون کتونی‌ها رو ندیدی، نه؟

مدت زیادی گذشته.

یه چایی لطفاً، پاتریشیا.

می‌تونیم چیزی براتون بیاریم؟

نه. ممنون.

چرا نمی‌شینید تا صحبت کنیم؟

چه فکر خوبی.

همش شواهد غیرمستقیمه. هرچی داری میگی...

من در مورد هیچ‌کدوم از این قتل‌ها هیچی نمی‌دونم.

دوریس هم همینطور.

یعنی، تمام چیزی که می‌شنوم فقط تصادف و حدس و گمانه.

اما حتی یک ذره هم مدرک پزشکی قانونی

که هیچ‌کدوم از ما رو به جرمی ربط بده.

مدرک پزشکی قانونی؟ شاید نه.

ولی مدارک تصویری

این کیه؟

هیچ ایده‌ای ندارم

متاسفم. به گوشم آشنا نیست.

دینگ دینگ دینگ

بهم بگو سر خواهرم چی شد.

نمی‌دونم.

سال‌هاست که نمی‌دونم.

منو از برنامه انداختن بیرون.

همین که دیگه فایده‌ای نداشتم.

عین تالاماسکا، مگه نه؟

ازت استفاده می‌کنن تا کارشون راه بیفته، بعدشم پرتت می‌کنن دور.

این برنامه برای چی بود؟

با اما چی کار داشتی؟

فکر کنم حق داری بدونی.

می‌تونی پنج تا عکس دیگه هم مثل این داشته باشی.

یا ۵۰۰۰. فرقی نمی‌کرد.

بار اثبات به عهده کسیه که ادعا می‌کنه، نه کسی که انکارش می‌کنه.

اوووف. چه عقل‌کلی!

یعنی چی؟

یعنی ما لازم نیست این عکس‌ها رو توضیح بدیم

یا اینکه با کی دوستیم یا تخم‌مرغ‌مون رو چطور دوست داریم

چون قانون فرض رو بر این می‌ذاره که ما هیچ غلطی نکردیم.

ولی هی، اگه فکر می‌کنی

اینجا مدارک کافی داری

تا یه هیئت منصفه رو متقاعد کنی که ما رو به قتل محکوم کنه

فقط بر اساس چندتا عکس تار از من که یه جورایی

شاید توی همون حوالی این خانم بودم

یعنی، موفق باشی!

این برنامه برای شناسایی بچه‌ها ساخته شده بود

با استعدادهای فوق‌العاده

و خواهرت ثابت کرد که از همه بااستعدادتره

به خاطر حافظه‌اش؟

آره، خارق‌العاده بود

غیرطبیعی

می‌تونستی ازش بپرسی توی یه ساختمون چندتا آجر هست

که دو روز قبل از کنارش رد شده بود

یا آب و هوای دقیق هر روز زندگیش رو

همیشه درست می‌گفت

می‌تونست جملاتی از هر متنی رو به یاد بیاره

Anne Rice's Talamasca: The Secret Order subtitles in other languages

Bình luận

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left