SkyMed

SkyMed

Tải xuống Phụ đề Farsi Persian

Mùa 3

Thông tin phát hành

SkyMed S03E09 Chasing Sunsets 720p SKST WEB-DL DD 5 1 H 264-playWEB
Bình luận bởi warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 3 قسمت 9 SkyMed 2022 زیرنویس فارسی سریال

Tags

webdl
Được xuất bản vào: 2025-11-21
Lượt tải xuống: 12
Khiếm thính: No

Xem trước phụ đề Farsi Persian

200 dòng đầu tiên.

رضایت‌نامه‌ی مستند من رو دادی بهشون؟

این کار در مورد این بود که مطمئن بشی اسمت

مسخره نباشه

حتی اگه به قیمت نابودی شغل من تموم می‌شد

اگه می‌خوام چهار خط طلایی رو بپوشم

باید مسئولیت انتخاب‌هایی که می‌کنم رو بپذیرم

در زمان پوشیدنشون

منو می‌بینی؟ دوستت دارم

نمی‌دونم می‌تونم با کسی باشم

که بهم اعتقاد نداره

مهمه کی کی رو بوسید؟

بله، مهمه و نباید این کار رو می‌کردم

آرزوی من اینه که برای ایر کانادا پرواز کنم

اگه قبول بشی، با هم یه فکری می‌کنیم

فکر کنم اینجوری می‌تونیم یه شروع دوباره داشته باشیم

آخرین سفر به تامپسون

فکر می‌کردی اینجوری تموم شه

وقتی به عنوان یه خلبان جوجه اومدی شمال؟

باشه، اونا تازه‌کارن تریستان، نه خلبان جوجه

و راستش، هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم پیش تو شانسی داشته باشم

چه حرف قشنگی، عزیزم. ولی منظورم این بود

تو شغل رویاییت تو اِی‌سی رو گرفتی

درست وقتی که من از سیک کیدز پیشنهاد کار می‌گیرم؟

مامانم خیلی خوشحال می‌شه که بالاخره برمی‌گردیم خونه

حتی داره سعی می‌کنه منو قانع کنه

که بریم پیش خودش و آنتونی زندگی کنیم

آره

باشه. معلومه که نمی‌ریم پیش پدر و مادرم زندگی کنیم

چی شده، نواک؟

فکر کردم گفتی پرواز برای ایر کانادا آرزوته

آره هست، و حالا که بالاخره داره اتفاق می‌افته

یه جورایی حس اشتباهی داره

آره، می‌دونم. منم که نمی‌خوام از اینجا برم

فقط تو این چند ماه اخیر که تو سیک کیدز کار کردم

من

حس می‌کنم جای خودم رو پیدا کردم، میلوش

و به دست آوردن شانس تو یه ایرلاین بزرگ

جاییه که باید باشی

و حالا بالاخره می‌تونیم زندگی آدم بزرگیمون رو

با هم تو تورنتو شروع کنیم

باشه، ولی می‌تونیم بین خودمون نگهش داریم؟ فقط...

می‌خوام اول به ویزر بگم. تک به تک

باشه. ولی زیاد طولش نده، باشه؟

مصاحبه‌ی اِی‌سی چطور پیش رفت؟

در مورد نقض قوانین هوایی پرسیدن؟

اولین سوال تو جلسه

وای. یعنی، می‌دونستم این جور مسائل

برای ایرلاین‌های بزرگ خیلی معنی داره، ولی...

بعد از اینکه رفتی با سازمان هوانوردی صحبت کردم

همه چیز رو بهشون گفتم

چرا تصمیم گرفتم قوانین حداقل رو زیر پا بذارم

چرا پای تصمیمی که گرفتم وایسادم، ولی...

لکسی گفت. بازم بهت اخطار دادن؟

آره

به هر حال، رفیق، منو تو خماری نذار

باید خبرای خوب رو بشنوم

شغل تو اِی‌سی رو گرفتی یا چی؟

هنوز منتظرم جوابش بیاد

خب، همه‌ی هواپیماها خوب به نظر می‌رسن

حالا که دوباره می‌تونم واقعاً ببینمشون

آره. بدون 922 عجیبه

می‌دونم خلبان‌های زیادی با 922 پرواز کرده‌ن

ولی تو ذهن من اون... اون هواپیمای تو بود

هوم

من از قبل هم خدمه‌ی کافی نداشتم

حالا هم هواپیمای کافی ندارم

اسکای‌مد باید وام بگیره تا یکی دیگه بخره

و بعدش من باید هرجوری شده

آدم‌های کافی برای پرواز باهاش پیدا کنم

واقعاً اوضاع اینقدر بده؟

اینجا همیشه همینقدر بده

اینجا شماله. جابه‌جایی نیرو زیاده

خلبان‌ها میان اینجا تا ساعت پروازشون رو پر کنن

بعد به محض اینکه هر چی از ما می‌خوان رو گرفتن، ول می‌کنن می‌رن

خب، حالا منو داری. برای همیشه

چون هیچکس دیگه‌ای منو استخدام نمی‌کنه

آه. خب، خوبه که می‌دونم حداقل

یه کاپیتان دارم که می‌تونم روش حساب کنم، ها؟

خوبه که می‌دونم. بیا بریم. برات یه آبجو می‌گیرم

حالت خوب می‌شه

فکر می‌کردم اگه همیشه اونجا باشم

می‌تونم همه چیز رو کنترل کنم و از مردم محافظت کنم

اما الان می‌فهمم که بعضی وقتا تنها راهش اینه

که می‌تونی برای کسی اونجا باشی

اینه که فقط... فقط باشی

بعضی وقتا همه‌ی کاریه که می‌تونی بکنی

و فکر می‌کنم به خاطر همینه که اینقدر بهت وابسته شدم

و مطمئن شدن از اینکه حالت خوبه

که بتونم احساس کنم کنترل اوضاع دستمه

چون اصلاً احساس نمی‌کردم کنترلی دارم

وقتی دوستم مِل رو از دست دادم

واقعاً متأسفم، دنی

ولی باید اینو بدونی

که با وجود اینکه اولش منو یاد اون می‌انداختی

من واقعاً تو رو همون کسی که هستی می‌بینم

ممنون

ولی تو هنوز بهم دروغ گفتی

و می‌دونم داری می‌گی ربطی به من نداشت

مسائلی بود که داشتی پشت سر می‌ذاشتی

ولی تو هنوز باعث شدی حسابی احساس مزخرفی داشته باشم، استف.

خوبی؟

هی

هی

اون فقط به کمی زمان نیاز داره.

دنی دلخور شده.

اون تو رو مثل من نمی‌شناسه.

شاید یه روزی بفهمه قصدت بد نبوده.

لکس، وقتی من قاطی کردم

سرِ اینکه همیشه در خطری،

می‌دونی که اون مشکل من بود، درسته لکس؟

این به خاطر این نیست که بهت ایمان ندارم.

غذا آماده‌ست.

و تو قرار نیست اون کُلِر رو حمل کنی.

دستور پزشکه.

زور زدن ممنوع، بلند کردن ممنوع.

آسیب زدن به اون گردن خوشگلی که این همه زحمت کشیدم تا نجات بدم، ممنوع.

قبوله؟

باشه.

باشه، پس دخترا تو تیم عروسن.

پسرا طرف دامادن.

و هر آبپاش یه رنگ مخصوص داره.

اگه تفنگ پینت‌بال واقعی داشتیم خیلی باحال‌تر بود.

بیخیال، بُدز.

مگه نمی‌فهمی این چیزا

چه فاجعه‌ای می‌تونن به بار بیارن؟

ما توافق کردیم که جشن مجردی

دخترونه و پسرونه رو با هم برگزار کنیم.

پس من نمی‌خوام هفته بعد سر عروسیم

با تن کبود ظاهر بشم.

اون لباس رؤیاهای منه، بادی.

و منم بی‌صبرانه منتظرم تو رو تو لباس رؤیاییت ببینم، مدز.

برای صورتت از این کرم خوب‌ها می‌خوای؟

یه کم تو کیفم دارم. حتماً.

بین "اسکای‌مد" و کارآموزی بیمارستانی،

این تنها روز تعطیلات تابستونی منه

و نمی‌خوام خطوط برنزه‌ی عجیب رنگی بگیرم.

می‌تونی پشتم رو بزنی؟

فکر نمی‌کنم بخوای من این کارو بکنم.

یعنی، می‌تونم، ولی...

امم... آره، می‌دونی...

هیلی... هیلی پرستاره،

پس بهتره اون این کارو بکنه.

درسته.

خب، من می‌رم بقیه شارژکننده‌ها رو بیارم.

عالیه.

اولین قربانی روز.

"هیلی پرستاره." وای خدا.

باشه. ما هنوز منتظر چند نفر دیگه هستیم.

و رنگ اضافه برای شارژ کردن داریم.

اگه با سه رنگ مختلف مورد اصابت قرار بگیری،

از بازی... حذفی.

هی. من بستنی آوردم.

من زوج خوشبخت رو نمی‌شناسم،

ولی فقط خواستم بهتون تبریک بگم

و یه خوراکی بیارم.

ممنون. مرسی.

باشه. خب، پس تنهاتون می‌ذارم.

وایسا. باید به ما ملحق بشی.

آره. هر کی از "اسکای‌مد" باشه همیشه خوش‌آمد داره.

لطف داری، اما هیچ‌کس نمی‌خواد رئیس اینجا بمونه.

اوه.

خب، من خیلی هم شوخ‌طبعم.

من واقعاً لباس مناسب رنگ‌بازی تنم نیست.

خب، الان تقریباً هستی.

حدس می‌زنم باید بمونی، هان؟ باشه.

فقط دو نفر موندن.

آره، ولی از ما هم فقط دو نفر موندیم.

ما داریم تو آبپاش‌های رنگی برنده می‌شیم، باشه؟

تنها چیزی که نیاز داریم، یکی از ایده‌های ناب توئه، چاپر،

تا اون‌ها رو به فضای باز بکشونیم.

من با زیپ‌لاین پرواز می‌کنم می‌رم بالا

و حرکت تمام‌کننده‌ی "مرگ از بالا" رو اجرا می‌کنم.

در مورد اون زیپ‌لاین مطمئنی؟

یارو گفت هر بار قبل و بعد از استفاده،

چک امنیتی می‌شه.

و گذشته از این، می‌دونستم به روحیه نیاز داری.

به من روحیه بدی؟

این جشن مجردی خودته، رفیق.

یادمه چقدر سخت بود

وقتی فهمیدم نمی‌تونم وارد یه خط هوایی بزرگ بشم.

منم فکر می‌کردم دارم زندگیمو خراب می‌کنم،

ولی در واقع داشتم می‌فهمیدم زندگیم باید چطور باشه.

می‌دونی، مدیسون...

عشق زندگی منه.

و اگه رفته بودم "ای‌سی"، شاید اون رو از دست داده بودم.

ببین، اشتباهی وجود نداره، چاپر.

فقط سنگ پله‌هایی هستن برای ماجراجویی بزرگ بعدی.

و همه‌ش داره تو رو به جایی می‌رسونه که باید باشی

آره، خب، ماجراجویی بزرگ بعدی من همون ماجراجویی قبلیه

گیر افتادن تو اسکای‌مد چون هیچ‌کس دیگه‌ای استخدامم نمی‌کنه

داداش.

هیس.

یکی از دختراست

باشه، تو برو جلو، من از بالا میام

دستاتو ببر بالا و آروم عقب برو

من باید ازت عذرخواهی کنم، چاپر

بابت اون مستند، و... نه

من باید ازت عذرخواهی کنم

بابت اینکه گذاشتم مردم اون میم رو پیدا کنن، و...

بالاخره پیداش می‌کردن

Bình luận

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left