200 dòng đầu tiên.
با توجه به سابقهت در هیئت بازرسی مدارس
این میتونه فرصتی برای بازگرداندن اعتبارت باشه
من و استلا فکر کردیم بهتره دفترمون مشترک باشه
کلی نقشه دارم. (خنده)
هیچوقت عوض نمیشی، نه دانِوان؟ معلومه که نه
دوران حضورم در سازمان بازرسی بینش ارزشمندی بهم داد
حالا بیاید با هم تلاش کنیم تا «واترلو رود» رو دوباره سر پا کنیم
تمام ردیفهای بودجه و همهچیز تحت اختیار منه
آفرین که خودت پیشقدم شدی
قراره بیای پیش من بمونی
فقط تا وقتی که دوباره بتونی روی پای خودت وایستی
ببخشید، من زبان اشاره بلد نیستم
چه بامزه
شولا، حسودی نکن که فوتبالم خوبه
راستش نه
برای یک بار هم که شده، دارم یه کم جلب توجه میکنم
فقط عجله نکن و زود نپر تو یه کاری، خب؟
آره، عالیه. ممنون مربی
دنبال یکی از دوستامون میگردیم
اسمش پورشاست. انگار زیاد میآد اینجا
تانیا؟
بابا؟
پس تو همون مربیای هستی که پورشا و شولا دربارهش حرف میزدن؟
بهش بگو بهم زنگ بزنه
«همکاران عزیز
امروز صبح باخبر شدم که قراره
تیمی از بازرسهای سازمان بازرسی بازدید سرزده داشته باشن
میدونم ممکنه در نگاه اول نگرانکننده به نظر بیاد
اما من به کادر و دانشآموزان مدرسه اطمینان کامل دارم
بنابراین نیازی به نگرانی و دستپاچگی نیست
ما همونطوری که با بقیه مسائل برخورد میکنیم، با این هم کنار میآییم
مثل یک تیم قوی و متحد.»
من دارم میآم، تو هم میآی؟
اه، افتضاحه
خب پس تو «لب گرفتن» نمره عالی میگیریم، نه؟
ایمیل استلا رو نگرفتی؟
ایمیل؟ داری شوخی میکنی؟ وای خدای من
کی متوجه قضیه بازرسی شدی؟
امروز صبح. میشه لطفاً آمار «آلپس» رو برام جمعوجور کنی؟
میخوای با کارهای خستهکننده تسلیمشون کنی؟ آره
من برنامه رو ردیف میکنم. اه، دیگه برای این کار دیره
دِبس رو پیدا کن و مطمئن شو همهجا دو برابر همیشه تمیز باشه
ببخشید. برای اینکه برسم دو تا چراغ قرمز رو رد کردم
شاید اگه تصادف میکردم و میمردم به نفعم میشد
اورژانس یا بازرسی؟ انتخاب سختیه
آروم باش جوزف
ببخشید، از بازرسی قبلی دچار تروما شدم
اون... اونا با تو مشکلی ندارن
این من بودم که با بدنامی از سازمان بازرسی اومدم بیرون
ببین، این قراره آخرین پست دوران کاری من باشه و لعنت به من
اگه بخوام به عنوان کسی یاد بشم که نتونست
این مدرسه رو متحول کنه
باشه. باشه، باشه
آخ! شرمنده داداش
ببین چه تیپی زدی، شیرزن
ببین، تو اون عکاسی لباس ورزشی با یه آرایشگر آشنا شدم
که میگفت شاید بتونه یه فرصت کارآموزی برات جور کنه
نه بابا
مرسی، ولی اون پورشای قدیمی بود
ولی تو کارت تو این زمینه خیلی خوبه
من شغلم رو مدیون پورشا ویور هستم
برق لبم دست توئه. اشکالی نداره ازش استفاده کنی
ولی از نظر قانونی این دزدی حساب میشه، پس زود باش پسش بده
خب، فکر کردم با این کار جدید و باکلاست
میتونی پول یکی جدیدش رو بدی
ببین، میدونی چیکار کنیم؟ چطوره آخر هفته ببرمت خرید
و چند تا چیز برات بخرم؟
خیلی وقته با هم وقت نگذروندیم
ببخشید، نمیتونم. برنامه دارم
میشه فقط پولشو بهم بدی؟
سلام. اوه، سلام بابا
ده سال خبری ازت نبود و حالا یهو همهجا هستی
آره، خب. ببخشید
با آقای دانوان جلسه دارم
چی؟ درباره چی؟ درباره وصل کردن باشگاه فوتبالمون به مدرسه
عالیه
مدیون کسی باشم
چی؟
هی
این تقلبه
گفتم که
دو دقیقه چرخش
ها ها
بیا، یه لحظه. کت؟
اینوردیدی؟ جواب پیامم رو داد
صبح بخیر. اولی کِمپ هستم از سازمان بازرسی
داریوش دانوان، معاون مدرسه
میخواید تو یکی از اون پارکینگهای اونجا پارک کنید؟
یه لحظه
این جاها مخصوص کادره
یه پارکینگ عمومی هست
دو تا کوچه بالاتر از میدون
خب... اوه، ۳۱ دقیقه مونده تا مجبور بشم
راهتون بدم داخل مدرسه
پس زمانبندیمون عالی میشه
حتماً
پس بازی اینه؟ قشنگ بازی کردی
ایول، خوب بود
من برم نیروها رو آمادهباش بدم
صبر کن، به کی داری پیام میدی؟
تو یه اپلیکیشن ثبتنام کردم و این پسره بهم پیام داد
یه ریز داریم با هم حرف میزنیم
خب یالا، عکسش رو نشون بده ببینم
به نظرت برم از نزدیک ببینمش؟
خیلی خوشتیپه، آره
اونم از تو خوشش اومده که خودش خیلی خوبه
کجا زندگی میکنه؟
اپلیکیشن میگه سه مایلیِ منه
پس حتماً برو سراغش. آره
قیافه اون بازرسه رو دیدی؟ اصلاً خوشش نیومد
آره خب، برامون وقت خرید تا اینجا رو یه سر و سامونی بدیم، مگه نه؟
میشه لطفاً این خرتوپرتها رو از اینجا جمع کنن؟
داریوش، میشه تو این کار بهم کمک کنی؟ آره
نذار رو زمین
اوه، ببخشید. معذرت میخوام. مرسی
منظورم اینه، فکر کردم میخوای جلوشون فرش قرمز پهن کنی، نه اینکه سر به سرشون بذاری. اوه، نه
من رئیس سازمان بازرسی بودم. میدونم برای قبول شدن تو بازرسی چی لازمه
قانونی نیست که من بلد نباشم چطوری دورش بزنم
باشه، پس لیست کلکهای کثیفت رو رو کن
من پایهام. نه، گفتم دور زدن قانون، نه شکستنش
هوم؟ باشه
خب، باید یه جلسه با کادر مدرسه بذاری
نیاز داریم همه با هم همکاری کنن
سوتی موتی هم نداریم. ممنون
اوه! نه، استلا
برای زنگ اول و دوم هنر، فقط یه کمکمعلم داریم
تو زنگ اول و دوم تدریس نداری. مدرکش رو هم که داری
این دیوونگیه. نه، من... نه
من حتی نمیتونم یه جفت پرده بکشم
خب، همهمون باید دست به دست هم بدیم جوزف
ببین، از منطقه امنت بیا بیرون
آهان، باشه. لابد دفعه بعد هم ازم میخوای گوشم رو ببرم
نه، همین که دانشآموزها رو سرگرم کنی کافیه
باشه، پس منم مثل «ونگوگ» میرم سر وقتش، نه؟
آره، چون اون... میدونی که گوشش رو برید؟
آره. دیگه چارهای نداری، نه؟
خب، منظورم اینه که اگه بخوای میتونم خودم ببرمت اونجا
نه. بازدیدکنندهها باید همینجا بمونن
نمیشه الان بذاریم هر کسی تو مدرسه پرسه بزنه، مگه نه؟
ولی ممنون. هی، ت، داشتم دنبال کنسول میگشتم
و بهترین قیمتها رو پیدا کردم
اوه، آره، منم سلام، اشتون
اوه، آره، سلام
این دو تا انگار خیلی با هم رفیق شدن
آره، بابا اون شب برامون شام درست کرد
راستش خیلی خوب با هم کنار میان
واقعاً؟ چه صمیمی
اوه، نیکی، لطفاً بیا اتاق معلما
بازرسی اومده
چی؟
امروز چند نفر دیگه هم باهات هستن
اونایی که زیاد مناسب نیستن رو از بازرسها دور نگه دار
این کار اخلاقیه؟
کنوانسیون ژنو شامل بازرسیهای مدارس نمیشه
ولی واحد پذیرش برای این کار نیست
خب، امروز هست
خب تیم، این جو مضطربی که میبینم
نشون میده همهتون میدونید که امروز بازرسی داریم
اگه این اولین باریه که میشنویم
حتماً یه بازرسی اضطراریه، درسته؟
این یعنی چی؟
خب، قطعاً قرار نیست بیان تشویقمون کنن، نه؟
نه، نیست. ولی تشویق چیزیه که همهتون لیاقتش رو دارید
باید به پیشرفتی که مدرسه امسال داشته خیلی افتخار کنید
حتی اگه اونا... بذارید گذشته هویت ما رو تعیین نکنه
امروز باید بهترینِ خودمون باشیم
باید کاملاً بینقص به نظر بیاییم
میخوام سر کلاسها بهترین رفتار رو داشته باشید
ببخشید. پس بازرسها واقعاً
میآن سر کلاسها؟
آره، فقط نذارید شما رو بترسونن
میدونید؟ راهش اینه که
همهشون رو لخت تصور کنید
واقعاً؟
یه کم منحرفانهست
ببینید، من به همهتون ایمان دارم
اگه با هم همکاری کنیم، مشکلی پیش نمیآد
این برای توئه
یک ساعت طول کشید تا همین یه دونه بافت رو روی موهاش بزنم
چون اصلاً یه جا بند نمیشه
نمیدونم من اینقدر صبر و حوصله دارم یا نه
وقتی پای بچهها وسط باشه، مجبوری داشته باشی
اونا همیشه تو اولویتن
حیف که مامان من اینو نفهمید
تو اصلاً شبیه مامانت نیستی
خیلی خوشحال به نظر میرسه
گاهی اذیت میکنه ولی میارزه
حیف که سفر ایبیزا رو از دست دادی
ببین، امروز صبح اینقدر درگیر حاضر کردن میا بودی
که فقط نصف صبحانهت رو خوردی
سس تندِ جدیدم
آره خب، این برای شارژ شدنم کافی نیست
میرم قبل کلاس یه قهوه بگیرم
بعداً میبینمت
فعلاً
استیسیِ بیچاره. میدونی که داره ظاهرش رو حفظ میکنه؟
ظاهرش رو حفظ میکنه برای چی؟
همین چند هفته پیش داشت برای تعطیلات نقشه میکشید
و حالا داره برای رکورد زدن تو بازی «قلمرو تکشاخ»
با یه بچه چهار ساله رقابت میکنه
No comments yet. Be the first to leave one.