200 dòng đầu tiên.
اگزی
اشکالی نداره با هم بریم؟
چارلی؟
طعنهآمیزه، مگه نه؟
تو شبیه یه جنتلمنی و من شبیه یه آدم پاپتی
اگه جای تو بودم، درِ ماشین رو باز میکردم
پیت، ما رو از اینجا ببر بیرون
فکر کردی ایندفعه هم اون مسخرهبازیها جواب میده؟
پات رو خیلی از گلیمت درازتر کردی
لعنتی
دخلش رو بیارید
مرلین! وضعیت بنفشه
رانندهام از پا دراومد
اجازه هست این عوضیها رو بفرستم هوا؟
اجازه نداری
نمیشه جلوشون رو گرفت
برو سمت جنوب، دارم مسیر رو باز میکنم
گندش بزنن
مرلین، دارم وارد هاید پارک میشم
میشه تمومش کنم؟
مرلین
منطقه تاریک تأیید شد. اجازه شلیک
اوه، خداروشکر که تموم شد
وقت استراحت نیست. پلیس دقیقاً پشت سرته
ثانیه وقت داری تا بهت برسن ۳۰
مستقیم برو به محل ملاقات «قو»
مرلین، حالیت هست که من الان حتی شیشه جلو هم ندارم؟
اگه درست یادم باشه تو دوران آموزشی
توی حبس کردن نفست خیلی مهارت داشتی
این یه ماموریت انتقامجویانه نبود
چارلی میتونست همون موقع تو رو بکشه
قصد تعریف ندارم، ولی اونقدری خوب آموزشش داده بودم
که حتی اون هم تو چنین کاری گند نزنه
مرلین، معذرت میخوام
گزارش رو باید بذاریم برای فردا
امشب باید برم یه ضیافت شام
و اگه بهش نرسم، اینطوری بگم که
همون بهتر بود که چارلی من رو میکشت
خب، اگه نمیتونی صبر کنی
تا پلیس پارک رو خلوت کنه
یه راه خروجی دیگه اون گوشه هست
ای لعنت
اون شام چقدر برات مهمه؟
بذار نشونت بدم
ای بابا، آخه این چه وضعیه
عزیزم
من اومدم خونه
من اینجام
چه بلایی سرت اومده؟
داستانش طولانیه، یه بوسه میطلبه
الان حتی «جیبی» هم حاضر نیست ببوسدت
اگه واقعاً دوستم داری، فقط یه بوس کوچولو
واقعاً میخواستی انجامش بدی؟
آره
خب، به این میگن عشق واقعی
عالیه. من برم لباسم رو عوض کنم
تولدت مبارک
خودِ تیلده این رو برات درست کرده، داداش
اوهوم
قنادِ دربار در دسترس نبود
اوه، خفه شو براندون
مخصوصاً اگه از این میخوای
اوه! صبر کن. اون نوشیدنی سوئدیه است؟
بله
نه، نه. من از اون نمیخورم
دفعه قبل که خوردم، داغون شدم پسر
آره، ولی واسه این بود که تو ظرفیتت کمه، جمال
نه، نه عزیزم، من خوبم. برای من نریز، ممنون
اوه، چیه؟ جریان چیه پسر؟
دارم میرم مامان باباش رو ببینم
فردا شب، برای اولین بار
میخوام روشون تأثیر خوبی بذارم، خب که چی؟
آهان، راستی جمال، وقت داری فردا شب
وقتی ما اونجاییم، مراقب «جیبی» باشی؟
آه، شرمنده داداش، فردا باید مراقب مادربزرگم باشم
ولی لیام وقتش آزاده
اوه، واقعاً؟
من نمیتونم رفیق. به سگها حساسیت دارم
چرت نگو
چرند محض، در واقع
پس فقط تو میمونی براندون. فردا شب چه کارهای؟
آره رفیق، من مراقب سگت هستم
ولی یه شرط دارم
چه شرطی؟
اینکه یه پیک با ما بزنی. آره
باید انجامش بدی عزیزم
چارهای نداری
براندون، تولدت مبارک
تولدت مبارک
آره. به سلامتی
لعنت
موادم همه جا پخش شده
هیچوقت اهل مواد نبودم
ولی حالا اینجام
و بزرگترین کارتل مواد مخدر جهان رو اداره میکنم
تنها ایرادش اینه که باید وسط ناکجاآباد زندگی کنم
میدونی، این خرابهها از لحاظ فنی هنوز کشف نشدن
فقط چندتا تغییر توش دادم که یادِ خونه بیفتم
من با نوستالژیهای معرکه دهه ۵۰ بزرگ شدم
«گریس»، «دیوارنویسی آمریکایی»، «روزهای خوش»
ولی بگذریم
چیزی که باید بفهمید
سختکوشی و نبوغیه که
برای رسیدن به انحصار جهانی
در تجارت مواد مخدر لازم بود
و همهاش کارِ منه. نمیخوام از خودم تعریف کنم
فقط فکر میکنم خیلی مهمه
که نیروهای جدید درک کنن
تاریخچه «حلقه طلایی» رو
خب. دوستای قدیمی و صمیمی، هوم؟
چارلز، فکر میکنی رفیقت
لایق این هست که به ما ملحق بشه؟
خانم پاپی، اگه اینطور فکر نمیکردم
این همه راه رو برای دیدن شما نمیآوردمش
عالیه. خب، گرسنهتونه؟
دارم از گرسنگی میمیرم
فوقالعادهست! از این طرف بفرمایید
اینجا رو خونه خودتون بدونید
خب رفقا
چندتا مورد هست که میخوام روشن کنم
متوجه هستید که در «حلقه طلایی»
قدرت من هرگز نباید زیر سوال بره، درسته؟
و اهمیت اطاعت از دستورات رو؟
متوجه هستید؟
و ارزش وفاداری رو؟
سر تکون دادن راحته، مگه نه؟
من از چیزهای راحت خوشم نمیاد. من مدرک میخوام
اسمت چیه؟ انجل، خانم
انجل عزیزم
هی
رفیق قدیمیت، چارلز، گند زده
این تنها چیزیه که بهت میگم
چون فقط همین رو لازمه بدونی
پس بندازش توی چرخگوشت، باشه؟
نه، خانم پاپی
آفرین
اون سالن زیبایی اون طرف رو میبینی؟
برو اونجا برای تغییر چهرهات
اگزی، امیدوارم گرسنه باشی
اوه عزیزم، میخواستم صبحونه رو سرِ کار بخورم
این عالی به نظر میاد ولی دیرم شده
فقط فکر کردم شاید بتونیم تمرین کنیم؟
برای امشب
تمرین؟ اوهوم
تمرینِ غذا خوردن؟
گفتی تا حالا توی قصر غذا نخوردی
و بابا هم روی آداب معاشرت سر میز غذا خیلی حساسه
خب، از قضا عزیزم، من این یکی رو کاملاً فوتِ آبم
میدونم تکتکِ
این کارد و چنگالها برای چی هستن
این چاقوی کره است
این تنها چیزیه که باید یادت بمونه
بقیه سرویس قاشق چنگال راحته
از بیرون شروع میکنی
و با هر وعده میآی به سمت داخل
و هیچوقت نذار کسی تو رو «H.K.L.P» صدا کنه
اون دیگه چیه؟
«چاقو رو مثل خودکار میگیره.»
عادتی که به اشتباه تصور میشه
جزئی از آداب غذا خوردنِ طبقه اشرافه
در حالی که دقیقاً برعکسه
شراب سفید، شراب دسر، شراب قرمز، آب و نوشابه
یا هر کوفتی که دلت میخواد بنوشی
باید منتظر بمونم تا برای بقیه هم
غذا بکشن و بعد شروع کنم به خوردن؟
فقط اگه غذایی که سرو میشه سرد باشه
یا اگه ملکه حضور داشته باشه. در غیر این صورت، بزن تو رگ
اگه بخوام صادق باشم
هیچوقت فکر نمیکردم بخش سلطنتی به دردم بخوره
هری خیلی خوشحال میشد
اوه. کاش میتونستم ببینمش
تو هم دلت براش تنگ شده، نه آقای پیکل؟
هوم؟
آقای پیکل میگه: «آره»
هی، نه، نه بشین، من خوبم
خوبم. روز خوبی داشته باشی
باشه
آه، گالاهاد! دیر کردی
داشتیم فکر میکردیم شاید دوباره
با چارلی روبرو شدی
کاشکی. لحظهشماری میکنم که کارش رو تموم کنم
بسیار خب، آقایان
مرلین، بیا تو
گالاهاد و لنسلات
لطفاً برای گزارش مرلین بمونید
بقیه ساعت ۱۹:۰۰ دوباره جمع بشن
خب
مردی که توی تاکسی به گالاهاد حمله کرد
چارلی هسکث بود
متقاضی رد شدهی کینگزمن که به راه کج رفته
آخرین بار اون رو در مقر ریچموند ولنتاین دیدیم
یه جاسوس لعنتی رو گرفتم
مثل بقیه آدمهای اونجا
چارلی یه قطعه امنیتی توی گردنش داشت
ضعفی که چارهای جز سوءاستفاده ازش نداشتیم
هی مرلین. هنوزم مثل همیشه معرکه هستی، مگه نه؟
بیخیال بچهها، راحت باشید. ما دنیا رو نجات دادیم
آره
متأسفانه گالاهاد، تو چارلی رو هم نجات دادی
وقتی بهش شوک وارد کردی، به اون قطعه آسیب زدی
No comments yet. Be the first to leave one.