200 dòng đầu tiên.
« بانوی ژنرال »
لطفا اینو ببینید
ممنون
کلوچه! کلوچه بخاری
خاله
!خاله! خاله
!خاله! خاله
مینگ ار، بیا
مینگ ار، با این چهره ی با ابهتت
حتما وقتی بزرگ شدی، ژنرالی میشی که از کشورت محافظت میکنی
میخوام از شما و بچه ی تو شکمتون مراقبت کنم
مینگ ار، یه مرد باید در کنار حفاظت از خانواده اش
از دنیام محافظت کنه
باید قوی بشی
و با شمشیرت از تمام مردمت محافظت کنی
حرفاتون تو ذهنم میمونه خاله
مینگ ار ببین
مادرم اینو به من داده
امروز، میدمش به تو
تا صحیح و سالم و خوشحال باشی
وقتی بزرگ شدی، اینو بده به کسی که عاشقشی
بگو اینو با خودش داشته باشه
تا ازش محافظت کنه، باشه؟
خاله، به قولم عمل میکنم
و از کسی که عاشقشم، محافظت میکنم
و بخاطرت حقیقتو پیدا میکنم
سه، دو ، یک، شروع
عالیه
عالیه
عالیه
عالیه
رورو، بوشو حس میکنی؟
یه سیخ دیگم بهم بده
خوشمزه است- وای-
بیا یکی بهت بدم
اینجوری میخورنش؟
نمیدونم! اولین باره اینارو میبینم
این گوشتا به تیکه های کوچیک برش داده میشن
و به سیخ کشیده میشن
بعدم رو این زغالا کباب میشن
اونا باید ادویه های مخصوص قبیله شاهین باشه
نمدونم مزه اش چطوره
منم میخوام بدونم مزه اش چطوره، کافیه بریم مزه اش کنیم
بانوی من، بانوی من- چیه؟-
بانوی من، ضائقه ی ما با قبیله شاهین خیلی فرق میکنه
تازه رسدیدم، میترسم به بدنمون نسازه
ببینید اینا اصلا بهداشتی نیستن
این گوشتا مستقیما به زغالا میخورن
...رو گوشتشم دوده است. بانوی من نباید
بخوریدش باشه؟
حق با توئه معاون
این جور خوردن اصلا بهداشتی نیست
و مزه اش اصلا با غذاهای گرون قیمت قابل قیاس نیست
اما...ادویه های مخصوص قبیله شاهین خیلی خوشمزه ان
ما قبلنم تو اردوگاه اینجوری خوردیم
مثل همونه
خیلی شبیه مرغ کبابی ماست
اما ما از این ادویه ها نداریم
چطوره یکم از اینا بخریم و ببریم عمارت؟
معاون، یه سیخ بزن بر بدن
بانوی من، بهتره من نخورم
اگه اتفاقی واستون بیفته
و مریض بشین
میتونم ببرتمون دکتر درسته؟
زبونتو گاز بگیر، اگه نمیخوریش، خوب نخور، خودم میخورم
خیلی خوشمزه است
همینجا، بریم اونجا بشینیم
بانوی من، تو این میخانه کلی ولگرده
چطوره یه جای دیگه بریم؟
ولگردا چشونه مگه؟
تازه ژنرال ازمون خواسته اینجا همو ببینیم
اگه نتونه پیدامون کنه، اونوقت چیکار کنیم؟
درست میگین
خوبه، پس بانوی من قول بدین که توجه کسی رو جلب نکنین
نگران نباش، مراقبم
چی میل دارین؟
امروز خیلی خوردم
بهمون یکم مشروب بده تا گلویی تازه کنیم، چنتا غذام بیار
باشه
بانوی من، شما نمیتونین مشروب بخورین
چرا نتونم؟
مشروبای قبیله شاهین قویه، راحت مست میشین
غذاها بزودی حاضر میشن، لطفا لذت ببرین
من که خودمو خجالت زده نمیکنم مگه نه؟
بیا معاون، خیلی زحمت کشیدی، یه فنجون بخور
معاون
ژنرال گفتن مراقبتون باشم، نباید بخورم
اینو نمیخورم، اونو نمیخورم، حوصله سر بر
بیا بنوشیم رورو- بیاید-
آقا
چرا مشروب امروز مشروب نیست، آب قاطیشه؟
بیا
چیکار میکنی؟
گمشو، چیکار میکنی؟
چته؟ ولم کن
بس کن
توی خرس گنده به یه دختر ضعیف زور میگی؟
اگه نمیتونم به اون دست بزنم، چطوره تو رو لمس کنم؟
بانو- رورو از بانو محافظت کن-
از این طرف- شیویوان، مراقب باش-
خطرناکه
بانو دخالت نکنین
معاون اینجاست، مشکلی پیش نمیاد
گستاخ
تارو
گمشین
بریم
چی شده؟
شوهرم- ژنرال-
بانوی من- شوهرم، یکی برام قلدری کرد-
از کمکتون ممنونم
خواهش میکنم، کار خاصی نکردیم
دیگه چیزی نیست
پس شما دو نفر همسرمو نجات دادین؟ ممنونم
انگار اهل این طرفا نیستین
اگه باز همچین چیزی اتفاق افتاد، بهتره دخالت نکنین
..از یاداوریتون ممنون، ژن
دیر شده، چطوره برگردیم؟
هنوز کارم اینجا تموم نشده، میترسم واسه برگشت خیلی دیر شده باشه
بیاید همینجا منتظر بمونیم
ممنون که از خانوادم محافظت کردید
اگه مشکلی ندارین، چطوره با ما غذا بخورین؟- نیازی نیست-
خیلیم خوشحال میشیم
باشه، پس بریم یه جای دیگه، بیاید
همسرم
بفرماید
پس شما دو تا خواهر برادرین؟
خواهر تارو، برادر هوته ممنون که امروز نجاتم دادین
خیلی ازمون تشکر کردین
چطوره بیشتر باهام بنوشین؟
خیلی وقته با خوشحالی ننوشیدم
نوشیدن که راحته، بیاید
به سلامتی- به سلامتی-
برادر هوته، نمیدونی
قدیما، واسه خودم ارباب جین بودم و خیابونا زیر دستم بود
فکرشو نمیکردم امروز نتونم از شر چند تا آشغال خلاص شم
از وقتی ازدواج کردم، وا رفتم
همسرم، با ادب باش
برادر هوته، همسرم آدم رک و غیر رسمی ایه، امیدوارم ناراحت نشین
زنا باید مثل ایشون باشن
و به مردا رو ندن
فکر نمیکردم همچین آدم دمخوری اینجا پیدا کنم
بیا، یه فنجون دیگه
برادر چو، فقط میدونم از پایتختی، اسمتو نمیدونم
درست نیست برادر چو صدات کنم
میتونی چومینگ صدام کنی
برادر چومینگ، من همه ی مغازه های اینجارو از برم
اگه به مشکل برخوردی، بیا سراغ خودم
پس ازت ممنون میشم برادر هوته
کار و بارت چیه؟
فقط یه افسر پایین رتبه ام، چیز شاقی نیست
بانو، چرا نمینوشین؟
خوب، بیاید بنوشیم
بیاید
بنوشیم- به بانو بگین کمتر بنوشن-
اول من مینوشم
جین ار امروز خوشحاله، اشکال نداره چندتا فنجون دیگم بخوره- به سلامتی-
برادر شیویوان، فکر نمیکنی باید به سلامتی منم بنوشی؟
...بانو تارو شما یه زنید، من
چیه؟ با دخترا نمینوشی؟
به سلامتی شما
چون خودت نخواستی منم نمینوشم
پس...پس
چیکار کنم بنوشین؟
باهام ازدواج کن
اگه باهام ازدواج کنی، منم هر روز کنارت مینوشم
نباید که تو باهاش ازدواج کنی
اون باید باهات ازدواج کنه- من-
رورو! مزخرف نگو
یه شعری از جای شما شنیدم
که میگه
یک زن زیبا تو سرزمین های شمالی هست
بی همتا و با اعتماد بنفسه
با یک نگاهش تمام شهر فرو میریزند
و با نگاهی دیگر یک ملت فرو میریزد
برادر شیویوان به نظرت
یه زن زیبام؟
هرکسی منو میبینه ازم خوشش میاد
اگه همش بهم اهمیت ندی، عصبانی میشم
اگه...یه فنجون دیگه برام بریزی
و یه فنجونم خودت بنوشی، میبخمشت
به سلامتی شما بانو تارو
اصلا خلوص نیت نداری، نمیخوام ببخشمت
مگه اینکه...مگه اینکه بتونی
لطفا ادامه بده
باهام قدم بزنی
این که چیزی نیست، ازتون محافظت میکنم
ممنون برادر شیویوان
بیاید، امروز روز شادی برای نوشیدنه
از آشنایی شما خوشوقتم
بیاید- به سلامتی-
به سلامتی
برادر هوته، داری مست میشی، بهتره ادامه ندی
نوشیدن چیز خوبیه
چرا جلوشو بگیریم؟بیاید
به سلامتی- رورو، واسه چی با شوهرم اینجوری حرف میزنی؟-
شوهرم، زودباش رورو رو ادب کن
ژنرال، اشتباه کردم
لطفا منو نکش
ژنرال؟ عنوانت خیلی عجیبه
No comments yet. Be the first to leave one.