195 dòng đầu tiên.
زن ۱: شرط میبندم فکر میکنه خیلی شاخه.
یه روزه اومده اینجا و از همین الان دنبال چیز دیگهای میگرده.
برای کاری که ما میکنیم، زیادی جوونه.
آ، اونقدرام جوون نیست. هی! دختره تازه وارد.
هیچوقت نگفتی اهل کجایی.
اهل جاهای زیادیام.
تو اهل کجایی؟
همینجا توی همین شهر به دنیا اومدم و بزرگ شدم.
خانوادهام کمک کردن این شهر رو بسازن.
میبینم یه تیکه ازش رو هم برای تو گذاشتن.
هوم. شرط میبندم خانوادهت اهل تگزاس بودن.
یه چیزی تو وجودت هست که تگزاس رو یاد آدم میندازه.
من نه مامان داشتم نه بابا.
یه کشاورز منو وقتی چند ساعت بیشتر نداشتم، توی آغل خوکها پیدا کرد.
گفت خوکها نمیتونستن تصمیم بگیرن منو واسه شام بخورن،
یا فقط خونمو بلیسَن.
سلام، وقت حمومه.
آقای چين دوست نداره کسی دیر کنه.
زن ۲: خب، اون هیچ پدر و مادری نداشت.
معمولاً اینجوری با پاهای باز میشینی، عسلم؟
بستگی داره دنبال چی باشم.
دنبال چی هستی؟
تو چی داری؟
بیا بالا، پاشو عزیزم. آره.
اوه، آره.
نه اینجا.
بیا تو اینجا.
پوست قشنگی داری.
واقعاً یه موجود کوچولوی خوشگلی هستی.
بله قربان.
نرم و قشنگ.
قوی هم هستی.
وایسا ببینم.
داری با این هیکل گنده و قویت به من آسیب میزنی.
اوه، من که نمیخوام بهت آسیب بزنم، عسلم.
یه لحظه صبر کن. ما هنوز در مورد پول حرف نزدیم.
حالا، چقدر میخوای بهم بدی؟
تا وقتی بدنتو لمس نکنم، هیچی بهت نمیدم، هان؟
اوه، خدایا!
حالا بریم ببینیم واقعاً چقدر داری، آقای داتسی.
هو، هو، هو.
خب، ببین چی گیرم اومده.
آخ، خانم توماسین.
توماسین. هوم.
حالا فرض کن، فقط فرض کن...
من میخواستم تا ابد همونجا ولت کنم. هوم؟
شاید باید دادسن رو هم بندازم اون تو باهات.
کاش میتونستم قیافهتو نشونت بدم.
میدونی، اون چشمای گندهت، انگار که الان میخوان
از سرت بپرن بیرون.
فقط میخواستم نشونت بدم که اونقدرم که فکر میکردی باهوش نیستی.
همین.
حالا، بیا بیرون.
اگه تو خوشگلترین جایزهبگیر نباشی که تا حالا دیدم، اسمم رو عوض میکنم.
پولمو میخوام.
اوه، آره، پولت.
پولت.
باید امضاش کنی.
همینجا.
میدونم کجا رو امضا کنم.
باشه.
مدت زیادیه این کار رو میکنی؟
به اندازه کافی.
برای یه مرد، این همه پول زیاده.
کاش من اونی بودم که میتونست اینو جمع کنه.
اون هنوز جمع نشده.
اون هنوز زندهس؟
اوه، آره.
اون هنوز یه جایی اون بیرون هست.
مشکل اینه که هیچکس رو نمیتونی پیدا کنی در موردش حرف بزنه.
فعلاً که نه.
اون واقعاً زندهس؟
آره، هر از گاهی میشنوم که یه جایی رو به هم میریزه.
سرنخی نداری کدوم طرف میرفت؟
کاش داشتم. من اونو میخوام.
اون هزار دلار رو میخوای، مگه نه؟ هوم؟
خب، میدونی، واسه من فرقی نمیکنه کی اون پول رو بگیره.
من فقط میخوام خودش برگرده اینجا تو این زندون.
آروم باش، عزیزم.
آروم باش، عزیزم. آروم، آروم، آروم، آروم.
دیدی چطوری بود؟ آروم باش، عزیزم. آروم باش، عزیزم.
آروم، آروم، آروم.
آفرین دختر خوب، عالیه.
اسب خوبی. اون یه اسب خوبه. آفرین اسب، خوبه.
آروم باش، عزیزم. آروم، آروم، آروم.
اینجوری باید یه اسب رو رام کنی.
نگهش دار، پسر! فقط نگهش دار.
لازم نیست واسه من دیوونهبازی دربیاری.
برای شما چهکاری میتونم انجام بدم؟
فقط میخوام از نزدیک نگاهت کنم.
از وقتی یه بچه کوچولو بودی در موردت میشنیدم.
که با اون آدماي سیرک اینور اونور میگشتی.
در واقع،
بعضیها میگن تو حتی مرگ هم نداری.
ببخشید که با هفتتیرم ترسوندمت.
آه، بیخیال. تو که منو نترسوندی!
فقط واسه چند دقیقه قلبم رو از کار انداختی!
چی صدات میزنن؟
خب، حالا...
خیلی چیزا صدام میزنن.
اما اسمم ناتانیلِ.
و میخوای یه چیز دیگه هم بدونی؟
تو اولین نفر بودی که بعد از مدتها اسمم رو پرسیدی.
خب، زیاد از ماها اینورا پیدا نمیشه.
فقط فکر کردم خوبه بدونی، شاید دوباره همدیگه رو دیدیم.
میدونی، فکر خوبیه پسرم.
به هر حال، از آشنایی باهات خوشحال شدم.
زیاد پیش نمیاد با کسی مثل تو حرف بزنم.
مواظب خودت باش.
تو هم مواظب باش.
برات دعا میکنم.
ناتانیل،
تا حالا اسمی از آدولف اسمیت به گوشت خورده؟
گاهی اوقات خودشو «آدولف قصاب» صدا میکنه؟
هوف. آره.
شنیدم.
شنیدم وقتی آدما رو میکشه، میخنده.
عصر بخیر آقا.
لطفاً اینا رو با اون اسکناسهای سبزی که اون پشت داری پر کن.
برو دور و برش و مطمئن شو چیزی رو قایم نکرده باشه.
امیدوارم بندازنت تو قفس. چون تو آشغالی. آشغالِ کثیف.
یالا.
اسم میخوای؟
من چیزی نشنیدم، آقا.
لطفاً بهم آسیب نزن.
بهت آسیب نمیزنم. صورت مهربونی داری.
نمیچرخی که شریکم بتونه تو رو بگرده؟
یالا، برگرد!
یالا، آدولف، بیا از اینجا بریم!
ژتونها رو بذار.
هنوزم که اوضاع خوب نیست، نه، پسرجون؟
داری با من حرف میزنی؟
آره! (میخندد)
دو تا پسر جوون رو درست بیرون شهر از درخت آویزون کرده بودن.
کسی اینجا میدونه کار کی بوده؟
وقتی اومدیم تو، دیدیمشون.
احتمالاً یکی داشته یه ذره خوشگذرونی میکرده.
کارت؟
دو تا.
تو کجا پوکر یاد گرفتی،
تو مستراح؟
من هنوز منتظرم.
تو اهل کجایی، پسر؟
کارتامو میخوام، دیلر.
ما نمیخوایم کارتامون رو آلوده کنی
با دستای ناپاکت.
میخوام رنگ
پولتو ببینم، سیاه.
منظوری نداشتم، رفیق.
فقط شوخی کردم.
مرد: یالا. بیخیالش شو. منظوری نداشت.
دیلر: خوششانسی، کلینتون.
اون ه. پ. بوشروده که نزدیک بود ازش تیر بخوری.
شانس آوردی که سرش به جای دیگه هم گرم بود.
آه، اِه، آقای بوشرود؟
یه نفر رو گذاشتم بره تو اتاقتون.
آقا، من معمولاً این کار رو نمیکردم،
اما گفت خانوم شماست.
چی داری میگی؟
خب، ازش پرسیدم که بیام دنبالتون،
اما گفت وقتی قمار میکنید دوست ندارید مزاحمتون بشن.
چه شکلی بود؟
مدتهاست ندیدمش.
اوه، خب، اگه اجازه بدید بگم، آقا،
اون زیباترین زن رنگینپوستی بود که تا حالا دیدم.
ممنون، ریکی.
حالت چطوره آقای بوشرود؟
میدونستم اگه بگم زنتم جلومو نمیگیره.
اگه همینطور سرتو تکون بدی، میفته.
ازت پرسیدم، حالت چطوره؟
خوبم توماسین، خوبم.
فقط فکر نمیکردم دوباره ببینمت.
اینجام.
و خوب به نظر میرسی.
لعنتی، خیلی خوب به نظر میرسی.
بیا تو.
حرفای زیادی برای گفتن داریم.
به هر حال، ام...
از وقتی آخرین بار دیدمت، جاهای زیادی رفتم.
شرط میبندم که رفتی.
یه جورایی حس یه حشرهی فراری رو دارم.
خُب، وقتی این... این یارو سروکلّهاش پیدا شد،
بهم یه جور تکیهگاهی داد.
اونی که فردا با کالسکه میاد، همونه، آره؟
آره، خودشه.
کارش چیه؟
خب، چه فرقی میکنه؟
فقط میخواستم بدونم، همین.
میدونی، تا همین چند روز پیش فکر میکردم مردهای.
از کجا فهمیدی که نیستم؟
یه مارشال رو دیدم که دنبالت بود.
اسمشم بوگاردی بود.
پس اون بوگاردی پیر رو دیدی، هان؟
اوم.
یه بار یه بلایی سرش آوردم.
No comments yet. Be the first to leave one.