200 dòng đầu tiên.
در نظام عدالت کیفری
جرایم جنسی بسیار فجیع تلقی میشوند
در شهر نیویورک، کارآگاهان متعهدی
که روی این جنایات شرورانه تحقیق میکنند
عضو یک واحد زبده هستند
که به واحد قربانیان ویژه معروف است
اینها داستانهای آنهاست
زن (پشت بلندگو): واحد آتشنشانی ۳۹، مفهوم بود
الیوت استابلر، واحد جرایم جنسی
چی شده؟
قربانی ریچارد اف. شیلر، ۴۲ ساله است
بار اولته؟
زن: این دیگه چه صیغهایه؟
خانم هیز، ایشون همکارم کارآگاه استابلر هستن
به خونه من خوش اومدین
حالتون خوبه؟
اون جنازه رو پیدا کرد
همسرشه، دوستدخترشه، یا چی؟
صاحبخونهست
با دخترش، ویرجینیا، اینجا زندگی میکنه
یه اتاق به مقتول اجاره داده بود
دخترش کجاست؟
بیرونه
اون بهترین مستأجرم بود
تمیز و بیسروصدا
همیشه اجارهاش رو سر وقت میداد
: حتی زودتر از موعد
بهتر نیست خانم هیز رو ببری پایین؟
من همینجا ایستادم
طوری درباره من حرف نزن انگار اینجا نیستم
اینجا خونه منه
هیچجا هم نمیرم
در واقع، خانم هیز
یه فنجون قهوه واقعاً بهم میچسبه
خب، کسی میدونه قضیه این یارو چیه؟
طبق گفته صاحبخونه، نویسنده بوده
نویسنده، ها؟
صاحبخونه میگه سفرنامه مینوشت
انگار با کلمات خودش خفه شده
زیرنویس توسط انبیسی/یونیورسال تهیه شده است
ویتنام، بوسنی و پرو
شنیدم کوزوو این موقع سال خیلی قشنگه
جفریز: این رو نگاه کن
خوبه که میبینیم ایدهآلهای مردانه همینگوی
توی این عصرِ پرسوزوگداز هنوز کاملاً از بین نرفته
نه، هنوز هم مثل همیشه سمیه
استابلر: آخرین سفری که شیلر رفت
توی قیام چیاپاس بود
با موتورسیکلتش دقیقاً از وسط معرکه رد شده بود
این قطعاً احتمالات رو درباره این که
چرا کسی باید این «توریستِ اتفاقی» رو بکشه، کمتر میکنه
شاید قاچاق مواد میکرده
شاید هم چیزِ
اشتباهی درباره کشورِ اشتباهی نوشته بوده
فکر نمیکنم
«فهمیدم که مقصد...»
«برام به اندازه خودِ مسیر اهمیت نداشت.»
«این میلِ سیریناپذیر به جلو رفتنه که...»
«من رو به پیش میرونه.»
عشقِ سفرش فقط یه صفت با «رابرت جیمز والر» فاصله داره
نویسنده «پلهای مدیسون کانتی»؟
اون کتاب فوقالعاده بود
نظرت درباره «فوقالعاده پیشپاافتاده» چیه؟
جملاتِ کوتاه و قلدرمآبانه که نشوندهنده
فقدانِ کاملِ تفکرِ خلاقانه است
داشتم درباره فیلمش حرف میزدم
چی داری؟
مقتول سابقه پاکی داشت
هیچ قوم و خویشی نداره
ده سال پیش طلاق گرفته
زن سابقش
همینجا توی شهر یه کسب و کارِ واردات چای رو اداره میکنه
دو سالِ اخیر، اون اتاق رو از خانم هِیز اجاره کرده بود
شیلر یه مستأجرِ نمونه بود
هیچوقت پرداختش دیر نمیشد
حتی وقتی خارج از شهر بود
فکر میکنی هنوزم میتونه
از اون دنیا پول رو به صورت مستقیم واریز کنه؟
زمان مرگ: اوایل شب
استابلر: نشونهای از ورود با زور دیده نمیشه
جسد درست همینجا و در معرض دید رها شده
علت مرگ: اصابت ضربه جسم سخت
آلت قتل کجاست؟
هنوز پیدا نشده
ولی اینها رو پیدا کردیم
از بهترین جنسهاست
هوم، لباسزیرهای قشنگیان
شیلر دوجنسه بود؟
اون نویسنده بود
جریانِ چسبی که روی دهنِ مقتول زدن چیه؟
استابلر: هیچ اثر انگشتی نیست
هیچ نوارچسبی از این مدل توی خونه پیدا نشد
بستن دهن با چسب و چپوندنِ لباسزیر توی گلو
هر دو نشون میدن که قاتل انگیزه شخصی داشته
آره، برای این که حسابی ضایعاش کنه
استابلر: یا برای این که ساکتش کنه
شیلر چقدر صاحبخونهاش رو میشناخت؟
سؤال اینه که خانم هِیز چقدر شیلر رو میشناخته؟
دیشب تعادل روانی نداشت
امروز دوباره باهاش صحبت میکنیم
بسیار خب، مانچ، کسیدی، برید سراغ همسر سابق شیلر
خانم هِیز؟
میخوایم باهاتون صحبت کنیم
انتشارات دورست
بله، یه لحظه گوشی
نمیتونم این تلفن رو رها کنم
نمیتونید تا زمان استراحتم صبر کنید؟
خیلی طول نمیکشه
بنسون: حالتون خوبه؟
چرا نباشم؟
دیشب اتفاقات زیادی افتاد
واقعاً همینطوره
معذرت میخوام، فقط
نگران ویرجینیا هستم
دیشب دخترتون چه ساعتی اومد خونه؟
: نیومد
یه لحظه صبر کنید. دخترتون مفقود شده؟
انتشارات دورست
یه لحظه گوشی
میدونید، اگه یه عکس جدید ازش به ما بدید
میتونیم پخشش کنیم
هر چی شما بخواید
انتشارات دورست
یه لحظه گوشی
خیلی زیباس
به مادرش رفته
انتشارات دورست. بله
میتونید برای ما تعریف کنید دیشب چه اتفاقی افتاد؟
خب، اومدم خونه
از کجا اومدید خونه؟
از سر کار
ا... اومدم خونه و داشتم نامهها رو چک میکردم
که یه قبض برای ریچارد دیدم
با خودم گفتم یه لطفی در حقش بکنم
و براش ببرم بالا
خلاصه رفتم اونجا
و وقتی در زدم
کسی جواب نداد، برای همین... اوه
انتشارات دورست
یه لحظه گوشی
خب، وقتی جوابی نشنیدم
من... من در رو باز کردم
و بعد دیدم که اونجا روی زمین افتاده
چند وقت بود که اون اتاق رو اجاره میدادین؟
اوه، الان دیگه داره ۱۱ سال میشه
من و شوهر سابقم اونجا رو برای آیندهمون خریده بودیم
که خیلی زود برای اون شد گذشته
مستأجرها به پرداخت اقساط وام مسکن کمک میکردن
آیا «شیلر» با فرد خاصی در رابطه بود؟
هیچوقت ندیدم کسی رو بیاره خونه
رابطه شما با «شیلر» چطور بود؟
منظورتون اینه که با هم رابطه جنسی داشتیم؟
استابلر: بله
اون مستأجر من بود
یک رابطه کاری بود
اعتبار مالی فوقالعادهای داشت
انتشارات دورست
یک لحظه
ویراستارش دو طبقه بالاتره
جان فریمن
همیشه انتظار همچین چیزی رو داشتم
اما فکر میکردم مقامات خارجی باشن که بهم خبر میدن
که تنها چیزی که پیدا کردن یه لنگه کفشه
بقیهاش رو هم یه شیر، شورشیها یا آتشفشان از بین بردن
یعنی طرف دنبال مرگ میگشت؟
بفرمایید
ممنون
قلمروهای کشفنشده
هر چی که ازش باقی مونده بود، تمام عشق و علاقهش بود
همیشه میگفت: «فضاهای خالی
روی نقشه کم پیدا میشه.»
ما تازه قراردادش رو تمدید کرده بودیم
در مورد «شیلر» و زنها چی؟
راستش رو بخواین، از دردسرهای رابطه خوشش نمیاومد
اون با زنهای
خیلی مختلفی ملاقات میکرد
خیلی کم پیش میاومد که کسی بتونه نظرش رو جلب کنه
هیچوقت شده بود که برای سکس پولی پرداخت کنه؟
نه، اصلاً
هیچ کار ناشایستی ازش سر نمیزد
و تمام پولش رو تا قرون آخر خرج سفرهایش میکرد
رابطهای که از کنترل خارج شده باشه چطور؟
کسی به ذهنم نمیرسه
ما با هم خیلی راحت و روراست بودیم
ریچارد... شاید لوس به نظر بیاد
ولی حس شرافت واقعی داشت
نوشتههاش صمیمانه بودن، درست مثل روابطش
وقتی هم که تموم میشدن، به خوبی تموم میشدن
طلاقش هم با یه آغوش تموم شد
زن: آخرین باری که دیدمش
مال چند ماه پیش بود
وقتی برای خرید یه ترکیب خاص اومد
همونی که آخرین بار توی مراکش خورده بود
اوایل ازدواجمون تصمیم گرفت که دیگه یه جا ساکن بشه
دیگه خبری از سفر نباشه
اما مچش رو میگرفتم
که پنهانی داشت انگشتهاش رو روی اطلس جهان میکشید
انگار که داشت یه مجله «پنتهاوس» رو به خط بریل لمس میکرد
من ترجیح میدم
داستان تنهایی خودم رو داشته باشم
No comments yet. Be the first to leave one.