Would I Lie to You?

Would I Lie to You?

Tải xuống Phụ đề Farsi Persian

Mùa 19

Thông tin phát hành

Would I Lie to You S19E04 1080p iP WEB-DL AAC2 0 H 264-BTW
Bình luận bởi warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 19 قسمت 4 Would I Lie to You? 2009 زیرنویس فارسی سریال

Tags

webdl
Được xuất bản vào: 2026-01-27
Lượt tải xuống: 24
Khiếm thính: No

Xem trước phụ đề Farsi Persian

200 dòng đầu tiên.

عصر بخیر و خوش اومدید به برنامه «بهت دروغ گفتم؟»

برنامه‌ای با حقیقت‌های بی‌پرده

و دروغ‌های شیک و مجلسی

امشب در تیم لی مک

از صبح تا حالا با ما بوده، جوزی گیبسون. آخی

و خودِ ملکه‌ی کمدی، جو برند

و در تیم دیوید میچل امشب

نویسنده‌ی کتاب کودک و استندآپ کمدین

الستر بکت-کینگ

و خواننده، بازیگر و ستاره‌ی وست اِند، بورلی نایت

با راند اول شروع می‌کنیم: «حقایق خانگی»

جایی که شرکت‌کننده‌هامون از روی کارتی که جلوشونه

یه جمله‌ای رو می‌خونن

برای اینکه کار سخت‌تر بشه

اونا قبلاً اصلاً اون کارت رو ندیدن

هیچ ایده‌ای ندارن که قراره با چی روبرو بشن

این وظیفه‌ی تیم مقابله که حقیقت رو از دروغ تشخیص بده

و جوزی، تو اولی. خب، باشه

من یه بار با اسبم رفتم پست‌خونه

ولی وقتی اومدم بیرون دیدم جریمه‌ی پارک شده

تیم دیوید. این اتفاق کجا افتاد؟

توی روستای خودمون، «آیرون اکتون»

و در واقع با اسب و درشکه بودم

و این کی بود؟

حدود... ۱۸۷۴ بود

بود ۲۰۰۹

حالا که اومدی توی تلویزیون، اسبه رو رد کردی رفت؟

یه کم

یه کم قضیه حساسه آخه چون اون مرد

اوه. آره دیگه. ای وای. الستر

تقصیر توئه الستر. می‌دونم

فاصله‌ی پست‌خونه تا خونه چقدر بود؟

حدود ۲۵ دقیقه رانندگی. خیلی دور نیست

فقط چند مایل بود. با درشکه نمیشه خیلی دور رفت

آره. با ماشین کلاً پنج دقیقه می‌شد

ولی با ماشین حدود ۲۵ دقیقه طول می‌کشید. ببخشید؟

می‌تونم بپرسم

با ماشین فقط پنج دقیقه

ولی «با ماشین» فلان قدر...؟

با ماشین کلاً پنج دقیقه راه بود

بله. درسته. ولی با درشکه... درشکه

یه درشکه

لطفاً سعی کن اون «ک» آخر رو یه کم بیشتر تأکید کنی. اوه ببخشید

با اسب و درشکه... بله

یه کم بیشتر طول کشید

پس درشکه داشتی

جریمه رو به کجای اسب زده بودن؟

دقیقاً روی خودِ اسب نبود

در واقع روی درشکه چسبونده بودنش

این روزا صنعت «درشکه و مرشکه» داغه؟

درشکه و مرشکه - گفتنش سخته. آره، توی یه سری

درشکه و...؟ اسب...؟

فقط محض اطلاعت، بهش گفتن «ک»ها رو غلیظ بگه

شاید بهتر باشه جاهایی که اصلاً وجود ندارن، نگیشون

خب، قبل از اون هیچ‌وقت جریمه نشده بودی؟

هرگز، نه. نه

فقط اینو بگم که من معمولاً اسب رو می‌ذارم توی پارکینگ، ولی

ببخشید... شماره پلاک اسبه واسه دستگاه چی بود؟

J-E-T. اسمش جت بود

آره، ولی این بار پارک کرده بودمش روی

خط‌کشی‌های زرد دوبل جلوی پست‌خونه

خب با جریمه چیکار کردی؟ اعتراض زدی؟

راستش کلاً بیخیالش شدم. آره

و بعدش چی شد؟

هیچی نشد. خب معلومه دیگه

هیچی نشد؟ هیچی نشد آره. ولی آخه چطوری؟

چون معمولاً پلاک ماشین رو برمی‌دارن

اوه البته. چی می‌خوان بنویسن؟ «یه درشکه»؟

غیرقابل پیگیریه. نه، باید شماره پلاک بزنی به

پشت اسب و درشکه

اوه واقعاً؟ آره

یه تصویری از «جتِ» اسب برامون بکش

اسبِ مرده. آخی

آخی

ببخشید، چی؟ واو. چی؟

خوبه نگفتی با مادرت رفتی پست‌خونه

وگرنه همین‌قدر سنگدل می‌شد

ولی جت اسب خیلی خاصی بود

معلومه که سیاهِ مشکی بود

از مادیان‌ها خوشش می‌اومد. واقعاً خوشش می‌اومد

اوه. پس باید حواست می‌بود

وقتی از کنار دشت مادیان‌ها رد می‌شدی

باید خیلی خیلی مراقب می‌بودی

اگه با اسب و درشکه باشی و اونا مشغول بشن، خیلی ضایع‌ست

و اونا دارن کارشونو می‌کنن

عین یه اسب‌گهواره‌ایِ مجانی می‌شه، نه؟ عالی می‌شه

چی فکر می‌کنید؟ داره راست می‌گه؟

فکر کنم یه چیزایی از اسب‌ها سرش می‌شه. آره

فکر کنم یه اسبی توی زندگیش داشته

که بعداً به رحمت خدا رفته

باورش می‌کنم. باید هی کشش بدی؟

وقتی واسه یه درشکه پلاک می‌گیری

روش چی نوشته؟ فقط می‌نویسه «اسب»؟

نه، می‌دونی وقتی مثلاً

پلاک شخصی می‌خری، واسه درشکه هم می‌تونی همین کار رو بکنی

واسه ما JET2 بود

یا ابالفضل، یعنی یکی دیگه هم بوده که اونم مرده؟

نه

اسمش رو گذاشتیم جت‌۲، مثل اسم اون ایرلاینه

اوه. عجب

باید اسمش رو می‌ذاشتی «باکره» واسه وقتی از کنار مادیان‌ها رد می‌شه

خب، نظرتون چیه؟ وقت تصمیم‌گیریه

فکر کنم کلی از حرفاش راسته

ولی قضیه اصلی رو فکر نکنم راست بگه

تو چی فکر می‌کنی؟ به نظر من که راسته

فکر می‌کنی؟ فکر می‌کنی راسته؟

ببین، من کاملاً باورش کرده بودم

تا اونجایی که قضیه پلاک رو گفت

باشه. پای خودت. فکر کنم دروغه. باشه

فکر می‌کنن دروغه. جوزی

دروغ بود یا داشتی راستش رو می‌گفتی؟

می‌تونم تأیید کنم که این یه

دروغ بود. اوه

تلاش خوبی بود

بله، دروغه

اسب جوزی جریمه‌ی پارک نگرفته بود

الستر، تو بعدی

تا چند سال من مرتب کلاه جادوگری سرم می‌ذاشتم

تیم لی

می‌شه با یه «چرا» شروع کنیم؟

اوه، می‌خواستم بگم «این یه استعاره‌ست؟»

برای چی؟

واسه چی؟

آه

شوخی می‌کنی

نه، نیست

می‌دونم، ولی اون باورش شد، پس ادامه بده

کلاه جادوگری سرت می‌کردی؟

چند سال مرتب کلاه جادوگری سرم می‌ذاشتم

سن شروع و پایانش؟

۱۸، ۱۹. اوه. نوجوان بودم

سن ضایع... فکر کردم می‌خوای بگی ۵ سالگی

۱۸. ۱۸، ۱۹. تا اوایل ۲۰ سالگی. خودت درستش کردی؟

خودم درستش کردم، بله. از چی؟

پارچه. چه جور پارچه‌ای؟

پارچه. پارچه خیلی معنی‌ها می‌تونه داشته باشه

پنبه. خب، اگه بخوای زیر بارون سرت کنی می‌گم لاستیک

یا پلاستیک

فکر کنم دردسرهای درست کردنش

و اگه داری لاستیک رو می‌دوزی

همین چند روز پیش مجبور شدم دوست‌دخترم رو تعمیر کنم و

و شروع کردم به کوبیدن میخ توی... آره

از اینا بودی که نقش‌های تاریخی بازی می‌کنن؟

نه، نه. اصلاً و ابداً. نمی‌تونم از کنار اونا رد بشم

بدون اینکه به خاطر قیافه‌ی کلی‌م سعی کنن منو بکشونن سمت خودشون

و من اصلاً به تاریخ واقعی علاقه ندارم

من به جادوگرها و کلاه‌هاشون علاقه دارم

راستش برای اینکه با کلاه جادوگری بازسازی تاریخی کنی

باید یه اتفاق تاریخی با حضور جادوگرها افتاده باشه

تعجب می‌کنی که بدونی تعدادشون زیاد نیست

نه. توی نبرد هیستینگز چند تا جادوگر بودن؟

صفر. صفر

مردم چه واکنشی بهت داشتن

وقتی توی خیابون می‌دیدنت الستر؟

بیشتر منفی

راننده‌وانتی‌ها اصلاً از طرفدارای

چیزهایی می‌گفتن مثل «اوه، سیرک اومده به شهر.»

اوه. که خب... می‌دونم چون هیچ جادوگری

توی سیرک نیست، اونجا دلقک دارن. می‌دونم

اصلاً منطقی نیست

ولی تا بیام اینو بگم، اونا رفتن. دور شدن

یه راننده‌وانتی نمیگه

«اوه، یه سیرک اومده به شهر.»

اونا فقط از یه کلمه استفاده می‌کنن

و همه‌مون داریم بهش فکر می‌کنیم

دارم با رعایت ادب میگم

خب الستر، وقتی همه‌ی این بساط به راه بود

دوست‌دخترت نظرش چی بود؟

اون از کلاه جادوگری متنفر بود

خب، این روش مودبانه‌ی من بود برای اینکه بپرسم پارتنر داشتی یا نه

و غافلگیرم کردی

اون اصلاً از این کلاهه استقبال نمی‌کرد

و تو اصرار داشتی که پاش وایسی؟

پاش وایسادم تا وقتی که

به نظرم از نظر اخلاقی دیگه نمیشد اون کلاه رو سر کرد

اخلاقی؟ اخلاقی؟

اوه. چرا اخلاقی؟

اواخر دوران کلاه

یه همسایه داشتم که آدم قدکوتاهی بود، نه بلند

و منم که... خب خیلی قدم بلنده

تصویری که با هم می‌ساختیم

توی خیابون

یه حس و حال «سرزمین میانه» داشت. اوه

مثلاً انگار دنبال حلقه می‌گشت؟

کلاهه بهت قدرتی هم می‌داد؟

فکر کنم جوابش رو می‌دونیم، نه؟

فکر می‌کنی راست میگه؟

فکر کنم، اوم... اوه، تو شبیه

شبیه یه مارموک... یه جادوگری

ببخشید، ببخشید

امشب قراره زیر نور لامپ

با گریه خوابم ببره. خیلی متاسفم

خیلی معذرت می‌خوام

جو، تو چی فکر می‌کنی؟

به نظرم هیچ جاش باورکردنی نیست

واسه همین فکر کنم راسته

آه. واو. جالبه

باشه، میگیم راسته. باشه

میگن راسته. الستر

راست بود یا دروغ؟

Would I Lie to You? subtitles in other languages

Bình luận

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left