Zorro

Zorro

Tải xuống Phụ đề Farsi Persian

Mùa 1

Thông tin phát hành

Zorro 1957 S01E36 The Sergeant Regrets 1080p DSNP WEB-DL AAC2 0 H 264-XiBiU
Bình luận bởi warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 1 قسمت 36 Zorro.1957 زیرنویس فارسی سریال

Tags

webdl
Được xuất bản vào: 2025-11-22
Lượt tải xuống: 16
Khiếm thính: No

Xem trước phụ đề Farsi Persian

195 dòng đầu tiên.

اوه!

عالی بود، اداره‌کننده.

تسلیمم. خواهش می‌کنم، اداره‌کننده!

سینیور وارگا، بس کنید! مرد تسلیم شده.

سرباز خوبی هستی.

ممنون، اداره‌کننده.

به پستت برگرد.

آخ. الان چیزی به من گفتی، سینیور؟

بله، گفتم.

ببخشید که فوراً جوابت رو ندادم،

اما وقتی شمشیربازی می‌کنم از وقفه بدم می‌آد.

حالا، چی می‌خواستی؟

فقط خواستم یادآوری کنم که داشتی شمشیربازی می‌کردی،

نه اینکه دوئل کنی.

جان اون مرد در خطر بود.

ترحمت بهت می‌آد، دون دیگو.

اما اون فقط یه سربازه.

حریف تو نبود.

هیچ مردی نیست.

می‌بینم که به من شک نداری، سینیور.

باید شک کنم؟

چند تا چیز هست که می‌خوام باهاتون در موردش صحبت کنم، دون دیگو.

لطف می‌کنید اگه من رو تا کتابخونه همراهی کنید؟

حتماً.

بیا، مانوئل.

عالیجناب!

می‌تونم امروز به پادگان برگردم؟

بالاخره، من سرپرست فرماندهی هستم، این درست به نظر نمی‌آد.

خودم بهت میگم کی به شهر برگردی، گروهبان.

لازم نیست این چیزا رو بپرسی.

عالیجناب خودشون بهت می‌گن چی کار کنی.

اما قبل از اینکه سینیور گرکو به شهر بره،

گفت می‌تونم امروز اونجا ببینمش.

سینیور گرکو اینجا دستور نمیده.

من دستور می‌دم.

گروهبان، چرا یه کم خوراکی میل نمی‌کنی؟

قبل از اینکه برناردو بذارتشون کنار؟

ممنون، دون دیگو.

صبر کن، کوچولو. دون دیگو میگه یه کم شراب برام بیاری.

بله. ممنون.

نه، نه. اونا نمی‌خوانش تو. من، من اینو اینجا بیرون می‌خوام.

ممنون.

آخ.

برای من باور کردنش سخته

که پدرت اصلاً نقشه‌هاش رو با تو در میون نذاشته.

اوه، چرا، در میون گذاشت، عالیجناب.

من و پدرم در مورد برنامه‌های زیادی صحبت کردیم.

اون حس می‌کرد شاید باید ازدواج کنم.

من به این چیزا علاقه‌ای ندارم.

پدرت ازت نخواست قسم‌نامه‌ای رو امضا کنی

که با هر دشمن پادشاه تا پای مرگ بجنگی؟

اگه برای مبارزه با دشمنان پادشاه کمک می‌خوای، نیازی به قسم‌نامه نیست.

بهم بگو چی می‌خوای انجام بدم و من انجامش می‌دم.

دقیقاً منظورم این نیست.

لطفاً، اگه کشورمون در هر خطری بود، در تماس گرفتن با من درنگ نکنید.

اگه کشورمون در هر خطری بود، در تماس گرفتن با من درنگ نکنید.

قبل از اینکه پدرت به مونتری بره،

دستوری به جا گذاشت؟

که در صورت شورش چی کار باید کنی؟

اسمی یا گروهی از مردم رو ذکر کرد؟

لیستی از اسامی به جا گذاشت؟

کیه؟ منم. گروهبان گارسیا.

بیا تو.

عالیجناب سرشون شلوغه. نباید مزاحمشون بشی.

خب، چیه؟

مردی اومده شما رو ببینه، عالیجناب. میگه خیلی مهمه.

اسمش رو گفت؟

ایشون سینیور جورج برایتون هستن.

سینیور برایتون؟ ایشون اینجا در عمارت هستن؟

بله. فکر کنم اومده اینجا. حداقلش اینه که الان اینجاست.

در رو ببند. سریع!

من اینو نمی‌فهمم. اینجا چی کار می‌کنه؟

برم ازش بپرسم؟ هنوز نه.

ازت می‌خوام الان به اتاقت بری، دون دیگو، و همونجا بمونی.

یه نگهبان جلو در اتاقش بذار.

مطمئن شو که اون و کر و لالِش همونجا می‌مونن.

بله، اداره‌کننده.

و الان می‌تونید از سینیور برایتون بخواید وارد بشن.

آه، سینیور برایتون. این عالیه.

وقتی فهمیدم اینجا هستید، به سختی می‌تونستم این خبر خوب رو باور کنم.

ایشون کی هستن، می‌تونم بپرسم؟

اوه، سینیور برایتون، مانوئل هرناندز یکی از دستیاران مورد اعتماد منه.

می‌تونم جلو ایشون راحت صحبت کنم؟ حتماً.

نمی‌شینید؟

من تازه از مونتری اومدم.

از نحوه پیشرفت اوضاع خوشم نمیاد.

اصلاً خوشم نمیاد.

همه تو مونتری دارن درباره الخاندرو د لا وگا صحبت می‌کنن.

و نقشه‌هایش برای تشکیل ارتش مردمی.

می‌توانم به شما اطمینان دهم که تمام این ماجرا خیلی بزرگ‌نمایی شده است.

الخاندرو د لا وگا پیرمرد احمقی است با تخیلات عجیب و غریب.

و توهم بزرگی.

فقط می‌خواهم بدانم که آیا ما همدیگر را خوب می‌فهمیم، سینیور وارگا؟

پولی که به شما پیشنهاد دادم برای یک کالیفرنیای متحد بود.

یک مستعمره آرام که درگیر درگیری‌های داخلی نباشد.

هیچ مستعمره‌ای در دنیا آنقدر آرام نیست...

که یک یا دو مرد توهم‌زده سعی نکنند کمی دردسر درست کنند.

من نگران یکی دو نفر نیستم.

اما خیلی نگران خواهم شد...

درباره یک شورش عمومی و گسترده در میان مردم.

مطمئن باشید من همه چیز را تحت کنترل خواهم داشت.

حالا، می‌توانم اینجا در هاسیندا برایتان اتاقی آماده کنم؟

نه، من در پوئبلو می‌مانم. در مسافرخانه اتاقی رزرو کرده‌ام.

حالا، اگر اجازه دهید...

می‌خواهم بروم و کمی برای سفرم استراحت کنم.

فقط می‌خواستم بدانید که من اینجا بودم.

پس چرا امشب اینجا برنمی‌گردید؟

آن وقت می‌توانیم درباره کل اوضاع صحبت کنیم.

من اینجا خواهم بود.

چرا او الان اینجا آمده؟

چرا این احمق د لا وگا باید می‌رفت تا فرماندار را ببیند؟

در چنین زمانی؟

گروهبان گارسیا. - بله، مدیر--

اوه، تویی!

سرجوخه ریه‌س گزارش می‌دهد، گروهبان.

چه چیزی را گزارش می‌دهی؟

اینکه می‌خواهم منتقل شوم.

از نگهبانی بیرون خسته شده‌ام.

گرم است، مگس هست و گرسنه‌ام.

می‌خواهم نگهبان داخل باشم.

اینجا هم بهتر نیست، سرجوخه.

زندگی یک سرباز سخت است.

بله، گروهبان.

ساعت‌های طولانی روی زین. حقوق کم.

خطر. سختی‌ها. بلند شدن اول صبح.

لطفا، گروهبان، نمی‌خواهم استعفا دهم.

فقط می‌خواهم نگهبان داخل باشم.

نمی‌دانی چقدر خوش‌شانسی که نگهبان بیرون هستی.

اینجا، سر و صدا هست و هیچ آرامشی نیست، و...

و...

و یک دزد در این هاسیندا هست!

می‌بینید، گروهبان، اگر من نگهبان داخل بودم...

این اتفاق هرگز نمی‌افتاد.

به نظرم اگر شما نگهبان بیرون می‌ماندید...

این اتفاق هرگز نمی‌افتاد.

اما شما کسی را برای تعویض من نفرستادید.

و از صبحانه تا الان چیزی نخورده‌ام.

برگرد سر پستت، سرجوخه.

تا کمی دیگر کسی را می‌فرستم تا شما را تعویض کند.

ما باید بفهمیم این مردان که قرار است ارتش الخاندرو د لا وگا باشند، چه کسانی هستند.

من هنوز فکر می‌کنم د لا وگای جوان می‌داند آنها چه کسانی هستند.

و من نمی‌دانم.

از هر چه من توانستم بفهمم...

پدر از پسرش خیلی ناامید شده است.

فکر می‌کنید شاید لیست دیگری هم به جز لیستی که زورو برده، وجود داشته باشد؟

آه، این خیلی بعید است.

شاید بتوانیم زورو را پیدا کنیم و لیست را از او بگیریم.

زورو را پیدا کنیم، همین طوری؟!

ما ماه‌هاست که سعی کرده‌ایم زورو را پیدا کنیم و هر تلاشی شکست خورده است.

حالا باید این قضیه را ظرف چند ساعت حل کنیم.

و شما چه پیشنهادی دارید؟

شاید بتوانیم زورو را پیدا کنیم!

خیلی متاسفم، عالیجناب.

خب، چیزی بگو! همین‌طور آنجا ننشین!

یکی دم در است. می‌روم ببینم کیست.

دون دیه‌گو اینجا نیست؟

او به اتاقش رفته است. اوه...

یک لحظه.

یک دقیقه صبر کن.

من می‌دانم چطور می‌توانیم چیزی را که می‌خواهیم، بفهمیم.

سریع! آن خدمتکار را متوقف کنید. نگذارید فرار کند.

اسمت چیست، رعیت؟

من خوان سوتلو هستم.

چقدر است که برای خانواده د لا وگا کار می‌کنی، خوان؟

سال‌هاست، عالیجناب.

حتی وقتی دون الخاندرو جوان بود.

می‌دانستی که دون الخاندرو از مونتری برگشته است؟

نه، سینیور. این را نمی‌دانستم.

بله، او برگشته است.

و الان از سفر استراحت می‌کند.

اما او به من گفت که می‌خواهد کاری برایش انجام دهی.

برایش کمی میوه ببری، هان؟

نه، آن نیست. چیز دیگری است.

حالا، به من گوش کن. خوب گوش کن.

بله، سینیور.

باید به تمام هاسینداهای اطراف بروی.

با مردان صحبت کن.

به آنها بگو که دون الخاندرو برگشته است.

و امشب یک جلسه مخفی اینجا در هاسیندا می‌خواهد.

هر مردی که قسم خورده تا با دشمنان پادشاه بجنگد...

باید امشب اینجا بیاید.

حالا فهمیدی، نه خوان؟ شکست نمی‌خوری؟

اوه، من شکست نمی‌خورم، سینیور.

فوراً می‌روم.

یک نقشه عالی، عالیجناب. عالی.

بگو ببینم، فکر می‌کنی همه می‌آیند؟

فکر نمی‌کنم هیچ‌کدامشان مشکوک شوند...

وقتی این پیام را خدمتکار خود د لا وگا می‌آورد.

اما حتی اگه هم باشن، تنها چیزی که لازم دارم اینه که یه نفر رو گیر بیارم.

مجبورش می‌کنم حرف بزنه.

مجبورش می‌کنم بهم بگه بقیه کین.

دیگه لازم نیست هوامو داشته باشی.

گروهبان گارسیا، میشه یه لحظه بیای اینجا؟

اگه جلوش رو نگیریم، ممکنه همه چی رو خراب کنه.

دارن خوان رو می‌فرستن تا به دُن‌ها بگه پدرم برگشته خونه.

Zorro subtitles in other languages

Bình luận

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left