200 dòng đầu tiên.
بامابین | زهرا حاجیپور، فهیمه داوری Faahime_da & Zaaraa90
.هی - .سلام -
.چقدر طولش دادی
چقدر وقته که تنهایی تو خیابون وایسادی؟
.نمیخواستم بدون تو برم - .کارات عجیبن، کلر -
.آخه هیچکس رو نمیشناسم
.من یه آدم عادیام. بامزهام کلر، ناسلامتی ما دبیرستانی هستیم، باشه؟
.میدونم - .باید از این کارا بکنیم -
.از این ماجراجوییهای خفن... داشته باشیم - .آره -
به مهمونیهای حومه شهر بریم. باشه؟ .قبولش کن
میفهمی میخوام چی بگم؟ - .آره... میدونم -
.داریم خوش میگذرونیم
.نه، به من که خوش نمیگذره - .چرا، میگذره -
.قراره کارائوکه اجرا کنیم - .نه، از این خبرا نیست -
.داری اسممون رو میذاری تو نوبت
.باشه، ولی من یه آهنگ ضایع و داغون رو انتخاب میکنم
.آخه آهنگهای دونفره خیلی داغونن - ...خیلی هم خوبن -
.افتضاح به بار میاد... ببخشید - .خیلی هم خوبی -
.میتونم تو انتخابش بهت کمک کنم
چی؟
.انتخاب آهنگ - .اوه -
معمولاً پیشنهاداتم رو میذارم ...واسه کسایی که لباس مبدل پوشیدن
.خُب، پس حتماً قضیه رو نگرفتی .من لباس مبدل پوشیدم
یعنی چشمام رو لوچ و سرم رو کج کنم؟
.صبر کن. یه لحظه فرصت بده - .دارمت -
آمادهای؟ - .آره -
.من یه عشق مهمونیام
چی؟ - .خُب... باشه -
خوبه، آره؟ - .آره -
.نسخهی ضعیف لباس هست - نسخهی ضعیف؟ -
.خُب، من رو به زور و برخلاف میل خودم آوردن اینجا
،شرمندهها ...ولی تو دیگه حرف نزن
.آقای فریس بولر تیشرت سفید
حالا خودت هم زیاد واسه لباس مبدلت زحمت نکشیدی، مگه نه؟
.اون یه شخصیت نمادینه. جادوی سینماست ،باشه؟ صادقانه بگم
به نظرم روحیهی ضد اجتماعیت .میتونه یه کم از فریس درس بگیره
همیشه انقدر اعتماد به نفست بالاست یا به خاطر اینه که تو نقش فریس بولر رفتی؟
.همیشه اعتماد به نفسش بالاست
خودم جوابش رو میدم. رفیق؟ - .خوبه که فهمیدم -
.بیا بریم - قضیه... قضیه چیه؟ -
.فقط... صبر کن
.بریم - .باشه -
.هی
اون دیگه کیه؟
.اِیدن
اِیدن چی؟
.آها
...خیلهخب. آه - .آخه... تازه باهاش آشنا شدم -
.درست بعد از رفتن از شهر، اومد اینجا
....تازه باهاش آشنا شدم. واسم سوال شد .آخه خودمون رو به هم معرفی نکردیم
.خُب، اون اِیدنه - .خوبه که شناختمش -
.به نظر خوب میاد
.دیدی، خوش میگذره
.دیگه خیلی زیادهرویه
«سلام، خداحافظ، و همه چیزهایی که این بین اتفاق افتاد»
.ممنون که پیاده باهام اومدی .مجبور نبودی بیای
.هالووین بدون شکلات که هالووین نیست
.مگه نه؟ باید یه جورایی... آره، زود باش - .صبر کن -
به نظرت با خریدن شکلات، تقلب نمیکنیم؟
دیگه از کلاه سر کردن و اسمش رو .لباس تولد گذاشتن، بدتر نیست
.حواسم نبود دارم با شهردار هالووین صحبت میکنم
.میدونی، ولی داری حرف میزنی .طی انتخابات، برگزیده شدم
.حتماً انتخابات رو قبل از برگشتنم به اینجا برگزار کردن - برگشتن؟ یعنی قبلاً اینجا زندگی میکردی؟ -
.آره، به خاطر همین استلا رو میشناسم .کلاس اول که بودم، از اینجا رفتیم
،از اون موقع .به شیش تا مدرسه تو سه تا ایالت مختلف رفتم
.آره
.به خاطر همین زیاد وقتم رو صرف گذروندن تو اجتماع نمیکنم
ترجیح میدم تمرکزم روی این باشه .که تو یه دانشگاه خوب قبول بشم
.پس به خاطر همینه که تا حالا با هم آشنا نشدیم .چون تو یه بچه خرخونی
.آره
.اوه، خطا رفت
.خُب، من تو یه گروه موسیقی هستم
.خدای من، معلومه که تو یه گروه موسیقی هستی
.حالا با عقل جور درمیاد
.خیلهخب، ولی لحنت یه جوریه که انگار چیز بدیه
.نه، اما شرط میبندم چیز خوبی باشه ،قسمت آزاردهندهی ماجرا همینه
.چون باید چیز بدی باشه .ولی مطمئنم خیلی هم خوبه
چرا آزاردهنده اس؟
چون شرط میبندم تو یکی از اون آدمایی که .تو همه چیز استعداد دارن
،بقیهامون صبح و شب داریم به آیندهامون فکر میکنیم .ولی تو سلطان کارائوکه هستی
شرط میبندم یه روزی از اینجا میری .و یه موسیقیدان معروف میشی
.راستش، قراره برم دانشکده پزشکی
.اوهوم
،آره، پدر و مادرم دکتر هستن
.و انتظار دارن راهشون رو ادامه بدم
ولی خودت نمیخوای؟
،راستش، رویام اینه که
.واسه دانشگاه برکلی درخواست بدم
،اونجا دانشگاه موسیقی محبوبم هست .ولی والدینم فکر میکنن شدنی نیست
.خُب، پس باید نظرشون رو عوض کنی
.بجنب
.اونجا
.میخوای یه دانشگاه عالی قبول بشی بعد چی؟ بعدش چیکار کنی؟
.و بعد وکیل بشم
از مردمی دفاع کنم .که نیاز به محافظت دارن
.من و مامانم کلی در موردش حرف زدیم
.بشی روث بیدر گینزبرگ بعدی
.انگار واسه کل آیندهات نقشه کشیدی
.آره، نمیدونم
،وقتی مثل من زیاد از این شهر به اون شهر بری .به شدت به یه کم ثبات احتیاج پیدا میکنی
...پدر و مادرم تو دبیرستان عاشق همدیگه شدن
.و ازدواجشون موفقیتآمیز نبود
،از زمان طلاق ،مامانم ما رو همه جا دنبال خودش میکشوند
،و معمولاً هر بار که تو یه شهر توقف میکرد .به این معنا بود که عاشق یه آدم جدید شده
.حالا هم اون آدم جدید، استیوـه
.گویا نباید استیو رو دوست داشته باشیم - .مرد خوبیه -
...ولی نه، فقط .بابت اینکه مادرم هیچوقت تسلیم نمیشه، تحسینش میکنم
...اون
نمیدونم، ولی به نظر میاد .شخصیت عاشقپیشهای داشته باشه
.شاید
...فقط نمیخوام
.اشتباهی رو که اون مرتکب شد، تکرار کنی
.آره
...یک
...دو
!سه
.شرمنده
.فکر کنم قراره بارون بیاد - .آره. اوهوم -
.من هم شیش تا خیابون با خونهام فاصله دارم
.آره
.خیلهخب
.بیا بریم - .آره -
.اینجا خونهی ماست
.خوشحالم همونطور که گفتی، یه آدم عشق مهمونی هستی
.هوم
.من دنبال دوستپسر نیستم
..آره - .شرمنده -
...آخه اصلاً ازم نپرسیدی و
.من هم میترسم. امشب رو با هم خوش گذروندیم .اگه همدیگه رو ببوسیم، باز هم میبوسیم
،حداقل از طرف خودم که مطمئنم ...و نمیخوام از این ماجراها داشته باشم
چون ده ماه دیگه که فارغالتحصیل میشیم .دل همدیگه رو میشکنیم
.شرمنده
چی؟ چرا باید دل همدیگه رو بشکنیم؟
،همهی این ماجراها، دبیرستان .همهاش یه مقدمهاس
،زمینهی باقی عمرمون چیده میشه
و به دل نگیری، ولی نمیخوام همهی عمرم .تو مقدمهی زندگیم خلاصه بشه
.خیلهخب، به نظرت من دیوونهام .ببین
.ما... ما.... باشه .ما... ما... میتونیم همدیگه رو ببوسیم. اشکالی نداره
...ولی فقط ،میخوام از همه چیز خبر داشته باشی
....چون، من
..خُب... باشه، اون - .باشه. باشه. باشه -
.فکر کنم یه برنامهی جدید لازم داشته باشی - .ولی من برنامهام رو از قبل چیدم -
،ولی من جزوش نیستم .اگه اجازه بدی، میخوام یه اصلاحیه بهش اضافه کنم
.اجازه میدم
خیله خب، چطوره... بعداً دوباره همدیگه رو ببوسیم؟
.اوهوم
،اگه اون بوسه به جایی رسید
اونوقت بهترین سال زندگیمون رو رقم میزنیم، باشه؟
.و بعد تمومش میکنیم .همه چیز تموم میشه
مثل یه پیمان جدایی؟ - .پیشنهاد یه پیمان جدایی رو دارم -
بعد از ده ماه که رابطهامون تموم میشه، چه اتفاقی میفته؟
تو رو به یه قرار باشکوه میبرم، میدونی؟
....و بعد... بعد ....راهمون رو جدا میکنیم
....تا اون چیزی رو که گفتی تمومش کنیم
.مقدمه. آره - .مقدمه. همین منظورم بود -
قبوله؟
.قبوله
.سلام - .سلام -
...آه
.آره، یه راست میرم سر اصل مطلب ...میخوام ببرمت سر یه قرار درست و حسابی
تا یه گروه موسیقی رو ببینی .که مطمئنم گروه محبوبت میشه
مطمئنی؟
!یوهو
.دیدم داشتی میرقصیدی - .ناسلامتی آهنگ پخش میشد -
.احتمالا یه تکونی به خودم دادم .هر آهنگی پخش بشه یه همچین حرکتی رو میکنم
.اگه حداقل حرکتت همیشه اینه، باید بگم اینطوری شروع شد - .بهش میگن یه تکون ریز -
.بعدش اینطوری کردی - .دستام رو نبردم بالا -
!وای
!ایول
!شنای فارغالتحصیلان به سمت راستی... شروع میشه
!ایول
اگه امشب تو رو ببره بالون سواری چی؟
.قرار نیست من رو ببره بالون سواری
واسه آخرین قرارتون؟ ،کلر، ممکنه چندتا کبوتر بگیره
،و بعد رهاشون کنه
و بعد برن یه جوری کنار هم جمع بشن که .«تو آسمون نوشته بشه «کلر، از پسش برمیایم
.بیخیال
.آره، آره، آره
،اگه یه دختر واسم کبوتر بفرسته .فاتحهام خونده میشه
.اول باید پا جلو بذاری و با یه دختر حرف بزنی
«.اول باید پا جلو بذاری و با یه دختر حرف بزنی»
محض اطلاعت، الان خیلی وقته که دارم روی تس کار میکنم، باشه؟
خیلی وقته کار میکنی؟ - .آره، خیلی خیلی وقته -
...خُب باید یه کم به کارت سرعت بدی
.چون داری زمان رو از دست میدی
.تو هم داری زمان رو از دست میدی، رفیق
.این کار به صلاحمه
.نمیخوام مثل پدر و مادرم بشم، استل .حاضر نیستم این کار رو بکنم
.خیلهخب
،بذار موضوع رو عوض کنم
فکر کنم قراره چندتا از بچهها ...برن لب ساحل ساوث پوینت
.قراره تس بره به ساحل ساوث پوینت - .یه جوری حرف نزن که انگار دارم زاغ سیاهشو چوب میزنم، رفیق -
.من این رو نگفتم - .ما نمایش بیداری بهاری رو با هم بازی کردیم -
.با هم جور شدیم
.اون یکی از حشریترین نمایشهای برادوی هست
.سکسی و خفن بود
.حتی خانم جی هم قبول نکرد نسخه سن پایین رو اجرا کنیم
.یه راست رفتیم سر نسخه بزرگسالان - .به نظرم باید بهش پیام بدی -
،فکر میکنم الان باید بری تو دایرکتش .ولی خب، من بودم همین کار رو میکردم
کلر؟
No comments yet. Be the first to leave one.