200 dòng đầu tiên.
از من دور میشی؟!
برو اون ور! گورتو گم کن از اینجا!
دیگه حتی نمیتونم تظاهر کنم!
خب، منتظر چی هستی؟
بعدازظهر روی اون قالیچه خیلی بهتر بود!
خیلی بهتر! حالا گمشو از اینجا!
حالم از تو و عقدههای مزخرفت به هم میخوره!
فقط گورتو گم کن از اینجا و این چیز رو هم با خودت ببر!
عوضیِ فا
من میلی هستم.
خانم جوی؟
دارم میام تو، خانم جوی. برای آشغالها دارم میام.
خانم جوی؟
خانم جوی؟!
آقای ویدون. آقای ویدون!
آقای ویدون! آقای ویدون!
آقای ویدون!
بهت گفته بودم از اینجا دور بمونی.
اون دختر طبقه پایین تو آپارتمان 3A، جوی استرجس...
اون... اون مرده!
اون چیه؟ اون مرده.
اون پایین کلی خون هست. یه نفر کار وحشتناکی کرده.
خفه شو! میخوای صداتو تا اون سر پل هم بشنون؟
اون دختر بیچاره اونجا افتاده تو...
خب، میلی، آروم باش. آروم باش.
خب، داری راجع به چی زر میزنی؟
من... من رفتم تو، درست مثل همیشه.
وقتی که اون یادش میره آشغالها رو بذاره بیرون.
و اونجا...
روی زمین، همینجا.
فکر کنم همین الان اتفاق افتاده.
کسی رو دیدی؟ نه.
مردم همیشه میان و میرن اونجا. تو حتماً کسی رو دیدی.
نه. نه، هیچکس.
من... من هیچکی رو ندیدم.
فکر کن، میلی، فکر کن.
هیچکس. من...
آره. آره. کی؟
آقای شارپ.
لوگان شارپ؟
آره. کی؟
حدود نیم ساعت پیش، شاید یه ذره بیشتر.
آره؟
ولی اون میرفت ببینه... زیاد میرفت ببینتش.
اون... میدونی، اون...
یه مردی که فقط، اوه... حرف خدا رو میگفت.
اون تو رو دید؟ نه.
حالا، به آقای شارپ شک نکنیها.
من هیچوقت تو این ساختمون مشکلی نداشتم. حالا کلانتری رو سرمون خراب میشه.
من... منم نمیخوام با هیچ پلیسی کار داشته باشم.
هیچی بهشون نمیگی.
حتی نگم آقای شارپ رو دیدم؟ هیچی، گفتم!
فهمیدی؟ تو فقط از تو یه سطل آشغال خبر داری.
حالا، ببین، اِه... میلی.
من هواتو دارم، درسته؟ ها؟
بفرما.
بگیرش. نمیخوای؟
حالا، خوش بگذرون.
ولی یادت باشه، هیچی به هیچکس نمیگی. فهمیدی؟ هیچی به هیچکس.
خیلی لطف کردی، آقای...
اشکالی نداره.
یادت نره چی گفتم.
ماردن هستم.
امهوم. باشه، وصل کن.
ویدون: لوگان این کارو کرده. کی؟
لوگان شارپ یه دختر رو کشته.
اون چیکار کرده؟ شما کی هستین؟
خیابان سنت جیمز ۱۱۰، آپارتمان ۳A.
اون دخترش بود. دیدیم که داشت از آپارتمان فرار میکرد. فهمیدی؟
اِه، صبر کن. میخوام یه مداد بردارم.
دوز و کلک درنیار!
سروان، در مورد این گزارش... چی شده؟
اِه، بعداً امضاش میکنم.
تا حالا دستگیر شدی؟ یک بار.
اتهامت چی بود؟ فاحشگی.
تیبز.
سلام.
چطوری؟
خوبم.
آره.
زیاد طول نمیکشه. یه کم دیگه.
امرو یکشنبهست. و تو یه خانواده داری.
خانواده؟ اون چیه؟
چیز خاصی میخوای بخوری؟ نه. یه چیز سبک. یه آبجو، همین.
هی، اِه... امشب بریم صدای لوگان رو بشنویم؟
میتونم پرستار بگیرم. باشه؟
امشب نه، عزیزم. من... من خستهام.
حرفمو شنیدی؟ آره، شنیدم. خستهای.
تو عصبانی هستی. نه، نیستم.
زیاد دیر نکنی، باشه؟ باشه.
ویرج، اِه... اتفاقی افتاده.
فکر کنم بهتره با هرب بری و یه نگاه بندازی. اشکالی نداره؟
اگه بگم آره، چی میگی؟
رفیقت، لوگان شارپه. ممکنه تو دردسر افتاده باشه.
برو بیرون.
چیزی پیدا کردی؟ باورکردنی نیست.
باشه، عجله کن.
استنلی؟ چی داری؟
هیچکس از وقتی رسیدیم نیومده و نرفته، قربان. از کیها بازپرسی شده؟
همه ساکنین دو طبقه اول. کارتر و لوی هم دارن طبقات بالا رو پوشش میدن.
متصدی تلفنخانه چیزی ندیده. پلههای اضطراری چی؟
نگاه نکردم.
وقت خوبیه برای شروع. بله، قربان.
ادی؟ جورج، برو اتاق نشیمن و اون لیوان رو بفرست آزمایشگاه.
و جان، توی آشپزخونه. بجنبید.
چیزی پیدا کردید؟
اوه، خیلی زیاد. اونم خفه شده.
کالبدشکافی همه چیز رو روشن میکنه. زمانش چی؟
تو که منو میشناسی. من هیچوقت حدس نمیزنم، مگر توی دادگاه.
چراغها روشن نبودن. به نظرت قبل از تاریکی بوده؟
همون بار اول شنیدی.
دویچ؟ دویچ، لطفا بیا رو خط. قطع.
بله؟ کنر هستم.
لوگان شارپ چی؟
خونهاشه. از ساعت ۷:۱۵ اونجاست. شاهد هم داره.
باشه. قطع.
کی اون تلفن رو زد؟
سوال همینجاست.
شما و شارپ سر و ته یه کرباس نیستید؟
شاید بهتر باشه از این یکی بکشی کنار.
ستوان، این فرش نو به نظر میاد. پر از این خردهریزها این دور و بر ریخته.
یه مقدار ببر آزمایشگاه. و اینجا، فکر کنم، کمی مایع منی هست.
جمعش کن.
اوه، ستوان؟
روی کاناپه هم کمی هست.
ستوان، روی روتختی هم مایع منی هست.
ثبتش کن. و یه تست اسید فسفاتاز بگیر. به نظر میاد جوی روز خیلی شلوغی داشته.
این اتاق اثر انگشتگیری شده؟ بله، قربان.
راهرو و پشتبوم رو هم بررسی کن.
ادی، جو رو با خودت ببر. مفهوم شد.
«کلیسا در دنیای مدرن». ها! این زنیکه؟
متعلق به لوگان شارپه.
«انسان چیست که به یادش هستی؟»
«و همه چیز را زیر پاهایش گذاشتی.»
«گوسفندان و گاوها، همهی آنها.»
«پرندگان آسمان و ماهیان دریا.»
اما انسان هوا را آلوده کرده.
و شهرها را به تباهی کشانده.
و ما در قبالش چه کار میکنیم؟
پولمان را کجا خرج میکنیم؟
خب که چی، اگه همه بچههامون برن مدرسههای نوساز و پنج میلیون دلاری؟
اونا چی میتونن از معلمهایی یاد بگیرن که زبانشون رو نمیفهمند؟
از معلمهایی که ترجیح میدن جای دیگهای باشن.
معلمهایی که به کس دیگهای پاسخگو هستند؟
میگن من واعظ سیاسیام. بهتون هشدار میدن که به حرفام گوش ندین.
اما کلمه "سیاست" چیه؟ معنیش چیه؟
بریم سراغ فرهنگ لغت. یونانیه.
یعنی "مربوط به شهروند".
و شهروند چیه؟ شهروند یک انسانه.
و اگه یک انسان و رفاهش
توی قلمرو یکی از خادمان خدا نباشه، پس من ازتون میپرسم، چیه؟
به لحظات حساس رسیدهایم. چند روز آینده
موفقیت یا شکست طرح شماره چهار رو تعیین میکنه.
حالا، من قرار نیست خودمو گول بزنم. اگه موفق بشه، پایان نیست.
این آغازه، یک شروع، یک قدم اولیه است.
من در نهایت دوست دارم حاکمیت محلی رو ببینم.
در تمام زمینهها به جز مدارس.
اگه خودمون برای خودمون کاری نکنیم،
هیچکس برامون انجامشون نمیده.
خشم کاری از پیش نمیبره.
آرا میتونن.
بیایید دعا کنیم. (صدای آرام ارگ)
خداوندا، به ما بیاموز خودمان را دوست بداریم تا بتوانیم دوست داشته باشیم.
به ما بیاموز به خودمان احترام بگذاریم تا دیگران به ما احترام بگذارند.
و ای پروردگار عزیز،
این پیروزی اولیه را به ما عنایت کن.
آمین. همه: آمین.
به نظر میاد شب آرومی در پیش داری. تا اینجا خوب پیش رفته.
امیدوارم بعد از شمارش آرا هم همینقدر آروم بمونه.
زن: بله به طرح شماره چهار. کمکی از دستم برمیاد؟
این مرد رو از کی میشناسید؟
۱۸ سال.
اگه پول کمک هست، نمیخوایمش. نظرتون چیه چندتا پوستر بزنید؟
کمک میکنه گرفتگی روماتیسمتون باز بشه.
نه، تمبر هدر نده. ما ماشین زرهیمون رو میفرستیم بیاد دنبالش. آنجلو!
اوه اوه. ترسیدم زیادی بحثبرانگیز شدم. چطورید؟
بد نیستم. موعظه خوبی بود، لوگان. ممنونم. والری کجاست؟
ایشون ستوان کنر هستند، اداره قتل. بازرس دویچ، اداره قتل.
کشیش لوگان شارپ.
مناسبت چیه؟ جوی.
جوی؟
جوی استرجس؟ آره.
جای بهتری هست که بتونیم حرف بزنیم؟ حتماً. از این طرف.
ما از پس تبلیغات تلویزیونی برنمیایم. باید کاری کنی که پوشش خبری رایگان بگیری.
مثلاً روی سرت بالای یه کابلکار وایستی یا همچین چیزی.
الو؟ مرد: کشیش، من پیداش کردم.
جوی... اتفاقی برای جوی افتاده؟
اون امشب مرده پیدا شد. به قتل رسیده.
اوه! چطور... چطور... چطور اتفاق افتاد؟
فجیع.
فکر کنم بهتره به یه وکیل زنگ بزنی، لوگان.
حالا. برای... برای چی؟
فکر کنم بهتره کفشهاش رو چک کنیم.
اشکالی نداره؟
نه، البته که نه.
دو جفت دیگه هم توی کمد اتاق خواب هست.
میرم میارمشون.
همه چی رو از کمد دربیار. بذار روی تخت.
یه نفر گفت تو رو دیده. به ما زنگ زد.
کی؟ نمیدونیم.
No comments yet. Be the first to leave one.