200 dòng đầu tiên.
حالا، این منطقه تقریباً همونجوریه که بوده
وقتی سرخپوستا توش پرسه میزدن
همهش به خاطر سیستم
پارکهای ملی این کشوره، سناتورها
توی سیستم پارکهای ملی خیلی تلاش میشه
تا از حیات وحش محافظت بشه
و جنگل در برابر هزاران کمپکنندهای که هر سال میان اینجا حفظ بشه
میدونم نظر من خیلی اهمیتی نداره
اما فکر میکنم اگه تجاوز بیشتری به این حریم بشه
به این محوطههای پارک
زیبایی طبیعیِ
چیزی که دارین میبینین رو نابود میکنیم
اگه دولت بتونه یه جوری مدیریت کنه
که از این مناطق محافظت کنه
ممکنه بتونیم این چشماندازِ خاصِ
و کاملاً آمریکایی رو برای همیشه همینطوری نگه داریم
اصلاً فکر نمیکردم برسی
گزارشهای «کلی» رو با هیچچی توی دنیا عوض نمیکنم
خب، این بزرگترین
جمعیتِ بعد از فصلیه که تا حالا داشتیم
با این پرسنلِ خیلی کم، اصلاً امکان نداره
بتونیم از پسش بربیایم
چیزی که «کلی» نگرانشه اینه که تعداد کوهنوردهایی که
چادر زدن، از راکونهای توی جنگل بیشتره
خب، حالا همه برین برای گشتزنی
راهی نداره که بتونیم حواسمون
به تمام اون کوهنوردها باشه
فقط باید تمام تلاشمون رو بکنیم
خیلی خب، هر کسی میدونه کجا باید بره
پس بزنین بریم
کلی
معذرت میخوام
پذیرفته شد
من میرم سمت منطقهی R4
میدونی، شاید بهتر باشه دوتایی بریم
اون بالا خیلی شلوغه، کِل
هی، بیخیال
کمک لازم دارم
خب ببین، «هیز» زنگ زده گفته مریضه
واسه همین به «گیل» اینجا نیاز دارم
تا کمک کنه اوضاع رو کنترل کنیم
اوم-هوم
تلاشمون رو کردیم
ببین، بعداً برای شام باهات حرف میزنم
گری
خب دخترا، معطل نکنین
میدونم فصل تموم شده
اما دلیل نمیشه شل بگیریم، نه؟
اگه شکایتی بابت سرد بودن غذا شنیدین
میخوام بلافاصله بهم بگین
بابا
اونا چیه؟
فکر کنم قبضهای پرداخت نشده باشن
اوه، حتماً گذاشتمشون توی کشوی اشتباهی
همین الان بهشون رسیدگی میکنم
داشتم لیست شرابها رو نگاه میکردم
میدونی که اصلاً قیمتها رو درست حساب نکردی
ببین چقدر داری هزینه میکنی
میدونم چقدر هزینه کردم
خب؟
خب، شراب خوب با قیمت مناسب
مشتری رو دوباره برمیگردونه
اونا هم دارن برمیگردن
میدونم فصل خیلی خوبی داشتی، ولی این
«آلیسون»، تو دو هفتهی گذشته داشتی سعی میکردی
توی ادارهی کسبوکارم بهم کمک کنی
اینطور نیست
بابا، هر مردی به یه دستِ کمک نیاز داره
بهم گفتی داری میای اینجا
تا از تغییر فصل عکس بگیری
خب، گرفتم، الانم دارم همین کار رو میکنم
تا الانم داشتم همین کار رو میکردم
آره، ولی چک کردنِ کار و بارِ پیرمردت
کمکی نمیکنه که به مهلت تحویلت برسی
کلاً شاید یکسومش مونده باشه
شاید سی یا چهل تا عکس دیگه بخوام
یادداشتِ ناشرم به دستم رسید
اون منتظر میمونه
آلیسون
چرا یه کتاب راهنما نمینویسی؟
«چطور از مسئولیت فرار کنیم»
اوه لعنتی، قرار بود ببینمت
کلی، متاسفم
خب، بیا بریم
میبینمت، والت
خیلی لطف کردی که اومدی دنبالم
واقعاً ممنونم
خب، باید عصبانی باشم
آخه گفتم میبرمت بگردونمت
ولی ممکنه بهم نیاز پیدا کرده باشن
من اینجا آدم مهمیام
اعتراف میکنم، گناهکارم
میدونی مشکل چیه؟
مشکل اینه که تو لوسی
بابات هم اینطوری بارت آورده
چند وقته منو میشناسی؟
اوه، چند هفتهست
پس چرا الکی قضاوت میکنی؟
منظورم اینه که «لوس» کلمهی خیلی سنگینیه
اول از همه، من احساس لوس بودن نمیکنم
احساس میکنم بهم نیازه
منظورم اینه که بابا داره بیشتر از توانش کار میکنه، واسه همین
یه جورایی بین کارم و پدرم گیر کردم
میدونی، فکر کنم پدرت از پسِ کارِ خودش برمیاد
تو باید نگرانِ کارِ خودت باشی
یه جوری همیشه از پسِ کارهام برمیام
وقتی برگردم، «مل» میخواد سنجاق سینه انجمن برادریش رو بهم بده
شوخی میکنی
عالیه
آره، ولی نمیدونم واقعاً میخوامش یا نه
خب، واقعاً خوبه که زدیم بیرون
تا یه کم حرفهای دخترونهی قدیمی بزنیم
فکر کنم میخوام گیاهخوار بشم
و با طبیعت زندگی کنم
شک نکن که حسابی پاکسازی میشی
بالاخره
باورم نمیشه که بالاخره رسیدیم
حتماً امروز ۱۰ مایل پیاده راه اومدیم
باید یه فکری به حال این بکنیم
میخوام بشینم و این پوتینها رو دربیارم
آره
خیلی بهترم
آره
اون چیه؟
یه چیزی اونجاست
هی
ترسوندیمون
ببخشید، قصدم این نبود
چه خدمتی از دست ما برمیاد؟
خودتون رو تو دردسر نندازین
چه جور دردسری؟
خب، فقط ریسکهای غیرضروری نکنین
این منطقه خیلی گولزنندهست
شما دخترا چقدر قراره اینجا باشین؟
به زودی میریم
دقیقاً بعد از غذا خوردن
یادتون نره که قبل از رفتن
به ایستگاه محیطبانی سر بزنین
نگران نباشین، قبل از تاریکی هوا برمیگردیم پایین
گری
بیا، پسر
خب، بهتره بجنبیم
هوا خیلی سریع تاریک میشه
راست میگی
تو چادر رو برپا کن، منم آتیش رو روبهراه میکنم
باشه، ولی من اول باید برم
هر وقت نوبت جمعوجور کردن میشه
تو همیشه باید بری
الان برمیگردم
اوم-هوم
جون؟
جون؟
مگان
نه
تو هیچوقت دست از عکاسی برنمیداری، نه؟
بیشترِ عکسهایی که میگیرم رو استفاده نمیکنم
زاویهی اشتباه، نورِ بد
چهرههای نامناسب
نه، چهرهها هیچوقت اشتباه نیستن
یادت باشه، هر صورتی یه داستانی داره
اوه جداً؟
این صورت بهت چه داستانی میگه؟
تو یه آدمِ توداری
همهچی رو پشت اون فکِ منقبضت مخفی میکنی
یه روزی بالاخره میشکنه
ببین، همین الانم داره تَرَک برمیداره
چطوری، تام؟
هی
کجا داری میری؟
بالا، سمت R4
دو تا دختر گم شدن
اوه؟
بیا بریم
گفته بودن قبل از غروب برمیگردن
هنوز نرسیدن
آه، دیگه نمیرسن
خورشید تا چند لحظه دیگه غروب میکنه
هی، میخوای باهاش بری بالا؟
آره
ما پشت سرت میایم، تو برو
گری
اونا اون پشت بودن، بعد از کلبه
شاید صد، صد و پنجاه یاردیِ اونجا
بیا بریم تو
هی، صبر کن تام
من میرم این کلبه رو چک کنم
این دیگه چه کوفتیه؟
چیزی پیدا کردی؟
نه
تو چی؟
نه، هیچی
تام؟
بله؟
چقدر اومدی پایین؟
حدود یکچهارم مایل از کلبه فاصله دارم
اینجا هیچی نیست
نمیتونم تشخیص بدم خرسی از اینجا رد شده یا نه
خب، به گشتن ادامه بده
حله، تمام
بهتره به گشتن ادامه بدیم. کلی داره میاد
No comments yet. Be the first to leave one.