200 dòng đầu tiên.
اوه. ممنون
مرسی
کسی بهت دستدرازی کرد؟ نه، اون مال ایتالیاست
تو ایتالیا هر کاری ازشون برمیآد. جدی؟ پس تو فرانسه چی کار میکنیم؟
هی، باید بگم، اینجا بهترین جاییه که تا حالا بهش رسیدیم
همچین جای توپی نیست ولی لنگه کفش تو بیابون غنیمته
هی، چطوره... چطوره یکی دو روز اینجا بمونیم؟
نه. فکر کنم تو هفته اول باید تا جایی که میتونیم جلو بریم، نه؟
منظورم اینه که اگه الان راه بیفتیم و ناهار رو بیخیال شیم
تا شب میرسیم به سن لوویه
هی، به نظرت فرانسویه؟ هوم؟
آره، لابد هست
اوه، عجب تیکهایه
اوه، اون... حتماً فرانسویه
منظورم اینه که... تیپش که اونجوریه
تو چی فکر میکنی؟
لبخند بزنید، لطفا
خجالتی هم هست
کتی... سن لوویه؟
اونجا
کلی راهه! نه. دورتر از اونجایی که دیروز رفتیم نیست
اگه بخوایم توقف کنیم هیچ جایی نیست! حتماً چند تا جا هست که توی نقشه نیست
باشه، هر چی تو بگی
خب، یالله راه بیفت. با اینجا نشستن که چیزی از کشور رو نمیبینیم
اوه، واقعاً؟
خب. پس حاضری؟
اوم-هوم. اوه، اِم... میخوام برم دستشویی
تو هم میخوای بری؟ نه، من منتظر میمونم
آره. فکر کنم منم منتظر بمونم. خوشم نمیاد از اونجا. مخصوصاً بعد از دیروز
خب، من که بهت هشدار داده بودم، نداده بودم؟
فکر کردم شوخی میکنی. منظورم اینه که... ایستاده
خیلی تیکهی دندونگیریه
کتی، صداتو شنید
تعجب میکنم الان دارن چی کار میکنن؟ هوم؟
تو بیمارستان. اوه، سرپرستار الان داره گشت صبحگاهیش رو میزنه
آن رفت اسپانیا. اوم، میدونم
خودش و یه دوست دخترش و اون دوست پسرش
همون که دماغش بزرگ بود
آره، اونجا یه قایق دارن. واقعاً؟
این کل روز رو وقت میگیره. خب، ما هم همین رو داریم، کل روز رو
به هر حال، کشور فوقالعادهایه
به طرز فوقالعادهای خستهکننده
به نظرت داره تعقیبمون میکنه؟ اون زودتر اینجا بود
فکر کنم از تو خوشش اومده. اوه، واقعاً که، توروخدا ول کن
اینجایی که داریم میریم، اِم، سن لوویه
هوم. شهر بزرگیه؟
بستگی داره منظورت از بزرگ چی باشه
خب، اِم
یه کافه، با ده نفر آدم
آره، و یه دستشویی فرنگی
هی، لاندونِ باحال
میتونستیم یه مدت تو اون دهکده عقبی بمونیم
نه، خیلی با همه جا فاصله داره
یه جای دیگه جلوتر پیدا میشه. حتماً هست
لازم نبود جلوتر باشه. منظورم اینه که دو تا جا بود که میتونستیم توقف کنیم
قرار نیست هی توقف کنیم. از اون مدل مسافرتها نیست
نمیدونم قرار بود چه مدلی باشه
منظورم اینه که فقط فرسخها جادهی تکراریه
هیچکس رو نمیبینیم. با هیچکس آشنا نمیشیم
کلاً دو روزه که راه افتادیم
خیلی خستهکنندهست! هیچ کاری نمیکنیم
میکنیم. مدام همینو میگی
وقتی برسیم به سن لوویه... خب، من به جایی که میخواستم رسیدم
چرا اینجا؟
به نظر مثل بقیه جاهاست
خستهام. خیلی خب، ولی فقط برای یه مدت کوتاه
جین؟ هوم؟
اون زایمان هفته پیش، همون سخته رو یادت هست
بچه مُرد، میدونی که
فقط یک روزش بود
گمان نکنم چیزی بفهمن
منظورم اینه که، چیزی حس کنن
وقتی فقط یه روزشونه، حس میکنن؟
چی شد که به اون فکر کردی؟
نمیدونم
یه همچین روزی
خیلی حیفه
حتی ازدواج هم نکرده بود
تا حالا به ازدواج کردن فکر کردی؟
هوم؟ اینکه با یه مَرد سر و سامون بگیری؟
آره، فکر کنم همهاش تهش به همین ختم میشه
خیلی همیشگیه
منظورم اینه که، هنوز کسی رو ندیدم که ازش خوشم بیاد
منظورم اینه که، نه اونجوری، هنوز کلی کار هست که میخوام انجام بدم
کتی؟
کتی، باید راه بیفتیم
هنوز کلی راه مونده. باید همین الان بریم
بهت گفتم که، خستهام. ای بابا، راه بیفت دیگه
ببین، تو میخواستی توقف کنیم و کردیم. استراحتت رو کردی
هنوز خستهام
تازه، خوشم میاد اینجا زیر آفتاب دراز بکشم
خب... واسه همین زدیم به جاده دیگه
نمیتونیم کل روز رو اینجا دراز بکشیم. چرا که نه؟
چون نمیشه! فرسخها با همه جا فاصله داریم
این ایده تو بود
که از جادههای اصلی نریم تا فرانسهی واقعی رو ببینیم
کتی، هنوز راه درازی پیش رو داریم
و اصلاً دلم نمیخواد بعد از تاریکی توی جاده باشم
کتی، همین الان باید بریم! مجبور نیستیم هیچجا بریم
این تعطیلات مال منم هست، همونقدری که مال توئه
اگه بخوام یکم از وقتم رو زیر آفتاب دراز بکشم، خب میکشم
از اینکه بهم دستور میدی خسته و بیزار شدم
دستور؟ آره دستور، دستورهای لعنتی
"نمیتونیم اینجا وایسیم. باید بری اونجا."
هنوز یه جا ننشستیم، راه میافتیم برای جای بعدی
مسیر رو با هم برنامهریزی کردیم. آره
ولی وحی منزل که نیست، هست؟
منظورم اینه که، میتونیم برنامهها رو عوض کنیم، مگه نه؟
من خستهام، و میخوام اینجا بشینم تا خستگیم در بره
اگه خوشت نمیاد میتونی بری. بدون من برو
اوه، انقدر احمق نباش! چطور میتونم این کار رو بکنم؟
بهت میرسم
تنهایی چقدر میتونی بری؟ سن لوویه کلی راهه
دهکدههای دیگهای هم هست
خودت اینو گفتی
کتی، شاید نباشه
اونوقت، برمیگردم
اوه، فهمیدم. پس کل قضیه سرِ اینه، نه؟ اون مَرده اون عقب؟
اوه
حالا کی داره احمقبازی درمیاره؟ اصلاً مگه چیه؟
اومدیم اینجا که خوش بگذرونیم، حال کنیم
من که راهبهی لعنتی نیستم، میدونی که
دوست دارم هر از گاهی با آدمها حرف بزنم
و تو اصلاً همصحبت خوبی نیستی
اوه، متاسفم. متاسفم که همصحبت خوبی نیستم
شاید اصلاً از اول نباید با هم میاومدیم مسافرت
شاید نباید میاومدیم. تو اصلاً حال نمیدی. همه چی رو خراب میکنی
اوه، تو هم همچین مایهی نشاط جمع نیستی، میدونی که
از وقتی رسیدیم اینجا یه بند داری نق میزنی
یا خیلی گرمته، یا خیلی خستهای، یا از غذا خوشت نمیاد
چرا نمیری؟ فقط برو
آره، فکر کنم برم. دقیقاً همین کار رو میکنم
معلومه که به من نیازی نداری. اون پاهای گندهی چاقت رو از سر راه بردار
خب، من رفتم. برو دیگه، برو! دلم واست تنگ نمیشه
خداحافظ! سفر لعنتیت به سلامت
اوه
روز بخیر خانم
اِم
یه شربت آبلیمو، لطفا
لیمو؟
مرسی خانم
ببخشید؟
تنهایی؟
شما؟ تنها؟
تنها؟ آه، آره، آره، تنهام
خانم، این جاده، خیلی بد
آه
جادهی بد
هان؟
جادهی بد
جین؟
خودتی، جین؟
صبر کن! لطفا
خدای من، نه
کتی؟
کتی؟
کتی؟
اِم
دنبال دوستم میگردم
دوستم. اِم
اون، اِم، دختری که باهام بود
فکر کنم بهتره انگلیسی حرف بزنیم
دوستتون؟
بله
همون دختر مو بلونده؟
بله. با هم دعوامون شد و من اینجا ولش کردم
و حالا اینجا نیست؟
شاید خودش رو ازت قایم کرده؟
که بهت یه درس بده
اگه مایل باشید میتونیم، اِم... اوه، نه، لطفا زحمت نکشید
مطمئنم برگشته به دهکده
شما دیدینش؟
نه
نه، ولی، اِم
احتمالاً بعد از اینکه من رد شدم
ممکنه
اوه، اینو جا گذاشته
پس بهتره بهش برگردونیم، هوم؟
بیا، من میبرمت
نه، اصلاً مشکلی نیست. من دوچرخهام رو دارم... نه، نه، زحمتی نیست. اصلاً زحمتی نیست
بذارش همونجا، بذارش همونجا. اینطوری خیلی سریعتره
راستی، اسم من پُله. اسم تو چیه؟
جین. جین
شانس آوردم که برگشتم
چرا برگشتی؟
یهویی شد. من کلاً آدمِ یهویی هستم. منو سفت بگیر
بشین. من سوال میکنم
چی گفت؟
ندیدتش، ولی خب بیشتر وقت رو داخل بوده
خب، دیگه چی گفت؟
خب، اِم
از این طرف برنگشته
بیشتر از یک ساعته که اینجا نشسته و کسی رو ندیده
نوشیدنی میخوری؟
اوه، آره
اون از اون طرف رفته. من حتماً میدیدمش
اون خانم حتماً اشتباه میکنه. کتی باید از اینجا رد شده باشه
وقتی همین الان داشتی باهاش حرف میزدی، کلمهی "مُرت" رو به زبون نیاورد؟
تو فرانسوی یعنی قتل، مگه نه؟ منظورش چی بود؟
لهجهات افتضاحه
No comments yet. Be the first to leave one.