200 dòng đầu tiên.
سرزميني وجود دارد ...که غصه در آن جايي ندارد
و در آنجا حتي افسردگي .يک احساس شاد است
سرزميني که در آن موجودات ...آبي کوچکي زندگي ميکنند
.که قدشان اندازه سه سيب است...
...اين سرزمين در اعماق جنگلي جادويي است
و به دور از يک روستاي .قرون وسطي پنهان است
اغلب مردم گمان ميکنند ...اين سرزمين ساختگي است
و تنها در کتابها يا .تخيلات کودکان يافت ميشود
.خب، ما نظر ديگهاي داريم
!آره، بجنب
!ميريم تو جنگل
!بچهها آمادهي فرود
.اوه، آره، خيلي هيجان داره
...الان ما رو ميبينيد
.حالا نميبينيد
!اوه، آره
:ترجمه و زيرنويس به صورت شنيداري و حسين غريبي Ali.N M@ster
.من عاشق "توت اسمارف" هستم
.هي، آبيها براي منه
"جشن ماه آبي"
.اوه، براي تمرين دير کردم .خيلي دير شده
در دهکدهي اسمارفها ...تک تک اسمارفها
.وظيفهاي بر عهده دارند
.اوه، نزديک بودا - ."ببخش، "ماهر -
،"اشکالي نداره، "دست و پا چلفتي !اگه تو نبودي بيکار ميشدم
...که باعث ميشود بين اسمارفها وحدت
.سلام، "نانوا"، کلوچههاي خوبيه - .مشکلي نيست، چلفتي -
.و همدلي وجود داشته باشد - .شرمنده، بچهها -
..."چه اسمارف "ماهر" چه "بنا" چه "نانوا ."سلام، اسمارف "راوي -
سلام، چلفتي، داشتم براي ...جشن ماه آبي تمرين ميکردم
...هوم، پيتزا - ."سلام، اسمارف "آشپز -
!چلفتي
همين الان پيتزاي آماده طبخ !اختراع کردم. چه ابتکاري
....سلام، چلفـ - .سلام، بچهها -
."سلام، "شوخ - .سلام، چلفتي -
حالا کي دست و پا چلفتيه؟
اگه اسمارف رو با گاو پيوند بدي، چي بدست مياد؟
!پنير آبي .برات يه هديه دارم
.ممنون، شوخ .ديرم شده بايد برم تمرين
...ولي... صبر کن
."سلام، "غرغرو ."سلام، "شجاع
!هي هي، کجا با اين عجله
صبر کن ببينم، مگه اين تمرين براي جشن ماه آبي نيست؟
.من کارهاي نيستم، چلفتي .اسمت توي فهرست نيست
.غرغرو، ايناهاش اسمم اينجاست
...راست وَگوئه ".زير "چلفتي رو راه ندهيد
مشخصه که شما دو تا فاقد ...فن بيان لازم
.براي توضيح مختصر اين مسئله هستين
.باز شروع کرد
ببين، چلفتي، بقيهي اسمارفها ...نميخوان با تو برقصن
به خاطر ترس از... مودبانه .بخوايم بگيم... شکستگي
آخه چرا بايد همچين فکري بکنن؟
.جاش رو صورتتون کبود و آبي ميشه
.عاليه، خيلي زيباست
.اوه، چه جذاب
!کات، کات، کات
!تمرين رقصه، نه دومينو
!اوه، چروک
.خب ديگه، تنبل بازي رو بذارين کنار
با اين که زندگي در دهکدهي .اسمارفها خوش و خوب است
اما حتي آفتاب و پروانهها هم .ابرهاي تيرهاي دارند
و اين ابر سياه براي اسمارفها ...يک اسم دارد
.گارگامل"، جادوگر پليد"
¶ لا لا لا لا لا لا ¶
¶ بخون يه آواز شاد ¶
¶ لا لا لا لا لا لا ¶
¶ خيلي غلطه اين کار ¶
.من "بابا اسمارف" هستم
من رئيس يه عدهي ...کوچيک از موجودات آبي هستم
من با 99 پسر و يه دخترم .تو جنگل زندگي ميکنم
کجاي اين عجيبه؟ .نه خير. کاملاً عاديه
،اوه، منم "اسمارفت" هستم .و فکر ميکنم خيلي خوشگلم
و من به گارگامل خيانت کردم .و اصلاً برام مهم نيست
...و همه چيز گل و بلبل هست
.اما اين خوشيها ديري نميپايد
.گفتم اين خوشيها ديري نميپايد
.عزرائيل"، نوبت توئه"
نوبت توئه که .به اين جونورهاي پست چنگ بزني
يه جور خشم برافروختهي .سرشت پليد گربهاي
.خوبه، بيشتر
.هي، ديگه جو نگيردت .فقط همين عروسکها رو دارم
.اسمارفها منو تسخير نکردن !دستت درد نکنه
آخه نميتونم هر دقيقه از هر روز .به اين جونورهاي پست فکر نکنم
.چون بهشون احتياج دارم
تنها با به دام انداختن اين فسقليها ...و استخراج جوهرهي کوچيک شاد اوناست که
...بالاخره جادوي من
.لغزشناپذير نه
.شکست ناپذير ميشه، بله. متشکرم
.من قدرتمندترين جادوگر دنيا ميشم
.خوبه، ولي داري بهش آب و تاب ميدي .بهش آب و تاب نده
اوه، جادوگر بزرگ؟
.بله، اسمارفت کوچولوي بدترکيب حقهباز دروغگو
بعد از اين همه سال که به دنبال اسمارفها بودي الان چطور ميتوني اونا رو پيدا کني؟
.اوه، خوب شد که پرسيدي، عزيزم
...ميدوني، من يه نقشهي جادويي دارم
که بهم نشون ميده ميوههاي .اسمارف دقيقاً کجا رشد ميکنن
حالا با استفاده از قدرت شگرفم .خودمون رو به صورت جادويي به اينجا منتقل ميکنم
.بيا، دوست کوچولوي ماهيخوار من
!عاليه
خداي من، عزرائيل، تو پسري؟
.واقعاً به اين جوهرهي اسمارف احتياج دارم
.امسال هم زمان ماه آبي رسيد
،وقتشه کمي جادو اسمارف کنم ...الهامي از آينده ببينم
.و ببينم در آينده چه چيزي نهفته است
.بايد معجون الهام رو دقيق درست کنم
.زمان ماه آبي، جادو قويتر از هميشه است
،فعلاً که همه چيز خوبه .پر از لبخند و توتهاي اسمارف
،چلفتي ساکت يه جا نشسته .اين هميشه خبر خوبيه
چوبدستي اژدها؟
!چلفتي
نه، چلفتي من، چيکار کردي؟
.سلام، بابا - !اوه، چلفتي -
حالت خوبه؟ - .بله، خوبم -
چرا براي تمرين جشن ماه آبي نرفتي؟
...اه، آخه دو نفر صورتشون مشت خورد
براي همين گفتم بيام مرهم ...ريشهي اسمارف بسازم
.ببرم تا صورتشون ورم نکنه
بابا، ريشههاي اسمارفت .تموم شده
.ميرم چند تا مياسمارفم
نه! اون زمينها به قلعهي .گارگامل خيلي نزديکه
.خودم ميرم ريشهي اسمارف ميارم
تو داخل دهکده بمون تا دردسر درست نشه، متوجه شدي؟
.باشه، هر چي شما بگي
.الهامها هميشه حقيقت داشتن
نميتونم بذارم اين اتفاق .براي اسمارفهام بيافته
".توي دهکده بمون، چلفتي"
،اين ريشههاي اسمارف رو ببين .وقتي ببينن بهم افتخار ميکنن
.بذار ببينم... فقط چند تاي ديگه
...پيشي خوب... پيشي خوب
.گربهي خوب
.پس، اين طوريه
.نامرئيه ...اي آب زير کاهها
.صبرکن، صبر کن
.شايد خطرناک باشه
عزرائيل... زندهاي يا مُرده؟
خب، توي الهامت چي ديدي، بابا؟
.هيچي
.مثل هميشه... همه چيز روبهراهه
...عاليه! امسال هم لازم نيست نگران
...اون جادوگر بدجنس - !گارگامل -
.ميدونم منظورش کيه، چلفتي
.نه، نه، خود گارگامل
فکر کنم به طور اتفاقي .اونو به دهکده راه دادم
.فرار کنين
!همگي فرار کنين
!برين سمت جنگل، اسمارفها
."آژير خطر رو بزن، "ديوانه
!هي، گربه، عزرائيل .ويا اي طرف. ويا
.قابلي نداشته بيد، چرمنگ
!بابا
"توت اسمارف اضطراري"
.اوه، بابا
تلههاي کوچولوي بچگانهي تو .روي من کارساز نيست
.براي من سرگرميه
اين يکي هم بچگانه بود، گارگامل؟
.شايد اين قضيه تموم بشه
،ميتونم کارمو جبران کنم .فقط کافيه فکر کنم
!خودشه
.همگي دنبال من بيايد
"از اين طرف نرويد"
.چلفتي، داري راه رو اشتباهي ميري
.داره ميره طرف آبشار ممنوعه - .اونم زمان ماه آبي -
،عجله کنين، اسمارفها .بايد نجاتش بديم
خدا بگم چيکارش کنه! يه بار خواستيم .جشن بدون مشکل برگزار بشه
!چلفتي - .تو هچل افتاديم -
.يه راهنمايي ميکنم
شما اين تابلوها رو ميخونين؟ - .تو بد هچلي افتاديم -
.اين آخرش منو به کشتن ميده
.با همهي 99تامون داشت اين کارو ميکرد
.اين اصلاً خوب نيست
!کمک
.اوه، خب، سعي خودمون رو کرديم .بياين بريم
خودته سفت وگير. الان يه .پل اسمارفي وسازيم وياريمت بالا
.پل اسمارفي رو بيارين پايينتر
ببخشيد، نميشه به اين گفت ...پل اسمارفي، در حقيقت زنجيرهاي از
."اسمارف شو، "باهوش
!ماه آبي - !خداي من -
چه اتفاقي داره ميافته، بابا؟
!اوه، نه، الهام
.مواظب حفره باشين - .نه، تقريباً گردابه، يا يه دروازه -
!دهنت رو اسمارف کن ...اين حفره است
!اوه، نه
انگار به چوبدستي گير کردين، ها؟
.حالا، شما کوچولوها مال من ميشين
.اين دفعه رو کور خوندي، گارگامل
چهت شده؟ - .چقدر... خفن... بيد -
.وياين يه دور ديگه وريم - .اسمارفت رو از دست دادي؟ نزديک بود بميريم -
.حتي خيس هم نشديم
اينجا کدوم قسمت از جنگل جادوييه؟
...طبق محاسبات من
.اوه، چقدر لزجه
.فکر نکنم ديگه تو دهکدهي اسمارف باشيم - .اوه، خداي من -
،اسمارفها .بهتره يه نگاه به اينجا بندازين
مگه چيه؟ - چرا حرف اينو گوش ميکنيم؟ -
همين الان ما رو کشوند .به يه حفرهي گنده
.حفره نبود، گرداب بود
چرا راحت سنگ رو دور نميزنيم؟
!اوه، اسمارف من
يعني کدوم اسمارفي هستيم؟
،بالاي رود اسمارفي بدون پارو .همين جا بيد
No comments yet. Be the first to leave one.