Airport '77

Airport '77

Tải xuống Phụ đề Farsi Persian

Thông tin phát hành

rusted-airport 77 1977 remastered 720p bluray x264
Bình luận bởi warez
Translated subtitle from English to Persian Airport '77 1977 زیرنویس فارسی فیلم

Tags

bluray
Được xuất bản vào: 2025-11-21
Lượt tải xuống: 20
Khiếm thính: No

Xem trước phụ đề Farsi Persian

200 dòng đầu tiên.

حالتون چطوره، آقای استیونز؟ خوشحالم دوباره می‌بینمتون

بهتره یه کم از اون فیلم رو برای افتتاحیه رسمی نگه داری

قراره یه جشن حسابی بشه

آقای استیونز، این خونه کِی ساخته شد؟

پدرم سال ۱۹۱۶ شروع کرد. چهار سال طول کشید تا کامل شه

ایده تبدیل این ملک به موزه، کار کی بود؟

ایده من بود. همیشه دلم می‌خواست جایی داشته باشم

که مردم بیان و بازدید کنن، یه کم استراحت کنن و به چیزهای زیبا نگاه کنن

چند وقته دارین کلکسیون جمع می‌کنین؟

خب، بذارید ببینم. من...

فک کنم تمام عمرم مشغول جمع‌آوری بودم

اولش که بچه بودم تمبر جمع می‌کردم. بعد فروختمشون

بعد شروع کردم به جمع کردن دوچرخه

بعد دوچرخه‌ها تبدیل شدن به ماشین‌های قدیمی، و بعدش...

بعد یه روز این نقاشی رو دیدم

یه رنوار بود. حدس می‌زنم همون کار خودشو کرد

این منو به یه نقاشی دیگه کشوند و بعد یکی دیگه

و یکی دیگه، و بعد از این همه سال

حس کردم وقتشه که کلکسیونم رو با

هر کسی که ممکنه ازش لذت ببره، شریک بشم

من اونو تقدیم مردم می‌کنم.

آیا باور دارید که نمونه اولیه هواپیمای مدیریتی‌تون

صنعت هواپیماهای شخصی و تجاری رو متحول می‌کنه؟

قطعاً همین‌طوره.

آیا لیستی از مهمون‌ها رو دریافت می‌کنیم

که برای مراسم افتتاحیه به اینجا دعوت کردین؟

همه‌تون قبل از رفتن یک بسته‌ی مطبوعاتی دریافت می‌کنین.

در مورد هواپیمایی که مهمون‌های شما رو میاره اینجا چی، آقا؟

ما خیلی در این مورد کنجکاویم. هواپیما رو وقتی که برسه می‌بینید.

فکر می‌کنم همه‌تون موافق باشید که ما این مهمون‌ها رو به بهترین شکل آوردیم.

برج دالاس، اینجا ۲-۳-سیرا-هوی. ما در ۳۰۰۰ فوت برای فرود V.F.R. هستیم.

چراغ‌های اضطراری؟ خاموش.

چراغ راهنما خاموش. رادیوها؟

خاموش. باشه.

خیلی خب، آقایون، هواپیما برای امشب کاملاً آماده‌ست.

ببخشید دیر رسیدم سر اون پمپ‌های تقویت، دان.

مهم نیست. بعداً می‌بینمتون بچه‌ها.

چرا گفتی؟ اون که متوجه نشد.

شوخی می‌کنی؟ به نظرت استیونز چرا یه همچین کسی رو استخدام کرده؟

اون همه چیز رو می‌بینه.

خب؟ چطور بود؟

عالی بود، عالیِ عالی. کاملاً بی‌نقص عمل کرد، استن.

باید هم که عالی باشه. من تقریباً یه سال تمام رو صرفِ رهبری این پروژه کردم.

حالا که استیونز به اون ماشین رؤیاییش رسیده

می‌تونی برگردی به اون زندگی مدیریتیِ باحال.

با اون ناهارهای دو ساعته، و یه کمی گلف تو عصر.

من گلف بازی نمی‌کنم! نه؟

ضمناً، کار تا وقتی که این فسقلی رو امشب برسونیم پالم بیچ، تموم نشده.

درسته. نمی‌خوای روشنش کنی، نه؟

چی؟ اوه، نه، نه. من سیگارو ترک کردم.

آهان. خب، منم... دارم ترک می‌کنم.

پرواز ۳۴ شرکت تی.دبلیو.ای اکنون از گیت ۲۶ حرکت می‌کند.

مسافر دوپری، لطفاً گوشی تلفن سفید رو بردارید

تمام مسافرانی که بلیت پرواز ۱۰ پن امریکن رو دارند

باید در هواپیما باشند.

پرواز شماره ۳۶ تی.دبلیو.اِی هم اکنون به گیت ۷ می‌رسد

مسافر تراوتمن

لطفاً به دفتر فروش بلیط خطوط هوایی آمریکا مراجعه کنید

تمامی مسافرانی که بلیط دارند

پرواز شماره ۱۲ خطوط هوایی آمریکا، باید سوار هواپیما شوند.

چطوره؟ خوبه. تو چطور؟

باشه، خیلی ممنونم. ممنون.

به نظرت بار بیشتر ارزش داره یا خود هواپیما؟

خب، در این شرایط واقعاً پنجاه پنجاهه.

شرط می‌بندم ارزششون روی هم اندازه کل درآمد ملی تگزاسه.

لافیت-روتشیلد ۴۵. نمی‌دونستم از این چیزا مونده باشه.

بعد از امشب، چیزی باقی نمی‌مونه، کاپیتان.

بلیت‌های پرواز چهارِ پَن امریکن.

می‌توانید به سمت منطقه سوار شدن بروید.

جولی، ایو کجاست؟ می‌دونی، عزیزم؟

اون تو دفتره. ممنونم.

بعداً می‌بینمت. آره.

اوهوم

مشکل من ترس از پروازه. مال تو چیه؟

چرا فکر می‌کنی من مشکل دارم؟

خب، ما بیشتر از بیشتر آدمایی که تو ازدواجشون خوشبخت نیستن، با هم زندگی کردیم.

فکر می‌کنی نمی‌دونم کِی مشکل داری؟

فکر نکنم بتونی توی این یکی کمکم کنی.

من نمی‌تونم کمکت کنم؟ من نمی‌تونم؟

یادت رفته من یه خلبانم، نماد قدرت و امنیت!

ممکنه رعد و برق بزنه و صاعقه دور هواپیمام غرش کنه

اما وقتی اون آدم باابهت از کابین رد می‌شه

پیرزن‌های کوچیک هم دیگه تسبیحشون رو نمی‌چرخونن

و کف دست‌های عرق‌کرده به طرز معجزه‌آسایی خشک می‌شن

چون گالاگر پشت فرمونه.

هیچ آسیبی به هیچ کس نمی‌رسه.

تو داری به من می‌گی که نمی‌تونم کمکت کنم؟

چرا حرف زدن رو بس نمی‌کنی و بغلم نمی‌کنی؟

مطمئن نیستم بتونم یه دفعه دو تا کارو با هم بکنم.

سعی می‌کنی؟ باشه، سعی می‌کنم. آره.

ببین، گوش کن.

محشر نمیشد اگه بعد از جشن امشب...

اعلام کردیم که داریم ازدواج می‌کنیم؟

ام... آقای استیونز ازم خواستن دفتر ژنو رو تحویل بگیرم.

برای یک سال یا بیشتر.

و فکر می‌کنم شاید دوست داشته باشم امتحانش کنم.

خب، من میرم این مسیر پروازی نیویورک به پاریس و ژنو رو بگیرم.

اوه، خوبه. هفته‌ای یه بار یا شایدم دو بار می‌بینمت.

فکر نمی‌کنم از این محکم‌تر، پایه‌ای برای یه ازدواج شاد پیدا بشه.

من یه طلاق داشتم. این تو رو خاص نمی‌کنه.

چرا نمیتونیم همینجوری که هست ادامه بدیم؟ نه. نه، نه

نه، نه، نه، نه. چون من زن و بچه می‌خوام

لزوماً به همین ترتیب نه، ولی خب...

تا وقتی که تصمیمت رو نگرفتی، چرا من رو مهمون ناهار نمی‌کنی؟

آره.

تو بیشتر از من درمیاری. دنگی حساب می‌کنیم.

رفتن.

خوبه. بزن بریم. از برنامه عقبیم.

ممنون جولی. لیزا. چقدر خوشحالم که اینجایی.

فکر نمی‌کردم بیای. سلام.

منم همینطور. بنجی، تو ایو رو یادت میاد، مگه نه؟

سلام. سلام بنجی.

پدرت خیلی خوشحال میشه تو رو ببینه.

کاش این احساس دو طرفه بود. دارم به خاطر بنجی این کارو می‌کنم.

اون دلش می‌خواست پدربزرگش رو ببینه. خیلی ممنون.

تو دقیقاً شبیه پدرت هستی. منظورت چیه؟

لجباز! زن لجباز. اوه، ایو.

دوروتی، همه چیز رو برداشتی؟

بله، همه چیز رو برداشتیم. خوبه.

اینا رو جاسازی کن.

هی! کمکم کن این وسایل رو برای پرواز جاسازی کنیم.

خانم لیوینگستون، شما فوق‌العاده به نظر می‌رسید.

بهم بگید، این هواپیما به اندازه‌ای که روزنامه‌ها میگن محشره؟

خب، بیایید و خودتون ببینید.

خب، چی فکر می‌کنید؟ عالیه.

ببخشید.

دوروتی، راحت باش.

و سعی کن استراحت کنی.

یه نوشیدنی بخور. حالت رو بهتر می‌کنه.

امیلی.

امیدوار بودم با ما پرواز کنی. رالف، یک نفر کم دارید.

اون تازه رسید. بیا بشین و به ما ملحق شو.

دکتر هربرت ویلیامز.

حال شما چطوره؟ حال شما چطوره؟

جرالد لوکاس. حال شما چطوره؟

از دیدن شما خوشبختم. من حامی بودن شما برای هنرمندان جوان رو تحسین می‌کنم.

متأسفانه، حملات چاپی شما به اون‌ها رو تحسین نمی‌کنم.

خب، نقد‌های من هیچ‌وقت منظور شخصی ندارند.

فقط یه سیاستمدار می‌تونست این رو بهتر بگه.

نگران نباشید، آقایان.

من اعلام آتش‌بس با تمام منتقدان هنر می‌کنم،

اما فقط تا زمانی که پرواز طول می‌کشه.

حالا اسم بازی پوکر هست.

پنج کارت استد، ۱۰ دلار شرط اولیه.

هیچ سقفی برای افزایش شرط نیست و هیچ کارتی آزاد نیست.

اعتراضی هست، رفقا؟

این یکی از قشنگ‌ترین نقاشی‌هایی بود که تا حالا دیدم.

شنیدی مامان؟

کلاس بانی درباره نقاشی‌شون به آقای استیونز نامه نوشتند،

و اون ازشون خواست یه نفر رو انتخاب کنند تا اون رو براشون بیاره.

و اون‌ها من رو انتخاب کردند!

خب، بهتر از این نمی‌تونستن انتخاب کنن.

خدمات پرواز، اینجا دو-سه-سیرا-هوی هست.

به روز رسانی جدیدی از وضعیت آب و هوا از زمان ثبت داریم؟

مرکز هشدار میده فعالیت جبهه‌ای سنگین در سواحل خلیج

در حال افزایشه.

بهتره برنامه رو کاملاً فشرده حفظ کنید، کاپیتان.

مفهوم شد، پایان تماس.

خانم‌ها و آقایان، لطفاً توجه کنید؟

می‌خوام لحظه‌ای از وقتتون رو بگیرم تا شما رو با هواپیمامون آشنا کنم.

شما در حال حاضر در سالن اصلی قرار دارید.

در انتهای سالن اصلی، مرکز ارتباطات رو داریم،

اتاق‌های خواب، و کتابخونه با امکانات کنفرانس.

در طبقه پایین، از پله‌های مرکزی،

ما بخش نشیمن خدمه، انبار بار در جلو و عقب،

و یک آشپزخانه کامل داریم که قابلیت آماده کردن عجیب‌ترین غذاها رو داره.

بالای پله‌های جلویی، ما یک دفتر کوچک داریم،

و البته، کابین خلبان.

اگه سؤالی دارید، لطفاً راحت باشید و بپرسید. ممنون.

سسنا ۱۵۷.

دو-سه-سیرا، به سمت باند نوزده راست حرکت کنید و منتظر مجوز باشید.

مفهوم شد، برج مراقبت.

دو-سه-سیرا منتظر باشید. شما نفر بعدی برای مجوز پرواز هستید.

مفهوم شد، برج مراقبت. ممنون.

عصر بخیر، خانم‌ها و آقایان.

خوشحالم که تونستید در پرواز افتتاحیه

هواپیمای جدید شرکت استیونز به ما بپیوندید.

ای کاش می‌تونستم باهاتون باشم، اما همونطور که می‌دونید...

اون کیه؟ اون پدربزرگته.

تا حالا دیدمش؟ امم-هوم.

یک بار وقتی که بچه بودی.

چقدر کوچیک؟ اوه، تقریباً اینقدر.

در همین حین، خوش بگذرونید و از پرواز لذت ببرید.

عصر بخیر، خانم‌ها و آقایان.

خلبان شما، کاپیتان گالاگر هستم.

آقای استیونز فکر کرد شاید دوست داشته باشید نمایی از لحظه تیک‌آف رو از چشم هواپیما ببینید.

ما ظرف چند لحظه دیگه مجوز رو دریافت می‌کنیم، پس تکیه بدید و لذت ببرید. ممنون.

دو-سه-سیرا، شما برای تیک‌آف مجاز هستید.

مفهوم شد، برج مراقبت. متوجه شدم. مجوز تیک‌آف داده شد.

داریم حرکت می‌کنیم.

این هواپیما چقدر سریع میتونه بره، مامان؟

به اندازه کافی سریع.

مامان، پدربزرگ واقعاً یه هواپیمای شیک داره، مگه نه؟

پدربزرگت کلی اسباب‌بازی گرون‌قیمت داره، بنجی.

نور از کیه؟

یالا! یالا!

بیا! اوه!

بردم! بردم!

بنجی، فکر کنم تو برای من زیادی خوبی.

نوبت منه. حالا می‌خوام با دوروتی بازی کنم.

More Farsi Persian subtitles for Airport '77

Bình luận

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left