200 dòng đầu tiên.
اووو
جی-اِی-بی، هی! جی-اِی-بی، هی
عجب حالی داره
کی روح رولینگ استونز رو داره؟
تو این جادهی سرد
چیکار میکنیم؟ جی-اِی-بی میزنیم
با فاز، با حال
کاملاً با ریتم
شرط میبندم بپرم پشت میکروفون
ما روح داریم، یادت نره
پس بیا، بیا، بیا، دوباره بیا
دارم با میکروفون حال میکنم
خیلی روح داره
ما جوونیم، ما رو فازیم
پاشو، پاشو، پاشو، پاشو، پاشو
بیخیال مرد. بیا بریم
ما روح داریم
آره، آره، آره، آره-ها
من دارمش، تو هم داریش
من دارمش، تو هم داریش
اون روح داره
من دارمش، تو هم داریش
بزن بریم، بزن بریم
تو داریش
۱، ۲، دوباره شروع شد
دهنت بازه که بازم بترکونی
مطمئن باش، رفیق
«ریهی یه تانیوها بود
اون ته یه دریاچهی بزرگ زندگی میکرد
بیشتر وقتش رو
صرف مراقبت از یه دیوار سنگ سبز میکرد
اون دیوار جلوی آب رو میگرفت
تا مردمی که لب دریاچه ریهی زندگی میکردن
خونهشون رو آب نگیره
ماهی یه بار، مردم
یه تیکهی بزرگ سنگ سبز میآوردن
تا به ریهی کمک کنن دیوار رو محکم نگه داره.»
مخصوصاً اگه دور و بر
شهرای بزرگ رانندگی کنین، مردم
امیدوارم زنم رو دوست داشته باشین، میدونین که
داشتم اوضاع هوا رو
چک میکردم
یکم رگبار هم داریم
و اولش بادهای ملایم
اما قراره بهتر بشه
در طول روز و شب
یکم ابر و یکمم بارون
مردم، همین الان درن زنگ زد
ظاهراً درن تازه دوستدخترش رو از دست داده
داداش
به نظرم کارمون سکه شده، رفیق
چه خبر، همگی؟
آااا
آروم بگیرین
«بعد بچهها میدویدن و میخندیدن
وقتی ماهیهایی که ریهی براشون گذاشته بود رو جمع میکردن.»
داستان خوبی بود، بچهها؟
خب، من که خوشم اومد
نه. مسخرهست
تانیوها دیگه چیه؟
یه موجودیه که مراقب مردمه
بقیه کدوم گوریان؟
تو خونه چیکار میکنی؟
یه چیزی برات دارم
بیا دیگه هو، بدو
بیا، بازش کن
نظرتون چیه بچهها؟
آره! آره
بهبه، خوشمزه است
وای جیک! این همه غذای دریایی
اندازهی یه اقیانوس از این کوفتیها هست
گشنمه! منم همینطور
بیاین بچهها. بردارین
ببرینش بیرون
بدو هو
باید بیرون بخورینشون
کدوم گوری میری؟ بیا یه چیزی لمبون، پسر
نه
به درک
جیک، نه روی میز، عزیزم
آخه چرا؟ میخوام کوفت کنم
خب ممکنه بچهها بیان تو
خب رو صندلی چی؟
یادت هست؟
خب
این همه غذای دریایی از کجا اومده؟
بخت بِم رو کرد
از کار بیکار شدم
چی؟
هوی، هوی، ضعیفه. بذار حرفم تموم بشه
جیک هکی، تو یه خانواده داری که باید نونشون رو بدی
کلی قبض داری. ببین، برای بیمه بیکاری ثبتنام کردم
فقط هفتهای ۱۷ دلار از حقوقم کمتره
خب اونجوری نگام نکن. دنیا که به آخر نرسیده
پس خونهمون چی؟
ما خونه داریم
دولت هم قرار نیست بندازتمون بیرون
اجارهاش کمه
میخوام خونهی خودمون رو داشته باشیم، جیک
لعنت بهت. همین الانشم به زور از پس مخارجمون برمیآیم
بیخیال اون خونهی فلان فلان شده شو
بیا در مورد اتاق خواب حرف بزنیم
اوه، نکن جیک
باید همه چی رو کوفت آدم کنی، نه؟
گندت بزنن
اوه، آره، اوه، آره، اوه، آره
اسکو دا دا دو وا اوه
اوه، من این نشونه رو تو این دنیا گذاشتم
اوه، آره، اوه، آره، اوه، آره
اسکو دا دا دو وا اوه
یو، توت
یو، جی
چه خبر؟
هیچی، میگذرونیم دیگه
هیچ وقت نمیدونی ملکه کی ممکنه از اینجا رد بشه
خب اگه رد شد، بیا اینم یه چیزی که باهاش ازش پذیرایی کنی
بابانوئل لعنتی
فکر میکنی هیچوقت از اینجا بزنیم بیرون، توت؟
نمیدونم
شاید
میدونی، وقتی به سنی رسیدم که بیمه بیکاری بگیرم
شاید این لگن رو ردیف کنم و گازش رو بگیرم و برم
منم میتونم بیام؟
البته. تو بهترین رفیق منی
هی گریسی، کتابت رو آوردی؟
اوه، یادم رفت
یه داستان جدید هم همین الان تموم کردم
ولی بیشترش یادمه
عالیه
داستان درباره یه تانیوها بود
میدونی تانیوها چیه؟
خب، ریهی یه تانیوها بود
اون تهِ این دریاچه زندگی میکرد
اون بیشتر وقتش رو
صرف مراقبت از این دیوار بزرگ سنگ سبز میکرد
دیواره جلوی آب رو میگرفت
تا مردمی که لب دریاچه ریهی زندگی میکردن
خونهشون رو آب نگیره
ماهی یه بار، مردم میآوردن
بث هکی؟
دیگه چی شده؟
با آدمای نابیابی میپلکیده
این مال قبل از اینه که دستگیرش کنین یا بعدش؟
خب اتهامش چیه؟
اوه، این دفعه شانس آورد
دو تا پسر بزرگتر ماشین رو دزدیده بودن
فقط با آدمای اشتباهی پریده
بازم فردا براش خوب نمیشه
وقتی برای اون اتهامهای دیگه باید بره دادگاه
فکر میکنی همه چی رو درباره ما میدونی، نه؟
شغلمه
اون یه تانیوهاست، مامان؟
نه پسرم
خب، پس بوگی رو پیش شما میذاریم
مارک. بله؟
اسم پسرم مارکه
خب، این اسمی نیست که به ما داده
دچار اون دلتنگیها میشی
دلتنگیهای غریب و تنها
وقتی خودتی و خودت
هممم
پس تمام کاری که باید بکنی
اینه که یه زنگ بزنی
لازم نیست تنها باشی
هممم
و اگه راهت رو گم کردی
و جایی رو نداشتی که بری
مثل همیشه
چه مرگته وحشی؟
اونو ببین حاجی
طرف عجب مشتایی میزنه
شرط میبندم آب خنک خورده
آره ارواح عمت. تو باغوحش بوده
اگه میخواستم با زنها عرق بخورم
میرفتم تو اون کافه شیک و پیکا، نه؟
از دست زنها تا اینجا کارد به استخونم رسیده
بیا پالی. به خواهرت کمک کن
میز رو بچین دختر
گزارشهایی رسیده که اونا
حداقل یه بار مریم مقدس رو دیدن
تعجبی نداره که ما اینجوری شدیم
چرا بوگ؟
نمیدونم
نمیدونی؟
میدونی فردا باید بری دادگاه؟
یادت هست بنت چی گفت؟
ای بابا بوگ، چه مرگته آخه؟
نمیدونم
بچه که بودی حتی یه تیکه
میوه رو هم بدون اجازه برنمیداشتی
فردا میای دیگه، مامان؟
آره، ما اونجاییم. تو چی؟
آره. فقط دستات رو
تو جیبت نگه دار داداش
بیخیال داداش. فقط میخوام خندهشون رو ببینم
اوه، منظورت اینجوریه؟
آشغال کثافت
من میتونم خودم رو بخندونم
فقط نمیتونم اون ضعیفه رو راضی نگه دارم
امروز کلی غذای دریایی بردم خونه
No comments yet. Be the first to leave one.