Thông tin phát hành

The Eternal Love S03E10 DramaDL
Bình luận bởi AHEE
ترجمه اختصاصي سايت دراما دي ال @DramaDLL

Tags

other
Được xuất bản vào: 2021-06-28
Lượt tải xuống: 11
Khiếm thính: No

Xem trước phụ đề Farsi Persian

197 dòng đầu tiên.

عشق ابدی فصل سوم

قسمت دهم

خوابت میاد؟

اصلا

پس باهام بیا

بریم

اینو بگیر

با شمشیرم روبرو شو

نمی تونی هی دستت رو عقب بکشی

باید ضربه بزنی

مگر نه من نمی تونم پیشرفت کنم

نمی تونم بهترین بشم

دوباره

اونا اینجا دارن شمشیر زنی تمرین می کنن

اقامتگاه پرنسس

چیه؟

داری یکم هیجان ایجاد می کنی

قبل از خوابمون؟

تو اخیرا شب و روز در حال تمرین بودی

به عنوان نشانه تحسینم

این شمشیر جدید رو برای پرنسس ساختم

بیا بریم

کجا بریم؟

برای تمرین شمشیر زنی البته تو محوطه

با افتخار قبول می کنم

این شمشیر زیباست

ولی

امروز اصلا حس و حال تمرین کردن ندارم

پس می خوای چیکار کنی؟

این حرکت

می تونه عضلات رو قوی تر کنه

و تعادل رو افسایش بده

شروع می کنم

ببخشید

دیگه نمی تونم انجامش بدم

سی و هفت

سی و هشت

سی و نه

فکر نمی کردم این حقه انقدر آسون باشه

نه من خسته شدم

چرا انقدر خجالتیه؟

فکر می کردم توی لاس زدن حرف نداری

نگهش دار

فردا روز آزمونه

من هیچوقت باعث شرمندگیت نمی شم

نه من خیلی خوابم میاد

بلند شو الکی نقش بازی نکن

برای امروز کافیه

هرچی که شد رو قبول کن

واقعا خوابیده

ولی این چهره ات وقتی که خوابی

خیلی نازه

اقامتگاه مو

در حومه شهر ارتش بیست هزار نفری قوی ساکن شده

قلعه وی حاضره

برامون سلاح و الزامات جنگی رو

به نشانه خوش نیتی تهیه کنه

وی چیان مو بالاخره صبرش سر اومد

همه چیز سر جاشه

تا وقتی که نشان سلطنتی رو داشته باشیم

می تونیم حساب دشمن رو برسیم

خوبه

دیگه می تونی بری

بله

چهار ساعت دیر کردی

حساب دشمن رو برسیم؟

چقدر جسوره

صحبتامون رو شنیدی

تو چی فکر می کنی؟

پدر شما فکر نمی کنید خیلی عجیبه که

اولیاحضرت نشان سلطنتی رو به پرنسس دوم داده؟

پرنسس دوم الان توجه خیلی هارو جلب کرده

نشان سلطنتی باید یه آزمون برای

تست جاه طلبیش باشه

مگه مهمه؟

اولیاحضرت ممکنه هیچوقت به تو شک نکنه

ولی الان

من و پرنسس دوم داخل یه قایق هستیم

طبیعیه که اولیاحضرت مراقب من هم باشن

اینم از دلایل بیشتر برای سریع تر عمل کردن

هرچقدر بیشتر صبر کنیم با موانعی بیشتری هم روبرو می شیم

ولی بی پروایی می تونه به قیمت همه چیزمون تموم بشه

اگه هنوز به من وفاداری

پس با کارات اثباتش کن

ارادت من نسبت به کشور

هیچوقت تغیر نکرده

وای نه من خیلی اضطراب دارم

تان آروم باش

اخیرا

تو شب و روز در حال تمرین بودی

تو خیلی قوی تر شدی

مطمئنا می تونی به راحتی از پس آزمون بر بیای

مطمئنی من الان قوی تر شدم؟

بازوهام عضلانی شده؟

وای نه

من نمی خوام باربی عضله ای باشم

اما به هر حال

چرا هنوزم مطمئن نیستم که بتونم

ژنرال لو رو شکست بدم؟

ژنرال لو قطعا...

یکم...

ولی نگران نباش

موفق باشی تو می تونی انجامش بدی

من با خبرای خوب بر می گردم

تان

من باید برم

موفق باشی

تو

این آزمون نهاییته

پس طبیعیه که مضطرب باشی

من می تونم پرنسس رو تا

قصر همراهی کنم

تو گفتی من نمی تونم ترکت کنم

ولی من شرط می بندم که توهم طاقت ترک کردن منو نداری

پس آزمون رو با خیال راحت تنهایی بده

و به بهترین ها امیدوار باش

می خوای بری؟ به هیچ وجه

ما آزمون شمشیر زنی رو شروع می کنیم

پرنسس چند تا حقه کوچک یاد گرفتی

ولی تمام تلاشت رو هم کردی

تو پتانسیلش رو داری

اولیاحضرت امروز نیستن

به من دستور داده شده که به آزمون نظارت کنم

و ثمره تمرینات پرنسس رو مشاهده کنم

ولی توقع نداشتم در عرض ده روز

استقامت و مهارت های پرنسس به طرز قابل توجهی پیشرفت کرده باشه

اولیاحضرت حتما از شنیدنش حوشحال می شن

خیلی ممنونم وزیر شیائو و ژنرال لو

اون کجاست؟

بالاخره پیشقدم شد و همراه من اومد

می تونه...

چرا تو اینجایی؟

می دونم می خوای چیکار کنی

تو هیچوقت نباید دستت به نشان سلطنتی برسه

این هیچ ربطی به تو نداره

باید تو رو همراه خودم ببرم

پرنسس باید گم شده باشن

ارباب جوان هشتم هم که اینجا هستن

چه رازی ملزم شده که جفتتون

به خوابگاه سلطنتی بیاین

احمق بی ارزش

نقشه مو خراب کردی

چه نقشه ای بوده

که لازمه اش ورود بدون مجوز هردوتون به خوابگاه اولیاحضرت بوده؟

چیز مهمی نیست

سوء تفاهم نشه

راستش من

چیزی می دزدیدم

من

از سوپ نیروبخشی که اولیاحضرت بهم هدیه داده بودن خوردم

و احساس کردم قوی تر

و پر انرژی تر شدم و حتی اشتهای بهتری هم پیدا کردم

تمرینات هنر های رزمی برام مثل آب خوردن شد

من فکر کردم

اینا باید از اثرات نیروبخش باشه

پس پرنسس برای دزدین طرز تهیه اینجا هستن

بله

من اعتراف می کنم

من جاه طلبم

من آرزو دارم که زندگیم رو وقف خدمت کردن به دنگیو بکنم

ولی اگر بدنم برای مبارزه خیلی ضعیف باشه

می ترسم که نتونم کاری برای جاه طلبیم بکنم

ولی از اونجا که نیروبخش مخصوص اولیاحضرت هستش

می دونم که اجازه درخواستش رو نداشتم

طمع منو کور کرده بود

من از همسر شاهزاده خواستم تا برام بدزدتش

خودش رو قربانی کرد

طمع داشتن به متعلقات اولیاحضرت جرم کوچیکی نیست

باید به اولیاحضرت گزارش بدم

هردوتون بیرون کتابخانه سلطنتی منتظر مجازات باشید

خیلی چاپلوسی

این اصلا ارزش گزارش کردن رو داره؟

طرز تهیه منو دزدیده؟

وقتشه یه درسی بهش بدم تا درست رفتار کنه

چیزی که من دیدم

هردوشون از همدیگه دفاع می کردن

شاید پرنسس دوم از توطئه های خانواده مو با خبر شدن

اون نشان سلطنتی رو گرو گزاشت تا منو گول بزنه

و الانم راجع به دزدیدن طرز تهیه دروغ گفته

کاراش قطعا خیلی مشکوکه

نشان سلطنتی

مراقبش باش

خانواده مو فعلا نمی تونه برامون دردسری درست کنه

باید بشینیم و ببینیم

بله

اولیاحضرت من حاضرم مجازات پرنسس دوم رو متحمل شم

چنگ چنگ

من خوبم

اولیاحضرت من حاضرم مجازات پرنسس دوم رو متحمل شم

یه پیام از طرف اولیاحضرت

همسر شاهزاده فاقد اخلاقیاته

پرنسس دوم باید با فکر کردن به اشتباهاتشون و ده ضربه شلاق مجازات بشن

این تقصیر منه

مجبور نبودی اون کارو بکنی

اینو در نظر بگیر

به عنوان یه آستر نقره ای

من لطفت رو برای گردن گرفتن

Bình luận

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left