200 dòng đầu tiên.
.باشه بچهها. وقتشه
هوم
.نه، نه، نمیتونم، نمیتونم
.باشه
.خدا، چه وضع مسخرهای داره این پست
مگه اینا نمیدونن ما زندگی و خانواده داریم؟
آه، مامانبابام تو جکسون هولَن. جکسون کیه؟
.چطور هر دوشون تو سوراخش جا شدن؟ ها ها، آره
.سفر سکسی نیست. البته اینطوریم نیست که سفر سکسی نباشه
.وایسا. اه. این قاتل بِیسایده
.یادم رفته بود من دوست مکاتبهای زندانیشم
.یه جورایی حسودیم شد. وای، باید داستان کوتاهش رو بخونم
.چی؟ انگار یه رمان گرافیکیه
.واو، چه چشمی داره
.اوه. سه بار گفته «دوستت دارم». اوه
وایسا. اون از بیمارستانه؟
.نشونمون بده. صورتحساب پرداختنشده بیمارستانت: ۱۵ هزار و ۴ دلار
.چه بد. وای
.صورتحساب کاهشیافتهات: ۲۲۰۰ دلار. اَه، بهتر شد
.موجودی فعلیت: صفر دلار و صفر سنت
.از شر بدهی خلاص شد، بچهها! هورا! خدایا شکرت
.خب، میخوام از آنتون تشکر کنم که کمکم کرد جواهراتم رو بفروشم
.و از عیسی که خریدشون. باعث افتخاره
.باشه، من میرم بقیه نامهها رو بیارم
.تبریک میگم. باید قابش کنیم
.آره، میتونیم بذاریمش کنار عکس تحت تعقیب
.اوه! پل بیکر یکی داره. پل بیکر، تماس بگیر
.تماس بگیر، تماس بگیر
.چی؟ بچهها، ویزام داره تموم میشه
وایسا، چی؟
.باید از کشور برم
.باشه، الان مامانبابام تو بیوِر کریکَن
.نمیخوام بشنوم
.دارن ک.ص میخورن
چی؟
.نه، البته
.Con Edison. آره، منطقیه
.Con Edison
...کُن... چی... چی
Con Edison مخفف چیه؟ کنراد ادیسون؟
.باشه. خیلی ممنونم. خداحافظ
.خب، اون وکیل مهاجرتی رفیقم بود
ام، اوضاع خوب به نظر نمیرسه. چی؟
گفت بهترین شانسی که برای گرفتن یه ویزای دیگه دارم،
.اینه که هرچه زودتر از کشور برم
ام. چطور این اتفاق برای حتی بزرگک.یرترین هموطنامون هم میفته؟
ممنون. خب، چی کار میخوای بکنی؟
فقط میخوای برگردی کانادا؟
.یعنی، فکر کنم چارهای ندارم
.چی؟ خب، یعنی، لازم نیست
میتونی فقط... چی؟
.ازدواج کنی
.اوه شت. خب، آره، میتونیم
.ولی اون کلاهبرداری ویزا میشه
.غیرقانونیه. آره، ولی خلاف قانون نیست
.چی؟ فکر کنم دقیقاً همون معنی رو میده
.باشه، ولی مردم همیشه این کارو میکنن
.آره، یعنی، درسته
.خالهام با، مثلاً، سه تا مرد یونانیِ ناامید ازدواج کرد
.اون یه مامامیا زندهاس
.باشه بچهها، ببینید، خیلی بامزه است که اینقدر به من اهمیت میدین
.و میخواین بمونم، ولی، خودتون میدونید، ازدواج برای من معنا داره
...ام، من فقط، خب
!وای خدا. اوه لعنتی
.اوه... پل بیکر
.من و تو یه ارتباط روحیِ زیبا داریم
.ام... و تو مسلماً سوراخهای من رو میپرستی
.اوه. نه. بده. همینطور، بچهها، ازدواج فقط یه ساختاره
پس، اگه این چیزیه که برای موندنت لازمه،
.خب پس، پل بیکر... ام، ایس
.سمیر، حلقه
.بده
با من ازدواج میکنی؟
.ام. اوه خدا
پل بیکر؟
یالا. باشه، آره؟
!هورا
!وای خدای من! داری میمونی
.داری ازدواج میکنی. میدونم
.داری ازدواج میکنی. میدونم
.حالا باید به جای جفتمون ک.ص کنی
.میرم به وکیل زنگ بزنم. باشه
.هورا! اوه
پس شما با زک-کارلوس صحبت میکنید؟
.اوه شت. زک-کارلوس. وای خدای من
زک-کارلوس. چرا این اسم آشنا به نظر میاد؟
.زک-کارلوس. سلام، زک-کارلوس
.پس، ما ازت میخوایم از عیسی طلاق بگیری
.اَه. عزیزم، ممنون که این کارو میکنی
.خب معلومه، پل بیکر، ما داریم ازدواج میکنیم
.اون برای تو معنا داره
.من دارم تمام تجربه عروسی رو بهت میدم
همم. ممنون. تازه،
.دین برام خیلی مهم شده، از وقتی فهمیدم که فقط حرف زدنه
!سلام. سلام
.سلام. سلام
.بابت اون معذرت میخوام. یه کار کلیسا بود. اوه نه، نه، نه
.ممنون که با این وقت کم با ما ملاقات کردین
.البته
.همونطور که میدونید، ازدواج کردن زیر نظر خدا یه معجزه است
اوه. اون چشمها
چیزی نیست که ببینی، خدا. اممم
فقط یه ازدواج کاملاً عادی
ولی ما وقت خیلی کمی داریم چون جفت مامانهامون دارن میمیرن
نه. اممم. ها؟
.هیس. خفه شو. هیس. نه، ایس
.نه، این درست نیست. چه غمانگیز. هیس
.پدر، ما داریم ازدواج میکنیم تا من بتونم تو کشور بمونم
پاول بیکر! چی؟
.بیا باهاش روراست باشیم، اون یه کشیشه
.من پسر کلیسا بودم
اوه خدای من، حالت خوبه؟
چی؟ چی؟
.نه، نه، من... من از صداقتتون قدردانم
.این... این سنگ بنای هر ازدواجه
.من همیشه اینو میگم. الان موافقم
...و فکر میکنم باید
.روراست باشیم. روراست باشیم، آره
.دیگه رازی در کار نباشه
خوبه. حالا، ازدواج رو انجام دادین؟
.نه، نه، هرگز
.ایسا. حتی یک بار هم نه
...ایسا. خب، واقعا سوال کجاست
.چون ما تو دهن من انجامش دادیم
.نه. ولی خیلی کم تو کونم هم انجام دادیم
.ایس
.تو کونم هم. امهم
پس پاکدامن زندگی میکنید؟
.بله، فوقالعاده پاکدامن. پاک، پاک، پاک مثل رنگینکمان
.نه، این... چی به سرت اومده؟ نه، این درست نیست، پدر
.ما همیشه سکس داریم
.خب، ا-اون درسته
.ممنون. برای باردار شدن
...نه. بله، ما داریم سعی میکنیم یه خانواده تشکیل بدیم
.تو دهن من. اه
!عیسی مسیح. پاول بیکر
.اوه، فا... اوه، ببخشید
...حالا دیگه اون هیچوقت این کارو نمیکنه. اوه، نه، نه. من
.اون... اون چیزای دیگه بود. واسه همون این کارو نمیکنم
.اوه، لعنتی
.امضا بگیر. ببین چی ازش میتونی دربیاری
.حرف بیخود ممنوع. نه. هیچی
نمیخوام خاطرهبازی کنم. نه. چرا باید این کارو بکنیم؟
.من واقعا... وای
.دلم براتون تنگ شده بود
.آخ. دلم برات تنگه. خوبه
.میدونی، نزدیک بود یادم بره که من و ایسا اصلا ازدواج کرده بودیم
.میدونم
.فکر کنم همهمون سعی کردیم (فراموش کنیم)
...ولی در دفاع از خودمون، تو تعطیلات بهار مست و خراب بودیم. مثلاً
.چشمک چشمک
.من فقط با دستام میتونم این کارو بکنم
.امهم. یادمه. درسته
.و ایسا هی میگفت "ازدواج یه ساختاره." بررر
.آره، اون همیشه این چیزا رو میگه
.ولی قضیه اینه که الان داره با... ازدواج میکنه
.مثلاً، دوستپسر واقعیش، درسته؟ پس... بله، بله
...و-و اون درگیر این قضیه ویزا شده و باید از اینجا بره و
.اوه
ببخشید، ام، اون با شماها زندگی میکنه؟
...خب، این جالبه چون یادمه وقتی من درخواست کردم بیام اینجا زندگی کنم
تو گفتی "محدودیت چهار نفره داریم."
.من اینو گفتم؟ خیلی وقت پیش بود
.ولی الان، اوه، دو سه، بیلی چهار نفر
.اوه. نه، میدونم، پنج نفر، آره. باشه
.حدس میزنم الان جا برای پنج نفر هست
.بله، شمردن اینجوری کار میکنه
...آره. خب، قضیه اینه
ام. واقعاً مهم نیست اون کجا زندگی میکنه، درسته؟
.چیزی که مهمه اینه که این برگههای طلاق رو امضا کنی
...شوخی بامزه بود، ولی حالا بیاین فقط
.تمومش کنیم
.میدونی، باید در موردش فکر کنم
...چی؟ فقط به خاطر اینکه
.الان کلی کار سرم ریخته
.میدونی، من الان با بث زندگی میکنم
بث رو از وقتی اومدیم اینجا یادته؟ بث؟
آره، مگه اون مامان تو نیست؟
.مادر
.از یه جهاتی، آره
.ولی ما قراره به عنوان دوست از هم جدا بشیم
.پس، مثلاً، من حتی الان نمیتونم به هیچکدوم از اینا فکر کنم
.تا وقتی بفهمم کجا زندگی میکنم
مثلاً... ...حالا چیکار کنیم؟
باشه. چیکار کنیم؟
.ووو
.اوه. ام
.اوه لعنتی
.ووو. تو فوقالعادهای
.و این چیزیه که از تریلر هاسلرز یاد گرفتم
.خیلی خوب بود، ایس. ممنون
.این قضیه کشیش رو جبران میکنه؟ آره واقعا، عزیزم
.هورا! ممنون
.وایسا. بیلی هنوز داره با اون زوج لاس میزنه؟ نگاه نکن، ولی نگاه کن
...اوه خدای من. یادمه اولین دوستم نامزد کرد
.واقعاً؟ اه. منم همینطور
.آره. اوه. خیلی بد بود. من همه ابروهامو کندم
.شبیه یه توپ پینگ پنگ شده بودم
.من واقعاً برات خوشحالم. اوه خدای من
...بامزهست، ولی بود
No comments yet. Be the first to leave one.