London

London

Tải xuống Phụ đề Farsi Persian

Thông tin phát hành

London 2005 720p BluRay FLAC2 0 x264-PTer
Bình luận bởi warez
Translated subtitle from English to Persian London 2021 زیرنویس فارسی فیلم

Tags

bluray
Được xuất bản vào: 2025-11-27
Lượt tải xuống: 18
Khiếm thính: No

Xem trước phụ đề Farsi Persian

200 dòng đầu tiên.

بگو کی میای.

داری میای؟ داری میای؟

سلام.

داداش، چه خبر؟

داغون بودم.

چیکار می‌کنی؟

کدوم پارتی؟ چی داری میگی؟

مگه داری منو سر کار می‌ذاری؟

مگه داری منو سر کار می‌ذاری؟

کجا؟

لعنت!

لعنت!

شماره‌ای که گرفتید قطع شده.

اصلاً امکان نداره!

تلفن کجاست؟ تلفن عمومی.

اوم، مستقیم برو ته، بعد از دستشویی‌ها، سمت چپه.

هی مالوری.

اوه، هی سید، چه خبر؟

امشب میری برنامه بکا؟

آره، خب، می‌دونی، قرار بود برم یه خداحافظی کنم.

چرا؟ تو داری میری؟

آره، فکر کنم. دارم در موردش فکر می‌کنم.

پس هنوز با لاندن حرف می‌زنی؟

آره، خب، گاهی وقتا. چرا؟

اوه، می‌دونی، یکم تعجب کردم شنیدم داره اثاث‌کشی می‌کنه.

پس اونجا خونه گرفته؟ با کسی مونده یا...

بهت نگفت کجا مونده؟

منظورم اینه که، یه چیزی در مورد اینکه داره میره پیش دوست‌پسرش زندگی کنه گفت یا یه همچین چیزی،

ولی، خب، تقریباً همین قدر رو می‌دونم.

برات یه نوشیدنی بیارم؟

یه ودکا می‌دی؟ یه پیک بزرگ.

خالی، لطفاً.

ببخشید. یه لحظه.

بفرمایید.

ممنون. هی، ببین، نمی‌خواستم بی‌ادبی کنم.

اشکالی نداره.

هی سید، باید برم حساب و کتابم رو صاف کنم، پس...

امشب می‌بینمت.

هی، گوش کن، می‌خوام یه کمی بکشم، اگه خواستی، بهم بگو.

اوه، واقعاً؟

چنده؟

اوه نه، ولش کن. فقط پیدام کن.

ولی خب معلومه به لندن نگو. می‌دونی که از اینجور چیزا متنفره.

آره، مثلاً من میرم میگم.

باشه، پس بعداً می‌بینمت.

اسمت احتمالاً بِیتمن نیست، نه؟

متاسفانه، آره.

خوشوقتم. ممنون که اومدی اینجا.

می‌دونم تا این پایین جنس نمیاری. امروز روز مزخرفی داشتم.

باید ذهنمو خالی کنم.

مشکلی نیست، رفیق.

خب پس کجا می‌خوایم این کار رو بکنیم؟

نمی‌خوایم بریم دستشویی. اونجا واقعاً افتضاحه.

من با ماشین اومدم. می‌خوای از ماشینم استفاده کنی؟

ماشین تو؟ چرا که نه؟

خب این جنس چطوره؟ حسابی خوبه؟

نمی‌تونم بگم از این بار چشیدم

ولی با توجه به منبعش، فکر می‌کنم خیلی تمیز باشه، آره.

پس این برات شغل تمام‌وقته؟

نه، رفیق، من بانکدارم.

کارشناس ارزی، می‌دونی. معامله‌گر ارز.

معامله‌گر ارز؟ - یورو، پوند، آربیتراژ، آره.

باشه، پس تو دلال نیستی.

رفیق، من اصلاً دلال نیستم.

فقط یه خریدارم.

من شمال شهر بودم، تو سر راهم بودی. فقط یه لطف کردم.

گرفتم. خب، هرچی که هست، واقعاً ازت ممنونم، مرد.

بزنیم.

پس یه معامله‌گر ارز، آره؟

درآمدش چطوره، خوبه؟

نه، اگه معتاد این آشغال شی، نه.

آره، می‌دونم. خدایا، چه مواد مخدر مسخره‌ای.

هی، ببین، مرد، نمی‌دونم بعد از این چیکار می‌کنی،

ولی یه دوستم دو تا کوچه بالاتر یه مهمونی داره، اگه دوست داشتی.

نه، ممنون، رفیق، ولی من امروز روز مزخرفی داشتم، باور کن.

فقط با خودم گفتم، خب، تو این همه راه رو اومدی.

احتمالاً خیلی باحال می‌شه.

دقیقاً چه جور مهمونیه‌ای؟

راستش، این یه...

این یه مهمونی خداحافظیه برای این دختره، برای دوست‌دختر سابقم.

ولی خوب می‌شه، می‌دونی، مشروب مجانی، غذا مجانی، دخترای توپ.

واقعاً نباید. به هر حال ممنون. از پیشنهادت سپاسگزارم.

بی‌خیال، سید. من می‌رم. خوش باش.

چرا می‌خوای بری؟ نرو. تازه اومدی اینجا.

این همه راه رو پیاده اومدی اینجا. چرا بری؟

چون یه روز وحشتناک داشتم.

تصمیم گرفتم نرم چون نمی‌خوام تو یه لافت پر از غریبه‌ها باشم.

و تو خوش باش. - فقط پنج دقیقه بیا تو.

یه چیزی بنوش. - نه، رفیق. تو برو، بی‌خیال.

بیتمن! چی از این بهتر داری؟

دختر، مشروب مجانی، یه خط بکش.

ببین، من تازه از روانی‌ترین جلسه درمانی...

که تو عمرم داشتم. نزدیک بود به خاطر تاکسی، یه لاشی رو بزنم.

واقعاً نمی‌دونم آماده این کوفتیا هستم یا نه.

باشه، پس فقط پنج دقیقه بیا تو. اگه خوشت نیومد، می‌تونی بری.

فقط یه نوشیدنی، داداش.

مالوری هم اینجاست.

یه نوشیدنی؟

فقط یه دونه.

چطوری، رفیق؟

۵۰۱۱ چیه؟ - آره.

ممنون، رفیق.

سلام، مایا. - سلام، سید.

چطوری؟ - خوبم.

خیلی وقته. - آره. تو چطوری؟

من خوبم. بِیتمن، این مایاست. ببخشید.

مایا، بِیتمن. - از آشناییت خوشبختم.

چه خبر؟ این مدت چیکارا می‌کردی؟

اوه، تو جهنم، رفیق. SATها رو خراب کردم، باید دوباره بدمشون.

همین دیگه، می‌دونی؟ - آره.

فقط می‌خوام خودمو بکشم. آره.

خب، می‌دونی، اگه می‌خوای از فاز SAT بیای بیرون، من کلی...

می‌دونی، آره... - الان داری جنس می‌فروشی؟

آره، دارم می‌فروشم. نه، نمی‌فروشم.

فقط، می‌دونی، بیشتر از نیازم گیرم اومده، اگه می‌خوای...

باشه، ممنون رفیق. - فقط بیا پیدام کن.

شاید ازت بگیرم.

اومدم.

سلام. - سلام.

سلام عزیزم. - چطوری؟

من خوبم. هی سید، تو چطوری؟ - این، عزیزم، برای توئه.

اوه، شماها خفه شین. ممنون.

می‌دونی که بهترینی. - هنوز کسی اینجا نیست.

نوشیدنی بردار. راحت باش.

سلام؟ سید و لاندن.

جلوی بقیه بهشون بی‌احترامی نکن. - جلوی بقیه.

بیا بریم بالا.

چرا؟ کی بالاست؟

خیلی بد. منو بگیر.

تو دیوونه‌ای.

این چیه؟ - برای توئه.

برای منه؟ برای منه؟ - برای توئه.

اوه خدای من، سید، عاشقشم.

ممنونم.

دوستت دارم.

دوستت دارم.

بگو «منم دوستت دارم، لاندن»، عوضی.

می‌تونی بگی. به هیچ‌کس نمی‌گم.

لاندن، نکن. - چی؟ من دارم چیکار می‌کنم؟

اینو. - دارم چیکار اشتباهی می‌کنم؟

هرچی که این هست، این وسواس برای گذاشتن یه برچسب کلامی روی هر چیزی.

بحث کلمات نیست. - نه، بحث کلمات هست.

چون اگه کلمات نداشتیم، تو غار زندگی می‌کردیم...

...و هنوز با دست حرف می‌زدیم. - بس کن.

حتی نزدیک دعوا هم نشدیم.

اگه بتونیم از اون دعوای اول جلوگیری کنیم،

تئوریش اینه که هیچ‌وقت دعوا نمی‌کنیم.

باشه؟ لطفا.

تا الان همه چی عالی بوده. این کارو نکن.

برای تو عالی بوده. برای تو.

لاندن.

اومدم.

یه لحظه صبر کن، یکی درو می‌زنه.

سلام. - سلام.

واو، خیلی خوشگل شدی.

خیلی خوب به نظر میای. کلاهت قشنگه، چکمه‌هاتم همینطور.

ممنون.

هی. - هی، بِکا.

رِبِکا. - بِیتمن. دوست سید.

از آشناییت خوشبختم. - بچه‌ها، هنوز کسی اینجا نیست.

پس فقط بیاین تو و راحت باشین.

باشه، باور نمی‌کنی کی همین الان پیداش شده.

مهمونی عالیه، رفیق.

آه، بهتر میشه. بهتر میشه. بهم اعتماد کن. قول میدم.

باشه، باید برم.

خواهش می‌کنم بهم بگو سید رو اینجا نیاوردی.

اوه خدای من، همین الان باهاش تو آسانسور اومدم بالا.

چرا؟ دعوت نشده؟ - به هیچ وجه دعوت نشده.

اون داره سر بودامو لمس می‌کنه، لعنتی.

هی، لاندن، منم.

به محض اینکه اینو گرفتی بهم زنگ بزن، باشه؟ باشه، فعلا.

بی‌خیال.

هی، سید. یه لطفی کن، باشه؟ بودا رو دست نزن.

باشه؟

اون یه کسکش لعنتیه.

کلاهت رو از کجا خریدی؟

خیلی بهت میاد.

اون بدجوری گند زده.

اومده مهمونی یکی. اون حتی لعنتی دعوت نشده.

اونا همین الان رفتن بالا؟

آره. چه خوب. چه خوب که پرسیدن.

صبر کن، گیج شدم، گفتی به خدا اعتقاد داری یا نداری؟

در واقع، شاید «خدا» کلمه مناسبی براش نباشه.

بیشتر شبیه یه بصیرت یا مکاشفه‌ست.

مکاشفه؟ مکاشفه تو چی بود؟

خب، برای من، مکاشفه وقتیه که واقعاً جهان رو ببینی...

...با تمام عظمت و زیباییش...

...و ناگهان همه چیزو بفهمی.

یعنی چی؟ - یعنی همه چی، لعنتی.

هرچیزی که بتونی تصور کنی. نمی‌دونی «همه چی» یعنی چی؟

می‌دونم یعنی چی. نمی‌دونم تو منظورت از «همه چی» چیه.

خب یعنی همه چی، مگه نه؟ می‌دونی، همه چی.

خب، مشکلت چیه؟ - برای کسی که بی‌نهایت رو دیده...

...تو مبهمی. آدم فکر می‌کنه کسی که بهش مکاشفه شده...

...باید مشخص‌تر باشه. - بحث جزئیات نیست.

این یه انرژی هست که بهت می‌خوره و روشن می‌شی.

همه چیزو می‌بینی؟ - تو همه چیزو نمی‌بینی.

هیچی نمی‌بینی. اما همه چیزو می‌فهمی.

و می‌دونی چی بیشتر از همه منو تحت تاثیر قرار داد؟

این بود که افق‌های زمانی رو فهمیدم. - افق زمانی چیه؟

More Farsi Persian subtitles for London

Bình luận

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left