The Rebel (Amakusa shiro tokisada)

The Rebel (Amakusa shiro tokisada)

下載 Farsi Persian 字幕

發布資訊

Rebel (1962) (Nagisa Oshima) ترجمه از پرسونا
由 persona 評論 persona
شورش / ترجمه از: پرسونا

標籤

other
發布於: 2013-09-10
下載次數: 29
聽障人士: Yes

Farsi Persian字幕預覽

前 200 行。

"شرکت "توئي TOEI COMPANY LTD

در سال 1637 خانواده توکوگاوا براساس يک حکم قانونمند شد

که به اجبار به دين مسيحيت محدود باشند

...در استانهاي کيوشو، شيمابار و آماکوزا

مسيحيت همه جانبه شد، بويژه در ميان روستائيان

اين روستائي هاي مسيحي، بيشترين ...رنج را تحت اسارت

دولت ظالم، تحمل کردند...

!يوزائمو ناروجي، سرت رو بالا بگير

!چهره بسيار پرشکوهي داري

حالا ميفهمم که چرا دهاتي هاي اينجا ازت پيروي ميکنند

...يوزا، به نظر ميرسه که تو بايد 30 کيسه

برنج براي ماليات بر زمين جمع آوري کرده باشي...

...بدبختانه، همانطور که من يه بار ديگه م گفته بودم

...ما همچين کشاورزي فقيرانه اي داريم

هيچ برنجي هم نداريم که (بخوايم) بديم

کشاورزي فقيرانه شما به من ربطي نداره

صورت حساب بدهي هات کو؟

...خانواده من، از 3 ماه پيش

تا حالا حتي يک بار هم غذاي درست حسابي نخورده ن

صورت حساب بدهي هات کو؟

ماليات ها رو پرداخت نکردي؟

که اين طور

چطور جرات ميکني که به فرمانده تاناکا توهين کني؟

!اصلا براي غرور يک سامورائي ارزش قائل نيستي

!صبر کنين

تو عروسش هستي؟

او حامله ست؟

بله، 6 ماهشه

!از سر راهم برو کنار

زنده بودن تو اين آشغالداني بايد کار سختي باشه

اونو به عنوان "توقيف" با خودم ميبرم

ما نميذاريم که او دچار سوء تغذيه بشه !يا اينکه بچه ش صدمه ببينه

!خواهش ميکنم صبر کنين

!صبر کنين

بايد براي "تخم گذاري" خيلي ضعيف باشي؟

!پس من بايد به بدن همسر تو احترام بذارم

بريم

!خواهش ميکنم وايسين

!التماس ميکنم

!پدر، من دارم ميرم

کجا؟

زنم رو برگردونم

نه! اونا تو رو هم زنداني ميکنند

مادر...من نميتونم همينجوري وايسم

ديگه نميتونم اين وضعو تحمل کنم

ما ديگه هيچ برنجي نداريم ... که بخوايم بابت اين ماليات هاي بي پايان پرداخت کنيم

آيا شما تعليمات مسيح رو فراموش کردين؟

به نظر ميرسه که اونا نيروي شر باشن ما نميتونيم از نيروي جسمي براي نبرد با اونا استفاده کنيم

...اگر کسي به شما تجاوز کرد

با او مبارزه کنيد...

تا کي ميتونيم به اين کار ادامه بديم؟

...حق با اونه، تا کي بايد صبر کنيم

که يک معجزه ما رو نجات بده؟...

ما به تو اعتقاد داريم...و درد رو تحمل ميکنيم...تا رنج ما به پايان برسد

بايد دعا کنيم

...بياين دعا کنيم

...از عمق سياه چال تاريکي

خدايا، به تو اعلام خطر ميکنيم

خدايا دعاي ما را مستجاب کن

...خدايا، تو خود شاهد اين رنج و ناعدالتي هستي

خدايا، به ما قدرت استقامت عطا کن

...همه

اونا اينجوري هم راضي نميشن

فردا باز ميان و يکي ديگه رو با خودشون ميبرن

ازحالا، ميبايستي در خانه کازوکو پناه بگيريم

اگه از هم متفرق شيم، چي به سرمون مياد؟

حتي اگرم از هم جدا بشيم...قلب ما يکي هست

لطفا خدا رو صدا بزنيد

بياين به "آماکوسا" بريم تا با "شيرو" ملاقات کنيم

شيرو در آماکوسا

فکر نميکنم...فکر خوبي باشه

...اون آدم شناخته شده ايه

ولي کار اشتباهيه...

هرچه زودتر، بريم و تو خونه کازوکو پناه بگيريم

من حتي قدرت اينو ندارم که جان خودم رو نجات بدم

من که همه چيزمو باخته م...چطور ميتونم تو اين دنياي پردرد زنده بمانم

من ديگه قادر به سرپرستي شما نيستم

...اگه شيرو آماکوساي جوان

...به طور واقعي يک سرپرست هست، مردم ميگن که او

حقيقتا يک نعمت براي ماست...

!سانزو

پدر، با اين وجود من دارم ميرم

سنزو، خواهش ميکنم وايسا

من برميگردم و خودمو به شما ميرسانم

!خواهش ميکنم سانزو

اگر که نشد...همديگر رو در بهشت ميبينيم

!سانزو

!هي جلوشو بگيرين

آماکوسا شيرو توکيسادا

توليدي از: اوکاوا هيروشي

برنامه ريزي: کيميهارو سوجينو - يورين ناکامورا فيلمنامه نويسان: تاشيرو ايشيدو - ناگيسا اوشيما

فيلمبردار: شينتارو کاواساکي موسيقي: ريچيرو مانابه

مديريت رقص هاي تئاتر: ريجيرو آداچي

:با شرکت

هاشيزو اوکاوا

سايوري تاچيکاوا - اوکا ساتومي - چويچيرو کاوارازاکي

رنتارو ميکاني

ريوتارو اتومو

فيلمي از: ناگيسا اوشيما

...شيرو

عروس من با بچه م هست

...خواهش ميکنم جوابم رو بده، شيرو

آيا اين اراده خداونده که يک بچه به قتل برسه؟

اين برخلاف اراده خداونده

پسرم شمشيرش رو برداشت تا بره و زنش رو پس بگيره

آيا کار درستي انجام داد؟

البته کاري که پسر شما کرده، عين اراده خداونده

متوجه ام

سعي کردم مانعش بشم

من احساسات تو رو به خوبي درک ميکنم

درهرحال، به تنهائي جنگيدن...بي فايده خواهد بود

و به معناي مرگ قطعي خواهد بود

من خيلي خوب ميفهمم

آنچه ممکنه به شکست منجر بشه، تلاش انفراديه

و در صورتي توفيق حاصل ميشه که همه باهم متحد باشند

ميفهمي؟

شيرو، برادر کوچک کاکوزو دستگير شده

شايع هست...وقتي اونو گرفته ن، اموالش رو مصادره کرده ن

يعني) چطور فهميده ن؟)

...شيرو

!تامزو

ميخوام سانزو رو نجات بدم

!غيرممکنه

!اونا تو رو ميکشن

به علاوه، مردم دهکده بايد تاوان سنگيني براي اين کار بدن

چيکار ميخواي بکني؟

...به جاي اين که وايسيم تا کشته بشيم

زمانيه که مردم بايد مرگ رو انتخاب کنن...

تا اون موقع، حتي المقدور بايد صبر کنيم

بايد مترصد يک فرصت به موقع باشيم

درسته

بزودي آسمان مغرب سرخ فام خواهد شد

و ما ديگه هرگز خانه هاي خود رو نميبينيم

...اونا رو آتش ميزنند

کوهها، علف ها و درختان رو به آتش ميکشند

...اين، پيشگويي ارباب ما بود

که 26 سال پيش مرد

يک ناجي به دنيا مياد و مردم رو نجات ميده

من اعتقاد دارم که تو آن ناجي هستي

...شيرو

من فقط يک مسيحي معمولي هستم

!ميسوزانند...همه چي رو...فقط ميسوزانند

...اوکيکو

چطوري اينجا رو پيدا کردي؟

تامزو، بهش گفتي؟

آره

من بهت گفتم که هيچ زن و بچه اي رو در معرض خطر قرار ندي

...شيرو

اونا بازم پدرم رو به دستور فرمانده تاناکا دستگير کرده ن

نگران نباش

من مطمئنم که او بعنوان يک نقاش به اونجا رفته

آيا او واقعا به مسيح خيانت کرده؟

نميدونم

به هرحال، خيلي آشفته به نظر ميرسيد

اي کاش مسيحيت هرگر بوجود نمي آمد

پدرم هيچوقت خوب نميخوابه

دائما تو خواب با خودش حرف ميزنه

"داد ميزنه "خيانت کرده ن

تو هميشه مشغول دلداري به ديگراني

هيچوقت به من توجه نميکني

متاسفم

...شيرو

ما الان داريم ميريم

سعي ميکنيم دوباره روحيه مون رو بدست بياريم

بعدش دنبال پسرم و همسرش بگرديم

لطفا زياد خودتون رو نشان ندين

...يوزائمون

خيلي زود، دوباره ميبينيمتون

...شيرو

...حتي اگه پدرم بهت خيانت کنه

هنوزم منو قبول ميکنيد؟...

تو که به جاي پدرت نيستي...تو جاي خودت هستي

هنوز ميتوني از طريق خدا نجات پيدا کني

من دارم اين نقاشي رو به سبک غربي ميکشم

هنر آسيائي به عنوان تجسم زيبائي شناخته شده ست

قادر به نشان دادن...سرشت واقعي بشري نيست

...براي اينکه سرشت واقعي بشري نشان داده بشه

منظور شما اينه که من زشتم؟

...نه، منظور من اين نيست

آيا شما واقعا، مسيحيت رو رها کردين؟

من مسيحيت رو به دليلي رها کردم

بارها روحم براي رنج کشيدن آشفته شد

...درهرحال، الان معتقدم ميتونم با نقاشان

متفکر در جامعه، ارتباط برقرار کنم...

ميبينيد، نقاشي اين اجازه رو به روح و ...جان بشر ميده که

آيا شما واقعا مسيح رو رها کردين؟

ميدانم که "شيرو آماکوسا" به خانه شما رفت و آمد داره

...اميدوار بودم که دخترم با شيرو ازدواج کنه

!فرمانده موندو

!چه خوب شد که بازم تو رو ديدم، اموساکو

از من نفرت نداشته باش

ببينم...جراحتت خوب شده؟

ما ديشب يکي ديگه رو هم دستگير کرديم

چه خبري از دستگير شدن سردسته شان داري؟

اين دهاتي هاي بيچاره، برنج براي خوردن ندارند

درعوض، خودشون رو به صليب متوسل کرده ن

شنيدم که تو راجع به اونا سخت گيري نکردي

!ابدا اينطور نيست

در رو باز کن

وقتي که عريانش کردم، زير لياسش صليب پوشيده بود

評論

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left