Twisted

Twisted

Descargar subtítols en Farsi Persian

Temporada 1

Información d'a versión

Twisted 2013 S01E05 480p HDTV x264 mSD-EVOLVE
Un comentario de Mani Vampire
ناین مووی تقدیم میکند | Mani Vampire و Litoo : مترجمین

Etiquetas

HDTV
hdtv
x264
480p
480
HD
Publicau o: 2013-07-10
Descargas: 27
Ta personas con problemas auditivos: Yes

Anvista previa d'os subtitulos en Farsi Persian

As primeras 200 linias.

....آنچه در "منحرف شده" گذشت... - چطورياست ؟ -

دوباره هميشه پيش "دني" بودن ؟

. بشدت فرق داره

. یه مواقعی از بهار پارسال گرفتش

میدونی کجا ؟ کی اینو بهش داد ؟

آیا این با اتفاقی که واسش افتاد ارتباطی داره ؟

چی از جون من میخوای ، "دنی" ؟

...فقط میخوام

...نمی تونم چیزی رو داشته باشم

. که بهم کاری که کردم رو یاد آوردی کنه...

شامل گردنبند "تارا" هم میشه ؟ - کدوم گردنبند ؟ -

چه خبر شده ؟

چیزی توی اتاق خواب نبود ؟ . باشه ، بیاید بریم

. میدونم که داشت دنبال چی میگشت

...وقتی "رجینا" مرد ، اون داشت گردنبند

. عمه "تارا"ـم رو مینداخت گردنش...

چرا این رو بهمون نگفته بودی !؟

به گمونم باید بفهمیم که

. رجینا" چطور گردنبند رو به دست آورده"

. فکر میکردم از کره بادام زمینی متنفری

. به خاطر اینکه آدم رو خپل نشون میده

. دیگه همچین مشکلی ندارم

واقعاً الآن داری درباره یه آدم مرده قضاوت میکنی ؟

نه ، فقط داری خیلی . تند میخوریش

. یه نفس بگیر - . نمیتونم -

. خدا گیاه خواره . به غذا خوردن یکم گیر میده

، اگه راجع به این بفهمه . من رو میکشه

، اگه تو بهشت همچین کاری بکنی . میکشنت

. "من الآن دوباره گفتم "کشتن

بهشت ، آره ؟

. خوب بازی کردی

...خب

مجبور بودم راجع به اینکه با چند . نفر خوابیدم دروغ بگم

. فقط به زیر دوتا اجازه میدن

، خب

. راجع به چیزای اصلی بهم بگو . روشنم کن

تو چت شده ؟

. هیچی

. رو کن ببینم ، پتیاره

راجع به "دنی"ـه ؟

می خوای که بکشیش ، مگه نه ؟

. چی ؟ ، نه ، نمیخوام

. سرزنشت نمیکنم

...اون مو بلند

، با اون چشمای شیطانی

. اون قدرتمند ، با اون دستهای آلوده به قتل

، وقتی "دنی" من رو کشت . داشت لبخند میزد

. اون موقع عجیب غریب بود

. اما حالا...جذاب

اون رو از کجا آوردی ؟

این ؟

نمیدونم . چرا ؟

فکر میکنی یه سرنخه ؟

. نه ، به من ربطی نداره

فکر میکنی "دنی" این رو ازم برداشته ، مگه نه ؟

. رجینا" ، خواهش میکنم فقط تمومش کن"

فکر میکنی وقتی که من رو کشت . این رو ازم برداشت

فکر میکنی این رو ...از روی گردن سرد ، مُرده ـم

. کَند

منابع تایید کردند که حکم تفتیش ...در محل سکونت "دسای" اجرا شده

وایسا ، مامان ، فکر کنم . بابا میخواد فریاد بزنه

، جریان قتل "رجینا کرین" حل نشده باقی می ماند

و مردم "گیرین گراو" را روز افزون به سمت پرتگاه نزدیک میکند

....به سمت جشن مشهور سالانه ی پاییزی

هی ، حل نشده . منو میگه

. خب ، جشن قطعاً دیگه داره همگانی میشه

شاید منم چند تا غریبه گیرم بیاد . که برای کلاس کوزه گریم ثبت نام کنن

. تو دیگه نیاز به آگهی بیشتری نداری

. دکه ـت قراره که فوق العاده بشه

فوق العاده کافیه که امسال بیای یه سری به جشن بزنی ؟

. جزء علایقم نیست

. عادت کن که باشه

من و تو پر نقش و نگار ترین لباسهای رسمی رو

. برای اونشب درست میکنیم که بپوشی

از اون لباسهای بزرگ با اون . ربان های صورتی و شیک

آره ، خب . من دیگه ده ساله نیستم ، مامان

. خبر دارم ، عزیزم

...متاسفم ، من فقط

این کارا یکم از مد افتاده است ، میدونی ؟

. منصفانه است

بیاید امیدوار باشیم محض رضای همه هم که شده

. دنی" هم مثل تو فکر کنه"

چرا ؟ شبیخون زدنت چیزی . بر علیهش پیدا نکرد

. حتی گردنبند رو

گردنبند ؟ کدوم گردنبند ؟

تو میخوای بهش بگی ؟

رجینا کرین" داشت گردنبند" ...تارا دسای" رو گردنش مینداخت"

. وقتی که مرد

این همه اون چیزیه که "دنی" بهت گفته ؟

...و گردنبند از

. رجینا" گم شده"

چرا "دنی" باید "رجینا" رو بکشه و تنها چیزی رو برداره

که ممکنه گناهکار جلوش بده ؟ - . سوال خوبیه -

دنی" ارتباطش رو با این گردنبند" بهت توضیح داد ؟

. یه ارث خانوادگی بود

به هر حال ، بیشتر علاقه مند نیستید که بدونید کی گردنبند رو به "رجینا" داده ؟

. که چرا اون رو داشت - ، باور کن -

. داریم به هر طریق ممکنی دنبالش میگردیم

...من باید برم مدرسه ، پس

. باشه ، پیاده روی خوبی داشته باشی

رجینا" گردنبند "تارا" رو داشت ؟"

فکر میکنی کی اون رو بهش داده ؟

چی ، نکنه تو هم میخوای بگی "دنی" بی گناهه ؟

. نمیدونم که چه فکری بکنم - . خب ، خیلی واضح به نظر میرسه -

. جو" داره از کنترل خارج میشه"

. شاید وقتشه که یکم همبستگی مون رو بیشتر کنیم

. فکر کنم شهرمون باید تحریمش کنه

. جشن پاییزی یه سنت گرامی ـه . یه هماوری خانوادگی ـه

و آخرین چیزی که نیازه اینه که یه . قاتل بیاد و همه رو وحشت زده کنه

"واو ، بگو واقعاً چه احساسی داری ، "تیم کلورت

. ساکن محله

یکم کورن فلکس میخوای ؟

. آره آره

. خودم...خودم درست میکنم

تو ، فکر میکنی که بری ؟

...به

جشن پاییزی ؟ . نمیدونم

تو چی ؟

اوووه ، بعد از اون جشن خیریه ؟

. فکر کنم نیاز دارم که یکم از شهر فاصله بگیرم

. شاید تو هم بهش نیاز داری

"خب ، نه بر اساس حرفهای دکتر "ریدی

اون ازم میخواد که با اتفاقات با معنی گذشته ام متصل بشم

. ممکنه که به "تحول" ام کمک کنه

خب من تصمیم گرفتم یه سری از وسایل . پدرت رو برای خیریه اهدا کنم

. یه نفر امروز صبح میاد که ببرتشون

. فکر بدی نیست

کدوم چیزا ؟

، بعضی از لباسها ، کت شلوارها و کراوات ها

. اون صندلی بزرگه که اون اتاقه

همون صندلی ـه؟

مشکلیه ؟

. یه جورایی ، آره ، راستش

...شاید خیلی زوده که

...از دست وسایلای بابا خلاص بشیم... . خوشم میاد که داریمشون

، بهم یه احساسی مثل این میده که

. هنوز اینجاست

. باشه

. میتونیم صبر کنیم

. ممنون

<font color="#FFFF00" "ترجمه و زيرنويس : "محمد شهيدي "ماني ومپاير"

منحرف شده" قسمت پنجم از فصل اول" جشن و برآشفتگی چهارشنبه ، نوزده تير 1392

بیخیال ، تو همونی که بهم گفت که . به این کلاسهای ریاضی احمقانه بیام

چی ؟ حالام باید بیام تو جشن پاییزی کمکت کنم که کیک بفروشی ؟

. نه ، اونا کیک های گردن

فهم...فهمیدی ، درسته ؟ . مثل دایره میمونن

. کلاسای ریاضیت حتماً بهت اَشکال رو یاد دادن

، باشه ، خب ، یکی از همین سالها . پات رو به این جشن باز میکنم

. آره ، خب ، ولی نه امسال

. روحیه شهر گردیم بعضی وقتا زیاد خوب نیست

به خاطر مسائل "دنی"ـه ؟

...به گمونم آرزو میکنم که کاش مردم بیشتری

بهش یه شانسی بدن ، میدونی؟...

آره ، ولی میفهمی که مردم چرا هنوزم وحشت زده ان ، درسته ؟

. نمیگم حق دارن که وحشت زده باشن

. نه ، میدونم

مردم هرچی که میخوان . میتونن فکر کنن

، جشن پاییزی خوش میگذره

...اما نمیدونم

شاید من فقط دیگه

. یکی از اون دخترای اجتماعی نیستم

معلم اجتماعیم آقای "جسپر" میگه که

تمام انسان ها به یه اندازه ، به سنت ها و اجتماع

. نیاز ِاولیه دارن

برای پی بردنش میتونی به زمان . سرخپوستان مایا اشاره کنی

درسته . چون سرخپوستان مایا . هیچ وقت اشتباه نمیکنن

خدا ، این آخر هفته . چقدر دلهره دارم

. جشن پاییزی چه جور رسمیه

میدونم . یه جورایی . کاش میتونستم برم

. بیخیال ! داره یه شب تو منهتن گیرت میاد

. آره ، با والدین و برادرم

من بهترین لباس رسمی رو . برای اونشب انتخاب کردم

زرد با سر آستین های براق قرمز . که هر طرفش زده بیرون

"آرچی" ، "اسکات" و "ساریتا" . اونا هم دارن از شرش خلاص میشن

سال غیر عادی ایه "ب.ر"

. "بعد رجینا"

. درسته

. خدایا ، اون خیلی تو کف این مراسم بود

تا حالا خوابش رو دیدی ؟

. تمام اوقات

. انگار تو ناخودآگاهم واسه خودش اتاق داره

. من دیشب خوابش رو دیدم

. ازش راجع به اون گردنبند پرسیدم

. میدونی ، اون قرمز طلاییه که همیشه گردنش بود

همونی که پلیس داشت راجع بهش میپرسید ؟

. آره

. باعث تعجب ـمه که از کجا آوردتش

. باید از مامان "رجینا" راجع بهش بپرسی

. نه ، نمیخوام که مزاحم اون بشم

دنی دسای" ، نباید اجازه ورود" . به جشن رو داشته باشه

این راجع به امنیت بیشتره ، خیلی خب ؟

. این یه همایش خانوادگیه ، کاریه که تو بچگی خودم میکردم

. و حالام دارم با بچه هام میکنم

. باشه ، بیاید حل و فصل کنیم

میدونم که اخبار ِرسانه ها هممون ، رو یکم به لبه پرتگاه برده

. اما نمیتونم مانع اومدن هیچ ساکنی بشم

درسته ، ما کی هستیم که راجع به "دنی دسای" قضاوت کنیم ؟

پلیس هفته ها وقت داشت که . بازداشتش کنه ولی نتونست

. آره ، اما این باعث نمیشه که بی گناه باشه

، ما برای صحبت درباره پرونده اینجا نیستیم

More Farsi Persian subtitles for Twisted

Comentarios

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left