The first 200 lines.
...آنچه گذشت - .دنی دسای" فرار کرده" -
.فکر کنم "ویکرام" زندهست
.هیچچیز "ویکرام" تاحالا غافلگیرم نکرده
.من "چارلی مکبراید" ام
.از فردا ترم دومم رو تو دبیرستان گیرین گراو شروع میکنم
.پس تو مدرسه میبینمت - .آره، شدیداً منتظرم -
جداً واسه "ویکرام" اهمیت قائلی؟ - .اون شوهرمه -
.اونموقع که باهم بودیم هم شوهرت بود
.اون قضیه مال خیلی وقت پیشه
.من کاملاً عاشقتم - !"ریکو" -
.اثرانگشت "دنی" روی آلت قتاله نبوده
.و تمام سرنخها به "مرلین" ختم میشن
.بهنظر بیشتر سرنخها به "ویکرام" ختم میشن
مجبورم کرد قضیهی عمهام رو گردن بگیرم
.و بعد پاپوش قتل "رجینا" رو برام دوخت
.هرکاری که کردم واسه یهدلیل خوب بوده
!باید تاوان کاری که باهام کردی رو بدی
...نه، "جو"، زنگ نزن !ولم کن
!اون تلفنُ بده به من
!ولم کن
...اوه خدایا، "دنی" اون - .نه -
.آره، اوه خدایا، اوه - .هی -
.هی، منو نگاه، منو نگاه
حالت خوبه؟ بهت صدمهای نزد؟
.این اتفاق نیافتاده - ...میخواست -
میخواست بهت صدمه بزنه، باشه؟
.اون...میخواست بهت صدمه بزنه - .میدونم -
.میدونم، حالم خوبه
...باورم نمیشه...راستش
.مُرده .اون مُرده
."دنی" - .من کُشتمش -
من کُشتمش، خیلیخب؟
.من پدر خودم رو کُشتم
تــقــدیم میکــنند پویا & مـــانـــی .: Pooya Star & Mani Vampire :.
.باید بریم کمک بیاریم
.هیچکی نمیتونه کمکمون کنه
...پدرم میتونه. ادارهی پلیس
.پلیس همینالآنشم واسه یه قتل دنبالمه
.هرگز حرفمو باور نمیکنن
.من میتونم توضیح بدم
،میتونم بگم یه حادثه بود
و بابات عقلش رو از دست داده بود
.و تو میخواستی نجاتم بدی
اونوقت کی حرفتُ باور میکنه؟
...مخصوصاً الآن که کلّ شهر میدونن
.بهت احساسات دارم
.فقط یهکار هست که میتونم بکنم
.نه
.باید واسه همیشه از گیرین گراو برم
.دنی"، باید چارهی دیگهای هم باشه" - .نه، نیست -
.نمیتونم همینطوری زندگی تورو هم خراب کنم
.نگران من نباش - ."معلومه که نگرانتم، "جو -
.چارهی دیگهای نیست
.ببخشید، نمیتونم این قضیه رو از پدرمادرم مخفی کنم
.مجبورم بهشون بگم
.مجبورم - .نمیتونم برم زندان -
.جو"، نمیتونم برگردم اونجا"
خیلیخب
.میتونم یه فرجه واسه شروعت بهت بدم
میرم خونه و یه کوله
از غذا، لباس و پول یا هرچیزی که .نیاز داری واسهت جمع میکنم
.مجبور نیستی - .چرا، مجبورم -
،مجبورم
.پس فردا صبح با وسایل برمیگردم
همینجا میمونی دیگه، درسته؟
.بگو همینجا میمونی
.همینجا میمونم
.شاید رفته خوابیده - .آخه هنوز خیلی زوده -
.نمیدونم .استرس داشتن، "جو" رو خوابآلود میکنه
جداً فکر میکنی اون میدونسته "دنی" کجا رفته؟
.فقط امیدوارم حالش خوب باشه .میتونه هرجایی باشه
!مشکلی واسهش پیش نمییاد بابا - ...اون خیلی باهوش و حقهبازه -
...و موهاشم که خیلی بلنده پس
.گوشاش یخ نمیکنه
!پس گوشاش یخ نمیکنه
.بیخیال. همهچیز درست میشه خیلیخب؟
رئیس "مسترسون" پرونده رو حل میکنه
،بعد "دنی" برمیگرده که شما دو تا بتونید
.همو بغل کنید و عشقبازی کنید
...چی؟ بابا واسه اینا نمیگم که
.فقط میخوام کمکش کنم .خیلی سختی کِشیده
.آره - .باید با "گلوریا کرین" صحبت کنم -
.اون چیز دیگهای هم میدونه. مطمئنم
چرا؟ چون چندتا عکس با بابای "دنی" داره؟
.شاید واقعاً فقط به اسبها علاقه داره
شایدم "گلوریا" واقعاً میدونسته .چی بین "ویکرام" و "رجینا" میگذره
،باشه، ولی اگه چیزی میدونست
چرا نرفته به پلیسا چیزی بگه؟
.باید دلیل همین کارش رو بفهمم
."جو"
.یهلحظه وایسا
.مامان، سلام
من...چه خبر؟
کجا بودی؟ - .بیرون. قدم میزدم -
.بهگمونم فقط زمان از دستم در رفت .ببخشید
.نگران شدم، عزیزم همهمون با اتفاقاتی که افتاده
.یکم دمدمیمزاج شدیم - .میدونم، ببخشید -
میرم بگیرم بخوابم، باشه؟
شهردار "رولینز" چی میگه؟
،اصرار کرد که آلبانی "مرلین" رو واسه این پرونده فرستاده
.ادعا کرد که اصلاً نمیشناختتش
یکم راحت بهنظر مییاد؟ - فقط یکم؟ -
!خیلیخب، همهگی، گوشاتونُ وا کنید
.الآن اولویتمون پیدا کردن "مرلین راسی"ـه
.ازتون میخوام موبایل و کامپیوترش رو ردیابی کنید
،ازتون میخوام به پلیس ایالتی اطلاع بدید
...بذارید هرچیزی که - قضیه راجب "دنی"ـه؟ -
...کارن"، دارم رو" - پیداش کردید؟ -
،هنوز نه .اما الآن داریم دنبال "مرلین راسی" میگردیم
.تقریباً نیمساعت پیش از اتاق متلش رفته
.پس این تأیید میکنه که داشته واسه "دنی" پاپوش میدوخته
درسته؟
ببخشید، شما آقای...؟ - ."جک تیلور" -
.جک" یه دوست قدیمیه" کایل"، اینا چه معنیای میده؟"
چرا "مرلین" فرار کنه؟ - .حق با دوستِ قدیمیته -
.اون آلت قتاله رو جعل کرده بود ،مدرک داریم که جاسازیش کرده بود
.و اون گزارش رو ساخته بود .اون میلههه مدرک واقعی هم نبوده
.اثرانگشت "دنی" هیچجاش نیست - ،هنوز اون بیرون تنهاست -
.ترسیده، فکر میکنه که هنوز دنبالشید
.میدونم، اما باید اول "مرلین راسی" رو پیدا کنیم
تنها دلیلی که واسه "دنی" پاپوش دوخته اینه که ...هوای خودش
.یا یهنفر دیگه رو داشته باشه
.و اون یهنفر دیگه هم فکر میکنید "ویکرام"ـه
.این یهسری خرتوپرتهای "ویکرام"ـه
.قبلاً براش کار میکردم - .جک" قایق "ویک" رو تعمیر کرد" -
...اون این چیزایی که اون جا گذاشته بود رو پیدا کرد
.یهسری پوشه و برگهست، نمیدونم
.گمون کردم این کمکتون میکنه پیداش کنید
.یهنگاهی بهش میاندازیم
.خب، بهم بگو دیگه چیکار میتونم بکنم
.هیچی. برو خونه
.نمیتونم همینطوری منتظر بمونم
،چرا میتونی، و اگه "دنی" باهات تماس گرفت
،بهش بگو برگرده .بهش بگو من ازش مواظبت میکنم
.خیلیخب
.یهلحظه، مامان
.حالا بیا
.ببخشید، منم
بیام تو؟
.آره
...اینجا چیکار - فقط میخواستم مطمئن شم حالت خوبه -
...بعد از المشنگهی فرار و پناهدادنُ
،مامانت گفت تازه رسیدی خونه
.پس پیش خودم گفتم مزاحمت نیستم
.اما اگه هستم، میتونم برم
.نه، "ریکو"، مشکلی نیست
.حق با توئه ...روز درازی بوده
راستی چرا تلفنت رو جواب نمیدادی؟
.من و "لیسی" کلّ شب داشتیم بهت زنگ میزدیم
!ببخشید، مُرد
...یعنی باطری تموم کرد .باید شارژش میکردم
.خوبه
.لیسی" میخواست بدونه میدونی "دنی" کجا رفته یا نه"
.خیلی نگرانش بود - .حالش خوبه -
اوه، پس میدونی اون کجاست؟
،منظورم اینه که مطمئنم حالش خوبه .هرچی باشه اون "دنی"ـه
.باشه، خوبه، منم همینُ بهش گفتم
.امیدوارم درست بگیم
،همهش فکر کردم شاید یه اشتباهی کردم
...مثل...نمیدونم
.نباید وقتی اومد خونهمون به پلیس زنگ میزدم
.نه، کار درست رو کردی - .آره، خب، فکر میکردم همین درسته -
،اما حالا دارم بهش فکر میکنم و انگار
."همهمون بچهایم، حتی "دنی
اون یکم سنش بالا نشون میده .چون زندان کشیده و از این چیزا
.اما فرار و قایم شدن از دستِ پلیس دیوونگیه
.نمیدونم چطوری تکی با همهی این چیزا کنار مییاد
،من بهسختی از پس امتحان شیمیای که این هفته داریم برمییام
.و این فقط نصف اون قضیه ترسناکه
.آره، منم واسه امتحان اصلاً نخوندم
.خیلیخب
.خب، من باید برم
...باشه
.مرسی که بهم سر زدی
دنی"؟"
.دنی"، منم"
...دنی"، من"
.سلام
...نگران بودم که رفته - .فرار نمیکنم -
.کلّ شب بهش فکر کردم و نمیتونم برم
چطور میتونم دیگه مادرم رو نبینم؟
یا "لیسی" رو یا تورو؟
.آره، منم همین برداشت رو دارم
.فرار بهترین نقشه نیست
.بهعلاوه فکر نمیکنم لباسات اندازم باشن
...خیلیخب، پس اگه فرار نمیکنی
.برمیگردم، همینالآن، حقیقت رو میگم، همهش رو
.باشه، منم تو کلش باهاتم
.باهم میریم پیش پلیس - .نمیریم پیش پلیس -
...میریم به تنها کسی میگیم که میتونه کمکمون کنه
.بابات
.حالا عواقبش هرچی که میخواد باشه
داری به چی فکر میکنی؟
.واسه مدت زیادی همه باهام مثل یه قاتل رفتار کردن ...[اما حالا [واقعاً قاتل شدم
."یه حادثه بود، "دنی
.هنوزم اینکارو کردم
.برای دفاع از خود
.میخواست بهت صدمه بزنه .به جفتمون
.منم میخواستم بهش صدمه بزنم
.خیلی عصبانی بودم
No comments yet. Be the first to leave one.