As primeras 200 linias.
قبلاً در «دیدهبان سوم»
.مادر نیکول داره شکایتشو پس میگیره
چی میگی؟
.تبرئه شدی
.همکارا به همدیگه دروغ نمیگن
.تو که با سقطت دروغ گفتی
.فکر کردم سقط کردی
.هی، باسکو
.اوضاع خوبی داری
.اگه واسه بچهها اتفاقی بیفته، تو اصلاً اونجا نبودی
.تو خونه، فرد رو داری که سرزنشش کنی
.سر کارم منو داری که سرزنشم کنی
.و سنت فیت هم هست
.عوضی
فکر میکنی منو دنبال خودت کشوندی؟
...قبلاً دلم برات میسوخت، ولی حالا
.فقط میخوام گورتو از زندگی من گم کنی
.خب، گوش کن، اریک
.من خودم مواد رو مصرف کردم
.میرم دنبال کسی که اینو بهش فروخته
.بهش میگن حیوون. اون مواد رو درست میکنه
.اون مُرده
.بابت خواهرت متاسفم
.چی شده؟ نمیدونم. اینجوری پیداش کردم
اون همون مرده بیمارستان نیست؟
.اسم؟ نوبل
.یه نویسندهای هست به اسم آرون نوبل
چرا با این خلافکارای موادفروش میپلکی؟
.من یه روزنامهنگارم. تب خط آبی
...درباره ۶۳؟ چندتا پلیس فاسد و این عوضی
.همه رو با یه چوب میرونه
.خیلی دلم میخواد یه نوشیدنی مهمونت کنم
.پس... رسیدی
.آره
.حداقل میتونی واسه یه قهوه بمونی
.اوه، من... تو راه رفتن یه دونه میگیرم
.بهم نگو
.الان یه زنی هست که داره برات حکم جلب سراسری میگیره
.از سال ۸۳ نه
.باید بپرسی
.دیرم شده، باید برم یه منبع رو اون بالا شهر ببینم
واسه کتاب؟
مگه همه چیز درباره همین نیست؟
.خوب به نظر میرسه
.خیلی بهم خوش گذشت
...ببین، من... من
.نمیخوام همینجوری ول کنم برم
.ببین، کیمبرلی
.لطفاً. من یه آدم بزرگم
.باشه
.من از دقیقه نود پرسیدن خوشم نمیاد
...ولی تایمز یه مراسم جایزه داره
.واسه نویسندهها امشب
...و قرار بود زودتر ازت بخوام که بیای، ولی
امشب؟
.میدونم
!آره! آره، آره، آره، آره
امشب؟
.میدونم
.خب، آره... آره
.خیلی دوست دارم
مطمئنی؟
.اینجوری جواب نمیده
.ده ساله که جواب داده
.آدما عوض میشن
.باسکو رفته تو بخش مبارزه با جرم
.و من باید وقت بیشتری رو با خانوادم بگذرونم
.پس یه شیفت دیگه میخوای
.من فقط یه چیز ثابت میخوام
.میدونی، باسکو یه روز هست، یه روز نیست
...اون کلاسی که از آکادمی میان
.اونا دارن از گشت پیادشون میان
.میدونی، شاید یکی تو اونا باشه
.میدونی، اگه مشکلی داره، میتونی با من حرف بزنی
.من فقط به یه تغییر نیاز دارم
.باشه
.ممنون، ستوان
کجا میری؟
.اه، عملیات اس.ان.آی.پی
مکان رو با بخش مواد مخدر هماهنگ کردی؟
بله قربان. میز اطلاعات همه چی رو داره. چی شده؟
.چند ساعت دیگه دوباره سر میزنیم، ستوان
.باسکورلی
با این مشکلی نداری؟
.آره
.میبینم کی از گشت پیادش معاف میشه
خب، همکارت چطوره؟
نگران بودی؟
.انگار یه کم شاکیه
.تازه، ملاقات کوچیکش با رئیس رو نگم
.ما داریم جدا میشیم
واقعاً؟
.آره
وقتشه، میدونی؟
.به یه تغییر نیاز داریم
.فکر میکردم یوکاس دوستدخترته
.من دوستدختر ندارم
.اینجا یه مردی دنبال مواد میگرده
.آره، گم نشده
.یالا، دِید
بهمون علامت رو بده، عزیزم
اوکی، بعداً میبینمت، مرد سفید
باشه
گرفتیمش
سوییچ رو از جاش دربیار
و بندازشون زمین
من چیکار کردم؟
با دستهای بالا بیا بیرون
شما دلیل موجهی ندارید
!دستها بالا
گرفتیمت؟ نورثکات: آره، گرفتمت
اون چیزی که فکر میکنی نیست
آره. همش یه سوءتفاهم بزرگ بود
زیرنویس با حمایت انبیسی
و وارنر برادرز تلویژن
میشه فقط توضیح بدم؟
باشه، بگو
توضیح بده چرا یه گرم کوکائین تو جیبته
تحقیق برای یه کتاب بود
ای بابا! میدونی چیه؟
لطفاً عذرخواهی ما رو بپذیرید
گروهبان، گروهبان، دیگه ماشین رو نگرد
اون فقط داره تحقیق میکنه... برای یه کتاب
آه. مگه یکی قبلاً "احمق و احمقتر" رو ننوشته؟
آره، فکر کنم اون یه فیلم بود
درباره مواد مخدر و جنگ شهریه
آها، جنگ
چی، اسلحه هم داری؟
تو صندوق عقب، تو کیف اسلحهست
ثبت شدهست
میخوام اینو ببری پاسگاه
و بقیه رو اونجا بگردی
باشه
چرا؟
چون میخوام بهش یه... توجه ویژه بکنم
شما فقط اجازه دارید بگردید
جاهایی رو که در حین تفتیش دستم بهشون میرسه
در جریان بازداشت
چی هستی تو، یه جور وکیلی؟
بهت گفتم که نویسندهام
میدونم، و ما حسابی تحت تاثیر قرار گرفتیم
ای بابا
تحقیق بود
آره
خب، حالا میتونی تحقیق کنی که چطور نوچه یکی باشی
آره، باید تا هشت و نیم برم
خب، فکر میکنی ممکنه، یا...؟
اوه، چه عالی. باشه. آره
الان فقط باید یه پرستار بچه پیدا کنم
باشه، باید بریم سوهو
شبیه راننده تاکسیام؟
لوین تقریباً مطمئنه که میتونه جام باشه
باید یه لباس بگیرم
پس یه سر میزنیم خونهتون
من چیزی تو خونهام ندارم
کیم، خلاف مقررات ادارهست
که وقتی سر کاری، خرید کنی، باشه؟
تازه، از کار کردن با لوین متنفرم
اون همیشه داره در مورد شوهر مردهاش حرف میزنه
باشه، شوخی در مورد شوهر مردهاش ممنوع
آخه سخته که شوخی نکنی
وقتی خاکسترشو دور گردنش حمل میکنه
فکر کردم خوشبوکننده هواست
روز خوبی داشتی؟
آره، سه نفر رو به جرم نگهداری گرفتیم
میخوام با یه سرپرست صحبت کنم، لطفا
و یه اتهام اضافی
بابت خونریزی در یه ساختمان عمومی
چرا نمیزنی؟ عالی میشه
خودتو جمع کن
بهتون میگم، شماها
دارید اشتباه بزرگی میکنید اینجا
نظرت چیه خفه شی؟
هی، من دارم
حقوق متمم اول رو
آره، سعی کن از متمم پنجم استفاده کنی
از زمان بازداشت تا تکمیل پروندهام سه ساعت وقت دارید
!بجنب، بجنب
این آدم پررو کیه؟
یه نویسندهای
آرون نوبل؟
مگه اون "تب خط آبی" رو ننوشت؟
منظورت همون کسیه که همه ما رو شبیه حیوانها نشون داد؟
تقریباً مطمئنم خودشه
فکر کنم خوب پیش رفت
آره، حالم خوبه
خوبم
فکر میکنم این کار درستیه
فرد، صدات قطع و وصل میشه
دارم صداتو از دست میدم. فرد
اوه خدای من، فرد، مجبورم دوباره بهت زنگ بزنم
امیلی؟
این اینجا چیکار میکنه؟
خانم یوکاس
ازش دور شو
متاسفم برای اتفاقی که افتاد
بهت گفتم که اون اینجا نمیاد
تو گفتی نمیتونه بیاد تو خونه
...اگه دوباره ببینمش، به خدا قسم
!اشتباه بود
No comments yet. Be the first to leave one.