The first 200 lines.
...قبلاً در "شیفت سوم"
.راننده رئیس گشت. لیاقتت تو این اداره معلومه
ببین، من هیچ ارتقایی از تو نمیخوام، باشه؟
.نه، ممنون
خب، چی شد؟ بهش زنگ میزنی؟
اوه، شمارشو نگرفتی؟
.ناشی
!برو
.ببخشید
.اون کیه؟ - اون گروهبان کروزئه
.اون مرده و من هنوزم بهش اعتماد ندارم
بیا خونهم، باشه؟
.بریم. - نه، من باید برم
«بخش اغذیه، لطفاً خط چهار رو جواب بدید.»
«بخش اغذیه، خط چهار رو جواب بدید.»
آخآخآخ
.مامان، این جمعیت رو نگاه کن. یه مشت آدم بیعرضه
.خستهها و داغونها، مستها
.همون آدمایی که تمام شب براشون نوشیدنی میریختم
فرقش چیه؟
.فرقش اینه که هیچ حائلی بینشون نیست
.شاید بتونم از خودم مراقبت کنم
.ضمناً، من اینجا رو تو این ساعت دوست دارم
.جمعتی نیست، صف صندوق هم نیست
.و آهنگای خوبی میذارن
.این وقت آرامش منه
.بیشتر شبیه عقبگرده
.باید نون بخرم
!اوه، تو رو ببین، هی
!اون صورت رو
.نازه
.«مگه نازه؟» - آره، نازه
.تو این سن ازش لذت ببر
.اونا خیلی زود بزرگ میشن
.به این
.حتماً. ممنون
.موفق باشی
«توجه، خریداران عزیز!»
«فروشگاه بِی فودز تا ۱۵ دقیقه دیگه تعطیل میشه.»
.خدا میدونه من اصلاً نوهای میبینم یا نه
!آخ، شروع شد
چرا، مامان؟
.که همسر آیندهی سابقم میتونه اونو ببره خرید
نصف شب؟ این دیگه چه مسخرهبازیهایه؟
.قضاوت نکن
.شاید تنهاست
...میدونی، شبهای زیادی بود که من مجبور بودم
.تو و برادرت رو تو شبهایی مثل این ببرم بیرون
تو تو یه سبد مینشستی، یادت میاد؟
.یادمه برای جونم به جلو آویزون بودم
.مایکی همیشه سبد رو داشت
.آره، خب، اون بچه بود. - آهان
«وایسا تا خودت بچه دار بشی.»
.اونوقت میبینی چه خبره
.باور نمیکنی چه عشقی حس میکنی
.کارایی که میکنی... تو هر کاری برای بچهت میکنی
مثلاً، بهشون پر و بال بدی؟
.یادم دادی هاف اند هاف رو
.اونور مغازهست
.من میارمش
.مطمئن شو که بدون چربیه
هاف اند هاف؟ مگه میشه؟
.موریس، چه دورهی شگفتانگیزیه که توش زندگی میکنیم
«هاف اند هاف بدون چربی.»
مگه این فقط شیر نیست؟
«آتیش!»
!مامان
مامان، کجایی؟
!برو، برو، برو
!مامان! مامان
مامان! مامان، کجایی؟
!مامان
!نه! برنگرد، برنگرد. از اینجا برو بیرون، برو
!کسی پشت سرمه؟ - نمیدونم
«موری!»
«موری!»
!موری! - مامان
.یالا
!لعنتی
.اون جعبهها رو بنداز اینجا
.یکی دیگه
!خب، همه بیرون، یالا
.بریم، بریم، بریم! به نفر جلویی کمک کن
!فقط برو
.خم شو
اون زن کجاست؟
زن با بچه کجاست؟ زن با بچه کجاست؟
!وایسا، موری، نه! نه
!یالا، خانم
!کسی... - اینجاست
!لطفاً به ما کمک کنید
.گرفتمت. گرفتمت
بچهم! صورتشو میپوشونه؟
.یالا، بریم. من گرفتمش. صورتشو بپوشون
.یالا. بریم. بریم
.خانم، به من نگاه کن، بریم
.اگه میخوای زنده بمونی، بریم. بلند شو
!خوبه. برو! دنبالم بیا اینجا! دنبالم بیا
.لطفاً اونو از اونجا بیار بیرون. همهمون داریم میریم بیرون، خانم
!آهای، یه بچه دستمه
.یه بچه دستمه! - حواست به سرش باشه
حواست به سرش باشه. - گرفتیش؟
.باسکو. - باشه
!برو بیرون. - یکی دیگه! یکی دیگه
!یکی دیگه هم دارم، خواهش میکنم. - هی
بیا دیگه خانم، کجا میری؟
.بیا دیگه
.بیا
موریس، عزیزم، چرا؟
.فقط سعی کن نفس عمیق بکشی، خانم
.اسم اون رُزه
اون مامانته؟
حالش خوبه؟
.اینا بیشتر سوختگی درجه یک و دو هستن
.در کل، به نظرم خوششانسه
.آره، هر دومون
.خیلی خوششانس. - بفرمایید، پسر کوچولو
.مشکلی نیست
میتونم کمکی بکنم؟
اوه، این پسر کوچولو رو میشناسی؟
نه، من نمیشناسمش، چرا؟
.کارلوس، باید باسکو رو پیدا کنم
.داری کارتو تموم میکنی؟ - نه زیاد
...خب، اگه کسی رو برای نگهبانیش میخوای، من
.نه، ممنون. - ولی حالم خوبه
.م-من فقط... میخوام کمک کنم
.فقط بهم اعتماد کن
.باشه
.زود برمیگردم
.میدونی باسکو کجاست؟ - اتوبوس بغلی
.باسکو، اون پسر کوچولو
گرفتیش؟ حالش خوبه؟
.کسی معاینهات کرد؟ کیم؟ آره، تیلور کرد
.خوبم. - آره، به زور
خب، پسره چی شد؟ اون بچه کوچیکه چی شد؟
حالش خوبه. پدر و مادرش چی؟
.فقط یه مادر
کجاست؟
.باشه. به پلیس خبر میدم
این برات خندهداره، آشغال؟
اوه، رز! رز! - چی شده؟
.آپنه داره. باید لولهگذاری کنم
.مامان! یه ثانیه پیش خوب بود
.باسکو، در رو بگیر
.صبر کن. اون که خوب بود
...آره، بیا اینجا و
.تا حالا همچین چیزی رو تجربه نکرده بودم
.امیدوارم دیگه هم تجربه نکنی
.حدس میزنم شماها همیشه از این جور چیزا میبینید
.انگار که چیز مهمی نیست
.هیچوقت عادی نیست
هیچوقت اونا رو پیدا نکردید، پدر و مادر پسربچه رو؟
.خب، م-من هیچوقت نگفتم اونا گم شدن
.آه
.مادرتون اِدِم حنجره داره
.اساساً، دود باعث شد حنجرهاش ورم کنه و بسته بشه
.و راه هواییش رو مسدود کرد
ولی حالش خوب میشه؟
.اوه، آره، وقتی ورمش بخوابه
.چند روز نگهش میداریم
.بهتره؟ - آره، خوبه
.سوختگیهات بیشتر... ببخشید. درجه یکه
.ولی م-ممکنه بعداً تاول بزنی
.طاقت ندارم
.صادقانه بگم، بد نیست برای تحت نظر بودن یه شب اینجا بمونی
.شما هم به اندازه مادرتون دود استنشاق کردید، اگر نه بیشتر
.آره
.شاید
مامانی الان میاد میبینتت، باشه؟
.باشه
.حالش چطوره؟ - از نظر جسمی خوبه
اسمشو فهمیدی؟
.پسر من به زور در اون سن حرف میزد
.چه برسه به چیزی که این بچه طفلک تجربه کرده
.بهتره سازمان خدمات کودک پدرشو پیدا کنه
.آره، اگه پدری باشه
.دکتر کیم رز به اتاق عمل ۳. دکتر کیم رز به اتاق عمل ۳
.آتش خاموش شد؟ - آره، تقریباً
.بیلی افتاد زمین. ممکنه استخونش شکسته باشه
.کاش منم شانس تو رو داشتم، باسکو
.آره، حتماً
چی سرپات نگه داشته؟
.میتونستم نجاتش بدم، جیمی
چی؟
.مادر بچه
.نزدیک بود نجاتش بدم
...اینقدر نزدیک بودم. من
.میتونستم نجاتش بدم
.اگه منو از آتیش بیرون نمیکشیدی
.مرده بودی
دیدید از کجا شروع شد؟
.خیلی سریع اتفاق افتاد
چقدر طول کشید تا اون فلشآور آخر؟
دو دقیقه؟ سه دقیقه؟
.کمتر از این به نظر میاد
.هر کی هست، خیلی خوب میدونه داره چیکار میکنه
داری میگی کسی آتیش زده؟
.آتیشها خودشون اینجوری نمیسوزن
...منظورم اینه که، اونقدر آتیش با اون سرعت حرکت کنه
.دومی، تو یه هفته
No comments yet. Be the first to leave one.