Third Watch

Third Watch

Descargar subtítols en Farsi Persian

Temporada 1

Información d'a versión

Third Watch S01E04 Hell Is What You Make of It DVDRip HI WB
Un comentario de warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 1 قسمت 4 third watch 1999 زیرنویس فارسی سریال

Etiquetas

dvd
Publicau o: 2025-11-21
Descargas: 13
Ta personas con problemas auditivos: No

Anvista previa d'os subtitulos en Farsi Persian

As primeras 200 linias.

قبلاً در Third Watch

یه ماشین تو آب افتاده، تو صد و سی و پنج و کینگ!

وخیمه، مگه نه؟ ماسکتو نگه دار، جری!

میدونی مشکلت چیه؟ بگو

برات راحت‌تره که بری با دوهرتی تا اینکه رو رابطه‌ت کار کنی.

دارم تلاش می‌کنم. قضیه اونا نیستن. قضیه تویی.

دوربین دارن؟ یکی داره میره تو چرخ گوشت.

سلام، موریس.

دختر کاپیتان؟

دیویس: تسلیم شو!

نه! پلیس! تکون نخور.

نه!

عمراً! هی، جیمی.

اون جای منه. به نظر میاد جای منه.

دیدی داشتم منتظر بودم.

مالکیت حرف اول رو میزنه. هی.

ماشین لعنتیتو از اونجا ببر!

اگه مشکل داری آقا زرنگه، زنگ بزن پلیس!

یوسی تو استخره! داره غرق میشه!

آیزاک: تلاش کردیم بیاریمش بیرون!

چی شد؟

داشتیم از رو پشت بوم می‌پریدیم. سرش خورد. مامانم ما رو می‌کشه!

گرفتمش!

یک، دو، سه.

نبض نداره. ایست قلبی کرده.

نباید وقتی اون نیست شنا کنیم.

آسیستول. حالش خوب میشه؟

هر وقت رسید به پنج، این کیسه رو فشار بده.

یالا! عجله کن! فشارش بده! زود باش، کمکم کن!

فشار بده.

یک، دو، سه، چهار.

بابی: چقدر تو آب بوده؟ آیزاک: یه مدت.

کوردها رو میبینی؟ بابی: دارم نگاه می‌کنم.

باشه، وصلم.

فیبریلاسیونه. با ۲۰۰ بزن بهش.

بابی: دور شی؟ کیم: آره.

ریتم برگشت.

یه کم لیدو بیارید.

میتونی با مادرت تماس بگیری؟ بهش بگو بیاد Angel of Mercy ما رو ببینه.

حتماً باید سوت بزنی؟

ببخشید.

حس خوبی دارم.

زود بیدار شدم، تو پارک بسکتبال بازی کردم. بارون نمیاد.

روز فوق‌العاده‌ای میشه.

دوشنبه‌ست. دوشنبه‌ها همیشه مزخرفن.

باید یه رویکرد مثبت‌تری داشته باشی.

روز هر طوری میشه که خودت بسازیش.

برو اعلام کن که آماده‌ایم.

۵۵-چارلی به مرکز. ما ۱۰-۹۸ هستیم. آماده‌ایم.

نود درصد احساساتت به نگرش ذهنیت برمی‌گرده. میتونی کنترلش کنی.

خواهش می‌کنم نگو که نمی‌خوای بزنی زیر آواز "Feeling Groovy"؟

اپراتور: ۵۵-چارلی، ۱۲ تا تماس تو منطقه‌تون دارم.

لعنتی!

مرکز، فقط مهم‌هاشو بگو.

سه مورد درگیری خانوادگی، یه کیف‌قاپی، تصادف وسایل نقلیه، فقط خسارت مالی.

یه خانم گیر کرده تو وان، چهار مورد سرقت منزل، یه مورد آزار سگ.

و یه بوی مشکوک.

یه بوی مشکوک؟

اوه پسر. این روز واقعاً مزخرف میشه.

توره یه شوخیه. یانکی‌ها مزدورن.

با اون حقوقی که میدن، مادربزرگ منم میتونست مدیریتشون کنه که برن پلی‌آف.

ستوان باسکورلی! باسکو: ها؟

یه بسته براتون دارم. باسکو: آره؟

یه کارت هم هست.

"موریس عزیزم، ممنون برای یک شب خیلی خاص.

امضا: لنس.

پی‌نوشت: ساک ورزشی‌ت رو تو حمام چلسی جا گذاشتی."

بده به من!

دوهرتیه، یه آتش‌نشان اونور خیابون. با هم دعوا کردیم.

می‌خواد آشتی کنه.

داره تلافی میکنه چون ماشینمو تو جای اون پارک کردم.

الان اسمش اینه؟

باشه. بامزه بود. خیلی بامزه بود.

گل‌هاتو نمی‌خوای؟

بده به زنت، کوالسکی.

شاید اونم بالاخره یه بار بهت رو بده.

به اندازه کافی آفتاب خوردی؟

اگه آفتاب بهت نرسه میتونه رو روحیه‌ت تاثیر بذاره.

ویتامین دی.

وقتی از ماشین پیاده میشی، بالا رو نگاه کن. خلافکارا ببیننت، براتون از بالا پست هوایی می‌فرستن.

خاک گربه، تخم مرغ، آشغال.

دیویس: ورزش هم مهمه.

اندورفین ترشح می‌کنه.

حتی چند دقیقه در روز هم میتونه تفاوت ایجاد کنه.

از آسانسور استفاده نکن.

اون حرومزاده‌ها آشغالای آتیشی رو از بالا می‌ریزن روش.

کنار وایسا.

میتونی فراموش کنی که بخوای حال خوب منو خراب کنی.

آخ.

فروشنده‌ها چربی گوشت خوک میریزن روشون که اگه دنبالشون بدویم لیز بخوریم.

حواست به دیوارا باشه.

سوسک.

همسایه به خاطر بو زنگ زده بود.

چند وقته ندیدیش؟ یک هفته. شاید دو هفته.

دیویس: اوه، لعنتی! فکر کنم بیرون منتظر بمونم.

سالی: اون یکی اتاق رو چک کن. اگه پیداش کردی داد بزن.

دیویس: اوه خدای من. اوه خدای من.

اوه، لعنتی.

اوه. اوه خدای من.

اوه!

آخ، دوشنبه‌ها.

دوهرتی مرده.

می‌ترسی فکر کنن گی هستی؟ آره، حقم دارن.

تو چرا برات مهمه چی فکر می‌کنن؟

آره، مثلاً تو خوشحال می‌شدی اگه همه فکر می‌کردن لزبین هستی.

من یه پلیس زنم. همه فرض می‌کنن لزبینم.

فرد همیشه فکر می‌کرده تو گی هستی. چی؟

یه جوری راه می‌ری.

چه مشکلی راه رفتنم داره؟ یه کم تاب می‌خوری.

تقصیر کمربندمه با این همه چیزِ آویزون بهش. باعث می‌شه همه بد راه برن.

لطفاً عقب بایستید.

ببخشید. نفسش بالا نمیاد.

تا حالا این اتفاق افتاده؟ نمی‌دونم.

آسم داره؟ من والد سرپرستشم.

همین چند ساعت پیش از آژانس تحویلش گرفتم.

دکتر: آسم داری؟ آره، من...

اسپری استنشاقیش کجاست؟ هیچی بهم ندادن.

اسپریت کجاست؟ من... نمی‌دونم.

باشه. اشکالی نداره.

می‌خوام چند تا نفس عمیق بکشی، باشه؟

یه بچه بهت می‌دن و حتی زحمت نمی‌کشن بگن آسم داره؟

اونو بذار تو دهنت.

دکتر: زود باش.

زحمت کشیدن اسمش رو بگن؟ شانتل.

شانتل، می‌خوایم ببریمت بیمارستان.

کارلوس: تا حالا لوله‌گذاری شدی؟

دکتر: تا حالا...

... لوله تو گلوت گذاشتن که کمکت کنن نفس بکشی؟

باشه.

مامانم کجاست؟

من همینجام، عزیزم. شانتل: نه.

مامان واقعی‌ام.

دکتر: بیا اینجا بشین.

بفرمایید.

نفس کشیدنت راحت‌تر شده؟ نه؟

چیکار می‌کنی؟

به اپی نیاز داره. ۰.۳ از ۱:۱۰۰۰ زیر پوستی.

اپی نه. فقط باهاش حرف بزن.

آدام ۵۵۳ هستم. یه دختر دوازده ساله داریم.

باشه، آروم باش.

هیس.

نفس کشیدنش بهتر نمیشه.

یه پرِوِنتین دادیم. اگه بهتر نشد، تکرار می‌کنیم.

شانتل: نه، لطفاً. اون سوزن رو از صورتش دور کن.

اون به اپی نیاز داره! اون باید آروم بشه.

زمان تقریبی رسیدن، پنج دقیقه.

ببین، فقط برو، باشه؟ برو بیرون.

شاید بخواید بیاید داخل، خانم.

همه چی خوب میشه، شانتل، باشه؟ همه چی درست میشه.

خب، قرارت با دانا چطور بود؟

خوب بود.

باید اینجا باشن. داری نگاه می‌کنی؟ من دارم دنبالشون می‌گردم!

همدیگه رو خوابوندید؟ هی!

حرف رو نپیچون. فقط هرچی می‌خوای بدونی بپرس.

سمت راست.

دیدمش.

چرا اینقدر به من و دانا گیر دادی؟

نیستم، اگه تو اینقدر عجیب غریب برخورد می‌کنی. نه، خوبه.

می‌خوای بدونی باهاش خوابیدم؟

آره، باهاش خوابیدم. اوه.

اونی که این کارو کرده برات مهم نیست؟

کیم: وای، بابا.

فیث: حرف نمی‌زنه.

پس از نظر ما، دختر ناشناس از یه پسر ناشناس که رفته کتک خورده.

تازه، نشئه است. دیگه رازی نیست.

ایشون سانی هستن. سانی، به افسر یوکاس سلام کن.

یه نفر صدای داد و فریاد شنیده، یه کله‌چرب رو دیده که صورت اینو کیسه بوکس کرده.

مجرم قبل از اینکه ما ببینیمش فرار کرد.

به کمرت آسیب زدی یا چیزی؟ چی؟

عجیب راه می‌ری.

امروز حساس شده.

هیچ مشکلی تو راه رفتن من نیست.

هر چی لازم داشتیم رو گرفتیم. حالت خوبه؟ آره، آماده‌ایم.

عقابت این کارو باهات کرده؟

می‌خوای بهمون بگی اسمش چیه؟

اوه، ببین اینو.

سانی، به من نگاه کن.

زیاد دووم نمیاری.

کلیسای سنت ماری، تو باوری.

پناهگاه خوبیه برای بچه‌ها. من به هیچ پناهگاهی نمیرم.

اونجا سم‌زدایی دارن. تخت‌های تمیز.

تا کریسمس می‌میری.

یه تماس می‌گیریم و تو رو تو جوب پیدا می‌کنیم، صورتت رو به پایین.

اوردوز کرده یا کتک خورده تا حد مرگ.

آدرس رو بردار، باشه؟

بوسکو: شکر تو باک بنزینش. بامزه نیست.

پی پی سگ تو کلاه آتش‌نشانیش. بی‌ابتکار.

اوه، لطفاً! اون میخواد بپره! وای خدای من! پسرمه، لری!

عزیزم، بیا پایین. داری ما رو می‌ترسونی.

بذار ما امتحان کنیم. من رسیدگی می‌کنم.

یه خودکشی‌کننده است. تو از اینجور آدما خوشت نمیاد. خودم حلش می‌کنم.

تو با خانواده باش.

لری: عقب وایسید. میپرم! بوسکو: جلوی مادرت؟

لری: نزدیک‌تر نیا.

بوسکو: وای.

خیلی راه تا پایینه. حسابی دردناک میشه.

از مادرت عصبانی هستی؟ چی؟

نه، من مادرمو دوست دارم.

این راه خیلی زشتی برای نشون دادنشه.

اینکه بهش خاطره اینو بدی که پزشک قانونی تو رو بیل می‌کنه.

More Farsi Persian subtitles for Third Watch

Comentarios

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left