As primeras 200 linias.
چیکار داری میکنی؟
بهش میگن کار کردن
تو هم باید بعضیوقتها امتحانش کنی
.تو باید به خودت فشار نیاری من این کار رو میکنم
یا نمیکنم
بعدش وقتی از بیمارستان برگشتی
به خاطر کار نکردنم سرم داد بزنی
یه امیدی واسه برگشتن بهت دادم
میدونی، پدرم بهم یاد داد هیچوقت کاری رو ناتموم نذارم
البته بهم یاد داد استیک خوردن رو هم ناتموم ول نکنم
احتمالاً واسه همین سکته کردم
واقعاً؟
پدرم بهم یاد داد به موهای خوبم ارزش قائل بشم
متوجهی اگه من الان بمیرم این آخرین حرفیه که بهم گفتی؟
حرفم مشکلی نداشت
بیخیال، حالت خوب میشه
لعنت
میدونی، 72 سال توی این مزرعه بودم
فقط بوی هوای صبح هیجانزدهام میکنه
این چهرهی هیجانزدهاته؟
واو. بچگیم از اونی که فکر میکردم شادتر بوده
...هی، میدونم زمان خوبی نیست، ولی
آخرین مهلت بستن قرارداد مزرعهی پیترسون فرداست
واسه همین میخوام قبل از رفتنت اسناد رو امضا کنی
هنوز فرصت نکردم اونجا رو بررسی هم بکنم
خب، میتونی نگاهش کنی ولی تقریباً عین همینجاست
،کلی گاو و کلی چمن یه پیرمرد اخمو با کلی تفنگ
...آره، یه تفاوت بزرگ داریم
اون دیگه بعد از بچهی اولی بچه نیاورد
ببین، زمینی که قبلش ندیده باشم رو نمیخرم، کولت
بابا، ببین، اگه اونجا رو نخریم
پیترسون به نیومنز هیل میفروشتش
متوجهی که امروز یه قرار با متخصص قلب دارم
که تصمیم میگیره جراحیم کنه یا نه؟
ببین، کاش اصلاً بحثش رو وسط نمیکشیدم
آخه گفتی پایهای، درسته؟
...در موردش حرف زدیم - کولت، میشه بیخیالش بشی؟ -
ببخشید
ببین، میدونم ناامید شدی
ولی از وقتی گفتم پایهام اوضاع عوض شده
اگه اونجا رو هم نخریم مزرعههای دیگهای هستن
درسته
مزرعههای دیگه
بیرون سرده
پسر، این مزخرفه
بهش یادآوری کردی فردا بگذره پیترسون به نیومنز هیل میفروشتش؟
.آره، معلومه بعدش عصبانی شد، واسه همین بیخیال شدم
بعدش یه جوری نگاهم کرد
همونطوری که وقتی تلویزیون رو موقع فوتبال روشن میکنه
و میفهمه که دارن توی اروپا بازی میکنن
،بیخیال، بچهها ذهن باباتون خیلی مشغوله
درکش میکنم که چرا نمیخواد مسئولیت به گردن بگیره
آره، همه ذهنشون خیلی مشغوله
تغییرات زیاد در جریانه
پسر، خیلی باحال میشد
اگه اسم فامیلیمون "کورز" بود هم خیلی باحال میشد
"یا "میلر" یا هوترز
واقعاً فکر میکنی یه نفر وجو ئداره که اسمش "جو هوترز"ـه؟
،بیل هوترز" داریم، عقل کل" توی شهر کلیرواتر، فلوریدا دیدمش
خیلی خب، ما داریم میریم
همون قوانینی که بچه بودین برقراره
مهمونی نمیگیرین، دختر نمیارین و همهی ویسکیها رو با ماژیک علامت زدم
مطمئنی نمیخوای باهاتون بیایم؟ - نه. شما دو تا مسئول مزرعهاین -
ابی، تو هم مسئولی این دو تایی
توصیه میکنم کپسول آتشنشانی نزدیکیهات نگه داری
سکته بذلهگوییهات رو خراب نکرده انگار
ببینین، براتون یه بسته آماده کردم، آقای بنت
"توش خوراکی، یه رمان از "لویی لامور
و یه عکس فتوشاپ شده از جان وین و مسیح :سوار بر اسب توی بهشت هست که میگن
"هنوز وقتش نیست، همکار"
خب، ممنون
،اگه مشکلی پیش اومد هر چی که لازم دارین این تو هستش
،وصیتنامه و گواهی، مقدمات مراسم ختم و سهمالارثها
اتفاقی نمیافته
خب، اگه افتاد، توی اون میبینین
که میخوام با تفنگ وینچسترم و چکمههای آگـم دفن بشم
خیلی خب، دیگه راه میافتیم
حالتون روبراه میشه، آقای بنت
ممنون، ابی
.دوستت دارم، بابا همه چی روبراه میشه
یه حرف خزی که کولت توی همچین لحظاتی میگه
...برو اونجا و بزن دهن قلبت رو سرویس کن
من نگران نیستم
وقتی برگشتی میبینمت
خیلی خب
از مرعه مراقبت کنین
میبینمتون، پسرها
دوستتون دارم، پسرها
خیلی خب، الان نگران شدم
چطور شدم؟
مثل شعبدهبازهای دهاتی
چرا شیکپوش شدی؟
مهندس جن رو میبرم سر قرار
اون حقهای که بهم یاد دادی و گفتی مثل آدم باهاش رفتار کنم، کاملاً جواب داد
اون که حقه نیست
،خیلی خب. حقه یا تله هر چی میخوای اسمش رو بذار
به هر حال، جواب داد و من آمادهی رفتنم
...تنها سوالی که مونده اینه که
ادکلن به تخمهام بزنم یا نه؟
اگه میخوای بسوزن بزن
سلام - سلام -
با مامان یا بابا حرف زدی؟ - آره، آره -
به گرند جانکشن رسیدن
دارن میرن پیش متخصص قلب
،بابا به نظر خوب میرسید میدونی، صحبتهای معمولی
بعد از 30 ثانیه روم قطع کرد
تا دولت نتونه موقعیتش رو پیدا کنه
خوش به حال مامانت که سه ساعت بابات رو تو ماشین تحمل میکنه
اصلاً "مثل تلما و لوئیز" نیستن
لعنت. چرا اینطوری لباس پوشیدی؟
میخوای بازم توی خانهی سالمندان با کارت شعبدهبازی کنی تا یکی پیدا بشه باهات سکس کنه؟
.نه، خنگ با مهندس جن قرار دارم
ابی کمکم کرد گولش بزنم
...خب، من رفتم مزرعهی پیترسون
تا ببینم میشه یکم وقت بیشتری بهمون بده یا نه
بدجور نئشه بودم
گفت فردا با نیومنز هیل قرارداد امضا میکنه
همینطور گفت که "زندگی فقط رویای یه غوله"
همینطور گفت اگه "کیم جونگ ایل" توی یه فیلم بازی کنه
نقش میمون چیتوز رو باید بازی کنه
پسر، این مزخرفه. خیلی مزخرفه
.ولی همینه که هست دیگه چیکار میشه کرد؟
خیلی خب، من دیگه برم
کارم اشتباه بود
خب، روبراهی؟
میدونم به خاطر مزرعهی پیترسون ناراحتی
آره، مزخرفه
گوش کن، چطوره بریم شام بخوریم؟
"ادی پایناپل" از برنامهی "ددلیست کچ" داره کتابش رو
توی رستوران "لابستر قرمز" توی دورانگو امضا میکنه
نمیدونم، شاید
مطمئنی حالت خوبه؟
فقط منتظرم ببینم بهم میگی یا نه
چی رو بگم؟
مامانم به طور تصادفی گفت که کار توی دنور رو گرفتی
اوه، گه توش
،کولت، میخواستم دیشب بهت بگم ولی بعدش بابات اومد
...و تو گفتی چقدر بهم نیاز داری
واسه همین آدامس بیگ لیگ بهم دادی
.نه، نمیخوامش، از سر ترحم گرفتیش نه، راستش میدونی چیه؟
لایق گرفتن آدامس رسمی "ریپکن" بیسبالیست نیستی
چرا قبل از اینکه بهم بگی به مامانم گفتی؟
کولت، ذهنت خیلی مشغول بود
،یه جورایی سخته که بگم "هی، میخوام برم دنور"
اوه، خب، عالیه
پس قبلاً تصمیمت رو گرفتی؟
.نه، نگرفتم دوست دارم برم؟ آره
ولی نمیشه در موردش حرف بزنیم؟ - باشه، آره. بیا در موردش حرف بزنیم -
.من اول میگم. ابی، به دنور نرو خب، نوبت توـه
کولت، اینجا کار نیست، خب؟
به محض اینکه کاری پیدا بشه، برمیگردم
.ولی بهش فکر کن مزرعهی پیترسون رو از دادین
باید یه خانواده با دو درآمد باشیم
چطوری قراره جواب بده؟
ازدواج میکنیم و تو میری به دنور
در حالی که من تنهایی واسه ماهعسلمون میرم به تالار افتخارات انافال؟
،تو قرار بود اونجا باشی و حواسشون رو پرت کنی تا من پیراهن فوتبالم رو اونجا آویزون کنم
...راستش، من
باید قبل از اینکه ازدواج کنیم برم به دنور
کار از دوشنبه شروع میشه
چی؟ - آره -
خب، این محشر شد
امروز هم مزرعهام رو از دست دادم و هم زنم رو
ای خدا. منو از دست ندادی، خب؟
ما قراره ازدواج کنیم
همه چی روبراه میشه - واقعاً؟ -
،وقتی شش ساعت راه باهام فاصله داری چطوری قراره عروسی رو برنامهریزی کنیم؟
،لعنت، یه فکری دارم بیا از طریق اسنپچت ازدواج کنیم
آره، آره، اونطوری میتونیم خودمون رو شکل گربه بکنیم
ببخشید، باید این رو ردیفش کنم
ظاهراً یه سناتور اومده و از اعتراض به خط لوله دفاع کرده
لعنت. اون رو چطوری ردیفش میکنی؟
همیشه یه شکله
،میگیم بشینه نمودارها رو بیرون میاریم
و مزایای زیستی خط لوله رو در مقابل تاثیرات محدود بدش روی محیط زیست رو نشون میدیم
و بعدش پشت نمودار یه چک صد هزار دلاری برای کمپینش میچسبونیم
تو روحش، حق با بابام بود
سیستممون واقعاً خرابه، نه؟
هی، چیزی در مورد "راسول" میدونی؟
هی، چرا ویسکی آوردی؟ ما توی موزهایم
خب، فکر کنم خودت جواب خودت رو دادی
!وای خدا
نمودار نسبی سختیِ مواد معدنی
این پوستر رو توی اتاق خوابگاهم داشتم
شرط میبندم میدونی توی اتاقت چی نداشتی
دوست
هی، نگاه کن چی از الماس سختتره
...هیچی از الماس
"کیر روستر"
آره
،همهاش پاکش میکنن واسه همین اجازه دارم
بتونم هفتهای یه بار بیام اینجا و بنویسمش
عجب! عضوی از موزه هستی؟
اگه روی این شرط میبستم کلی پول میباختم
خب، میدونی، سنگها خیلی خفن هستن
...یه حقیقت جالب
مریخنورد کنجکاوی این سینگ رو داشت آنالیز میکرد
معلوم شد که فلدسپار بالایی توش هست
و روی زمین 66 درصد فلدسپارها صرف شیشهسازی میشه
خیلی خب، الان از ویکیپدیا نقل قول کردی
No comments yet. Be the first to leave one.