Third Watch

Third Watch

Descargar subtítols en Farsi Persian

Temporada 1

Información d'a versión

Third Watch S01E20 A Thousand Points of Light DVDRip NonHI WB
Un comentario de warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 1 قسمت 20 third watch 1999 زیرنویس فارسی سریال

Etiquetas

dvd
Publicau o: 2025-11-21
Descargas: 13
Ta personas con problemas auditivos: No

Anvista previa d'os subtitulos en Farsi Persian

As primeras 200 linias.

قبلاً در گشت سوم

یه آگهی بذار تو اینترنت. فرداش ۱۰۰ تا ایمیل داری.

اگه پیشنهادت هنوز پابرجاست، دوست دارم باهات زندگی کنم.

پابرجاست.

من حامله‌ام! بچه مال منه؟

یه دختری بیرونه که بچه‌ت باهاشه، اونوقت تو داری درس می‌خونی؟

امشب تولد مامانه. ۵۰ سالش میشه.

از طرف من بهش تبریک بگو.

نیکول میخواد بیاد مهمونی. تو ازش پرسیدی. خوبه.

دیگه وقتشه که معرفیش کنی به خونواده‌ت.

نمیدونم. پشیمون شدی؟

امشب مطمئن نیستم، وقتی دوستای مامانم دورش جمع بشن...

مستش کنن و یه کیک با طرح آلت مردونه براش درست کنن...

در حالی که یه استریپر مرد با آلتش بنویسه "تولد ۵۰ سالگی مبارک، رُز".

۱۰۵۹ آتش‌سوزی ساختمان در ۱۳۱۹ وست اِند. آتش‌نشانی اطلاع داده شد.

۵۵-دیوید. ۱۰-۴. ۱۳۱۹ وست اِند.

ما باید برای بچه‌های آتش‌نشانی ترافیک رو کنترل کنیم. چه روز خوبی شروع شد!

این... بهت گفتم.

نه، این واقعاً... من گفتم کوچیکه.

کلمه‌ای که دنبالشی "دنج"ـه.

نمونه عالی از زندگی جمع و جور تو شهر.

یه ساختمون قبل از جنگه با چشم‌انداز هادسون.

اگه کلاً بهش نگاه کنی، خب... کوچیکه.

آره. کوچیکه، قیمتش هم بالاست.

و احتمالاً زود فروش میره.

تا فردا یکی رو براش پیدا می‌کنم.

چه بهتر که تو باشی.

آره، میدونی، خب...

ببخشید، یه لحظه ما رو تنها بذارید.

میتونیم از پسش بربیایم. به زور.

ولی منظره‌های عالی داره. پیدا کردن یه ساختمون قبل از جنگ سخته.

محاله که بتونیم تمام وسایلمون رو اینجا جا بدیم.

میتونیم بعضی‌هاش رو بذاریم تو انبار. این که راحته.

مگر اینکه از پاراموس رفت و آمد کنیم، این بهترین چیزیه که پیدا می‌کنیم.

"منم دنبال هم روحیم هستم."

"یکی که روح معنویم رو راهنمایی کنه تا به عشقی بالاتر برسم."

بیخیال. جالب به نظر میاد.

یکی تو گرانولاش چیزی ریخته. این چطوره؟

"سالیوان، پست شما رو خوندم و مسحور شدم..."

من برای آشنا شدن با کسی به کمک تو نیاز ندارم.

قطعاً برای آشنا شدن با یه آدم عجیب و غریب تو اینترنت به کمک نیاز ندارم.

هرچی اسمش هست.

تو کلاً حال و هوای رمانتیک آشنایی آنلاین رو خراب می‌کنی.

"سالیوان، پست شما رو خوندم و مسحور شدم."

"یک مقام انتظامی تنها چیکار می‌کنه؟"

یادش رفته "پلیس" رو چجوری بنویسه؟

"من قبلاً این کارو نکردم. ولی اگه مثل من باشید..."

"به نقطه‌ای رسیده‌اید که..." منظورش "نقطه" بود.

"که وقتشه دوباره ریسک کنید." شانا.

این یکی رو دوست دارم.

خوبه که مجردی. کلاً مال خودته.

بریم!

گردان ۲۴. یه ۱۰-۷۵ داریم.

در جعبه شماره ۴۷۶۵. متل دو طبقه.

از طبقه دوم دود میاد.

هنوز شلنگ‌ها رو باز نکنید. خودم انجام میدم.

دود پیچشی داریم.

سقف رو هواکشی کنیم.

ارزشش رو نداره که بخاطرش بسوزی!

عقب برید! فِیث هشدار سوم. بریم!

عقب برید. به بچه‌ها یه کم جا بدید، رفقا.

آروم. بذار نردبون آتیش رو پیدا کنه، کابوی.

پایین بمون.

عجله کنید، رفقا. کمکم کنید.

بریم.

هی، باید عقب بمونی! عقب بمون!

ولم کن! نه. همینجا بمون!

این داداشته؟ بهش بگو آروم باشه.

باید کمکش کنی! کی رو؟

مامانمون! مامانمون اونجاست!

مامانت کجاست؟ کدوم طبقه؟

طبقه دوم، اتاق ۲۰۶.

دو تا بچه میگن مامانشون طبقه دومه. اتاق ۲۰۶.

گردان به ۵۷.

احتمالاً یه زن در اتاق ۲۰۶ افتاده. اتاق ۲۰۶.

۵۷. ۱۰-۴.

یک خانم، احتمالاً اتاق ۲۰۶. مفهومه.

وقتی شروع شد اینجا بودی؟ نه. بابامون اومد.

"اومد"؟ اون با ما زندگی نمیکنه.

مامانت با بابات کنار نمیاد؟

یکی پیدا کردیم. یکی اینجا داریم.

این آقا رو از اینجا ببر بیرون.

۵۷ به گردان ۲۴. یه ۱۰-۴۵ داریم.

زنه؟

نه. ۱۰-۴۵ یه مرده.

میاریمش پایین و به جستجو ادامه میدیم.

چیزی؟ مرد: این یکی داغه.

گردان ۲۴ به ۵۷. تغییر جهت باد داریم. تأیید کنید.

وایسا!

اشتعال ناگهانی! بخوابید زمین!

همه عقب برید!

عقب برید! برید اونور.

عقب برید! دور شید!

بچسبید به دیوار! به دیوار!

سمت چپتون. بریم.

حالت خوبه؟

فقط یه برشه. حالت خوبه.

شلنگ رو پر از آب کنید! شلنگ رو پر از آب کنید!

تیم ۵۷ به گردان. راهرو دچار اشتعال ناگهانی شد.

همه آتش‌نشان‌ها اینجا هستن.

داریم میریم تو آپارتمان آتیش‌گرفته، جستجوی اولیه در حال انجامه.

شونا، جان سالیوانم.

خیلی عجله‌ای شد، ولی ایمیلت بهم رسید.

خیلی دوست دارم ببینمت.

داری چیکار می‌کنی؟ دارم با...

ساعت ۱۱ تعطیل می‌شم، نظرت چیه تو رستوران دلایتفول همدیگه رو ببینیم؟

حدوداً ساعت ۱۱:۳۰. قطع کن.

مشتاق دیدارت هستم. بای. شماره رو بده.

داری چیکار می‌کنی؟! چی داری میگی؟

حدس زدم دلش می‌خواد تو رو برای قهوه ببینه.

یا میری می‌بینیش یا یه عوضی باشی و سرکارش بذاری.

باید یه لگد بزنم تو باسنت.

امروز اینو میگی. ولی فردا ازم تشکر می‌کنی.

نه، فردا این کارو می‌کنم.

۵۷ به گردان ۲۴. یه مصدوم زن دارم. وضعیت اضطراری.

دارم میارمش پایین. نیروهای اورژانس آماده‌باش باشن.

اوکی، ۵۷. اورژانس آماده‌باشه.

خب، یکی رو داره. بزن بریم.

بکشینش بالا. سر بدین پایین.

نفس نمی‌کشه. مامان! مامان!

بکش عقب.

سِرُم می‌زنم. ۱۰۰ سی‌سی در ساعت.

بهش اکسیژن زیاد بدین.

ضربان قلبش ۴۰ هست. آتروپین رو از طریق سِرُم بهش بدین.

بابا بود. اون این کارو باهاش کرد.

وصلش کردم.

یه فشار بده، جیمی.

همینجا. برو.

زنده می‌مونه؟ اونا هر کاری از دستشون بربیاد، انجام میدن.

شما باعث میشی ما برگردیم پیش بابا.

ما تو رو می‌بریم بیمارستان.

ما برنمی‌گردیم!

ولم کن. داری کجا میری؟

چه خبر از دوست‌دخترت؟ اون دوست‌دختر من نیست.

باشه. بین تو و وَنجی چه خبره؟

هیچی. هیچی؟

واسه همینه که جلوی خونش پارک کردیم و منتظرشیم.

چون بین شما دو نفر هیچی نیست؟

یه دقیقه بهم فرصت بده.

هی.

سلام.

منتظرت بودم.

واقعاً؟

چه مهربون.

بابت سوءتفاهمی که داشتیم متاسفم.

اومدی و بهم گفتی بارداری.

غافلگیر شدم. می‌دونم.

همه تقصیر من بود.

ولی وقت داشتم به مسائل فکر کنم.

بیا راجع به گزینه‌هات صحبت کنیم. یه چیزی هست...؟

چیزی؟ چی؟ ما جوونیم.

واقعاً الان وقت مناسبی برای هیچ کدوم از ما نیست که بچه داشته باشیم.

اگه چیزی هست... میخوای چیکار کنی؟

می‌خوای منو برسونی کلینیک؟

شاید... عوضی!

وَنجی! حتی نمی‌تونی وانمود کنی که برات مهمه.

حالا بهم آسیب بزن... بعداً دلت تنگ میشه.

وَنجی.

حال اون خانم چطوره؟

سوختگی درجه سوم روی ۴۰ درصد بدنش. ولی میل به زندگی داره.

تاریخچه‌شو می‌دونی؟

مدیر گفت تازه اومده، و پول نقد برای سه هفته داشته.

به نظر میاد داشت از شوهرش فرار می‌کرد.

اون بچه‌ها ترسیده بودن.

کارآگاه‌ها باید اینو بشنون. کبودی‌های قدیمی زیادی داشت.

روی مچ دستش یه سوختگی به شکل ساعت داره.

ولی وقتی اینجا رسید هیچ وسایلی همراهش نبود.

یه سالمند آسمی دچار ایست قلبی/تنفسی. خیابان نهم، ۱۸۱۸. ۵-دیوید.

بله، ۵۵۳. ۱۸۱۸، ۵-دیوید.

اتوبوس رو برای پیدا کردن ساعت چک می‌کنیم.

بهتره بریم. به خدمات کودکان اطلاع میدم.

نه! دستم نزن!

چی شده؟ اون خوبه.

خواستم معاینش کنم، اونم وحشت کرد.

هیچ‌کس نمی‌خواد بهت آسیب بزنه.

داداشمو می‌خوام.

دنی، اشکالی نداره.

آروم باش. داداشمو می‌خوام.

می‌دونم. داریم دنبالش می‌گردیم، باشه؟

اونو پیشت میاریم. من استیو رو می‌خوام.

ببین، حالش خوب میشه، باشه؟

پیداش می‌کنیم و شما دو تا رو دوباره کنار هم میاریم.

باید مطمئن بشیم تو خوبی.

می‌خوای تا داداشت میاد اینجا، حالت خوب باشه، مگه نه؟

پس بپر روی اون میز.

و اون دکتر خوب معاینت می‌کنه، باشه؟

همه چی خوب میشه. میخوای بری؟ بیا.

آفرین.

باشه، دنی.

اشکالی نداره. اونا بهت آسیبی نمی‌زنن.

قول میدم. نمی‌زنن، مگه نه؟

درسته.

من دکتر مورالس هستم، و فقط می‌خوام به قلبت گوش کنم.

با این.

دستاتو بالا بگیر تا پیراهنتو دربیارم.

باشه.

اوه خدای من.

دنی، چی شده؟ کسی این کارو باهات کرده؟

کی این کارو باهات کرده، دنی؟

بابام.

More Farsi Persian subtitles for Third Watch

Comentarios

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left