Third Watch

Third Watch

Descargar subtítols en Farsi Persian

Temporada 1

Información d'a versión

Third Watch S01E10 Demolition Derby DVDRip HI WB
Un comentario de warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 1 قسمت 10 third watch 1999 زیرنویس فارسی سریال

Etiquetas

dvd
Publicau o: 2025-11-21
Descargas: 13
Ta personas con problemas auditivos: No

Anvista previa d'os subtitulos en Farsi Persian

As primeras 200 linias.

قبلاً در Third Watch

کارلوس: یه ذره دیگه!

ول نکن! کارلوس: ول نمیکنم!

به مرسی زنگ بزن و بگو تو راهیم!

یه نفر زمین افتاده! نمی‌دونیم تیرانداز کجاست!

چی می‌خوای بگی؟ نمی‌دونم!

یعنی چی؟ ما شریکیم!

سوزان اینجاست!

هی، جعبه‌های ناهارتون رو دارین؟ امیلی: آره.

فیث: چارلی، عزیزم بیا اینجا. کلاه لازم داری.

امیلی: مامان، بابا کجاست؟ میاد خداحافظی کنه؟

فیث: حالش امروز زیاد خوب نیست. امیلی: دوباره؟

آه، فقط یه ذره

وقتی از سر کار برگشتم میام تو و شب‌بخیر می‌بوسمتون

باشه، خوب باشین. خداحافظ

سلام. چطوری؟ مرسی. خداحافظ

بای، مامان. بای.

N76-443

آره. تو مشکیه. درسته. هشت.

خیلی عالیه.

دو هفته؟ نمی‌شه یه کاری کرد زودتر بشه؟

یقه هفته. فکر کردم اون یکیو میگی.

نه، اون سکسیه. آها، خوبه.

مامان، یکم بازه.

یه قرار داغ دارم. ایدن، همون همکارم؟

وای! مرسی.

پس تو و سالی، با هم قرار نمی‌ذارید؟

اون ظرفو تو سینک نذار. یه بارم شده بذارش تو ماشین ظرفشویی.

تمام هفته نصفه روز تعطیلی؟

آره، از این قضیه‌های معلم و والدین.

مال من پنج‌شنبه‌ است. و بابا هم قراره بیاد.

کیم: حالا ببینیم.

پس یعنی سه ساعت وقت داریم از وقتی که از مدرسه میای بیرون

و من باید سر کار باشم.

چطوره از مدرسه دنبالت بیام و بریم فیلم ببینیم؟

دوشنبه؟ آره. بیا یکم حال کنیم.

بابا هم می‌تونه بیاد؟

این چه گیریه به بابات دادی؟

تو و بابا می‌تونید دوباره ازدواج کنید؟

جویی، یادت میاد چطور توضیح دادیم، من و بابات...

که خیلی، خیلی دوستت داریم

و همدیگر رو دوست داریم

ولی نمی‌تونیم با هم زندگی کنیم؟

یادت میاد؟

طلاق گناهه

اگه بمیری، میری جهنم

کی اینو گفت؟ پدر فیلیپ؟

همه می‌دونن

باشه، اینو شنیدم

و بررسی کردم. و در واقع، همیشه درست نیست

چی؟

چیز مهمی نیست عزیزم

من نه قصد خودکشی دارم و نه هنوز سراغ ویاگرا رفتم، باشه؟

می‌خوای در موردش حرف بزنی؟

گفتی مهم نیست. خب نیست

درباره چی حرف بزنیم؟

اینکه ما فقط هفته‌ای یه شب با هم تنهاییم

و تو اونقدر مست بودی که نتونستی کاری بکنی

همین شد؟ آره

سال تا سال یه بار میای تو اتاق خوابمون اونوقت من مشکل دارم؟

هر شب میام خونه، تو نصفه مستی.

من وقتی تلویزیون می‌بینم دو تا آبجو می‌خورم. اون دو تا آبجو نیست.

تو از کجا می‌دونی؟ تو که هیچ وقت اینجا نیستی.

من هر شب میام خونه. من هر شب اینجام.

چه ساعتی؟ ۱۱:۳۰، ۱۲؟

من سابقه ندارم شیفت روز کار کنم. می‌خوای شیفت نیمه‌شب برم؟

چیزی که من می‌خوام اینه که یه زندگی برای خودم داشته باشم.

می‌خوام بتونم بیام خونه و با زنم حرف بزنم، یه غذا بخورم.

بچه‌ها رو ساعت ۸ می‌خوابونم. تا وقتی برم بخوابم تنهام.

تو چیکار داری که من دارم می‌خورم؟

من بیشتر شب‌ها قبل از اینکه تو بخوابی، خونه‌ام.

خب که چی؟ انگار نه انگار ما واقعاً حرف می‌زنیم. من ازت می‌پرسم روزت چطور بود...

تو میگی همه چیز خوب بود! عالی!

بعدش میری حموم!

نمی‌خوام کارو بیارم خونه. دارم سعی می‌کنم تو رو ازش دور نگه دارم.

و من شب به شب اینجا نشستم و فکر می‌کنم زنم باهام حرف نمی‌زنه!

چرا نباید بخورم؟

شاید حرف می‌زدم اگه همیشه نصفه مست نبودی.

مثل قضیه مرغ و تخم‌مرغه، عزیزم.

می‌دونی چیه؟ تو کمک لازم داری، فِرِد. آره؟

از نظر من، مشکل اصلاً من نیستم.

دکتر: میشه یه کم جا باز کنین لطفاً؟

برایان: چرا اینقدر طول کشید؟ دکتر: درد قفسه سینه داری؟

برایان: میتونستم خودم با تاکسی میومدم.

دکتر: میشه از یک تا ده، که ده بدترین حالته، بگین دردتون چقدره؟

"وحشتناک" اینجوری توصیفش می‌کنم. وسط یه معامله خیلی مهم هستم.

انگار یه فیل روی سینه‌مه.

باید حتماً اینجا باشین؟ دارین در ورودی منو می‌بندین.

گوش کن، نفهم! پارسال ده هزار دلار همین‌جا پیاده شدم، خیلی راحت. برو پی کارت!

کارلوس: نبض ۱۱۲. فشار خون خوبه، ۱۱۰ روی ۷۰.

سرم کلاه نذار. دکتر: ماسک رو نگه دار.

دارم یه معامله رو تموم می‌کنم. ممکنه حمله قلبی داشته باشی.

این غیرممکنه. من ۳۷ سالمه. شش روز در هفته میرم باشگاه.

آقا، این قرص نیتروگلیسیرین رو میل کنید. بذارید زیر زبونتون آب شه.

دیو. دیو، اونجایی؟

عالی شد. حالا باید دوباره بهش زنگ بزنم.

یه ملانی گریفیث ۱۹ ساله. بدنی چنان سفت که سکه از روش پس می‌پرید.

فیث: چه تصویر دلنشینی!

میگم که، تو رختخواب مثل اسب می‌تازه.

باس، میدونی چیه؟ لازم نیست در مورد تو و ملانی بشنوم.

چی شده که اینقدر شاکی‌ای؟ همیشه سر برابری بهم گیر میدی.

اگه مرد بودی، درباره‌اش حرف می‌زدیم. باشه. بیا درباره زندگی جنسی‌ام حرف بزنیم.

دیشب شوهرم اونقدر مست بود که نتونست. این آزارم میده.

وای! وای! این اطلاعات یه ذره بیشتر از چیزی بود که باید می‌شنیدم.

نه بابا! حالا دیگه یه تصویر کامل دارم.

امروز صبح مامانم داشت یه لباس از کاتالوگ سفارش میداد.

سکسی.

آره؟ آره. مشکی بود، یقه هفت، کوتاه.

بهش خیلی میاد. مامانت پاهای عالی داره.

آره. این آخر هفته قرار داره.

سالی: نه بابا!

پس ما با هم خوبیم، درسته؟ در مورد چی؟

در مورد تو و مامانم. شما فقط دوستین.

به تو ربطی نداره.

تو به اون لباس علاقه‌مند بودی. خودت حرفشو پیش کشیدی.

باشه. مرد: آهای! پلیس! آهای رفیق!

یه بچه همین الان ازم کش رفت! یه کتاب دزدید.

لطفا برو بگیرش. چه شکلی بود؟

یه بچه سیاهه، حدوداً ۱۲ ساله.

چی پوشیده بود؟ یه کاپشن سبز.

قبل از اینکه چیز دیگه ای بردارن، برو سر میزت.

باشه، ممنون.

تای: بابا، فقط یه کتابه.

خب پس کیه این آقا که قراره لباس رو ببینه؟ فکر کردم برات مهم نیست.

ایدن بابیش. یه عوضیه که تو دفترشه.

طلاق گرفته.

ایناهاش مالکوم.

گرفتمش.

مالکوم!

برو کنار!

مالکوم: من کاری نکردم! برای چی دنبال منید؟

تای: بچسب به دیوار.

به خاطر اون کتاب؟ آقا، من پولشو دادم!

اون پسری که می‌فروخت، دیوونه‌ست. من پول بهش دادم، حالا می‌خواد پسش بگیره.

وای! این چیه؟

من این همه پول دارم. چرا باید دزدی کنم؟

ماشین پلیس بیست قدم اونورتر بود، تو رفتی کتاب بدزدی.

اون پول منه. شما نمیتونین... هی، برگرد لب دیوار.

"جان سینگر سارجنت." اینو واسه چی می‌خوای؟ می‌خوای بفروشیش؟

نه. می‌خوام بخونمش. مشکلی داره؟

باشه، مالکوم.

دیگه دردسر درست نکن، باشه؟

این یه هدیه کریسمس زودهنگامه. گمشو.

این توله سگ فکر می‌کنه کارل لوئیزه.

چرا ولش کردی بره؟

نمی‌دونم. فکر کنم حل کردن مشکلاته.

همون دختره رو می‌شناسی؟ اونی که پاش یه جوری بود؟ بهش زنگ زدم.

به دختره مچ‌پا زنگ زدی؟

آره. ازش خواستم بریم بیرون.

باشه. برگشتی تو گود. چطور پیش رفت؟

لغوش کردم. چرا؟

اون زنم بود.

فکر نمی‌کنی شبیه کسیه؟

چی؟ منظورت دختره مچ‌پا است؟ آره.

آه، آره. حق با توئه. منظورم اینه که اونا دقیقاً شبیه همن.

هر دوشون مو دارن. بابا، شباهت محشریه.

بیخیال.

کارلوس: لغوش کردی چون فکر می‌کنی شبیه دبورا است؟

اون اصلاً شبیه اون نیست.

این نظر توئه.

صورتش گردتره، موهاش فرق داره، پوستش تیره‌تره.

تو لغوش کردی چون فکر می‌کنی شبیه زن مرده‌ته.

می‌خوای نظرمو بدونی؟ به نظر من تو نیاز به کمک داری.

جیمی: هی، چطوری؟

آه، می‌دونی چیه؟ امروز یه چیز عالی برای جویی گرفتم.

یه برچسب غول‌پیکر از ساختمان امپایر استیت. همراه با کینگ کونگ.

کیم: عالی به نظر میاد.

باید روی رنگ اتاق خوابش حسابی غوغا کنه.

امروز چت شده؟

چی بهش یاد میدن تو اون مدرسه؟

چه مدرسه‌ای؟ سنت ادواردز.

باید می‌ذاشتیش تو یه مدرسه کاتولیک.

می‌دونی چی بهش یاد میدن؟ اینکه مامانش میره جهنم. واقعاً عالیه!

تو مدرسه کاتولیک می‌خواستی. پدر و مادرت اونجا می‌خواستنش.

جیمی: و گفتن که شهریه‌اش رو پرداخت می‌کنن.

گفتی نمی‌خوای تو P.S. 11 باشه.

زن: موتور ۵۷، نردبان ۱۰۰، تمام واحدهای اورژانس در دسترس.

۳۳۰ لکسینگتون، ۸۸ تا ۹۹.

احتمال ریزش ساختمان... ساختمان روی لکس فرو می‌ریزه.

از ساختمون فاصله بگیرید.

سالی: یالا، برو عقب.

عقب برید. همه الان، عقب! عقب!

برید عقب. یالا. بیاین. بیاین، عقب برید.

تا اون حصار برید عقب! یالا!

یالا، گوش کنین! یالا. برید عقب.

دکتر: چند تا قربانی؟ سالی: نمی‌دونم. تازه رسیدیم.

چند نفر اون تو هستن؟ من ۲۱ نفر تو گروه دارم.

شما هم شامل میشی؟ آره.

کس دیگه ای؟

هیچ‌کس که من بشناسم. ۱۸ نفر گمشده داریم!

فیل: اون تو مواد منفجره داریم! کَپ! چه جور مواد منفجره‌ای؟

روی همه ستون‌های اصلی، مواد کار گذاشتیم. یه چیزی منفجر شد.

ساختمون پایداره؟ نمی‌دونم. ممکنه.

هیچ‌کدوم از چاشنی‌ها وصل نشده بودن.

اون تو مواد منفجره فعال داریم. ۱۸ مرد رو باید پیدا کنیم.

مراقب باشین ممکنه ریزش ثانویه باشه. آروم و باهوش عمل کنید.

مرد: اینجا! اینجا!

کمکم کنید! کمکم کنید!

وای خدای من!

نمی‌دونم کجاست. باید خیابان وست رو باز کنیم. تو انجامش میدی؟

More Farsi Persian subtitles for Third Watch

Comentarios

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left