As primeras 200 linias.
قبلاً در "شیفت سوم"
چی شد؟
فقط میخواستم واسه نجات دادنم ازت تشکر کنم
دیگه از تعصباتت حالم بهم میخوره. یه بار به من بگو...
وقتی برای کمک به سیاهپوستها، لاتینها یا ایرلندیها هر کاری نکردم؟
فقط یه بار! همجنسگراها هم همینطور
یه اشتباه بود
تو چشمام نگاه کن و بگو دوستم نداری
تو رو به عنوان بهترین دوستم دوست دارم
من با یه آدم دائمالخمر بزرگ شدم. نمیذارم این بلا سر بچههام بیاد
فیت... برو بیرون قبل از اینکه زنگ بزنم پلیس.
بجنب وگرنه باختی، رفیق.
مامان، تو اینجوری انجامش میدی؟ بعضی وقتا.
همه باید به حرف تو گوش بدن؟
مگر اینکه بخوان جریمه بشن
بابا مجبور شد زود بره سر کار؟ آره.
ما معمولاً خودمون پیاده میریم مدرسه
خب، من میخواستم یه کم باهات وقت بگذرونم
اوه، منم دوست دارم باهات وقت بگذرونم
ببین، خانم هیگلی میاد دنبالت و میبردت آپارتمانش
و به محض اینکه برگردم خونه میام دنبالت. اون؟
خانم هیگلی پلیاستیشن داره. میدونم که داره.
نمیخوام زیاد بازی کنی. تکالیفتو انجام بده
امیدوارم بازی پوکمون رو داشته باشه
بعد از اینکه تکالیفتو انجام دادی
میتونم همین بیرون یه بوست کنم؟
مامان
باشه، بعداً میبینمت
منم دوست دارم با بابا وقت بگذرونم
میدونم، عزیزم. منم همینطور.
مم. آه.
ساعت ۱۱ کارت تموم میشه؟
یا کمی بعدش. تو پسر شیطونی هستی، آقای کفی.
خداحافظ. خداحافظ.
هی. هی.
دوست جدید؟
آره. اون شب، بعد از اینکه تو منو پیچوندی، دیدمش.
خب، اگه میخوای حسودیم رو دربیاری، لازم نیست.
واو. چه اعتماد به نفس بالایی داری.
روابط عاشقانه تو محل کار، هیچوقت آسون نیست. با من شروع نکن، جیمی.
چی؟ تو برنامه "رُزی" دیدم.
این دختره دیشب منو برد یه فیلم صامت
تانیا؟ نه، یه دختر دیگه. تانیا دیگه تموم شد.
فکر کردم دوسش داری. خیلی وقت پیش!
پنجشنبه. چقدر میشه؟ چهار روز؟ دختر جدیده کیه؟
فعلاً اطلاعات در حد نیاز به دانستنه.
فیلم چطور بود؟ مزخرف بود.
آره؟ آره.
حتماً هیجانزده شدی وقتی شروع کردن به ساختن فیلمهای ناطق.
چطوره بیای ماچ کنی... وای، وای.
برگرد. چی؟
اون پشت تو کوچه پشتی چه خبره؟ کجا؟
همین پشت.
۵۵-چارلی به مرکز. یه حمله مسلحانه داریم تو کوچه پشت پلاک ۴۱۱۳ آرتور.
دیویس، پیش این بمون. براش آمبولانس خبر کن.
تکون نخور رفیق. تکون نخور.
مرکز، همکارم دنبال سه تا خلافکار مرد سیاهپوسته.
وایسا! پلیس!
برو! برو، مرد!
کجا رفتن؟ از اونجا رفتن.
۵۵-چارلی به مرکز. الان تیراندازی شده.
تیراندازی شده. همکارم هنوز دنبالشونه.
سالی! سالی!
حالت خوبه؟ اسلحهام کجاست؟
اسلحهام کجاست؟
نه
حالت خوبه، سالی؟
حالت خوبه؟
اون میدونه، باس. شاید.
نمیدونم چی بگم
قبل از اینکه بیرونش کنی به این فکر نکردی؟
بیرونش کنم؟ گربه که نیست. ازش خواستم بره.
هرچی. با من مشکلی داری؟
حل شد؟ آره.
آره، از طرف من مشکلی نیست.
با باسکو نمیشه پا به پا رفت. مثل آب خوردنه. اینو ببین.
اونجا حالت خوبه؟ خوبه؟
آره، با همه این اتفاقاتی که میفته، من عالیام.
حقیقتش اینه که فکر نمیکنم هیچوقت اینقدر خوب بوده باشم.
باشه.
کمرم!
میدونم درد میکنه. اون بهم شلیک کرد!
سالی، حالت خوبه؟ آره، خوبم.
یکی باید بره اون صحنه جرم اون پشت رو پوشش بده، جایی که اون آمبولانس دیگه رفت.
یه قربانی هست. آره.
فکر کردم دیویس زدش. دقیقاً نه.
آه!
میدونم درد میکنه. اون بهم شلیک کرد.
سرتو ثابت نگه دار! باید اینو بذاریم، باشه؟
چرا با اون آمبولانس دیگه نمیری و بهشون نشون نمیدی چی شده؟
نه. میخوام اینجا بمونم. برو. ما حواسمون هست. ما خوبیم.
صدای تنفس دوطرفه خوبه.
میخوای کاری کنم؟
خواهش میکنم!
میخوای من این کارو کنم؟ نه، خودم حواسم هست.
پاهامو حس نمیکنم. خواهش میکنم!
حسشون نمیکنم. باشه.
سرتو ثابت نگه دار.
پاهاتو واسم تکون بده. میتونی پاهاتو تکون بدی؟
دارم تکونشون میدم. دارن تکون میخورن، مگه نه؟
اونا حرکت کردن؟ من جابجاشون کردم، درسته؟
کارآگاهها تفنگتو میخوان. چی؟
تفنگت رو. برای آزمایش بالستیک لازم دارن. رویهست.
فشار خون 70 روی 30ئه.
نبض 60.
احتمالاً دچار شوک نخاعی شده.
تو راه بیمارستان بهت مسکن میدن.
یه رگ دیگه بگیر.
برو کنار!
من خیلی تیر خوردم! اون بهم شلیک کرد!
یه راه هوایی باز کنین!
نبضش اومده رو 40. باسکو، این یارو زنده میمونه؟
الان شانس پنجاهپنجاهه.
شانسی برای پیدا کردن کیف پولش هست؟ آره، سعی میکنیم.
باشه، ریتم بگیرین. من لوله میذارم.
مرکزی، به گروه گشت و تیم دستور بده به این محل بیان.
احتمالاً یه قتل داریم.
مفهوم شد. به تیم از قبل خبر داده شده.
اطلاع دادن که تاخیر دارن. زمان تقریبی هم نداریم.
تاخیر؟ ما که تا صبح اینجا میمونیم.
ریتم بطنی اومد رو 36. لعنتی. نبض رو از دست دادم.
صبر کن. یه ثانیه صبر کن.
صبر کن.
خب، من رسیدم! کمک نمیخواین؟
همیشه. چی لازم داری؟
مقداری آتروپین و اپی. دارم میارم.
خوبه.
ET میخوای؟ آره.
باشه. آتروپین و اپی دارن میان.
من انجام دادم. کیم: عالیه.
آماده. یک، دو... این یارو رو ببرین.
بچهها، خودتونو واسه اون کیف پول خسته نکنین.
اون مدرکه. باید برای کارآگاهها بذارینش.
جدی؟ فکر میکنی این ممکنه مدرک باشه؟
وای، چقدر خوششانسم که اینجایی!
بزن بریم. ببریمش. درو بگیر.
مرد 42 ساله. اصابت گلوله به پهلوی چپ، ران راست.
فلج دو پاست با سطح حسی T-12.
فشار خون 90 روی 70، از 60 لمسی در صحنه بالاتر اومده.
با یک لیتر سرم نمکی. نبض 60. دیویس.
توسط پلیس تیر خورده ولی در بازداشت نیست.
خونریزی تخمینی در صحنه... بذارین کارشون رو بکنن.
میخواستم کمک کنم. نه. تو باید بری خودتو نشون بدی.
بذارین کارشونو بکنن. اونا کمک میخوان.
دیویس. بیا دیگه.
چقدر راه داریم؟ حدوداً یک دقیقه.
یه میلیگرم دیگه آتروپین؟ ضربان داره میره بالا. CPR رو نگه دارین.
نبض گرفتم، قویه. فشار رو چک میکنم.
ریتم سینوسی طبیعی. ضربان 96.
من 93 روی 50 دارم.
PVC داره. لیدوکائین بدین به من.
لعنتی! افتاد تو V-tach.
نبض رو از دست دادم. بزن کنار! بزن کنار!
200 ژول شارژ کنین. دستگاه آمادهست. کنار.
دوباره. هیچی. 300. بزن.
کنار!
ریتم گرفت. نبض برگشت. ضعیفه.
خوبه. بزن بریم، شانی، بزن بریم!
باشه رفیق. حالا باهامون بمون. هنوز برای دست دادن زوده.
آره، ولی حسابی خوبه، نه؟ یه سرم وصل کنین.
مرد سفیدپوست، حدوداً 35 ساله. تو اتوبوس دستگیر شده. دو بار بهش شوک دادن.
فشار خون 100 روی 70 شده. دو بار اپی بهش تزریق شده.
یه Cell-saver از شماره 7 بیار. آخرین بار کی واکسن کزاز زدی؟
نمیدونم، 10، 15 سال پیش.
بیشتر خراشه تا پارگی. فکر نمیکنم بخیه لازم داشته باشی.
ولی واکسن کزازتو بهروز میکنیم. عالیه.
من خوبم. مطمئنم که هستی. فقط یه احتیاطه.
فشارت خیلی بالاست.
گفتم که خوبم.
گلوله تو مهره دوازدهم گیر کرده.
دوباره میتونم پاهامو حرکت بدم؟
جراح اعصاب همه اینا رو باهات در میون میذاره.
با مرفین دردت بهتر شد؟
آره. خوبه.
اگه دوباره شروع کرد به درد گرفتن، به یکی از پرستارا بگو بیاد دنبالم.
راحت هستین، آقای فِلدر؟ آره، فکر کنم.
کسی هست که زنگ بزنیم بیاد پیشتون؟
همسرم، ولی احتمالاً هنوز داره پسرمونو از مدرسه میاره.
آره؟ ادامه بده.
هی، جان.
خوبی؟ آره.
خبری از قربانی داری؟
جراحیش کردن. ممکنه فلج بشه. دیویس؟
منم همون کارو میکردم.
پام گیر کرد، تفنگم افتاد. یارو داشت بالا سرم میایستاد.
برو با دیویس حرف بزن. مطمئن شو حالش خوبه.
آره. خوبه. مرسی. آره.
دارم میرم بالا تو تختخوابا. همین الان میخوای بخوابی؟
یه تماس تلفنیه.
روز بدی داری؟ به تو چه؟
بابی وارد یه رابطه انتقالی شده. نمیخوام اذیت بشه.
هوم. از اولش که باهاش تو رختخواب بودی، به خاطر همین بود؟
"رختخواب"؟ همیشه همینقدر رمانتیکی.
خب، چی باعث شده فکر کنی رابطه انتقالیه؟
شاید یکی رو پیدا کرده که دوست داره. تو یه هفته؟
ممکنه پیش بیاد. من بعید میدونم.
میدونی، تو خیلی از خودراضی هستی.
خب، من کسی نیستم که راحت بشه فراموشش کرد. جدی میگی؟
چند وقته که از هم جدا شدیم، یه ساله؟
تو حتی جدی هم قرار نمیذاری.
No comments yet. Be the first to leave one.