As primeras 200 linias.
الان حدود ۲۰۰ یارد در ساعت کار میکنه
پس میتونیم بیشتر هم بریم؟
ممکنه
فعلاً بذار همونجا بمونه
پارکر از جاش راضیه، پس
چی شد اون تایسون جوون و سرکشی که من میشناختم؟
مُرده
میرم با پارکر حرف بزنم
چطوری؟ از دستگاه راضی هستی؟
نمیخوام رسوبات قاطی بشن
من اولویت رو به "برشِ پل" میدم
باشه
آخر هفته دیگه یه نفر جدید قراره بیاد
یه نفر رو انتخاب کن که اخراجش کنی
پس فقط ضعیفترینت رو حذف کن
میخوای یه لیست از اسمهاشون بهم بدی که کی میتونه باشه؟
نه، چون اون وقت به گزینهها گیر میدی
و من نمیخوام بهت گزینه بدم
باشه. خب
از اینکه به آدما بگی گورتون رو گم کنید، نترس
باشه
تایسون، اون این فصل چیزی برای اثبات کردن داره
مسئولیت خیلی بیشتری بهش دادن کار خوبی بوده
چون اون این موضوع رو خیلی جدی و شخصی میگیره
باید با کمترین آدم، بیشترین کار ممکن رو انجام بدی
اون تقریباً به من گفت که یکی باید تا آخرِ
هفته بره. من تا حالا کسی رو اخراج نکردم
باید بفهمیم کی میمونه و کی نه
یکی از اونا باید بره
الان اینجا تو دامینین سرمون خیلی شلوغه
باب داره "برشِ پل" رو مدیریت میکنه
Sluicifer هم داره "مایل طلایی" رو اداره میکنه
یک ماه از شروع فصل گذشته، سرکارگر پارکر شنبل
تایسون لی سرش خیلی شلوغه
برای رسیدن به هدف ۱۰ هزار اُنس در این فصل، پارکر داره تایسون رو هل میده که
تا جایی که میشه تو زمین معدنی "دامینین کریک" طلا استخراج کنه
معمولاً اینطوری بود که اون دستگاه شستوشو رو جابجا کن، نصبش کن
بعد یه ماه وقت داری نفس بکشی
اما امسال، اون دستگاه شستوشو رو جابجا کن، نصبش کن
برو سراغ بعدی
اون دستگاه شستوشو رو راهاندازی کن
برو سراغ بعدی
و تو همین بین، من باید وقت پیدا کنم که برم
سراغ همه این اپراتورها و یکی از اونا قرار نیست
موفق بشه
اخراج کردن کسی، خلاص شدن از کسی، تصمیمی نیست که
من راحت بگیرم
میدونی، اونا هم میتونستن مثل خودم ۱۰ سال
پیش بیان اینجا، با این امید که سالها و سالها اینجا بمونن
فقط یک دهه پیش، تایسون به یوکان رسید
تو کارهای معدنکاری خیلی تازهکار بود
پارکر چیز خاصی تو این معدنچی تازهکار دید
دارم میذارم تایسون Sluicifer رو اداره کنه، ببینم چی تو چنته داره
و امیدوارم این قضیه برای هیچکدوممون گرون تموم نشه
راش بندازیم
و بهش فرصت داد تا خودشو نشون بده
کار عالی بود. ممنون، رفیق
از وقتی که برای اولین بار برای پارکر شروع به کار کردم تا الان
دیدم که این شرکت رشد زیادی کرده
و تغییرات زیادی داشته
هر سال بیشتر و بیشتر بار روی دوشم میاد
و امسال بیشتر از همیشه
پارکر گفت: "ضعیفترین اپراتورت رو پیدا کن
و یکی از اونا رو بفرست بره."
خب الان چارلی بالاست که
داره پسابهای ریز و درشت رو کار میکنه
بعد مایکل پایین هست که داره کامیونها رو بار میزنه
دو تا راننده کامیون جدید. لورن و جولیان
و بعد بالا دستمون کایدن داره مری رو بار میزنه
و کی با مری کار میکنه لعنتی؟
خیلی آدمای جدیدن، رفیق
اونور، تو "برشِ پل"
آه، ای بابا
اپراتور لودر جدید، چارلی کارلتون، داره مشکل پیدا میکنه
تو خالی کردن پساب از دستگاه شستوشوی باب
چارلی انگار مشکل داره
لودرش داره داغ میکنه
نمیفهمه کی باید بَرگردونه
امیدوارم چیز خیلی جدیای نباشه
یو، یو. هی، چطوری رفیق؟
اوضاع چطوره؟
گذاشتم چند درجه دیگه خنک بشه
الان روی ۱۰۷ هست
خب، این بخاطر دو تا مشکل مختلفه
همیشه باید چرخا در حال حرکت باشن وقتی داری
میری که بار برداری. نگا کن چطور بار برمیدارم
هیچ مقاومتی در برابر دستگاه نیست
اگه اینجوری بری برای بار زدن
میبینی دستگاه چقدر داره زور میزنه؟
این باعث میشه اون عدد بره بالا
یه چیز دیگه که باعث این میشه، ترمز گرفتن اضافیه
پس اگه اینجوری رانندگی کنی
اون عدد میره بالا
اینا دو تا دلیلی هستن که
دمای روغن اکسل عقبیت داره بالا میره
و خب، دمای مطمئن چنده
برای اینکه دوباره شروع به کار کنیم؟
فکر کنم تا ۱۲۰، ۱۲۲ رفت
واقعاً نباید از ۱۰۰ بالاتر بره
آره، ۱۲۲ خیلی داغه
باشه، ممنون. مهم نیست
خب، دفعههای بعد بیشتر به هر دوتاشون توجه میکنم
فکر کنم این منحنی یادگیری تازهکارهاست
چیزایی که عقل سلیمیه. هی، لاستیکا حرکت نمیکنن
جوش آورده. عجیبه چرا؟
امسال، من وقت این کارا رو ندارم
ما چندتا آدم باتجربه استخدام کردیم چون نیاز داریم
به تجربه
سطح تجربه چارلی با چیزی که به من گفته بودن جور درنمیاد
وقتی استخدامش کردیم داشت
تایسون نگران عملکرد چارلیه و به
اپراتور سندی دوبوآ مسئولیت میده که مراقبش باشه
خب، چطور این کارو اینجا پیدا کردی؟
قبلاً توسعهدهنده نرمافزار و مهندس سیستم بودم
و روزامو جلوی کامپیوترها میگذروندم و من
دیگه ازش خسته شده بودم
و با خودم گفتم "آقا، باید بزنم بیرون،"
"برم سراغ معدنکاری طلا و بزنم تو دل بیابون."
واقعاً نمیدونم چی بگم، آدم
اوه، داره چیکار میکنه؟
امیدوارم بتونم کاری کنم یه خورده تندتر بره
چون اون باید خودش به این رسیدگی کنه
همیشه بهترین سطل رو گیرت نمیاد، ولی باید
بیشتر از یه ذره داشته باشی
هی، چارلز، صدامو داری، چارلز؟
هی، سندی
اگه از تمام گنجایش سطلمون استفاده نکنیم، یه جورایی
فقط هدر دادن سوخت و وقت تلف کردنه
وای خدای من. دوباره این کارو کرد
چارلز، بیا رو خط
بله، چارلزم
میبینم که سطلت کامل جمع نشده
همه جا رو میریزی روی جاده، پس فقط مطمئن شو سطلت
کاملاً جمع شده باشه. باشه، دفعه بعد انجامش میدم
آره، چون تو این مرحله نمیتونم تنهاش بذارم
درست پیش نمیره. از بقیه عقب میافته
اگه اون دستگاه از کار بیفته، اون وقت ما
پارکرِ خوشحالی نخواهیم داشت، و این چیزیه که الان دارم سعی میکنم ازش جلوگیری کنم
و داره کمکم یاد میگیره
سطل به سطل
آره، این خیلی بهتر شده
تایسون و پارکر سنگ روی سنگ نمیذارن
اونا باید چند نفر رو آموزش بدن که بتونن
مطمئن باشن که حتی یه ذره طلا هم از این حفاری درمیارن
در "گلدن مایل"، کایدن فوتِ تازهاستخدامشده، تودههای طلا رو درمیاره
از یه قسمت از حفاری
من آدم خیلی باانگیزه و پرتلاشی هستم
همچنین دوست دارم خودم رو یه ذره
کمالگرا بدونم
دوست دارم کارا رو دفعه اول درست انجام بدم، و دوست ندارم
دوباره برگردم و انجامشون بدم
ما آدمای جدید زیادی داریم، و
چندتاشون اینجا دارن تقلا میکنن
کایدن هم یکیشونه
یو، یو
چطوری؟
بد نیستم. خودت چطوری؟
اوه، میدونی که... فقط دارم با آب سروکله میزنم
خندق باید گودتر بشه و بعد اینجا به طلا میرسی
همین اینجا به طلا میرسم؟
خندق رو گودتر کن، بعد میتونی کاری رو که
داری انجام میدی. باشه
منطقیه؟ آره، منطقیه
سؤال، نظر، یا نگرانیای نداری؟
ببین، میتونم به جات برم اونجا، و تو میتونی منو نگاه کنی
اگه بخوای پنج دقیقه. با خودته
نمیخوام بیشتر از حد لازم وقتت رو بگیرم
نه. نه، مشکلی نیست
فقط میخوام مطمئن بشم چیزی که میگم همون چیزیه که تو
میفهمی، و بهترین راه برای این کار اینه که تو بشینی
و پنج دقیقه منو تماشا کنی
جرو، یالا
فعلاً همه چی خوبه
فقط چندتا چیز کوچیک هست که باید بهشون عادت کنم
الان، دارم سعی میکنم به کایدن نشون بدم چطور خندقکنی کنه
به نظر میاد داره با حجم زیادی از آبی که پایین میاد مشکل داره
کاری که باید انجام بدیم اینه که اون آب رو کنترل کنیم
تایسون داره خندق اطراف گودال رو عمیقتر میکنه
و کانالهایی حفر میکنه تا آب رو از مرکز
گودال به سمت خندق هدایت کنه، و خاک حاوی طلا رو نمایان کنه
هی، کایدن، بیا یه نگاه به این بنداز، چون میبینم که
هنوز اینجا طلا هست، درسته؟
باعث میشه تعجب کنم که چیای دیگه زیر این آب هست، درسته؟
و، و میبینی
فقط یه لحظه گوش کن
اون رگه شن رو اونجا میبینی؟ همونجا، آره
پس اون طلاست، درسته؟
یه جورایی... نشونش میدم همینطور که میرم
با گودالی که پر از آبه، کایدن داره تودههای طلا رو جا میذاره
از طلا، که احتمالا هزاران دلار برای پارکر ضرر داره
از طلای از دست رفته
مهمترین چیز اینه که آب رو خارج کنیم و اگه داشته باشی
یه مسیر تخلیه درست کنار جایی که آب باید بره
اون وقت میتونی ببینی چی اونجاست و چی باید کنده بشه
چون فقط چند دقیقه گذشته و اون اون مسیر تخلیه رو
صد در صد ساخته و ما میزنیم به دل کار
بله، خانم
باید وجب به وجبش رو بگردی، درسته؟
چون اگه انجامش نداده باشی از کجا میدونی انجام شده؟
باشه. ممنون
No comments yet. Be the first to leave one.