As primeras 200 linias.
!دستگیر شدی
!داری عروسی رفیقمو خراب میکنی
!پاشو
!برامون کمک بیارین اینجا
.فکر کنم تیر خوردم، رفیق
...من که... من حتی
...اسمم مونته. من یکی از
اورژانسکارایی هستم که آوردنت اینجا...
.من باردارم
مطمئنی از منه؟
!برو گمشو
...تای تیر خورد چون این عوضی کوچولو
ما رو فرستاد تو کمین...
.بدون اینکه حتی یه اخطار بده
!اخطار؟ خودت که میدونی
.من بهت اخطار دادم
کجا میخوای بری؟
.نمیدونم
خب، کی برمیگردی؟
!تاتیانا
.بابی رفت
!بابی
!بابی، باهام حرف بزن
!وای خدایا
!خدایا، بابی
!وای خدا
.بابی، نگام کن
...بابی
بابی، پیش من بمون، میشنوی؟
کمکی میخواید، خانم؟
.ما بازیم
.اگه میخواید، بیاید تو
.این شیفت قبلیه قسم میخوره که این ون رو تمیز کرده
.نگاه کن اینو
.امروز حتی یه ماموریت هم نداشتیم
میدونی چی کار باید بکنیم؟
.یه دوربین بذاریم، با سرعت کم ضبطش کنیم
.بفهمیم اینا کل روز چه غلطی میکنن
چرا سرعت کم؟
.وگرنه نوار تموم میشه
.انگار قبلاً این کارا رو کردی
پس یه آرشیو ویدیویی کوچولو برای خودت داری؟
.هی هی، من فقط میگم
ببخشید، آقایون؟ بله؟
...میتونید بگید کجا میتونم پیدا کنم
اورژانسکار مونته پارکر رو؟...
...داک؟ اون قراره
.چرا؟ میخوام باهاش حرف بزنم
.فکر نکنم امروز سر کار باشه
خب، میدونید کی هست؟
.نمیدونم. ما خیلی با اورژانسکارا سروکار نداریم
.اما بعداً زنگ بزنید، از رئیس بپرسید
.باشه. خوبه
.ممنون. آره
.داک تا یه کم دیگه اینجاست
.یه لطفی کنید، بچهها
...اگه کسی اومد دنبال من
با این لباسا و اسم من روی یه تیکه کاغذ...
شما منو نمیشناسید، باشه؟
.هی، کیم
.هی
.ما باید حرف بزنیم
.فقط یه سیرکه
.نه، فقط یه سیرک نیست
.روز منه. خودت که میدونی
...موتور ۵۷، نردبان ۱۰۰، دود داریم در ۱۰۶
خیابان ۵۷ شرقی در طبقه سه...
.اونجا مستقر میشیم
.قربان
.بفرمایید بنشینید، جناب افسر
.چند دقیقه طول میکشه
چطوری، سُل؟
.مکتایگ حسابی شاکیه
.یه کار بیخوده. نگرانش نباش
.خوب میشی. آره
هی، یوکاس رو دیدی؟
.نه
.دو روزه زنگ میزنم، جواب نمیده
.شاید کالر آیدی داره
کی داره اینو اداره میکنه؟
.خود جان مکتایگ
.و اداره بازرسی داخلی
.اوه، عالیه
.آمادهایم برای شما، جناب افسر
.نوبت توئه، باسکورلی
.موفق باشی، سُل
.آره
هی، چارلی، یوکاس رو دیدی؟
واقعاً باید همین الان بری تو؟
.آره، واقعاً باید برم
.من فقط میرم داخل، داستانم رو میگم
.و بعد به موقع برای شام برمیگردم
مالوچی؟
.پس قرارمون اونجاست
.هی، ممنون بابت یه آخر هفته عالی
.دقیقاً همون چیزی بود که لازم داشتم
.هوم. تو و من هم همینطور
.هفت و نیم
...نه، بذاریمش
هفت و چهل و پنج، باشه، احتیاطاً؟
لعنتی
لعنتی
!لعنتی
حتی یه خودکار درست و حسابی هم نیست
تو این اتوبوس کوفتی
بفرما، اینو بگیر
اوه. مرسی
بهتره؟
آخه اینقدر زیاده که آدم یه خودکار سالم بخواد؟
وای
وای وای وای، وایسا وایسا وایسا
یا خدا
هی، خوبی؟
چی شده؟
خوبم
خب، خوب به نظر نمیای
بیا، چرا نمیای اینجا؟
من کیفها رو برمیدارم
گفتم که خوبم
اسمت چیه؟
!ولم کن
.باشه، یکم آرومتر
.گفت ولش کن
تو دیگه کی هستی؟
.دیگه نمیگم
زیرنویس با حمایت انبیسی
و تلویزیون برادران وارنر
افسر دیویس حالش چطوره؟
.خیلی خوبه، قربان
.یکی دو روز دیگه مرخص میشه
.مگی رو تازگیا دیدی؟ نه، از اون روز تا حالا نه
.دیروز یه تماس گرفتم
زن قوی
کاملاً
اول شوهرش
الانم نزدیک بود پسرش رو از دست بده
.بله قربان
افسر سالیوان، الان میدونید
که حق سکوت ندارید
.در این روند
.باید به همه سوالا جواب بدی وگرنه تعلیق میشی
.آره، میدونم
و اگه اظهارات دروغ ارائه کنی،
.از اداره اخراج میشی
.فهمیدم
میشه با کلمات خودتون به ما بگید
تو اون حادثه موردنظر چی شد؟
...خب، قضیه این بود که من داشتم، امم
...داشتم این یارو رو دستگیر میکردم که یهو
.گلوله از هر طرف میاومد
اساساً، چیزی که من از ماجرا میدیدم، شامل
.سقف اون رستوران و زمین بود
دیدین افسر دیویس به آقای همپتون شلیک کنه؟
آقای همپتون کیه؟
.آرتور همپتون
.سی-نوت
اسم سی-نوت آرتور بود؟
.ظاهراً
.نه، من ندیدم دیویس به کسی شلیک کنه
.در کل چیز زیادی ندیدم
ببخشید
میشه روی تخته سیاه بهمون نشون بدید
موقعیت ماشینتون رو
بیرون کلاب؟
میخواید بکشمش؟
لطفاً
اوم
حدوداً اینجوری
و شما حتی یک تیر هم شلیک نکردید؟
.نه. شما که اسلحهام رو چک کردید
.خیله خب، همین کافیه
.سالی. ممنون
.ممنون قربان
شما اونجا بودید... داشتید کسی رو دستگیر میکردید؟
.اوم، آره، به خاطر یه حمله
.مرکز گفته شما بیمارستان مرسی هستید
...درسته، ما، اوم
.فراموش کردم مکان جدیدمون رو بهشون اطلاع بدم
و چرا؟
.مگه داشتم درخواست پشتیبانی میکردم یا چی؟ نه
.چرا نه؟ چون این مال منه، واسه همینه
چه خبره؟
.هیچی
بذار برسونیمت آمبولانس، باشه؟
.میگه هیچی لازم نداره
خب، میدونی چیه؟
اگه یکی از شماها میتونه بهم گواهی پزشکی نشون بده،
منم که اینجا تصمیم میگیرم، باشه؟
.باشه
.باشه
مطمئنی چیزی نداری بهم بگی؟
هیچی برات اتفاق نیفتاد، درسته، مانی؟
.هیچی نشده
مانی؟ اسمت اینه؟
...خب، ببین مانی، تو نیاز داری به
.چند تا بخیه و چند تا عکس رادیولوژی
.اون هیچ جا نمیره
...میدونی چیه، ما پلیس نیستیم
.ولی میتونیم ظرف چند ثانیه اینجا حاضرشون کنیم
.مانی میره بیمارستان
No comments yet. Be the first to leave one.