As primeras 200 linias.
خب، چطور تموم میشه؟
اوه، یه تیر خلاص عالی
یا درست بین دو چشم
یا درست پشت گوش
!کمک
!باسکو
به اداره گفتی دچار مشکل شدم؟
آره. به نظرم کار درستیه
اگه با یکی حرف بزنی
این پرنده نیست
باشه؟ ببین، این یه آدم کوچولوئه
یه آدم
اون دیگه چه کوفتی بود؟
اون چی بود؟
حس میکنم سوار چمنزنم
میخوای پیاده بریم؟
سریعتره
ببین باسکو، هر چقدر میخوای غر بزن
ولی تو راننده این ماشین نیستی
فهمیدی؟
دیویس کی برمیگرده؟
هر چه زودتر بهتر
تو چته، ها؟
تو خونه بهت کم میرسه؟
ببین، زندگی خصوصی من خط قرمزه
فهمیدی؟
فقط هر کینهای که داری رو حل کن
با یوکاس داری، باشه؟
چون به محض اینکه دیویس بتونه بدون کمک راه بره
تو از اینجا میری
من با فیث مشکلی ندارم
چرا؟ مگه اون بهت چیزی گفته؟
این دیگه چیه؟ مدرسه راهنماییه؟
ببخشید، ولی اون فقط از سر دلسوزی با گاسلر میره
اون بچه یه... داغونه
آره، مثل بقیه ما
خوابت چطوره؟
هی، میدونی چیه؟
بابت بنی راس خیلی ناراحتم
ولی خودم رو به خاطرش سرزنش نمیکنم
باشه؟ این یه شغل خطرناکه
اتفاقای بد میفته
چیزی نیست که بخوای بخاطرش دیوونه بشی
واحد ۵-۵ آزاد برای آلارم بیصدا
یک-صفر-چهار و شش
تفت سیوینگز و لون
الد فیثفول
۵-۵-چارلی در حال پاسخگویی
ما همین سر پیچیم
کارلوس؟
کارلوس؟
پاشو. پاشو. پاشو. پاشو
کایلی؟
نه. یه بچه دیگه اومده اینجا
چطور تونستی تو این سر و صدا بخوابی؟
کایلی، اوه، شیرخشکت رو میخوای، آره؟
رفیق، بهت میگم اون چی نیاز داره
اون یه آپارتمان برای خودش میخواد، رفیق
آروم باش، باشه؟
من حلش میکنم
رفتی آژانس فرزندخواندگی؟
آره رفیق
رفتم و ثبت نام کردم. آمادهام
داری دروغ میگی؟
هی، این برای منم شوخی نیست، میدونی؟
چیز شخصی نیست، باشه؟
باشه، بهت گفتن چقدر طول میکشه؟
اصلا طول نمیکشه
میدونی، چند هفته... یه ماه
یه ماه؟ نه، نه، تو نمیتونی از عهدهش بربیای
تو امروز برمیگردی سر کار و من بچهداری نمیکنم
هی، من که ازت نخواستم
یه پرستار بچه میاد. آره
یه پرستار بچه؟
آره. لازم نیست دست به سیاه و سفید بزنی
نه اینکه نخوام این کار رو بکنم، باشه؟
اون واقعاً بامزه ست و از این حرفا
قضیه اینه که من هنوز دارم خوب میشم
.فهمیدم. فهمیدم. فهمیدم
باشه، من برمیگردم بخوابم
تو دهنتو ببند، خانم کوچولو
ببین
آره، اون عمو تای پیر بدجنسه
اون عمو تای پیر بدجنسه
اون تو مستر ویگلزش تیر خورد
اون باسکوئه؟
آره، اون و سولیان
دلت تنگ شده باهاش گشت بزنی؟
الان نه
اون آلارم تقریباً هفتهای یه بار اشتباهاً به صدا در میاد
باشه، پس، یه سوال برام بخون
"درست یا غلط: یک گروهبان نمیتواند یک صندلی را اشغال کند
در حمل و نقل عمومی؟"
درسته
حمل و نقل عمومی چیه؟
پست سیاسی
پس من درست گفتم؟
خب، پس چرا همین رو نمیگه؟
نمیدونم، استیو
من الان کمی فکرم مشغوله
با دادن امتحان گروهبانی
خب، حق با من بود یا نه؟
جواب چی بود دوباره؟
!هی
وای. وای. چند نفرن؟
.من فقط یکی دیدم
.مطمئنم منو ندید
چه شکلی بود؟
.یه مرد سفیدپوست، کچل، کت مشکی
اسلحه دیدی؟
.نه
.اینجا ۵-۵-چارلیه
.یه سرقت تاییدشده داریم
.اینجا
.درخواست نیروی کمکی میکنیم
!باسکو
!هی! هی! باسکو
!باسکو
!برو کنار
زیرنویس: با حمایت اِنبیسی
.و تلویزیون وارنر براس
.مظنون داره میره شرق تو ۱۰۲
!باسکو، سوار ماشین شو
!سوار... سوار... من خوبم
!من خوبم. دور بزن
!هی
!از این خنگتر نشو، عوضی
!سلاحتو بنداز
!همین الان سلاحتو بنداز
!و کیف رو
!کیف رو
!و همین الان برو رو زمین
!همین الان
!گاسلر
!با اورژانس تماس بگیر
.افسر زخمی، ۵-۵-دیوید
.همین الان یه آمبولانس به ۱۰۲ و مدیسون میخوایم
!باسکو
!باسکو
باسکو، کجا خوردی؟
کجا خوردی؟
کجا تیر خوردی؟
...باسکو، کجایی
!آخ
!باسکو
.اون زخمی نشده
.کیسه رنگه. بهش نخورده
.رنگ قرمزه
.فیث، نمیتونم نفس بکشم
.نفس بکش. چیزی نیست
.قلبم... نمیتونم نفس بکشم
.باید اون آمبولانس رو فوری به اینجا برسونن
.یه افسر زخمی داریم
.تکرار میکنم، یه افسر زخمی داریم
.نمیتونم نفس بکشم. نمیتونم نفس بکشم
.بذار جلیقهتو دربیارم
.اسلحه رو بده به من. چیزی نیست
.نمیتونم نفس بکشم
!باسکو
.اشکالی نداره. حالت خوبه
!باسکو
.حالت خوبه. حالت خوبه
.راستش، انتظار بدتر از این رو داشتم
میدونی، همیشه میشنوی که بچهها چقدر پردردسَرن،
.اما تا حالا، اونقدر بد نبوده
.تا حالا
دیویس در موردش چطوره؟
.در واقع، خیلی خوبه
.آره. اصلاً فشاری نیست
.لطفاً بگو که به نگه داشتن این بچه فکر نمیکنی
.نه
.نه
دیوونهای؟
اگه اون سکته قلبی نبود،
.حسابی دلم نمیخواست بدونم چی بود
.خب، اینجا بود که اوضاع پیچیده شد
.منظورم اینه که، سلامتیت عالیه
.ولی چی؟ یه "ولی" تو راهه
.ولی... استرس شما قلبی نیست
چی من؟ چه استرسی؟
...اینطور به نظر میرسه
.چیزی که امروز تجربه کردی، حمله عصبی بوده
.بیخیال، من وحشت نکردم
سابقه شما این رو تایید میکنه
.که دچار اختلال پانیک هستید
به طور منظم مشاوره میری؟
.اوه، بیخیال، الان نه
.تو نه، لطفاً
.اداره پلیس روانشناسان خیلی خوبی رو در اختیار داره
ببین، این چیزی که من دارم هیچی نیست
.که یک آبجو خنک و یه دوش آب گرم نتونه درستش کنه
.منو از اینجا باز کن
.حداقل نیم ساعت دیگه نه
ببین، من با هیچ روانپزشکی حرف نمیزنم، فهمیدی؟
.باشه. نمیتونم مجبورت کنم
.ولی نمیتونم تضمین کنم که دوباره این اتفاق نمیفته
.باشه، سعی میکنم از هر کیسه منفجر شوندهای دوری کنم
همش یه کیسه منفجر شونده بود، باشه؟
.اگه تو میگی
.برمیگردم
No comments yet. Be the first to leave one.