As primeras 200 linias.
بچهها، با هیجان اعلام میکنم
.که رسماً مادربزرگ شدم
!بله، بله، بله
.تبریک میگم. به یه دختر کوچولوی زیبا و سالم
!به اسم زارا. اوه، آره
.واقعاً اسم قشنگیه
.و اولین پرترهشو گرفتم
...هورا! بذار ببینیم. اوه
!آره، نگاش کن
اون... اون... اون حتماً درست بعد از تولدش بوده، نه؟
.بارب رو دوست دارم... آره
...ولی نوزادان تازه متولد شده
.زشتن. همهشون زشتن
.کلمه سنگینیه. دقیقاً
.این داغونترین نوزادیه که تا حالا دیدم
.اون محشره
.داره یه دیوا میشه. اوممم
.اوه، آره اون بچه خیلی هم خوشگله
.من شاخ درآوردم
.ای بابا
.هی، ولی میدونی مثل شیرینی دارچینی میمونه
نمیتونی وقتی همین الان از فر دراومدن ازشون عکس بگیری، نه؟
.باید بذاری خنک شن، بعد روشون آیسینگ میزنی
.نمیدونم منظورم از این حرف چی بود. من که هیچوقت بچه نداشتم
.سرنوشتش شهرته
.درست مثل مادربزرگش
.اوه، جیکوب، ممنون
.اگه بخوایم منصف باشیم، من تا دوازده سالگی یه عکس خوب نداشتم
.وقتی که یه فرصت کوتاه بین آکنه و سیمکشی دندونام پیدا کردم
.نمیتونم درک کنم
.من از شکم مادر با آمادگی کامل برای دوربین اومدم بیرون، برخلاف نوه زشت باربارا
بارب، عکس دیگه ای از بچه نداری؟
شاید یه عکس جدیدتر؟
.چرا که نه، دارم. باشه
.تیلور اینو امروز صبح برام فرستاد
...اوه. اوه
.این شد. این بامزهست
.باید بهشون زمان بدی تا جا بیفتن
.اوممم
.ناز. زیبا
!کار عالی بود بچهها، عالی
.اگه قرار بود نمره بدم، به همهتون نمره عالی میدادم
.سیسی، عزیزم، من متوجه شدم که یه کم بیعلاقهای
.من فکر نمیکنم موسیقی به دردم بخوره
تقصیر آموزش فوقالعاده منه؟
یا اینکه کلاً به برنامههای بعد از مدرسه علاقه نداری؟
.نه، من میخوام تو یه باشگاه باشم
خب، باشگاه استپ چطور؟
.فکر نمیکنم تو ریتم خیلی خوب باشم
.مخالفتی ندارم
.ما اونقدر برنامههای بعد از مدرسه زیاد نداریم
برنامهای هست که بخوای بهش ملحق شی؟
...راستش
.اِم... گرگوری، یکی از دانشآموزان موسیقیم با ریتم مشکل داره
.و میخواد به گروه شیطونهای باغبانیت ملحق شه
میتونم با این کنار بیام. اسمش چیه؟
.خب، اون شیطونه دختره
.اِ... اسمش سیسیـه
ولی شیطونا فقط پسرن، مگه نه؟
.منظورم اینه، فکر کنم آره، یه باشگاه پسرونه شد، ولی قطعاً میتونه ملحق شه
.باغبانی برای همه است
.اوه. عشقم چقدر اهل شمولگراییه
.خب، عالیه چون گزینه دیگهای نداره
.از گلف متنفره
.و میگه پادکستها برای کسایی هستن که نمیتونن تو سکوت بشینن
.باشه. تحلیل نسبتاً خوبی از پادکستها داره
.هی، اگه اِم... کمکی خواستی بهم بگو
.دینامیکهای جدید تو گروه میتونه یه کم پیچیده باشه
.و من یه جورایی، میدونی، پدر باشگاه اینجا تو ابت هستم
پد... چی بود اون؟ پدر... پدر باشگاه؟
.کاش گزینههای بیشتری برای دخترا وجود داشت، البته
.میدونی چیه؟ امروز با آوا صحبت میکنم
.راجع به اختصاص دادن یه سری بودجه برای راه انداختن باشگاه مد و لباسم
.یا... ...میتونم بذارم لباسم خودش حرف بزنه
.هست... هست، خیلی تابلوئه
مگه نه؟
.خب، نمیدونم چیکار کنم، بارب
.فکر کنم باید بکشمش
.خب، بذار یه نظر دوم هم بگیریم
.باشه. اوه
خانم آلومار، چرا به ما ملحق نمیشی؟
.آره، نگران نباش، راجع به کار نیست. حرفای دخترونهست. بیا
.باشه، حتماً
.بگو، چیزی که به من گفتی رو به اونم بگو. اوه، آره. باشه
.خب، من با این آقا، کاپیتان رابینسون، قرار میذارم و اون تولد خوکچه هندیم رو فراموش کرد
.بعدم روش شده به من بگه که چیز مهمی نیست
.اوممم، اوممم، اوممم
.نمیدونم چیکار کنم
.من پیشنهاد کردم که باهاش قهر کنه
اوه، یعنی اصلاً حرف نمیزنی؟
.دقیقاً. وقتی بهش نمیگی، اون دقیقاً میفهمه چی حس میکنی
.جدی؟ مادر منم همین کارو میکرد
.مادر اونم قبل از اون همین کارو میکرد
.میدونی، این چیزا رو الکی از نسلی به نسل دیگه منتقل نمیکنن
.مثل یه دستورالعمل برای روابط
.میدونم گفتم تو مسائل شخصی دخالت نمیکنم
.ولی اینقدر خوبه که نمیشه ازش گذشت
.این نوع ترومای نسلیِ زنهای مسن، نقطه قوت منه
...انگار من مکانیکم
.و اونا ماشینی هستن که چراغ چک موتورشون دهههاست روشنه
.نمیتونم درستش نکنم
.آه، اوا. من میخوام یه باشگاه مد راه بندازم
.تا وقتی که نمیدونی چجوری بخاری رو درست کنی، از دفتر من برو بیرون
.نه، جدی میگم
.ببین، من عاشق مد هستم و فکر میکنم این میتونه یه راه خلاقانه دیگه برای بچههامون باشه
.خواهش میکنم، اون لباس رو از "بیلد-ا-بِر" خریدی
.مجبور میشم باشگاه مدت رو خودم اداره کنم
.درست مثل وقتی که مجبور شدم باشگاه استپت رو خودم به عهده بگیرم
.مجبور نبودی به عهده بگیری، خودت خواستی
.تو توانایی اداره یه باشگاه مد رو نداری
.امسال نزدیک بود مجبورت کنم یونیفرم بپوشی
.باشه، بهت ثابت میکنم که میتونم
.یه ارائه آماده میکنم که نشون میده این باشگاه در مورد چیه
.و چرا داشتنش مهمه، و خودت میبینی
.همه میبینید
میخوای این باز باشه یا بسته؟
.بسته باشه لطفا. باشه
.خب، همه به جدیدترین گوفبال، سیسی سلام کنید
.اون یه دختره
.بله. بله همینطوره، ترنس. قبلاً هم دیدیشون
.سلام به همگی
.اما ما پسریم. این باشگاه برای پسراست
.نه، نه، اینطور نیست. تا الان فقط پسرا عضو شدن
.ولی لازم نیست پسر باشی تا ریحون برداشت کنی
.این "بچههای گوف باغ" هست، نه "دخترای گوف"
.بازم نه، اینطور نیست. این "گوفبالهای باغ" هست
."گوفبال" یعنی برای پسراست
.باشه، وقتی اسمشو "گوفبال" گذاشتم منظورم اون نبود
.اما اگه این چیزیه که تو تمام این مدت فکر میکردی
پس وای. یعنی واقعاً یه دختر اینجا خواهد بود؟
.حالا اینجا؟ آره
خوب میشه. باشه؟
هی، رفقا، چطورید؟
.اون یه دختره
.میدونم فقط داشتی سلام میکردی
.اما اگه بتونی یه کمی فاصله بذاری
.بین ماشین من و دوچرخه تو وقتی دارم رانندگی میکنم، عالی میشه
.میخواستم مطمئن بشم که منو دیدی ولی، آره، انقدر نزدیک نرو. گرفتم
حالا بهم بگو، دیروز با گوفبال دختره جدیدت چطور پیش رفت؟
.خوب پیش نرفت. پسرا بهش محل نذاشتن
وای خدای من. هیچکدومشون باهاش حرف زدن؟ چی کار کردی؟
.چطور -- چطور واکنش نشون داد؟ ساعت ۷:۱۵ هست
میشه لطفاً یه سوال رو در هر لحظه بپرسی؟
.آره
.اوضاع کلاً ناجور بود. هیچکس حرف نمیزد
.این... "گوفبالها" کار نمیکنه اگه هیچکس خلبازی درنیاره
.ببین، میدونم که زیادی مغروری که درخواست کنی
.ولی فکر میکنم بتونم اینجا یه کمکی بکنم
.اوم. اون فضایی که تو جاده ازت خواستم، اینجا هم صدق میکنه
.باشه. آره
.بیست دقیقه دیگه، همه
.امیدوارم جاروی خودتون رو آورده باشید چون مال من مشغوله
اینا همش چیه؟
.دارم سعی میکنم یه باشگاه مد راه بندازم و باید یه ایدههایی رو به اوا ارائه بدم
.من میتونم کمک کنم. من شاگرد آنا وینتور بودم
.اون طبقه دوم کار میکرد و من طبقه اول بودم
...فکر نمیکنم که تو
.یه لحظه صبر کن
.پس میخوام بچهها پروژههایی انجام بدن
.اما همچنین میخوام درباره تاریخ مد هم یاد بگیرن
.و شاید بتونم ازت استفاده کنم
.قبلاً مدل بودم
.فکر کنم میتونم امتحان کنم با لباس روی تنم
.باشه. خب من داشتم یاد میگرفتم که در طول جنگ جهانی اول
.خیلی از مردها شروع کردن به پوشیدن شلوارهای فاق بلند
.و آقای جانسون شما نسبتاً کمر بلندی دارید
.خودمو نجاتت میدم از زحمت. ۳۶، ۲۴. ۳۶
.خیلی خب. خب، میخوام یه سری لباس تنت کنم
.و بعد چند تا عکس برای این تخته پوستر بگیرم
.و اگه این بگیره
.میتونم ازت استفاده کنم تا به دانشآموزا خیاطی رو روی یک مدل زنده نشون بدم
.هر کاری برای بچهها
.تازه باید نمونه کارامو بهروز کنم. هفته دیگه یه تست دارم
.باشه، پس بعد از مدرسه همینجا منو ببین
.باشه. اینا رو جمع کن. باشه
.من شوخی ندارم
.ممنون. سلام خانما
.اون روز خیلی بهم خوش گذشت که باهاتون نشستم
اگه دوباره بیام پیشتون اشکالی داره؟
.لطفاً... آره. لطفاً بفرمایید بنشینید، خانم آلومار
.تا صداتونو بشنویم. آره
.چقدر قد بلند، فوقالعاده، مثل مجسمه. اوم
خب، با دوست پسرت چطوره؟
ساعته حرف نزدیم. اون تو جهنمه، منم همینطور. ۱۴
.همه چی طبق برنامه داره پیش میره
.میدونید، جالبه که منم این هفته یه کم از دوست پسرم دلخورم
.اوه. اوه. حیف شد
.خب من داشتم فکر میکردم در مورد این سکوت درمانی
معمولاً چقدر طول میکشه؟
.تا هر وقت که طول بکشه. آره
.درسته؟ تا هر وقت که لازم باشه
اما عجیب نیست، اینکه ندونی کی آشتی میکنی؟
.این "اگر" هست عزیزم، نه "کی"
ولی اگه فقط... نمیدونم، باهاش حرف بزنی، نمیشه یه "کی" باشه؟
.خب. آره. شاید
.شاید آسونتر باشه تا اینکه، میدونی، تو احساساتی دست و پا بزنی که اون ازشون بیخبره
.و برای مثلاً یه ماه نادیدهاش بگیری
.یا بیشتر. یا بیشتر
.درسته، یا بیشتر
.باشه، پس بذار ببینم درست متوجه شدم. تو باهاش حرف میزنی
No comments yet. Be the first to leave one.