Law & Order

Law & Order

Descargar subtítols en Farsi Persian

Temporada 25

Información d'a versión

Law And Order S25E01 1080p WEB h264-ETHEL
Un comentario de warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 25 قسمت 1 Law & Order 1990 زیرنویس فارسی سریال

Etiquetas

webdl
Publicau o: 2025-11-25
Descargas: 19
Ta personas con problemas auditivos: No

Anvista previa d'os subtitulos en Farsi Persian

As primeras 200 linias.

در نظام عدالت کیفری

مردم توسط... معرفی می‌شوند

توسط دو گروه مجزا اما به یک اندازه مهم

پلیس، که درباره جرائم تحقیق می‌کند

و دادستان‌ها، که مجرمین را تحت پیگرد قانونی قرار می‌دهند

این‌ها داستان‌های آنهاست

ما متهم را...

کارتر میلز

در اتهام قتل درجه دو، بی‌گناه می‌دانیم.

اون خواهرم رو کشت، نولان!

خواهش می‌کنم بهم بگو که تو هیچ ربطی به این قضیه نداشتی.

نولان

چه خبر شده؟

کارتر میلز مرده.

یه نفر حدود دو ساعت پیش به ضرب گلوله کشتش.

مظنونی هست؟

فعلاً نه.

در این مورد با سَم صحبت کردی؟

بله.

حالش خوب نیست.

حرف زیادی نزد.

منظورت چیه؟

نمی‌خواست وارد بحث بشه. آه...

اون آشکارا از این حکم خیلی ناراحته.

و از من.

می‌فهمم.

واقعاً دیدن این صحنه خیلی سخته که مردی رو ببینی...

که خواهرت و یه زن جوان دیگه رو کشته...

از دادگاه آزاد بیرون بیاد.

واقعاً همینطوره. آره.

دلیلی وجود نداره که فکر کنیم سَم دست داشته...

تو این قضیه، درسته؟

مطمئن نیستم.

هی.

چطوری؟

ممنونم.

متاسفم اگه من...

سَم، تو رو خدا!

من... من فقط می‌خوام بگم که نگران بودم.

نگران بودی که من بهش شلیک کردم؟

پرونده احساسی‌ای بود.

آره، همینطور بود.

ولی فکر می‌کنم همه چیز به بهترین شکل پیش رفت.

ما فرصتمون رو داشتیم، نولان.

فقط نشد.

من... من کاری رو کردم که قانون ازم می‌خواست.

این یه جوره که بهش نگاه کنیم.

و اون یکی دیدگاه چی؟

تو کاری رو کردی که خودت می‌خواستی، نولان.

کاری رو کردی که بهت احساس خوبی و شرافت می‌داد.

و این آشکارا برات مهمه.

نه، چیزی که مهمه اینه که از قانون تبعیت کنیم.

اگه یادت رفته، این وظیفه ماست.

می‌دونم وظیفه ما شکار قاتل‌هاست.

ولی دلم می‌خواد برای این یکی جشن بگیرم.

حداقل یه سبد میوه براش بفرستم.

خب، یه دوربین خیابون کارتر میلز رو ضبط کرده...

که ساعت ۹:۳۸ شب کشته می‌شد.

و این رو ببین.

این یارو داشت درست روبروی صحنه جرم جارو می‌کرد.

در زمان قتل.

سریع بزن عقب.

جلو در داشت جارو می‌کرد و سرش تو کار خودش بود.

که صدای شلیک رو می‌شنوه یا می‌بینه و می‌دوه میره تو.

بیاین این یارو رو پیدا کنیم.

همین الان با شاو صحبت کردم.

یه پستی توی ۸۸ خالی شده و اون می‌خواد قبولش کنه.

می‌دونستم می‌خواست برگرده بروکلین.

پس خوش به حالش.

ولی دلم برای اون یارو تنگ میشه.

آره، اون منم.

جارو کردن پیاده‌رو خلاف قانونه یا چیزی؟

نه.

قتل هست.

من هیچ ربطی به اون قضیه ندارم.

من فقط داشتم پیاده‌رو رو جارو می‌کردم.

ولی شلیک رو دیدی؟

باشه، قبول.

من... من صدای گلوله‌ها رو شنیدم و نگاه کردم.

و دیدم یه یارویی روی زمین افتاده و داره خونریزی می‌کنه.

شلیک‌کننده چی؟ اون رو هم دیدی؟

نه، ولی یه مرد نبود.

یه زن بود.

از کجا می‌دونی؟

اون درست قبل از شلیک گلوله‌ها یه چیزی داد زد.

کلمات دقیقش یادت میاد؟

آره.

"حقت بود."

ممنونم که ما رو در جریان گذاشتی.

ولی این همه نگرانی بر چه اساسی هست؟

فقط به خاطر اینکه شلیک‌کننده یه زن به نظر میاد؟

اون همچنین لاغر و قد متوسط به نظر میاد.

اوه، خب، این که خیلی محدودش می‌کنه.

به، چی؟ به ۳ میلیون نفر؟

خب، همه می‌دونیم سَم چقدر ناراحت بود.

همه ما ناراحت بودیم.

این هیچ معنی‌ای نمیده.

اون خواهرش رو کشت، نولان.

و اون یه اسلحه دستی کالیبر ۰.۳۸ داره.

همون اسلحه‌ای که برای کشتن کارتر میلز استفاده شده.

پس اگه چیزی می‌دونین

وقتی فهمیدم کارتر تیر خورده،

اولین فکرم این بود که برم سراغ "سم".

پس رفتم آپارتمانش، و...

اون اونجا بود؟ آره.

چی گفت؟

اون عصبانی بود... بیشتر از من.

چون سر پرونده با هم بحث کرده بودیم.

و، امم... آره، به هر حال عصبانی بود.

فیلمای دوربین مداربسته رو چک کردید؟

اصلاً "سم" موقع تیراندازی بیرون بود؟

ما ویدیویی داریم که نشون میده اون به ساختمون آپارتمانش رسیده،

۲۸ دقیقه بعد از تماس با ۹۱۱.

پس من باید باهاش صحبت کنم.

می‌فهمم.

شما اسلحه دارید؟ یک رولور کالیبر ۳۸؟

بله، دارم.

سه سال پیش خریدم.

یکی تعقیبم می‌کرد. احساس امنیت نمی‌کردم.

هنوز دارینش؟

بذارید بریم سر اصل مطلب، باشه؟

ما دلیلی داریم که باور کنیم یک زن...

با قد و هیکل شما به "کارتر میلز" شلیک کرده و کشته.

می‌گید من مظنونم؟

پس ازتون اجازه می‌خوام که اسلحه‌تون رو چک کنم،

تا ثابت کنیم که تو تیراندازی دست نداشته،

و ما بتونیم شما رو تبرئه کنیم.

اگه می‌خواید اسلحه‌مو تست کنید، حکم بگیرید.

اووه!

واقعاً داری این کارو می‌کنی، آره؟

من اجازه خواستم، ولی...

شماها می‌خواید از عقب شروع کنید؟

من اتاق خواب رو می‌گردم.

هی، اینو ببین! هودی تیره.

باشه، بذارش تو کیسه. بفرستش آزمایشگاه.

لازمه این گاوصندوق رو باز کنی.

همه چیز تو حکم قید شده، "سم".

می‌دونی جریان از چه قراره.

اسلحه نیست.

"سم"، خواهش می‌کنم. اسلحه کجاست؟

دیگه سؤالی جواب نمی‌دم.

وقتی گشتن آپارتمانم تموم شد، لطفاً برید.

"بردی" گفت اسلحه‌تون گم شده؟

دلیلی برای این کار هست؟

"نولان"، من این کارو نمی‌کنم.

چرا نه؟

من هیچ کاری نمی‌کنم یا چیزی نمی‌گم

که ممکنه منو مقصر نشون بده.

اگه شما دست داشتید...

نداشتم.

"نولان"، قسم می‌خورم من بهش شلیک نکردم.

پس چرا اون تفنگ لعنتی رو تحویل نمی‌دی؟

چون ندارمش.

منظورت چیه که نداریش؟

انداختمش تو رودخونه. ندارمش.

فقط خیلی عصبانی بودم.

نمی‌دونستم با اتفاقی که افتاده چطور کنار بیام.

تنها چیزی که اون لحظه به نظرم منطقی می‌رسید،

این بود که با اون عوضی روبرو بشم.

می‌خواستم ببینمش.

می‌خواستم بترسونمش.

پس اسلحه‌ام رو برداشتم و شروع کردم...

به سمت آپارتمانش راه افتادم، که دیوونگیه.

دیوونگیه. می‌دونم.

ولی بعد از چند بلوک فهمیدم که...

ایده بدیه، یه ایده وحشتناک.

پس به جاش رفتم قدم زدم.

سر از تفرجگاه درآوردم.

و تفنگ لعنتیم رو تو رودخونه "ایست ریور" انداختم.

چرا؟

چون می‌ترسیدم باهاش چه کار کنم.

پس کالیبر ۳۸ ما ته رودخونه "ایست ریور"ه،

و شما فکر می‌کنید این به نحوی نشون میده که اون بی‌گناهه؟

بله، همینطوره.

به عنوان یک آدم، امیدوارم درست بگی.

ولی به عنوان یه پلیس، من... من باور نمی‌کنم.

یعنی، از همون یه مکالمه‌ای که با شما داشت،

تقریباً به همه چیز اعتراف کرد،

به جز خود تیراندازی.

می‌فهمم.

یعنی، اعتراف کرد که آپارتمانش رو ترک کرده

با نیت روبرو شدن با مقتول.

اعتراف کرد که یک کالیبر ۳۸ همراهش داشته،

و اون اسلحه رو تو رودخونه انداخته.

می‌دونم مشکوک به نظر میاد، واقعاً می‌دونم.

ولی من "سم" رو شش ساله که می‌شناسم.

و اون حتی یک بار هم به من دروغ نگفته.

خیلی دلنشینه.

ولی معنی خاصی نمیده.

هی. همین الان با یه شاهد بالقوه صحبت کردم.

"نولان"، اشکالی نداره؟

لعنتی، پس اینطوریه، ها؟

چی شده؟

مردی که همین الان باهاش حرف زدم میگه که اون واقعاً...

با یه زن جوون که هودی تیره پوشیده بود، برخورد کرده،

درست بعد از تیراندازی، حدود یک بلوک دورتر از صحنه.

تونست ببیندش؟

گفت حدود ۳۰ تا ۳۵ ساله بود، مو قهوه‌ای و خوشگل.

باشه.

اوم... بیارش تو و ببین می‌تونه...

More Farsi Persian subtitles for Law & Order

Comentarios

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left