As primeras 200 linias.
نریتور: قبلاً در Third Watch
سالی: چی کار کرده؟ من که کاری نکردم!
تازهکار، یالا بجنب لعنتی! اگه نمیدونی، بپرس.
یه همکار داری. اه!
اسمش چیه؟ سانی. میدونی، مثل آفتاب.
معلومه اهل ورزشی.
اینجا داریم چی کار میکنیم؟
اجرای قانون. نه.
ما مشکلات رو حل میکنیم. یالا، یالا، یالا.
بلندش کن، بلندش کن.
دکتر: نه!
ایول! عاشق این کارم.
چرا اصلاً از هم جدا شدیم؟ تو با خواهرم خوابیدی.
تو پدرم نیستی. نه، نیستم، من همکارتم!
من زنگ نمیزنم به مادرت بگم تو مُردی!
نریتور: امشب در Third Watch: بوسکو: خشک شو! هیچکس تکون نخوره!
میخوای یه پلیس واقعی باشی؟ تا میتونی از سالیوان دور شو.
ما فقط خوششانسیم. واسه همین تو بیمارستان مرسی نیستیم که پنجاه تا لوله بهمون وصل کرده باشن.
مرد: اینجا یه کمک کنین!
هی، بچه. پیش من بمون، باشه؟
یکی بالا مُرده. برادرِ مقتول هیچوقت تیرانداز رو ندیده.
مرسی میگه احتمالاً کار اون امدادگر تمومه.
بقیه امدادگرا چیزی ندیدن، و این بچه تو کُماست.
نه، حالم خوبه. حالم خوبه.
تو هرگز تیرانداز رو ندیدی؟
وقتی ما اومدیم اون رفته بود. ولی تو دنبالش رفتی بالا
نه، من دویدم رفتم پشت بوم. فکر کردم دارم دنبالش میکنم. ولی اونجا نبود
حدس میزنم وقتی آهسته دویدی سمت پشت بوم، در رفت
به جای اینکه ساختمون رو ایمن کنن. سالی: هی، تانکردی!
اگه میخوای غر بزنی، به من غر بزن. من ارشدم. این گندکاری منه.
ولی اونوقت منم چند تا از سوتیهای خجالتآورِ دوران کاریت رو رو میکنم.
کسی این یارو رو دید؟ نه.
اما من یه حدسهایی دارم که کار کیه. تَنکِردی: یه حدسهایی؟
فکر من اینه: ما قاتلو میگیریم، تو هم برو یه برگ جریمه بنویس.
بریم.
جِیمی: لازم نبود اونجا باشه.
شما دو نفر دیگه به اندازه کافی سابقه دارین
لازم نبود برید تو اون محله گندیده
بهش التماس کردم که دیگه برای شهر کار نکنه
برو تو یه بیمارستان تو جزیره کار کن، یه جای امن
هی
خبری نشد؟
جیمی: هنوز تو عمله.
کافه تریا بستهست. ولی چند تا دستگاه پایین تو زیرزمین پیدا کردیم.
مرسی.
آمبولانستون پشته؟
چی؟ کاپیتان زنگ زد. گفت ماشینا رو لازم داره برگردن.
اوه، ام... هنوز تو اون ساختمونه. ما...
جری رو با ماشین لاندی آوردیم.
خودم میرم میارمش. ما حلش میکنیم.
این ماشین خودمونه... دکتر، خوبه. ما جمعش میکنیم.
گند زدم.
باید محیط رو امن میکردم.
تصمیم اشتباهی گرفتی. ازش درس بگیر.
تای: داریم میریم جایی؟
زن طبقه سوم گفت قربانی با این کلهخرابه که میشناسم،
مایکل دانیلز، رفت و آمد داشت.
داریم میریم خونش.
نباید به کارآگاهها بگیم؟ اونا انگار به حرفای تو گوش میدن؟
فرد سلام رسوند. بهت گیر داد؟
هنوز نه. فکر نکرد یه خبراییه
وقتی ساعت ۲ صبح بهش زنگ زدی؟
خدایا، باور کردنش سخته، مگه نه؟
اورژانسیا نباید وقتی تیراندازی میشه بدون ما برن تو
چی میگی؟ تقصیر اونا بود؟
باید صبر میکردن. وقتی از رو روال پیش نمیری، همین میشه
سالی بود؟ آره، معلومه
سالی: لعنتی!
باسکو: چیزی پیدا کردی؟ سالی: شاید
باسکو: میدونستم. فقط یه شایدِ
بریم. ببین، من و این بچه یه نگاهی میندازیم
اگه چیزی پیدا کردیم، زنگ میزنیم. آره، حتماً!
اون که اصلاً نمیدونه کجا میره. فیث: مگه این چیزا جلوشو میگیره؟
فشنگای اضافه رو کجا میذاری؟ تای: رو کمربندم
پشت؟ بیارش جلو. زودتر بهش میرسی
نکنه ۱۶ تا تیر اولش کافی نباشه؟ اینجا که نرماندی نیست
باسکو: یه اسلحه دیگه هم داری؟
تای: نه. باسکو: یکی بخر
من یه اسمیت ایرویت تو یه غلاف رو مچ پام دارم
ایرویت؟ سبک مثل سرت. باسکو: حسودیت میشه، سالیوان؟
از اون اسلحه های اضافیت؟ اگه بیفتی زمین، منفجر میشی.
خب، بعدش چی؟ شما زیپ هاتونو باز میکنید، من متر رو بیارم؟
واسه باسکو یه خطکش بچگونه بردار. (ولی واسه بقیه) یه متر کامل!
باسکو: وایسا! هیچکس تکون نخوره!
پلیس!
دختر: من نمیرم خونه!
نه!
باسکو: این کیه؟ مگه دنبال یه مرد نبودیم؟
دنیلز کجاست؟ دختر: کی؟
مایکل دنیلز. این آپارتمان اونه.
نمیدونم. یه آقایی گفت مشکلی نداره اگه من اینجا بمونم.
کیم: مطمئن نیستم به جویی چی بگم. حقیقتو.
چی، اینکه جری تیر خورده تو سینهاش؟
اون بچه سرسختیه. کیم: اون شش سالشه.
بابی: چی شده براش؟ چی؟
آخ نه، اون جولیه. خوبه. فقط چند تا کامیکازه بیشتر خورده.
کیم: یه دوست دیگه از توئه؟ به هیچ وجه، ما همینجوری پیداش کردیم.
حدس بزن کیه؟ سانی. مثل آفتاب.
فرنی نمیتونست بدون دستشویی رفتن برگرده جرسی، واسه همین من اینجا نگه داشتم.
اون مرده؟ نه. از بیتلاشی که نیست.
میشناسیش؟ باید جمعش کنیم.
چه جوری سر از سطل آشغال درآورد؟
خونه موادفروشها آخر کوچه است. یکی اوردوز میکنه، میندازنشون اینجا.
هر ماه چند مورد از اینا داریم.
میدونی، داشتم به پزشکی خوندن فکر میکردم.
اوه، جدی؟ از کی تا حالا؟
پس شماها آتشنشانین، نه؟
روی آرممون همینه. فشار خون ۱۰۰ روی ۷۰.
کدوم ایستگاه؟ ۵۵.
کجاست؟ کینگ و آرتور.
اسمت چیه؟
ایمی. ایمی برایانت.
ایمی برایانت، بابی کافی. خوشوقتم.
سلام.
هی، میخوای بریم چیزی بخوریم؟
نه، ممنون. یه وقت دیگه.
هی، سال؟
بله؟
فردا میبینمت.
باشه.
سلام.
اوه، متاسفم. نمیخواستم بیدارت کنم.
ساعت چنده؟ نزدیک ۵ صبحه.
چی تو این کیسه است؟
پودینگ باتر اسکاچ. گفتم ناهار بچهها رو آماده کنم.
چرا اینقدر دیر؟
کار.
چی شد؟ یه امدادگر تیر خورد.
کسى که میشناختى؟
حالت خوبه؟
تو فروشگاه A&P دنبال یه نفر برای شیفت شب انبارداری میگردن.
باز شروع شد.
چیه؟ فقط میگم... من که قرار نیست کارمو ول کنم.
کی ازت خواست؟
فقط هر وقت اتفاقی میافته تو یه کار دوم میخوای که من بتونم کارمو ول کنم.
من همچین کاری میکنم؟
ببین. هیچ کار انبارداری تو A&P سالى ۳۰ هزار دلار بهت نمیده.
خب، کمتر خرج میکنیم.
رو چی؟ غذا، گرما یا لباس؟
ببین، من الان نمیتونم سر این دعوا کنم.
کی داره دعوا میکنه؟ ما.
میشنوی دارم داد میزنم؟ اینطوری دعوا نمیکنن.
من چه جوری دعوا میکنم؟ تو به همه چیز با سؤال جواب میدی.
این دعوا کردنه؟
اشکالی نداره یه سؤال دیگه بپرسم؟
میشه منم برای ناهارم پودینگ داشته باشم؟
هی.
تو اینجا چیکار میکنی؟
تو بیمارستان، بین خانواده و اینا، معذب بودم.
آره. کارت با کارآگاهها تموم شد؟
زیاد چیزی ندیدم.
باید بری خونه.
خشکم زد.
وقتی تیراندازی شروع شد، من چسبیدم به دیوار و فقط...
خشکم زد. برای همین زیاد چیزی ندیدم.
تو اسلحه نداشتی.
هی.
آمادهای بریم؟ آره. فقط...
میخوای برسونمت؟
نه، خوبم. ممنون.
باشه.
آره.
سلام.
منتظر یه طعمه بیخبر و سادهلوحی که از اینجا رد بشه؟
خوبی؟ آره.
با این اوضاع.
آره.
خب، من... ماه پیش تولدت رو از دست دادم، واسه همین...
این چه کوفتیه؟
یه جلیقه ضد گلوله است. میدونم. چرا اینو برای من گرفتی؟
خب...
سایزش کوچیکه. اگه لازم داری، میتونم سایز بزرگتر بگیرم برات.
خیلی عوضی هستی.
برات صبحونه بخرم؟
بهتره برم بخوابم. میخوای بیام بالا؟
نه.
خب، من، امم...
فقط میخواستم مطمئن بشم که حالت خوبه.
اوه خدایا، لطفاً بذار خوب بشه.
خانم مانکوویچ.
ایشون عمل رو با موفقیت پشت سر گذاشتن.
شریان ریوی رو ترمیم کردیم، اما مجبور شدیم آئورت رو پیوند بزنیم.
اما خوب میشه، نه؟
حالشون به شدت وخیمه. خانواده درجه یک میتونن برن ملاقاتش.
دکتر، تو رو خدا.
گفت خانواده. تو خانوادهشی.
نه، تو برو.
ممنون که اینجایی.
اوه.
اولویت اول همه. امدادگرمون حالش به شدت وخیمه.
ضارب هنوز فراریه.
مایکل دنیلز، ۱۹ ساله، اسکیزوفرنی پارانوئید داره و داروهاشو قطع کرده.
مادرش میگه اون باور داره مامورای دولت دنبالشن تا گیرش بندازن.
حالا که دیگه حتماً هستن.
واحد PDU آپارتمانش رو تحت نظر گرفته.
تا اطلاع ثانوی نزدیک نشید.
اگه تو اون محدوده تماس گرفتین، با دسک تماس بگیرید.
ببینیم میتونیم یه واحد لباس شخصی بفرستیم.
اون بیرون حواستون جمع باشه.
دیویس، دو تا رو ثبت کن. من میرم ماشین رو بیارم.
No comments yet. Be the first to leave one.