As primeras 200 linias.
هیلدور اودگارد به قتل رسیده
کی اونو کشته ؟
نه ! ارلینگ !
بهت نشون میدم
دن اندرسون . کلانتر خوبیه
یا کلانتر بدیه ؟
می دونی چی فهمیدم ؟ جفتشم
آلوده شدی با لارو انگل
لارو ها ناقل
یک انگل میکروسکپیک به میزبان هستند
میزبان معمولا می میره
اما اگر نمیره ، می تونه بافت و اندام رو بازسازی کنه
حتی می تونه اجساد رو از آب های قطبی بیرون بکشه
بدون اینکه سرما رو حس کنه
من ... آدم نیستم ؟
البته که آدمی ولی ... فرق داری
منحصر به فرد
چرا به کسی نگفتی ؟, چون دوستش داشتی ؟
فریا ؟ فریا ؟
ناتالی ؟ می تونی ببینی ؟ اصلا می تونی چیزی بینی ؟
تاریک و روشن
همین . فعلا همین
اسکنتال بایوتک اسپانسر تحقیقاتت بود
یه شرکت داروسازیه
همه ی هارد درایو ها ...
- برگشتی - آره
فکر کنم
آخرین اخبار دنیای فیلم و سریال در تلگرام و اینستاگرام ما .:. @OfficialCinama .:.
«:: مــتـرجـم: ســعیــد ::» |^| Theo_S |^|
پاسپورت لری اومده
پروازها تایید شدند
اونجا رو می بندم و می تونم عصر اینجا رو ترک کنیم
وید می کشه . می تونم بوشو حس کنم
این عملا کاریه که لری می کنه
موارد رو ازش بگیر ، بوید
می خوام پاک بشه
لری ، همسرم یه سورپرایز برات داره
پاسپورتت رسیده, تو هم با میایی .
عالیه
آره ، قبلا تو قطب نبودم
خب ، من بیرون از کالیفرنیا نبودم ولی ...
باید مواد رو بیخیال بشی ، لری
- چی ؟ - سگ های فرودگاه حسش می کنن
گمرک بازرسی می کنه
می بینن که کارت شناسایی واقعیت با جعلیه مطابقت نمی کنه
اونی که باهاش پاسپورتو گرفتیم و بر می گردی زندان
ای بابا !
اوکی ، بوید
منظورت چیه ؟
همیشه فکر می کنم این کارا بچه بازیه
- چی ؟ - این تخته اطلاعات مربوط به قتل
و عکس ها و نخ ها
- مثل کاردستیه مهد کودکه . - طوفان بزرگ به اینجا رسیده
- توندرسنو . - توندرسنو چیه ؟
رعد و برق. توی یه طوفان برف
بد چیزیه
و اگر نه هفته کافی نبود , بازم بر می گردیم
برگشتن برای چی ؟
تا این لحظه هنوز نه
می دونی فرماندار مانک چطوری مرد ؟
پس بر می گردیم
خودشو از پنجره دفترش انداخت بیرون
من نکشتمش کلانتر اندرسون نکشتش
یکی از شهروندان با مشعل سوزان ...
و ... و ... و جادوگرا هم اونو نکشتن .
اون خودشو کشت
بالاخره
بر می گردیم به حقایق
یک مرد بد قواره 110 کیلویی
خودشو از یه پنجره شیشه ای پرت کرد بیرون
یه مرد 110 کیلویی که به خاطر موسکیمول عقلشو از دست داد
بسه ، اینگبورگ ، داریم دور خودمون می چرخیم
ولی کماکان اصرار داری رو این ... کثافت ...
درباره شهروندای انتقامجو
اونام به خاطر موسکیمول حواسشون سر جاش نبود ؟ فرضیه تو اینه ؟
"کارآگاه ، مایکلباست ."
بزار خیلی رفیق نشیم ، اریک
چون فردا میرم خونه
باور کن هیچ تمایلی هم ندارم
برای رفیق شدن با تو
میمون خر خون ، رو اعصاب
اینگرید ؟
- "میمون خر خون" ؟ - تو هم یه نخ می خوایی ؟
"شهروند انتقامجو ".
شهروند انتقامجو ، شهروند خشمگین. کلا یه داستان تخیلی لعنتیه
انتقام معنای انگیزه میده ، اریک
یه دفعه انگیزه ای هم برای مرگ مانک وجود داره
این حرف توئه
مشکلت چیه ، اولاف ؟
بیا جلوتر
هی !
- روز هاروی مبارک ! - مبارک..
- این دیگه چه کوفتیه ؟ - روز هاروی
- یه رسمه - تا حالا در موردش نشنیدم
یه رسمه جدیده
اون کله خرگوش مسخره رو در بیار
- خرگوش نیس ، پوکاس - درش بیار !
می خوای روز هاروی رو برای این بچه های کوچولو خراب کنی ؟
به هیچ بچه کوچیکی نزدیک نمیشی
حالا درش بیار !
مشکلت چیه ؟
همه شهر می دونن کی هستی , مارکوس هوسکلپ
دور بمون یا زنگ می زنم به پلیس
هیچکس از تو خوشش نمیاد !
نکبت لعنتی
اوق ...
کارآگاه مایکلباست مصممه که فرماندار مانک به قتل رسیده
کی اونو کشته ؟
شهروندای انتقامجو
کی این فکر رو تو سرش انداخته ؟
من
انتقام " تنها چیزیه که بهش فکر می کنم "
650 ساعت مصاحبه
و بین همه اون ها کتیل بلاکسوت , اکسل ، هانگ, لارس .
فهمیدم اونا مانک رو کشتند
چون مانک هیلدور رو کشته بود
دن ، اون مردا کاری کردن که من باید قبلا انجام می دادم
اونا هیلدور رو دوست داشتن
انتقامشو گرفتن
داری فکر می کنی ...
اگه واقعا هیلدور رو دوست داشتی ... خودت مانک رو می کشتی
همه ی مدتی که اینجا بودیم
هیچکس از کلمه " انتقام " استفاده نکرده بود
- درباره فرماندار مانک ؟ - درباره فرماندار مانک .
کی استفاده کرده ؟
اریک ، امروز
اون گفت " شهروندای کینه توز "
و وقتی اینو بهش گفتم نمی تونست به من نگاه کنه
دوتا هپی هاروی برگر
"هپی هاروی برگر" ؟ تو منو نیست .
اونا ویژه اند امروز تو فورتیچود ، روز هارویه
و شما اونا رو پیشنهاد میدین ؟
خیلی هم ویژه نیستن
اگر نتونم اونا رو پیشنهاد بدم
شرم آوره هاروی ، مگه نه ؟
هاروی نامرئیه ؟
آره
این یه اسلحه شکاریه
دن ، یکی داره تو خیابون اصلی به مردم شلیک می کنه
رو سقفه !
برید تو . سرتونو بدزدید
راهی به سقف پیدا کنید من میرم بیرون .
بندازش یا می کشمت
اریک !
هی ، لعنتی !
نه ! نه ! شلیک نکن !
اون پدرمه
چیکار می کنی ؟
اورکا توی اون آب زندگی می کنه
20 متر با جایی که خوابیدیم فاصله داره
می دونستم از اینجا خوشت میاد
من میرم گاراژو چک کنم
باشه
- اورکا چه کوفتیه ؟ - نهنگ قاتل
می دونی از چی خوشم میاد ؟
سینه قاتلا
این چیزیه که خوشم میاد
وقتی اورکا با والی که کشته جشن می گیره
همیشه اول زبونو می خورن
برو به بوید کمک کن ، میشه ؟
وقتی برگرده به شهر , می تونیم تنها باشیم .
بوید ، کجایی ؟
اونو می فهمم ولی این دیوانگی خالصه ...
- قهوه سیاه . - چی ؟
- قهوه نمی خوام . - چی ؟
بخور ، مایکل
نیم متر اون طرف ترش رو زد
- به اون شلیک نمی کرد . - از کجا می دونی ؟
اصلا نمی دونست اون کیه
به هر حال ، سعیش رو کرد
به عنوان بارزس ارشد
- این یه تلاش نبود . - اون به کلانتر اندرسون هم شلیک کرد .
اگر مایکل لنو بخواد به دن شلیک کنه ، دن مرده
اگه لنو اونقدر مست نبود همونطور هم میشد
می دونم فقط می خوای که من
اینو نادیده بگیرم ، ولی فکر نکنم بشه این کارو کرد
همتون خوشحالین که مرد مست شهر
راه بیفته و به بقیه شلیک کنه ؟
اون آدم مست شهر نیست !
همیشه خدا . شب و روز
پدرت تا سر حد مرگ می نوشه
میرم که از مایکل لنو اظهاریه بگیرم
اریک میگه بالاخره به این نتیجه رسیدید که فرماندار به قتل رسیده
چند وقتیه اینو می دونم
تو متن بازجویی ها چیزی ندیدم که اینو اثبات کنه
این چیزیه که همشون نمیگن این مهمه
- و اینکه اونا چی نمیگن. - و کی چی نمیگه ؟
همه
پس نتایج تو بر اساس
چیزیه که هیچکس نگفته
اونا دارن اتهام تلاش برای قتل رو در نظر میگیرن
- تو کت منو گرفتی . - سرما خوردی ؟
یه بطری توشه
نمی تونی اینجا بنوشی ، مایکل
بذار برم
چرا شلیک کردی ؟
می دونی اون کیه ؟
یه کسی . پلیس
می دونی چرا اون اینجاست ؟
- نه . - اینگرید اصلا بهت نگفته ؟
No comments yet. Be the first to leave one.