Fortitude

Fortitude

Download Farsi Persian Subtitle

Season 2

Release info

Fortitude S02E09 720p HDTV x264-TVC
Fortitude S02E09 HDTV x264-TVC
A Commentary by mardasss
WwW.DL-Moviez.Xyz مترجم : پوریا ذوالقدری کاری از تیم ترجمه دانلود موویز Email : [email protected] امیذوارم لذت ببرید

Tags

HDTV
hdtv
x264
720p
720
HD
Published on: 2017-05-08
Downloads: 18
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 192 lines.

... آنچه گذشت

مرده !‌مرده

مانک اون رو کشته ؟

کار مانک نیست کار کسیه که برای مانک کار میکنه

مشکل یولبرتونه ! اون میدونه

کاری که من گفتم رو انجام بده من خدمت اون میرسم

تو میتونی به من کمک کنی من قدرتت رو در درونم احساس کردم

هر تکه ایی از اون قدرت برای کاری که می خوام انجام بدم لازمه

شفا دادن تو هزینه ی زیادی داره

یا خدا این سره ؟

تو نباید میومدی اینجا

ولداک همونیه که مردم رو تیکه پاره کرده ؟

- چرا اون مامان رو برده ؟ - بزن بریم

من باید اون رو ببرم

کاری از تیم ترجمه دانلود موویز *:::* مترجم : پوریا ذوالقدری *:::* merdasss

میتوانید جهت رویت میزان پیشرفت ساخت زیرنویس ها به سایت مراجعه فرمایید . با تشکر

! آه

! آههه

شامان ، در زبان من یعنی ... راهنما

همینطور ... شفا دهنده

! آههه

و در این سفر بدن فیزیکی تو هیچگاه این مکان را ترک نخواهد کرد

... اما روح تو

بدنت را ترک خواهد کرد

آره ، ما قبلا هم این کار رو کردیم ، در سال 1942

یه آفت خیلی بدی بین دامداران گوزن های شمالی رواج پیدا کرد

مشابه همون چیزی که تو فورتدیوت اتفاق افتاد

شیطان به بین ما اومد

تو ... تو اون شیطانی ،بله

قدرت مقاومت در برابر درد ... خوب کردن زخم ها ، فتح و یا تاخت و تاز

یا احترام و محافظت.

من شکنجه گر تو نیستم من نجات دهنده ی تو ام

ما باید با هم به این سفر بریم ماسیمول ما رو میبره

آماده ایی ؟

!! مردانگی به کام اون ننت

آره . باشه

... من ... من میرم

که توئه کس کش رو بکشم

من فقط 12 سالم بود که اونها

من رو به مسیری بردن که زندگیم به این جا برسه ... به این لحظه

وقتی که پسر تبدیل به شامان میشه مشابه اولین شامان که همون مادر ما بود

تو فقط یک زنی رو میبینی که خیلی دانا و قدرتمنده

و همه ی شیاطین ازش میترسن و ... همه ی شامان ها عاشقشن ، اما

مراسم مذهبی اون ... اخته کردنه

... من

... من فرار کردم ، من

بعد از اینکه به النا شلیک کردم ، میدونستم که مریضم

دیوونگی به من چیره شده بود

اون چیز هایی که داخل من بودند ، لارو زنبور ، تخم ها اون انگل

تو گوشت و فضای بین خون و استخونم

من باهاش جنگیدم ، سفید کننده خوردم ، وودکا! ، من باهاش جنگیدم

من برنده شدم

تو ... تو فرار کردی

! فریا

... من هممون رو جمع کردم دور هم

قبل از ، توپیلاک

این کار برای جفتمون معنی داره ، شامان و کلانتر

شفا دهنده و شیطان

لازلو هیندمیف ، به خاطر وقایع وحشتناکی که تو آفریقا دید دیوونه شد

سری پر از دیوانگی

این معنیه که اون برای توپیلاک داره

مردی که برای حرص وطمع و انتقامش میدوه

این معنی که اون برای کلانتر داره

دنیای من و تو دچار همپوشانی شدند

دنیای ارواح و دنیای انسانی ، بیماری و بازیابی

جادو و علم

قربانی و قاتل

قلب توپیلاک قلب یک قاتله

توماک همونی که بیانکا رو کشته بود من هم قلب توماک رو از سینه اش کشیدم بیرون

یک بچه ی بیگناه ، استخون هایی که من از تو قبر برداشتم

ستون فقرات سگی که به من اعتماد کرده بود

... یک نهنگ قاتل ، تو اون جمجمه

دانش وحشتناک مرگ سیاه

این بزرگترین جادوئه ، مفهموم و ایمان

تو ... اعتقادات من و تو از بغل هم سر میخورند

تو چادر

مفهوم زندگی اونجاست

چادر . برو توش

اون جا جاییکه انتخاب تو زندگی میکنه

برو تو چادر

من ... من نمیفهمم منظورت چیه

تو اونجایی

لارس ... مال توئه

منظورت چیه ؟

دن ؟

نمیشنوم چی داری میگی ؟

نمیتونم صدات رو بشنوم

... خیلی دیره

فریا ، تو این کار رو کردی ؟

... تو من رو رها کردی ، من رو ترک کردی

به خاطر این ؟

!!!‌مامان

!‌فریا

!‌ فریا

تو من رو ول کردی ، امیدی وجود نداره

بیا،بیا

! آه

یک چیزی داره میسوزه

آره

! دن

باید بیاریمش پایین

دن

! دن

تموم شد ؟ ... بزن بریم

بجمب

اون ... افتاد. من ... من اون رو آوردم اینجا

- چی شد ؟ - نمیدونم

من ... من دکتر رو خبر میکنم

میشه کمکم کنید ؟ مادر ؟ صدام رو میشنوی ؟

خیلی خب

اونها فریا رو پیدا کردن

- اون کجاست ؟ - تو بیمارستان

!‌من میرم

ناتالی ؟ مشکل چیه ؟ حالت خوبه ؟

لعنتی ، تو چیکار کردی ؟

خب این ...این از شب شروع شده ... این ... مثل اینه که

احساس میکنم چشم هام می خوان بترکن

بزار نگاه کنم . بزار نگاه کنم

خیلی ورم کردن

میخوام مثل اون روسه چشم هام رو از تو حدقه در بیارم

خیلی خب .بجمب . بجمب ، میبرمت بیمارستان ، بجمب بلند شو

باشه

فریا؟ فریا ؟ فریا عشقم

... چه بلایی داره سرت میاد ؟ فریا فریا ، کدوم گوری بودی ؟

من ... پیداش کردم

کی رو ؟ کی رو پیدا کردی عسلم ؟ کی رو پیدا کردی ؟ یارو کیه ؟

اون من رو نجات داد

منظورت چیه که نجاتت داد فریا ؟

- تو باید آروم بگیری - من آرومم

بابا

چیه ؟

با توجه به شرایط فریا این جور زور زدن ها خطرناکه

آروم بگیر و آروم باش یکم بهش وقت بده . لطفا

بابا . اون مردی که اون رو آورد اینجا کی بوده؟

ولداک

ما پیداش میکنیم و جلوش رو میگیریم

آره چجوری ؟ همونجوری که قاتل هیلدور رو گرفتی ؟

فقط تو و پترا موندین اریک که رفته آول و دن هم

دن هم توسط یک دیوونه شکنجه شده

پترا نمیتونه ماشین رو پیدا کنه

- چی ماشینی ؟ - ماشین هیلدور ، گم شده

ناپدید شده ، غیبش زده ، ماشینش تو فورتدیوت نیست

همون جایی که هیلدور رفته همون جاییکه ماشین رو ول کرده

بجمب دختر !‌من نمیتونم همینجا بشینم و هیچ کاری نکنم

کی این کار رو با تو کرده ؟

شامان . همون برقکار جوون ولداک کیموو

توماک و هندمیف رو به قتل رسونده لعنتی تو گودال به سیخم کشیده بود

تازه درام میزد و میرقصید

ما باید ببریمت به بیمارستان

تو بخیه و مسکن می خوای یا خدا دن ، باید خیلی درد داشته باشی

نه. درد خوبه پترا

من الان به خواب احتیاج دارم

یک مدتی از بدن من دور باش

هنوز تموم نشده

اون چی داره میگه اصلا ؟

فکر کنم ما باید آماده بشیم

اون خرسی که مایکل لنوکس رو کشته

اون گوزن مرده ایی که من و ناتالی پیدا کردیم ... اون سرباز روس

همشون چشم هاشون یک جور بود

- ... و اتفاقی هم که سر من اومد - نمیدونم چی بگم

لطفا ، اون تو عذابه ، من هیچ تخصصی تو این زمینه ندارم

... لطفا تو باید به من کمک کنی ، من

اون گفت هیچوقت همچین دردی تو عمرش نداشته

- اون اینجا اوعضاش بهتره - آره. آره

تو این تاسیسات میتونیم شرایطش رو پایدار کنیم و با هم دیگه میتونیم

هر آزمایشی که لازم باشه رو سریعتر از آدیمپه انجام بدیم

- من یاید اون رو بیارم اینجا - اگه این به نظرت بهترین کاره ، وینسنت

باشه

میشه لطفا وقتی که من دارم به سوالاتت در مورد اون جواب میدم

تو دفترش سرک نکشی ؟

شرمنده ام ، رالفی

به هیلدور گفته بودی کجا مانک رو پیدا کنه ؟

درسته ، اون تو یک سوراخ باز شده تو جاده بود

منتظر کیم هاپرستاد بود

- اون سوراخ کجاست ؟ - همون کارخونه ی سیمان

حالا میشه لطفا نامه ی تسلیت هیلدور رو بنویسی

البته اگه برای همین کار اومدی اینجا ؟

بعدا واردش میکنم

اون رو نیم ساعت پیش آوردنش

تو بازداشتگاه پلیس بیهوش افتاده

هر کسی که اونرو برده بوده با میخ کوبونده رو دست هاش

و یک جور مخدر هم بهش داده ، خدا رو شکر

دکتر خاطری ، بهتر دعا کنی که اون هیچکدوم از این قضایا رو یادش نیاد

این که اون النا رو اینجا دیده یا اینکه النا فرار کرده و اون رو تو بیرون دیده

هر جایی که اون سوراخه باشه

همون جا اون هیلدور رو کشته

به قتل رسوندتش

ماشینه کجاست ؟

چیزی اینجا نیست

میتونم ببینم که چیزی اینجا نیست

هیلدور حقیقت مانک رو دیده بود

اون هیلدور رو اخراج کرده بود، اریک رو کلانتر کرده بود

More Farsi Persian subtitles for Fortitude

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left