As primeras 200 linias.
این یه آهنگه واسه همه
برای اونایی که دلشون شکسته
این یه آهنگه واسه همه
واسه اونایی که حال بلند شدن از تخت رو ندارن
قراره اجرای خوبی بشه
هر کاری میکنم
تا شاد باشم
جیمی؟
رفتن به اسپانیا مزخرف محضه
آسمونِ آبی صدام میزنه
اما میدونم که سخته
الکس؟
الکس
هی! الکس
اوه، خدای من
من کار رو گرفتم
توی لسآنجلس
آسمونِ آبی صدام میزنه
اما میدونم که سخته
اول از همه، ما هیچوقت از این جور حرفها نمیزنیم
دوم اینکه اسپانیا هم قرار نیست
چرتوپرت باشه
قراره یه ماجراجویی باشه
و یه تجربهی یادگیری
میفهمی چی میگم پسرم؟
میدونی، بخشش همون عشقه
مگه من چیکار کردم؟ حالا دیگه داره از بابات نقلقول میآره
باورنکردنیه
اوه
بیخیال. کوتاه بیا
اه. چه چندشه. آخ
آره. پشیمونی؟
فکر کنم. فقط میخواستم دوباره واسه بابکتس بازی کنی
میدونم رفیق. بذار یه چیزی بهت بگم
میدونی وقتی روز بدی دارم چیکار میکنم؟
چیکار؟
میرم کافه. بزن بریم
عالیه
بازه
هی. سلام
سعی کردم بهت زنگ بزنم. رفت روی پیغامگیر
آره، یه جورایی گوشیم رو پرت کردم تو استخر
رفتم دفترت
فکر کردم شاید دستیارت بتونه یه جوری کمکت کنه
طوری نیست. نه، اصلاً هم طوری نیست
خیلی افتضاحه
خیلی افتضاحه؟
جدی؟ نمیدونم
یه جورایی گند زده شده به همه چی
به هر حال، اون خواست بهت بگم که
انگار حالِ یکی خیلی بده و قضیه جدیه
مامانِ جو ترنر
چی؟
خب، من سر در نمیآرم
دوباره بگو چی شده
مامانِ جو ترنر مریضه
خب، واسه مامانِ جو ترنر که خوب نیست
ولی منظورت چیه؟ منظورش اینه که موفق شدی
یعنی، خب، هنوز نه، ولی امیدی هست
عالیه. واسه چی؟
خب، جو ترنر سنترِ تیم ساکرامنتو کینگز هست
و اهل یه شهر کوچیک نزدیک رالیه
گرفتم. ولی هنوز نمیفهمم چه ربطی داره
باشه، فقط سوار شو. میفهمی. عالیه. کجا میریم؟
به یه شهر کوچیک حومهی رالی
و اینکه واسه من یه بلکبری جدید بخریم
هی، راستی بابت این ممنون
خواهش میکنم
اصلاً نمیفهمم چه خبره
گرابز. چطوری مرد؟
میخوام پسرم رو بهت معرفی کنم
یعنی، هماتاقیِ قدیمیِ دوران کالجم، جیمی
چند سالته جیمی؟
بیست و چهار، درسته جیم؟
آره. بیست و سه سالم بود ولی تولدم شد
آهان. و اونوقت این تولدت کی بود؟
ژوئن. شاید. بعضی وقتها عوض میشه
واسه من که قانعکنندهست. به "تریک" خوش اومدی
جیمی، گرابز یه استعدادی داره که میتونه حدس بزنه
هر کسی چی دوست داره بنوشه
چی میگی گرابز؟ ویسکی
واسه هماتاقیت
و واسه تو... آبجو
از اون بدون الکلها
تگریِ تگری
با دو تا گیلاس
معرکهست. دقیقاً همینه که میخواستم
به سلامتی
بله قربان. دوشنبه میتونم اونجا باشم
خیلی ممنونم
باشه. خداحافظ
ازم خواستن از دوشنبه شروع کنم
میدونم. شنیدم
خب، هر چی که هست
فکر میکنم کارت عالی میشه
عشقت رو بهم هدیه بده
امشب
میدونی که دوستت دارم. منم دوستت دارم
فقط مسئله اینه که
هیچوقت ازم نخواستی باهات بیام
و این یه جورایی دلم رو شکوند
پس یعنی با من میاومدی؟
چون عزیزم اگه میخوای بیای
با من بیا لسآنجلس
میای؟ نه
صبر کن، ولی الان گفتی که... نه، میدونم
نمیتونم بیام
ولی همین که ازم خواستی قشنگ بود
عشقت رو بهم هدیه بده
امشب
سلام
سلام
باورم نمیشه که اومدم بهشت
باورم نمیشه که جهنم رو بهم نشون دادی
تو خونهت پیدات کردم
بهم زنگ زدی
اومدی
معلومه که اومدم
این همون جملهی معروفه
شانس آوردی، میدونی؟
ممکن بود بمیری
و این اصلاً چیز خاص یا رمانتیکی نیست
فقط برای همیشه میرفتی
گفتی
هیچکس منو نمیخواد
خب، اشتباه میکردم
داشتم میاومدم همین رو بهت بگم
چون
بودجهی فیلم رو جور کردیم
پس باید حالت خوب بشه
چون ما با هیچکسِ دیگهای این فیلم رو نمیسازیم
اشکالی نداره. استراحت کن
من همینجام
نمیدونم گرابز
مثل این میمونه که یه روز
توی مدرسهای
و دنیات رو میفهمی
دوستات، کلاسها، زنگ تفریح
روز بعد... اسپانیا
شرط میبندم توی اسپانیا حتی زنگ تفریح هم ندارن
سیستا. اونا خواب نیمروزی دارن
هیلی وسایل تورش رو جمع کرده؟
ما هنوز درگیر قضیهی اسپانیا هستیم
اون چیه؟ شامپاین
من سفارش ندادم. میدونم
فقط، یه جورایی استعدادمه
من شامپاین نمیخورم
درسته. منظورم شراب سفید بود
یا خدا، نه
دو پیمانه ویسکی، خالص
بفرما نوش جان
پس داری میری اسپانیا، هه؟
آره دیگه. شرط میبندم خیلی بد بگذره
اوه، فکر نکنم اینطور باشه
با اون همه کارِ اجباریِ کودکان
اوه، و این حقیقت که اونا
بچهها رو به عنوان یه غذای لذیذ میخورن
اون یه شوخی بود
اسپانیا جای فوقالعادهایه. خودت میبینی
من، اوم
نمیدونستم کدوم نوعش رو میخوای
واسه همین... میتونی
فقط، نمیدونستم
پس چیش انقدر خوبه؟
گفتی اسپانیا جای فوقالعادهایه
خب، چیش انقدر خوبه؟
هوم
لا توماتینا
سلام، جو
کلی اِوانز هستم. از ایجنتهای آیاسسی
گلها به دستمون رسید. ممنون
خب، راستش من دیگه توی آیاسسی نیستم
اخراجم کردن
بدشانسی آوردی
آره. انگار واسه همه داره پیش میآد
مامانت چطوره؟
سرطان داره
متأسفم
میگن کمتر از یه سال زنده میمونه
نمیدونم باید چیکار کنم
اون مامانمه مرد. تنها کسیه که دارم
تا حالا کسی رو که بهت نزدیک باشه از دست دادی؟
آره
چطور باهاش کنار میآی مرد؟ چیکار میکنی؟
خاطرات خوب رو یادت میآره
و روزهایی که با هم داشتین
جو، اگه بتونی فصل بعد
نزدیکتر به خونهت بازی کنی، کمکی بهت میکنه؟
من یه لباس از بروک دزدیدم
یه لباس گرونقیمت
بین این همه آدم، از کسی دزدیدی که
بروک کسی بود که بهت اعتماد کرد و بیشتر از همه کمکت کرد
باید باهاش حرف بزنی
و بهش چی بگم؟
حقیقت رو
یادم میآد به اون آینه نگاه میکردم
و بهت میگفتم که چقدر خاص هستی
چطور نمیتونی این رو ببینی؟
ماروین
وقتی به اون آینه نگاه میکنم
No comments yet. Be the first to leave one.