As primeras 189 linias.
آنچه در «وان تری هیل» گذشت
من کاملاً لخت شدم، و اون پسره حتی پلک هم نزد
ببخشید. مگه چیکار کردم؟
کاری که نکردی
این بود که بهم نگفتی اون زنیکه
جلوی تو لخت شده
آهان، اون. برو رو کاناپه بخواب. اخراجی
دیشب با اون پسره رفتی خونهش؟
آره
نیثن نمیخواد ما با هم بگردیم
و من... خب، باید به خواستهش احترام بذارم
دوست داری امشب رو اینجا بمونی؟
«مثل قدیما.» این دیگه به تو بستگی داره، مگه نه؟
بهم گفته بودن فقط چند روز زنده میمونم
این مال ۱۴ ماه پیش بود
یه پیشنهادی برات دارم
نیثن پسرته. این کار میتونه نابودش کنه
اون داره این کار رو میکنه چون میخواد نیثن رو از صحنه محو کنه
و هر چی نیثن بیشتر غرق بشه
پول بیشتری باید بهت بده تا از این مخمصه بکشیش بیرون
باشه
من هستم
خیلی هیجانزدهان
و این دفعه حتی لازم نشد بهشون پول بدم
برنامه بزرگی میشه
دن، تو با نیثن تماس گرفتی و اون روت قطع کرد
در هر صورت اون هیچوقت قرار نبود ببخشتت
گاهی اوقات حقیقت تنها چیزیه که برامون باقی مونده
«اسکیلز» قراره امروز جیمی رو ببره پیش خودش
فقط برای اینکه، خب، از تلویزیون دور بمونه
میدونی اولین خاطرهای که یادمه چیه؟
اینکه رو پای پدرم نشسته بودم و یه توپ بسکتبال دستم بود
اون کل زندگیش رو گذاشت تا منو بفرسته NBA
حالا خودش میخواد همهچیز رو ازم بگیره
به چی زل زدی، وروجک؟
حالت چطوره؟
اِم، بهم نگفته بودی این برنامه زندهست
اوه، اینجوری بهتره
بیننده بیشتر، رتبه بالاتر
بعد از امروز، همه قصهت رو میفهمن
استرس دارم. نباش
فقط حرف دلت رو بزن و لبخند زدن رو هم فراموش نکن
خوب پیش میره
آقای اسکات؟ بله
بین تو و نیثن چی شده؟
من عموش رو کشتم
و یه سری کارهای دیگه
اونجا میبینمت
این دیگه باید آخریش باشه
واقعاً بابت همهچیز متأسفم
اشکالی نداره. نه، اصلاً هم اوکی نیست
تو در مورد همهچیز فوقالعاده بودی و واقعاً
ببخشید. من باهاش حرف میزنم
اینا مال من نیستن
عالی شد
میای برنامه رو ببینی؟
نه، باید همینجا نگاهش کنم
به نیت گفتم بعدش باهاش تماس میگیرم
باشه
میبینمت
مراقب باش رانندگی میکنی. ممنون
هی، کلی؟
امیدوارم همهچیز خوب پیش بره
تو و نیثن هر دو آدمای فوقالعادهای هستید
و لیاقتتون بیشتر از ایناست
تو هم همینطور، کوئین
«بعداً میبینمت.» فعلاً
خب بیا لیست رو مرور کنیم
اون دختر بلونده هست که تو تبلیغ شامپو بدن بود
میدونی که اون واسه خودش اسم داره
اسمش کایلیه
البته که هست
اون بازیگری هم هست که میتونه
تا ۲۰ دقیقه دیگه بیاد تو تختت
بکنش ۳۰ دقیقه
«و این یکی هم هست.»
خواهرزنِ نیثن
برای آبجو خوردن یه کم زود نیست، هوم؟
میدونی چی دلم میخواد؟
شربت انگور
تمومش کن
اشکالی نداره اگه ازش خوشت میاد
نه، اشکال داره. «چرا؟»
چون اون زنِ یه نفر دیگهست
خب که چی؟ منم زنِ تو بودم
آره
اما تو ترکم کردی
اوضاع عوض میشه، کلی
اون زیباست
و تو هم ازش خوشت میاد
اون تو نیستی
ببین، من باید تماشا کنم که چطور ممکنه تو این برنامه تلویزیونی کذایی
آینده کاری من و نیثن به باد بره
اگه میخوای، میتونی بری
نه عزیزم، احمق نشو
من جایی نمیرم
اوه، سلام
ممنون. هوم، اینا چیه؟
دیوید یه سری از وسیلههام رو آورد
تو پارکینگ؟
نه دقیقاً
ببین «هیلز»، فکر کردم برنامه رو از تو اتاقم ببینم
میدونی، برای اینکه تو و نیثن راحت باشید
اما اگه بهم احتیاج داشتی، من هستم
میدونم «کوئینی»، ممنون
باشه
نیثن
هی، اِم، الان دیگه شروع میشه
زندگی خوبی بوده، نه؟
آره
زندگی فوقالعادهای بوده
میدونی، وقتی این برنامه تموم بشه
بازم زندگی فوقالعاده خواهد بود
چون من عاشقتم و پسرت هم دوستت داره
و هیچ اتفاقی که تو یک ساعت آینده بیفته
نمیتونه این حقیقت رو عوض کنه
خدایا، واقعاً لازم داشتم اینو از زبونت بشنوم
خوبه
منم واقعاً لازم داشتم که بگم
«مهمان امشب من تو چند هفته اخیر حسابی بدنام شده.»
«در طول چند هفته گذشته.»
«اسمش رنی ریچاردسونه.»
«و تقریباً چهار ماهه که بارداره.»
«و ادعا میکنه که این بازیکن NBA...»
«پدر بچه به دنیا نیومدهشه.»
«و از قضا اون بازیکن، پسر منه.»
«میگن حقیقت بهترین دفاع در برابر تهمته.»
«خب، حقیقت چیه؟»
«آیا اون داره دروغ میگه؟»
«یا اینکه من دوباره دارم پدربزرگ میشم؟»
«بعد از یه وقفه کوتاه، باهاش آشنا میشیم و قصهش رو میشنویم.»
هیچ چیزی رو باور نکن، فقط به این خاطر که یه آدم دانا گفته
یا توی کتاب خوندی یا منشأ الهی داره
یا صرفاً چون مادرت بهت گفته
اینها باعث نمیشه که حقیقت داشته باشه
فقط چیزی رو باور کن که خودت بتونی امتحانش کنی
و به درست بودنش حکم بدی
خانمها و آقایان، لطفاً به مهمان من خوشآمد بگید
رنی ریچاردسون
«بسیار خب، شروع کردیم.»
«سلام رنی.» «ممنون که منو دعوت کردید.»
خوشگله
قیافهش داد میزنه که حسابی دیوونهست، ولی... خوشگله
امشب قراره در مورد خیلی چیزها حرف بزنیم
ولی فقط برای شروع، میتونی بهمون بگی
یکم در مورد اون شبی که ادعای رابطه داری بگی؟
اولین باری که با نیثن ملاقات کردی
اِم، ما توی خیلی از مهمونیها و کلابهای مشترک بودیم
اما واقعاً به هم معرفی نشده بودیم
و اون، تقریباً مال چهار ماه پیش بود، درسته؟
اِم، درسته
یادمه، چون شبِ بازی ممفیس بود
و نیثن اون شب بیشترین امتیاز فصلش رو گرفت
امتیاز، ۱۱ پاس گل و ۶ تا ریباند؟ ۳۵
امشب ترکوندی
بزن به افتخارِ سالِ قراردادت
و اینکه کار من رو حسابی راحت کردی
سلامتی
ببخشید؟ معذرت میخوام
نمیخوام مزاحمتون بشم، ولی میشه یه عکس بگیریم؟
حتماً. فقط یه لحظه بهمون وقت بدید
پسر، همراه داشتنِ تو خیلی بهتر از داشتنِ یه تولهسگه
ولی جدی میگم
بهت افتخار میکنم و دوستت دارم
و تو کاملاً لایقِ این موفقیتی
اوه، آره، خودشه
خیلی خب، بریم که بگیریم
نیثن اسکات، دخترا. دخترا، نیثن اسکات
سلام. نیثن. از دیدنتون خوشبختم
چطوری؟
خوبم. خوبم
هوم. یه نفر اینجا بوی خیلی خوبی میده
این بادی اسپلشِ ریناستورمه
خب، بیاین یه عکس جذاب بگیریم
و تا دو میشمارم. یک، دو
اون شب حسابی مست بودیم
طولانیترین سفر بازیهای خارج از خونه بود و
تنها بودی
من همیشه تنهام
تا دو میشمارم
ووو
خیلی ارتفاعش زیاده
ممنون. این حرفت الان واقعاً کمکم کرد
ببخشید، من... اصلاً از ارتفاع خوشم نمیاد
آره. میدونی، من اهل مسابقاتِ آبجوخوریام
به نظرم اینها سنتهای قشنگ دوران دانشگاهن
اِم، لخت دویدن توی محوطه دانشگاه هم یکی دیگه از اونهاست
خب، اون کار رو میتونم بکنم
واقعاً؟
No comments yet. Be the first to leave one.