Gold Rush

Gold Rush

Descargar subtítols en Farsi Persian

Temporada 16

Información d'a versión

Gold Rush S16E08 1080p WEB h264-FREQUENCY
Un comentario de warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 16 قسمت 8 Gold Rush 2010 زیرنویس فارسی سریال

Etiquetas

webdl
Publicau o: 2026-01-03
Descargas: 16
Ta personas con problemas auditivos: No

Anvista previa d'os subtitulos en Farsi Persian

As primeras 200 linias.

تونی بیتس رو دور افتاده

تازه دو ماه از فصل گذشته

ولی همین حالا ۸ میلیون دلار طلا به جیب زده

در حالی که تونی تو ایندین ریور داره از کارگراش حسابی کار می‌کشه

مسئولیت اون یکی منطقه‌اش رو سپرده به پسرش مایک

توی پارادایس هیل

هفته پیش، مایک بالاخره یه دستگاه رو راه انداخت

و شست‌وشوی باطله‌های قدیمی رو با دستگاه شورِ «هارالد» شروع کرد

هارالد دیگه راه افتاده و داره کار می‌کنه

خیلی خوبه که بالاخره داریم طلاشویی می‌کنیم

حالا دیگه واقعاً دارم یه پولی درمیارم، به جای اینکه فقط

خرجش کنم

پدرم خوشحال می‌شه که دارم یه پولی درمیارم

مایک مأمور شده که لایه‌برداری «سوپر پیت» رو هم انجام بده

تا خوراک ترومل رو تأمین کنه، اما کار خیلی کند پیش می‌ره

اونم بعد از اینکه تونی کارگراش رو ازش قاپید

دوست دارم بیشتر کار کنم ولی آدم ندارم

مشکل هم همینه

پدرم فقط می‌گیره، هیچ‌چی پس نمی‌ده

تهش شده یه جاده یک‌طرفه

حالا مایک با تیمِ نصفه‌ونیمه‌اش توی سوپر پیت

باید آدم‌های جدید استخدام کنه

تا بتونه هارالد رو سرِ پا نگه داره

با وجود اینکه بابام آدم‌هام رو

ازم گرفته، من این کار رو تموم می‌کنم

این دوتا دختر جدید رو آوردم. ببینم چیکار می‌کنن

یکی‌شون می‌گه یکم تجربه داره

با ماشین‌آلات کشاورزی، اون یکی هم

نمی‌دونم تجربه داره یا نه

ولی همیشه می‌تونم بهشون یاد بدم

بچه کجایی؟

نیوبرانزویک، ولی حدود چهار سال پیش رفتم آلبرتا

خب، اصالتاً کجایی هستی؟

من اصالتاً اهل بریتیش کلمبیا هستم

یکم تو کارای ساختمونی بودم، مثلاً لوله‌کشی جاده و اینا

راه‌سازی رو شروع کردم

امروز رو چطور می‌بینی؟

باید خودمون تنهایی یه دستگاه رو راه بندازیم

اولین بارمونه که با تجهیزات کار می‌کنیم

راستش، حسابی استرس دارم

تا حالا واقعاً پشت بیل‌مکانیکی ننشستم

بار اولته که با دستگاه کار می‌کنی یا...؟

نه، من تو مزرعه بزرگ شدم، پس مشکلی نیست

قبلاً با لودر کار کردم ولی نه شبیه به

چیزی که قراره اینجا باهاش کار کنیم

ولی هیجان دارم

من همین‌جا پارک می‌کنم

بفرما. بپر بالا

شلنگ رو می‌دم دستت

قبل از اینکه مأموریت کار با دستگاه رو به سی‌نا و کندرا بسپاره

پایِ دستگاهِ شستشو، مایک داره یه سری کارهای پایه رو براشون توضیح می‌ده

می‌تونی تهِ تانکر رو ببینی؟

آره. عالیه

حالا یادت باشه، بذار جریان پیدا کنه، نذار قطع بشه

خب، اون شیرِت بسته‌ست. بازش کن

عالیه. حالا نازل رو بگیر دستت

از جا در رفت. نگهدارنده نداره؟

نه. باید داشته باشه

تا حالا اصلاً با این‌جور چیزا کار نکردی، نه؟

نه. آره، همین‌جوری

خب، حالا می‌رم پمپ رو روشن کنم

احتمالاً الان فقط بدشانسی آورده، چون من هنوز

چیزی نخوردم، واسه همین یه جورایی از گشنگی اعصابم خورده

گرسنه‌عصبی

امروز صبح صبحانه سفارش دادم

و وقتی نگاش کردم، دیدم این بی‌اشتهاترین چیزیه که

تو کلِ عمرم دیدم

سفارشِ تخم‌مرغ هم‌زده با پنیر داده بودم، ولی برام املت آوردن

که روش پنیر ریخته بودن

یه‌کم بکشش بیرون و بازش کن

تا فشارِ توی شیلنگ تخلیه بشه

نه

دفعه بعد، وقتی بلندش می‌کنی مطمئن شو که نازل

توی تانکر باشه و بعد فشار رو خالی کنی

این‌جوری سوخت همه‌جا نمی‌پاشه

بعدش مایک، کـِندرا رو می‌فرسته تا سطح روغن رو چک کنه

توی پمپِ آب

فکر کنم از پسش بربیام

آخه توی «آلبرتا» کارِ لوله‌کشی و انتقالِ آب انجام دادم

واسه همین یه‌چیزایی از پمپ‌ها سرم می‌شه

روغنِ موتورِ پمپ یه‌کم کم بود، واسه همین می‌خوام

یه‌کم روغن بریزم توش

دلم می‌خواست وقتِ بیشتری برای آموزش دیدن داشتن

چون هر دوشون خیلی بیشتر از اون چیزی که

من می‌پسندم، استرس دارن

هنوز دارم با خودم کلنجار می‌رم که واقعاً بذارم امروز

شستشو رو شروع کنن یا نه

خیلی سنگینه

ای بابا، چرا این سبک‌تر نمی‌شه؟

مایک، صدام رو داری مایک؟

بگوشم، بگو

پمپ رو راه انداختم، روغنش هم پره

باشه، فقط باید چکش کنم. خوبه... ردیفه

از اون طرف

دستمال کاغذی داری؟

بود

همین‌جا بود

عجب، این لعنتی بیش از حدِ مجاز پر شده

آره دیگه

ربکا، صدام رو داری ربکا؟

می‌تونی به اسحاق زنگ بزنی و ازش بخوای بیاره؟

یه دونه یا دو تا سطلِ دردار؟

چون باید یه مقدار روغن موتور تخلیه کنه

از توی یه پمپ واسه من

ردیفه، تو راهه

خوب شد که همین الان متوجهش شدم

واسه همینه که دوباره چک می‌کنم

واسه همینه که اول یه ذره می‌ریزی

بعد چکت رو می‌کنی

چون راحت ممکنه از اینا رو بیش از حد پر کنی

اگه فشارش خیلی بره بالا، عملاً ممکنه

سرسیلندر و میل‌لنگ رو بفرستی هوا

ترجیح می‌دم یه موتور ۱۰۰ هزار دلاری رو به باد ندم، خب؟

پیش می‌آد دیگه

تو عملاً توی موقعیتی قرار گرفتی

که تا حالا تجربه‌ش نکردی و اون‌قدری هم نزدیک نیستی

که بتونم مدام بالا سرت باشم

واسه همین فکر کنم بهتره بذارمتون پشتِ دامپتراک

اسحاق قراره یه مقدار از روغن رو بکشه بیرون

اگه ولش می‌کردم و دوباره چک نمی‌کردم

و به وسواسم اعتماد نمی‌کردم، ممکن بود برام

یه موتور آب بخوره. تقصیر اون نیست

وقتی بلد نیستی، خب بلد نیستی دیگه

نمی‌تونم بابتش سرزنشت کنم

به نظرم اگه یکی دو روز دیگه بهشون وقت بدیم

برای آموزش، تا قشنگ دستشون بیاد

و بیشتر بهش عادت کنن، اونوقت حله

اون موقع دیگه ردیف می‌شن

جلوی فاجعه‌ی پمپ گرفته شد

مایک یه سری به کندرا و سیه‌نا می‌زنه

که حالا توی «سوپر پیت» مشغول کار با دامپتراک هستن

دو تا دامپتراک دارن وارد محل حفاری می‌شن

اونا کندرا و سیه‌نا هستن؟ آره

آره، اون‌قدر به هم نزدیک نشید

چون این یعنی دنبال دردسر و تصادف گشتن

اون یکی که داره سرعت می‌گیره رو نگه دار

وایسا

گفتم وایسا، ولی هنوز داری می‌ری

همین الان نگه دار! از کامیونت بیا پایین

اسمت برای توبیخ رد می‌شه

تو! دارم به تو اشاره می‌کنم

نمی‌دونم کی تو اون کامیونه

بیا پایین. باید با من بیای

یالله، حرکت کن

سوار کامیون شو

دفعه بعد وقتی می‌گم «وایسا»، یعنی باید وایسی

خطرناکه

هیچ‌وقت اون‌قدر به پشت سرش نزدیک نشو

اگه اون ترمز کنه و تو زود متوجه نشی

در ضمن، وقتی پشت بی‌سیم صدات می‌زنم، باید جواب بدی

حالا بگو ببینم، وقتی داشتم پشت بی‌سیم سرت داد می‌زدم صدام رو می‌شنیدی؟

یله؟

خب، بعدش که کانال رو عوض کردی صدام رو شنیدی؟

باز بعد اون هم تکون خوردی؟

باشه، پس این دفعه رو به یه تذکر شفاهی بسنده می‌کنم

و برات گزارش رد نمی‌کنم

حواست باشه بی‌سیمت همیشه رو اون کانال باشه

ردیفه

نمی‌دونستم یه قانونی هست که می‌گه باید چقدر

از کامیون‌ها فاصله داشته باشیم

اوم، یه جورایی... خیلی

ترسیده بودم. راستش هول شده بودم

چون دلم نمی‌خواد برگردم خونه

می‌خوام همین‌جا بمونم. از اینجا، از «پارادایس» خوشم میاد

من می‌گم سعی می‌کنم رئیس خوبی باشم، نمی‌گم رئیس خوبی هستم

کارمندام باید بگن من رئیس خوبی هستم یا نه، نه خودم

به نظرم مایک حق داشت عصبانی بشه

اون... خب... آخه ما... انگار

من و اون هر دو هنوز تازه‌کاریم، ولی خب باید یاد بگیریم

مایک یه روز از کار شست‌وشو رو از دست داد تا سعی کنه

به سی‌ینا و کندرا کار با دستگاه شست‌وشو رو یاد بده

سی‌ینا و کندرا کار رو درست انجام نمی‌دن

اونا هنوز تو این کار تازه‌کارن

اونا هنوز با خیلی از این چیزا آشنا نیستن، که خب عیبی هم نداره

تقصیر اونا نیست

من وقت ندارم اونجا بشینم و بپامشون

ربکا، صدام رو داری؟

مجبورم برم سراغ یکی دیگه

حالا مایک دنبال اپراتورهای باتجربه می‌گرده

کسایی که بتونن خودشون تنهایی دستگاه رو بچرخونن

من نیرو لازم دارم. - نیرو لازم داری؟

خب، چند تا رزومه چاپ کردم. - عالیه

هی، مادر. - بله، چه خبر؟

می‌خوای لیست کسایی که ممکنه استخدام کنیم رو ببینی؟

باشه. چی می‌خواید استخدام کنید؟

به چی نیاز دارید؟

به یه اپراتور بیل‌مکانیکی نیاز دارم، اگه دقیق‌تر بگم

کسی که بتونه چند تا کار رو با هم انجام بده

راننده کامیون معدن چطور؟

من می‌تونم هر ننه قمری رو

تبدیل به راننده کامیون معدن کنم

خب، اونم جای سوال داره

چون نتونستی من رو راننده کنی. - آره

خب، اینجا چند نفر رو داریم که می‌خوایم رزومه‌هاشون رو بررسی کنیم

می‌خوای باهاشون مصاحبه بذاری؟

آره

می‌ذارمشون پشت دستگاه، بعد می‌بینی که

چی کاره‌ان. - آره

درسته؟ - آره

در اسرع وقت. - آره، می‌دونم

More Farsi Persian subtitles for Gold Rush

Comentarios

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left