أول 200 سطر.
تـي وـي وُرلـد » با افـتـخـار تـقـديـم مـي کـنـد »
تــرجــمــه از مــحــمــد و رضــــــا Sub Master & Achillies
.فقط يه مصاحبه ست
اگه يه لغت رو تصادفي به زبون بيارم چي؟
لغت تصادفي؟
.خوب، اونجا فشار روي منه، ميدوني که
.امکان داره يه لغت بد يه دفعه از دهنم دربياد بيرون
مثل چي؟
!نوک سينه
چرا بايد تو يه مصاحبه بگي نوک سينه؟
.چون همين الان فکرش رو انداختم تو ذهنم
...حالا تو ذهنم يه چراغ چشمک زن هست که ميگه
!نوک سينه، نوک سينه، نوک سينه
خيلي خوب، چرا نوک سينه؟ !چرا نميگي ران؟
.اوه، عالي شد
!خيلي ممنون
!حالا ران هم رفت تو ذهنم
چطور ميتوني به کسي که يه مصاحبه پيش رو داره بگي ران؟
.متاسفم - !چرا يه دفعه نميگي کُس؟ -
!کس
.عصر بخير بچه ها
مشکلش چيه؟
.اعضاي بدن زن ها تو ذهنش چند برابر ميشن
عاليه
.خيلي خوب، نکته شماره يک .اين يکي خيلي مهمه
!تصور کن که اعضاي مصاحبه کننده لختن
لخت؟
.باعث ميشه ديگه خيلي مهم نباشن
.اين يه تکنيک شناخته شده ست
پس اعضاي مصاحبه کننده هم ممکنه اين تکنيک رو بلد باشن؟
.خوب، آره
.پس ممکنه تلافي کنن
تلافي کنن؟
.ممکنه اونا هم من رو لخت تصور کنن
پس تو فکر ميکني اعضاي مصاحبه کننده تو رو لخت تصور ميکنن؟
.جف"، تو خيلي پارانوييد هستي"
...من ميخوام اونجا بشينم و متقاعدشون کنم که
...يه انتخاب مناسب براي حسابدار ارشد هستم
!و يه دفعه ميشم يه مرد لخت که داره ميگه کُس
.فقط بشين رو صندلي و حرف بزن
.اين که سخت نيست
...سخت نيـ !سخت نيست؟
.من بايد نگران لغات تصادفي باشم
.و به لطف "پاتريک" تصور لخت بودن هم دارم
.تازه، حلقه نيشخند هم هست
چي؟
حلقه نيشخند ديگه چيه؟
!نه
!نپرس
...اگه ميخواي بدوني که حلقه نيشخند چيه
.بايد جزئي از اون باشي تا بفهمي
.خوب، فکر کنم ما بتونيم بفهميم
.نه، هنوز آماده نيستيد
.اساسا، شبيه يه حلقه بازگشتيه
.تو يه جاي ساکت هستيد
.مردم هم اطرافتون هستن
...تو يه مراسم جدي مثل
.يه عروسي هستيد
.نه، يه دقيقه سکوت براي کسي که مُرده
.درسته - .فهميدم -
.خيلي خوب، يه دقيقه سکوت ثانيه به ثانيه ميگذره
.حلقه نيشخند شروع ميشه
...يه دفعه، بدون هيچ دليلي
.اين فکر مياد تو ذهنتون
بدترين کارِ ممکن که ميشه تو يه !دقيقه سکوت انجام داد، خنديدنه
و به محض اين که اين فکر به .ذهنتون مياد، تقريبا ميخنديد
.يه عکس العمل غير ارادي
.ولي نميخنديد، خودتون رو کنترل ميکنيد
.حالتون خوب ميشه
ولي بعدش فکر ميکنيد که چقدر ...وحشتناک بود اگه
...وسط يه دقيقه سکوت
.بلند مي خنديديد
...و درنتيجه، دوباره خنده تون مياد
.ولي اين دفعه، خنده تون بزرگتره
و بعد فکر ميکنيد که چقدر وحشتناک .بود اگه بلندتر مي خنديديد
...و دوباره تقريبا ميخنديد
...ولي اين دفعه خنده تون بزرگتره
!يه خنده عظيم
.اگه اين خنده حرومزاده رو ولش کنيد، بدبخت ميشيد
...و ناگهان، شما وسط يه
.اتاق کاملا ساکت هستيد
و شانه هاتون يه جوري بالا و پايين ميره !که انگار داريد خيابون رو دريل ميکنيد
و چه فکري درباره اين موقعيت داريد؟
!اوه، يا عيسي مسيح !شما فکر ميکنيد خيلي خنده داره
ببخشيد، چي کار ميکنيد؟
!اين يه حلقه نيشخنده
.اين که حلقه نيست !اين يه توده ست
ولي نميتونم بهش بگم توده نيشخند، ميتونم؟
.اينجوري خيلي مسخره به نظر مياد
دقيقا
"استيو"
"جين"
!عمه "مارگارت"ـم مُرده
!خيلي خوب
.خوب، يه چيزي بگو
!لعنتي
!لعنتي؟
!اون تازه مرده
به نظرت اين حرفت خيلي بي ادبانه نيست؟
ميتونم بيام تو؟ - الان؟ -
!البته که الان
.ولي ممکنه "سوزان" هر لحظه زنگ بزنه
خوب که چي؟
.خوب، اگه تو اينجا باشي، مشکل پيش مياد
!اوه، محض رضاي خدا
.ميتونه بياد دم در .ميتونه فکس بزنه
!محض خاطر عيسي مسيح .عمه من تازه مُرده
.عمه اي که عملا من رو بزرگ کرد
.جين"، خواهش ميکنم، تو نبايد اينجا باشي"
.سکته قلبي کرد
!امروز بعد از ظهر يه دفعه افتاد و مرد
.هنوز نميتونم باور کنم
چرا نميري خونه تا شايد اونجا باورت بشه؟
.نميخوام زودتر از موعد بهت آرامش بدم
.اينطوري کارم بيهوده ميشه
.ببين "جين"، من نميتونم بهت آرامش بدم
.من با "سوزان" رابطه دارم
.سوزان" هم عمه خودش رو داره"
!من بايد نگران عمه "سوزان" باشم
چرا؟ چه اتفاقي براش افتاده؟
.هيچي، خيلي هم سالمه
...متاسفم، ببخشيد. ميفهمم که الان نبايد
.عمه سالم "سوزان" رو به رخت بکشم
.عمه من هم سالم بود .عمه من خيلي سالم بود
چرا فکر ميکني عمه من سالم نبوده؟
!چون خودت گفتي امروز بعد از ظهر افتاد مُرد
تو که نميتوني سلامت يه نفر !رو با يه روز تشخيص بدي
..."ببين، عمه "سوزان
!"عمه "سوزان"! عمه "سوزان
!اين روزها همه ـش درباره اون حرف ميزني
!گوش کن
ميخوام بگم که، با اين که عمه ...سوزان" رو خيلي دوست دارم"
...به مراسم ختمش نميرم
.مگه اين که در طول رابطه ـم با "سوزان" بميره
خوب، دوست دارم بدونم وقتي !عمه "سوزان" اينو بفهمه چي ميشه
.خوب، من نميتونم بهش بگم
!اونوقت به طرز عجيبي بهش فشار مياد
پس نميخواي با من به مراسم ختم عمه ـم بياي؟
!اگر هم بيام، ازش لذت نميبرم
.ببين، من نميخوام دوباره دوست دخترت بشم
.فقط نميخوام تنهايي به مراسم ختم برم
."متاسفم "جين
اگه زنده بود ازت ميخواست .بياي به مراسم ختمش
.ما چهار سال و نيم با هم بوديم
.تو براي چهار سال و نيم قسمتي از زندگيش بودي
خوب، پس تقصير من نيست که از !اين فرصت براي مردن استفاده نکرد
!فرصت براي مردن؟
حالا ديگه من برات يه جور جوکَم؟
.البته که تو برام جوک نيستي
.جين"، صبر کن"
"جين"
تو درباره من چي فکر ميکني "جف"؟
!من که نميخوام تلاش کنم تا با عمه مُرده ـم بخوابي
.به راحتي ميشه از اين حرف برداشت اشتباه کرد
عصر بخير
.آره، عصر بخير
.گفتم نميتونم برم
چرا؟
.فکر کردم تو خوشت نياد .جين" دوست دختر سابق منه"
که چي؟ .شما دوست هم هستيد
.بايد باهاش بري
.باورم نميشه که اينقدر بي احساس باشي
.ميخواستم بهت وفادار باشم
.ببين، بهش زنگ بزن .همين الان
.بهش بگو حماقت کردي
لباسم کجاست؟
آشپزخونه
درسته
پس تو مشکلي نداري اگه با "جين" برم؟
.استيو"، فقط يه مراسم ختمه"
.اونا ميخوان يه زن پير رو بسوزونن
.فکر نکنم چيز ديگه اي پيش بياد
دامنم کجاست؟
.پشت تلويزيون - .اوه، راست ميگي -
سلام؟
.جين"، سلام" .استيو" هستم"
"استيو"
...ببين، داشتم با "سوزان" يه بحث طولاني درباره
.وفادار بودن به عمه هاي مرده ميکردم
...و خوب، خلاصه بگم
.حماقت از اون بود
...چطوري سوزان حماقت کرده وقتي
!حتي تو مکالمه ما شرکت نداشته؟
.خوب، دقيقا زن ها هستن ديگه، ها؟
...به هر حال، ببين، مهم اينه که
.البته که ميتونم باهات بيام به مراسم ختم
.اين کمترين کاريِ که ميتونم بکنم
."اوه، "استيو
.خيلي ممنون
.خواهش ميکنم
.گوش کن، يه خواهش دارم .و خيلي متاسفم که ميپرسم
فقط اين که، خوب، خانواده من .تو رو خيلي دوست دارن
.و نميدونن که ما از هم جدا شديم
مجبوريم که تو مراسم ختم بهشون بگيم؟
.جلوي همه خيلي بد ميشه
...خوب
.مجبور نيستيم وانمود کنيم با هم رابطه داريم
فقط بهشون نميگيم که از هم جدا شديم، باشه؟
.خواهش ميکنم
.باشه، مشکلي نميبينم
No comments yet. Be the first to leave one.