Hacks

Hacks

تنزيل الترجمة Farsi Persian

الموسم 4

معلومات الإصدار

Hacks S04E02 WEBRip Fa
تعليق من MeysaM-UnicorN
مترجم: میثم موسویان

الوسوم

webdl
نشرت في: 2025-04-13
تنزيلات: 71
ضعاف السمع: No

معاينة ترجمة Farsi Persian

أول 200 سطر.

‫بیاین، بچه‌ها. بیاین.

‫بیاین. بیاین.

‫هیس.

‫چیزی نیست. چیزی نیست.

‫بیاین.

‫واقعاً یه شوخیه.

‫صبح بخیر!

‫چرت و پرته!

‫قهوه رو دوست نداری؟

‫نه، داشتم به

‫مرگ روزنامه‌نگاری چاپی اشاره می‌کردم.

‫تا وقتی درباره قهوه نباشه خوبه.

‫اشتراک مجله نیویورک تایمز منو لغو کن.

‫می‌خوای چه‌کار کنی، «پست»‌ رو بخونی؟

‫بخش هنر و فرهنگشون

‫حتی سطحی هم به حساب نمیاد.

‫و علاوه بر اون من به بازی کلماتش نیاز دارم.

‫«ترجمه از میـثم موسویـان»

‫صبح بخیر.

‫- هی، می‌تونم یه چیزی ازت بپرسم؟ ‫- آره.

‫خب من قراره اینو پست کنم.

‫وای.

‫- این عکست فوق‌العاده‌ست. ‫- ممنون.

‫برای کپشن، کدوم رو بیشتر دوست داری،

‫«زندگی به سبک لاویدا لوکا»

‫یا «ای وای، اونا گذاشتن یه زنیکه‌ی احمق ‫بره رو جلد مجله‌ی تایمز»؟

‫نمی‌دونم.

‫شاید بهتره صادق باشی.

‫برات چه معنایی داره؟

‫ رؤیایی که به حقیقت پیوست.

‫پس همینو بگو.

‫- باشه، ممنون. ‫- خواهش می‌کنم.

‫- روز خوبی داشته باشی. ‫- تو هم همین‌طور.

‫ولی بذارمش وسط،‌ آره؟

‫- آره، حتما. ‫- حالت گرید داشته باشه.

‫- اوه، آره. ‫- آره.

‫حله.

‫- صلح و عشق. ‫- سلام، دایانا؟

‫سلام.

‫منو می‌شناسی؟

‫آره، تو رمال دبورا هستی، درسته؟

‫- آره. ‫- من ایوام.

‫من نویسنده دبورام. ‫تو سدونا همدیگه رو دیدیم.

‫هاله‌ی آبی.

‫- اوه، خدای من. ‫- خودمم.

‫تو پاک‌ترین هاله‌ای رو ‫داشتی که تا حالا دیدم.

‫لطف داری. چی بگم.

‫- حس می‌کنم که... ‫- دیگه نداریش.

‫- دارم... دارم. ‫- نه، نه، نه.

‫نه، الان یه چیز خیلی گندیده رو حس می‌کنم.

‫پس...

‫دبورا تو رو از راه دور آورده اینجا

‫تا اتاق نویسندگان رو پاکسازی کنی؟

‫نه، من توی برنامه کار می‌کنم.

‫اون منو به‌عنوان تهیه‌کننده ‫مشاور استخدام کرد.

‫واقعا؟

‫فقط باید این انرژی وحشتناکی ‫که اینجا هست رو پاک کنم.

‫کلی مرد غمگین طلاق‌گرفته ‫رو این صندلی‌ها نشستن.

‫- آره، آره. ‫- اوه، صبر کن.

‫یه چیزی حس می‌کنم.

‫صبر کن.

‫عبارت «کلاه روی کلاه» ‫برات معنی داره؟

‫جالبه.

‫اوف.

‫تو رمالتو به‌عنوان تهیه‌کننده استخدام کردی؟

‫- آره. ‫- این مسخره‌ست.

‫رمال‌ها خیلی مهم‌ هستن.

‫اونا قرن‌هاست به رئیس‌جمهورا

‫و امپراتورا مشاوره می‌دن.

‫رونالد ریگان نمی‌تونست ‫بدون اونا حتی غذا انتخاب کنه.

‫علاوه بر این، تو حق نظری در مورد اینکه کی ‫رو به‌عنوان تهیه‌کننده استخدام کنم نداری.

‫خب، من در مورد اینکه کدوم نویسنده‌ها ‫رو استخدام کنیم حق نظر دارم.

‫کل آخر هفته رو بیدار موندم ‫و درخواست‌ها رو بررسی کردم.

‫اینا ۱۲ تا از قوی‌ترینا بودن.

‫بی‌ادب!

‫من قبلاً انتخابامو کردم...

‫نورم کلاین، برایان پایل،

‫لیندا فارادی، و مریل مارکو.

‫همه‌شون نویسنده‌های ‫باتجربه برنامه‌های آخر شبن.

‫می‌دونی که حدود ۸۰۰ نفر ‫درخواست دادن، درسته؟

‫ما باید به صداهای جدید ‫یه شانس عادلانه بدیم.

‫نمی‌خوایم آدمای بیکار رو استخدام کنیم.

‫ما به نویسنده‌هایی نیاز داریم ‫که واقعاً تجربه داشته باشن

‫چون نویسنده‌ی ارشدمون از تهیه‌کننده مشترک

‫به ‌باج‌گیر اجرایی تغییر پیدا کرد.

‫- خدای من. ‫- می‌دونی، اگه قرار باشه

‫کل روز رو با این آدما بگذرونم، ‫باید احساس اطمینان داشته باشم.

‫صبر کن، داری برنامه‌ریزی می‌کنی ‫که تو اتاق نویسندگان باشی؟

‫توی برنامه خودم؟

‫البته. چی انتظار داشتی؟

‫معمولا این کارو نمی‌کنن.

‫معمولاً نویسنده‌ی ارشد اتاق رو می‌گردونه،

‫و بعد میزبان فقط جوک‌ها رو تأیید می‌کنه.

‫دارم سعی می‌کنم زندگیتو راحت‌تر کنم.

‫اوه، خب، پس خودتو بکش.

‫این اصلاً خنده‌دار نیست.

‫تو خط خودت بمون،

‫که فکر کنم خط رانندگی

‫تو دل تاکوئه. ‫

‫تلاش خوبی بود. ‫من فست فود جک این د باکس رو ترجیح میدم.

‫می‌دونی چیه، دبورا؟ ‫من فقط دارم کارمو انجام می‌دم، باشه؟

‫دارم سعی می‌کنم نویسنده‌هایی استخدام کنم

‫که دنیایی که واقعاً توش ‫زندگی می‌کنیم رو منعکس کنن.

‫خب، اگه دوست داری ‫استعفا بدی، فکر کنم می‌تونستم

‫با چند تا کیوپاکس تازه‌کار ریسک کنم.

‫کیوپاکس؟

‫اصلا می‌دونی این یعنی چی؟

‫فرد دگرباش رنگین‌پوست، زنیکه.

‫اینو از کجا یاد گرفتی؟

‫پشت صحنه جوایز گلد.

‫برو پی کارت.

‫خیلی خب، بچه‌ها، دارین حرصم رو درمیارین.

‫همه با اسم و گونه‌تون وارد بشین، باشه؟

‫انسان‌های زیادی با اسم‌های سگ‌مانند

‫و سگ‌هایی با اسم‌های انسانی داریم.

‫به من کمک کنین تا بهتون کمک کنم.

‫آزوالد. آزوالد کیه؟

‫- بذار اینو ساده کنیم. ‫- اوه، خدای من.

‫- نه. ‫- سلام.

‫اینجا چه خبره؟

‫اوه، دارم با مشتری‌های ‫بالقوه جدید ملاقات می‌کنم.

‫سلام. چی؟

‫بهت گفتم برنامه تجاریم چیه. ‫هر دومون به چیزی برای خودمون نیاز داریم.

‫تو بازار زن‌هایی که رده‌ی سنی خاصی دارن

‫و نویسنده‌های لزبین رو قبضه کردی.

‫من قراره بازار حیوانات ‫و بچه‌ها رو قبضه کنم.

‫من ملکه‌ی ریزه‌ها هستم!

‫می‌خوای تلفن رو جواب بدی؟

‫- اوه، شیفر و لوسک. ‫- لوسک و شیفر.

‫هنوز داریم سر اسم بحث می‌کنیم.

‫اینو به مردم نگو.

‫شانس آوردی، قطع کردن.

‫داری کارمو سخت می‌کنی.

‫فکر نکنم بتونم با این قضیه کنار بیام.

‫ظرفیتم تکمیله.

‫سلام دختر روی جلد مجله. ‫چطوری؟

‫می‌دونی هیچ‌کس تلفن ‫دفترت رو جواب نمی‌ده؟

‫آره، می‌دونم.

‫ یه کم کمبود پرسنل داریم.

‫ببخشید بابت این.

‫دبورا نمی‌ذاره من کارمو انجام بدم،

‫و کلی اسم رو من می‌ذاره.

‫فکر کنم اصطلاحات عامیانه توهین‌آمیز ‫برای موقرمزها رو گوگل کرده

‫وای خدا. باشه.

‫راستی، کیلا برام خونه پیدا نکرد؟

‫دارم کلی پول اتاق هتلی رو میدم

‫که حتی دمپایی هم نداره.

‫دمپایی نداره؟

‫این جرمه.

‫می‌تونی یه لحظه صبر کنی، ایوا؟

‫سلام، دختر روی جلد مجله.

‫- خوندیش؟ ‫- مقاله‌ی تایمز؟

‫آره، فکر کردم واقعاً خوب بوده.

‫خیلی خوشگل به نظر میای.

‫«با دنیلز ۲۷ ساله در گروهش،

‫مطالب ونس تکامل پیدا کرد،

‫دوباره صادقانه، خام، و سیاسی شد.»

‫فکر می‌کنی این عالیه؟

‫اون خائن مو قرمز داره اعتبار ‫کل کارهامو مال خودش می‌کنه.

‫اوه، خب، من... ‫من این برداشتو نداشتم.

‫ایوا منو صادق نکرد. ‫من همیشه صادق بودم.

‫من تنها کسی بودم که

‫درباره خط موی باربارا ‫بوش صریح حرف زدم

‫وقتی جورج هنوز رئیس‌جمهور بود.

‫و این شجاعت تو رو می‌رسونه.

‫می‌تونی یه لحظه صبر کنی، دبورا؟

‫- الو؟ ‫- ببخشید.

‫دبورا بخاطر مقاله ناراحته.

‫بهتره تو یکی دو روز آینده

‫- باهاش مهربون باشی. ‫- مقاله؟

‫وای خدا. اون خیلی حسوده.

‫نه، من باهاش راه نمیام.

‫درسته، می‌فهمم...

‫و برام قابل احترامه. ‫می‌تونی یه لحظه صبر کنی؟

‫زود برمی‌گردم. سلام، دبورا.

‫ببخشید، فکر کنم ارتباطمون قطع شد.

‫باید یه تصحیح صادر کنیم.

‫یه «تصحیح»؟ توی نیویورک تایمز؟

‫می‌دونی چیه؟ می‌تونم سعی کنم.

‫توی پناهگاه سگ‌ها هستی؟

‫باشه، می‌دونی چیه؟ بذار روش فکر کنم.

‫یه لحظه صبر کن، دبورا.

‫خیلی خب. معلومه که اون خل شده.

‫- می‌دونم. ‫- معلومه.

‫- الو؟ ‫- دبورا؟

‫خوبه.

‫همه‌مون با همیم.

‫برنامه‌م این بود، وضعیت «تله والدین».

‫ببینید، مهمه که با هم ارتباط برقرار کنیم.

‫داری پشت سرم با مدیرم ‫غیبت منو می‌کنی، ایوا؟

‫اون مدیر منم هست، ‫و فکر می‌کنه تو دیوونه‌ای.

‫نه! نه، این‌طور نیست.

‫- نه، این‌طور فکر نمی‌کنم. دبورا... ‫- این‌طور فکر می‌کنه.

‫نخیر... این‌طور فکر نمی‌کنم.

‫داشتم می‌گفتم کیلا خله.

‫- وای خدا، دیگه حرفی ندارم. ‫- نه، نه، نه، نه، نه.

‫- مادرشو... ‫- من دیوونه نیستم، دمدمیم!

‫نه، کیلا!

‫منظورم اون نبود!

‫بخاطر تلفن‌ها بود.

More Farsi Persian subtitles for Hacks

التعليقات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left